ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
،شصتو خوردهای سن داره ،درازکش توی پیادهرو پیداش کردن
،ظاهراً قفسۀسینهاش درد میکنه ،شاید دندههاش شکسته
.احتمال حملۀ قلبی هم هست - زمین خوردی؟ -
.خیلی گیج و سردرگمه، هیچی حرف نمیزنه
کولی؟
.نه، من دکتر شاون مورفیام
میشه کمکم کنی، کولی؟
.بایدم بکنم... کارم همینه
.سوت تنفسی داره. نبضش رو چک میکنم
.نبض رادیال نرماله
ولی نبض پاش .خیلی ضعیفتره
.آئورت توراسیکِ نزولیاش دچار آنوریسم شده
!دکتر ملندز رو بهاتاق عمل پیج کنین
یهو توی محوطۀ چمن دانشگاه بههوش اومدیم
،و دیدم همهجام خونیه
.و یه اسکیتبُرد هم کنارم بود
.ولی... من که اسکیتبرد سواری نمیکنم
.مشخصه دیگه
مشروب خورده بودی، ایدِن؟
یا چیزی کِشیده بودی؟
.نه هیچکدومش
بابا دانشجوهایی هم هستن که .از اینکارها پرهیز میکنن
...خیلی شانس آوردی
،اگه یهسانت اونطرفتر آسیب دیده بود
.از خونریزی مُرده بودی
.دیوارۀ آئورتش داره پاره میشه
نمیشه که انتظار داشت آئورت یه پیرزن 60 ساله .که احتمالاً بیخانمانه صحیح و سالم باشه
.نخ رو عوض کن و با نخ شمارۀ 0-5 بخیه بزن
.عالی نیست، ولی بهتره
.ببینیم دوام میاره یا نه
.کلمپِ پزوگزیمال رو بردار
.سوراخ و نشتیای نداره
.بیاین ترمیم رو تموم کنیم
.کارلی باهام بههم زد
.متأسفم، شاون
چی شد؟
فکر میکردم رابطهی شما دوتا .داره عالی پیش میره
همینطور بود. ولی بعدش گمونم .دیگه اینطور نبود
.کراس کلمپ میکنم
حتماً خیلی ناراحتی، نه؟
.نه. من خوبم
همهمون همچین روزایی رو .پشتسر گذاشتیم
و، بهم اعتماد کن، وقتی قبولدار میشی .که داری درد میکشی، خیلی کمکت میکنه
.چیزی نیست که بخوام قبولدار بشم
.خوندماغ شده
.آنوریسم شریان کاروتیدش پاره شده
.سریعاً پروتامین سولفات تزریق کنین
.فشارخون 68 روی 44
روی هردو شریان کاروتید گردن .فشار وارد میکنم
.هوا وارد میکنم
.فشارخون 41 روی 28
.هنوزم خونریزی داخلی داره
خیلیخب، 4 واحد گلبول قرمز متراکم و .ترانکزامیک اسید بهش تزریق کنین
.700 میلیگرم «ترانکزامیک اسید» تزریق میکنم
.بخش دیستال پرفیوژنی نداره
.باید به شریانهای کاروتیدش کلمپ بزنیم .تیغ شمارهی 10
!ساکشن کنین، کلمپ بدین، یالا دیگه
.هیچی نمیبینم
،خونریزی خیلی شدیده .داره میریزه روی زمین
.زمان مرگ، 10:22 صبح
مترجم: آریـا «Ariya»
...جین اونموقع
.نباید اونجوری میمُرد
.شریانهای کاروتیدش ترکیدن اشتباه کارم کجاست؟
.بعضیاز بیمارها میمیرن، دکتر مورفی
اینم یهمسئلهی دیگهست .که باید قبولدارش بشیم
حالا بیمار بعدیتون توی .بخش اورژانس منتظرتونه
حالت چطوره، ایدِن؟
...عالیه
.باوجود کارایی که واسم کردین
.جراحیت خوب پیشرفت
،هی، من زندهام، بخاطر دارو نشئهام
.و دارم با دوتا دکتر جذاب حرف میزنم
گمونم وقتی ماریجوانا رو با مهارتهای اسکیتبُردم .ترکیب کردم باید انتظار همچینچیزایی رو هم میداشتم
.تو که گفتی مخدری مصرف نکردی
.و اسکیتبورد سواری هم بلد نیستی
من کِی همچین حرفی زدم؟
.وقتی توی بخش اورژانس دیدیمت
.من که تا حالا شما رو بهعمرم ندیدم
.باور کنین، وگرنه یادم میاومد
میخوام واسۀ جسد جین .یه کالبدشکافی ترتیب بدم
...قبلاً که راجعبهش حرف زدیم
هیچ مورد مشکوکی راجعبه مرگ اون .وجود نداره
اوه، داشتم از رئیس بخش جراحی این .درخواست رو میکردم
،منم از پروندۀ اون بیمار بااطلاعم .و با دکتر ملندز موافقم
.من اجازۀ کالبدشکافی نمیدم
...دیوارهی عروقی جین
.از دست دادن یهبیمار سخته
تقریباً بهسختی از دست .دادن دوستدخترت میمونه
من خوبم، و نمیدونم چرا .هیشکی حرفم رو باور نمیکنه
اینکه خوبم مشکلی داره؟
.نه وقتی که یه اتفاق بد افتاده
.باید احساس ناراحتی بکنیم
،اگه شما با کالبدشکافی جین موافقت نکنین
میرم و از خانوادهاش .برای اینکار رضایت میگیرم
.موفق باشی
.طبق پروندهاش، هویت جین نامشخصه در آمریکا و برخی کشورها] [افراد بیهویت و ناشناس را "جین دو" مینامند
دارین میگین یهجور فراموشی بهم دست داده؟
که ممکنه بخاطر آسیب بهسر .یا مصرف مواد باشه
میتونم با اطمینان کامل بهتون بگم .که مخدری مصرف نمیکنم
...من عین یه راهب زندگی میکنم
.خواب، کلاس، مطالعه، دوباره از اول
.همین
.ولی دقیقاً برعکس اینا رو هم بهمون گفتی
باید خانوادۀ جین رو پیدا کنم
تا بتونم برای انجام کالبدشکافی .ازشون رضایت بگیرم
،دکتر لیم برام آرزوی موفقیت کرد
.ولی جین نه کارت شناسایی داره، نه کیفی و نه موبایلی
.هیچی راجعبهش نمیدونیم
.این باید برای تو جالب باشه
.تو قبلاً یه کاراگاه پلیس بودی
،و الان یه دکترم
،و تو هم همینطور .و هردومون الان یه بیمار جدید داریم
.یه بیمار کسلکننده
.اون سنگ کیسۀصفرا داره
پس، تو و ملندز هنوز یواشکی باهم میتابین؟
.کلاغها خبر آوردن که دوباره استاد خوبی شده
ظاهراً، شکایتی که کردم .هیچی رو عوض نکرد
تو؟
.پارک گفت کارِ اون بوده
.پارک بهت دروغ گفته
.چون میخواسته حواست رو بهکارت جمع کنی
،انگیزهاش خوب بوده .ولی راجعبهش بد قضاوت کردی
و جنابعالی خوشت نمیاد که ملندز دوباره استاد خوبی شده؟
.خوشم نمیاد که از تو خوشش میاد
،خوشم نمیاد، چون وقتی از تو خوشش بیاد
.شاون، پارک و من میشیم رزیدنتهای درجه دو
،واسه آدم بدبین و منفیبافی مثل تو
.رفتارت بهطرز وحشتناکی بچگانه بود
.بذار بگم چیکار کردی
چون بهخیال خودت فکر کردی تحقیر شدی .برداشتی همهچی رو نابود کردی
،باعث شدی ملندز به خودش .نظرات و تصمیاتش شک کنه
باعث شدی از دست خودت، پارک، شاون و من .دلخور بشه
دوست دارم اینطور فکر کنم که .عوض کردن شرایط فعلی کار راحتیه
ولی مگه خودت نگفتی .رفتارم بچگانهست
.من توی این قضیه طرف دکتر براونام
.شرمنده
.کارمون خلاف سیاستهای بیمارستان بود
.فکر میکردیم خوابی
آخه نگاه کردن به نوار مغز .که خیلی حال نمیده
.نه وقتی عین ماله تو نرمال باشن
.بجز این موجهای دلتا
.طبق اونا، تو هنوز باید خواب باشی
امیدوارم که نخوای جایی از جسدش .رو بُرش بزنی
،جین قبلاً بهروش السیاس .جایگزینی مفصل زانو انجام داده
.که یعنی ماله حداقل 30 سال پیشه
بعلاوه، تعداد پوسیدگیها، روکشها و .ایمپلنتهای دندونهاش هم خیلی زیاده
اینا سرنخاند، مگهنه؟
.فکر نکنم قضیه بخاطر از دست دادن بیمارت باشه
.بهنظرم داری حواس خودت رو پرت میکنی
نمیخوای بیخیال جین بشی
.چون بیخیال کارلی هم نمیخوای بشی
چیه؟
.تو الان دیگه یهدکتری
.برات جالب نیست
.یه مرغ مگسخوار
حق با منه؟
پلیس یه دیتابیس داره که اگه کسی .علامت خاصی روی بدنش باشه اونجا ثبت میشه
....حالا که یه زن بیهویت و بیخانمان بوده
امکان نداره که هیچوقت توی ...سیستم ثبت نشده باشـ
آقای گینلی چطوره؟
همون بیماری که مشکل کیسۀ صفرا داشت و باید بهش رسیدگی میکردین؟
مطمئن شدیم که سنگ کیسه صفرا داره
و واسۀ عمل کولهسیستکتومی .براش نوبت زدیم
مشکل این بیمار خیلی سادهست .و نیازی به رسیدگی آنچنانی نداره
،با این رفتار و طرز فکر
ممکنه باعث بشی یه بیمار دیگه هم .سر از سردخونه دربیاره
.روی آدمهای زنده تمرکز کنین
حق با اونه. باید این قضیهرو .بیخیال بشیم
.هی، شاون
تو و کارلی خیلیچیزا رو باهم .برای دفعهی اول تجربه کردین
این قضیه هم حتماً فراموش کردنش .رو برات سختتر کرده
خیلی چیزا رو هم با لیا .برای دفعهی اول تجربه کردم
.آره، درسته. و فراموشش کردی
مگهنه؟
تو چجوری فراموش میکنی؟
.هی، کِنی. اسم یکی رو میخوام
.این قضیه باید بین خودمون بمونه
.باید عین پلیسمخفیها بشیم
عوامل خوابگردی برمیگرده به حیطۀ بیماریها و مشکلات جدیای
،مثل اماس، انسفالیت، تومورهای مغزی
یا میتونه هم عوامل عادیای مثل ،مصرف الکل و مواد
.بهداشت خوابِ پائین و استرس درگیر باشه
مشکل اینه که، برای اینکه بعضیاز این ،احتمالات رو خط بزنیم
.به سابقۀ کامل بیمار احتیاج داریم
ولی ایدِنِ خواب و ایدِنِ بیدار .هرکدوم داستان خودشون رو دارن
.پس با جفتشون مصاحبه کنین
از یه بیماری که خوابه شرححال بگیریم؟
.تا نشنیدم یه آدم خوابگرد دروغ بگه
.باید برم
!هی
استرس داری؟
.باید معدلم رو روی 4/2 نگهدارم بهنظر خودتون باید داشته باشم یا نه؟
آخه باید برای یهچیزی استرس داشته باشی که واست مهم باشه، مگهنه؟
و چون من بدون هیچ تلاشی ...معدلم رو به 4/2 رسوندم
.شاید توی یهپارتی یه گیلاس شراب خورده باشم
...والا میکرو دوز میکنم
.البته میدونین، وقتی که نخوام ماکرو دوز بکنم
قبل از زمان روتین خوابت، چُرت میزنی یا ورزش میکنی؟
،من هیچوقت چرت نمیزنم ...پنج روز در هفته ورزش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.