ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
صبح بخیر
صبح بخیر، عزیزم
قهوه داری؟ - آره. کلی درست کردم -
داری اشتباهی میری، از اینطرف
همونجاست، پرنسس - اوه، باشه -
ممنون
ممنون که گذاشتی دیشب اینجا بخوابم
آره. کیمونوی من خیلی بهت میاد
چطور خوابیدی؟
نه چندان خوب، راستشو بخوای
،اتاق بالا یه گرمای عجیبی داشت
و کلید کولر رو هم پیدا نکردم
کولر نداره اینجا
ولی وقتی "سال" آزاد شد میتونی بهش بگی
قراره آزاد بشه؟ آزادیش نزدیکه؟
آزادی مشروط - عالیه -
آره. چند هفتهی دیگه آزاد میشه
اوه - دست به دعا بشو -
برنامهای هم داره؟
سال همیشه برنامه داره
بخاطر خلافهای اداری گرفتنش، میدونی
از همون کارهایی که مارتا استوارت هم بخاطرش محاکمه شد
اوه، من عاشق مارتا استوارتم
وای، نگاه کن... خیلی خوشگل شدی
صبح بخیر، جندهها - صبح بخیر -
چطور بیدار شدی... چطور ممکنه؟
صبح بخیر - اوه، بیخیال -
آخرین باری که دیدمت با ،اون تکاوره روی سکوی رقص بودی
و بعدش دیگه غیبِت زد
اوهوم. مثل یه سرباز زخمی
از کلاب بردت بیرون
الان کُسم مثل یه سرباز زخمیه
واقعی واقعی کس داره؟
ببخشید
خودم اینجا هستما، میتونی از خودم بپرسی
ازش بپرس. به خودش بگو - لعنتی -
...میشه رُک باشم
چیه دختر جون؟ بگو
...تو کس داری؟ منظورم اینه که واقعاً
یه کس واقعی - اوه -
آره - اوه -
اصل جنس، عزیزم
بخاطره همینه که نمیفهمم چرا
هنوز با ترنیبازها میپری
عُشاق ترنسها رو ترجیح میدم
دوست دارم بدم
آره، باشه - خب، به سلامتی دادن -
به سلامتی دادن - آآره ملکه -
آره ملکه
آآره - آآره ملکه -
...بازم درست نگفتی - آآآره ملکه -
خیلیخب، بهتره... میشه ادامه ندیم؟
یاد میگیره بعداً
« ارائهای از ایـرانفیلـم »
:ترجمه و زیرنویس رضـــا
آه، خدایا
هی هی هی، عزیزم
اون دوستت "تنسی" نیست که اونجا وایساده؟
چرا نمیری پیشش و باهم دیگه برین داخل؟
مامان. مامانی، باهام بیا داخل - ،نه، نه، نه -
...خیلی دیرم شده، و کلی - لطفاً؟ -
کلی کار دارم. ببخشید عزیزم
ببین، یادت نره که این آخرهفته پیش بابا هستین، خب؟
دلم خیلی برات تنگ میشه - باشه -
دوستت دارم - منم دوستت دارم -
،آره دیگه، کافیه برگهها رو بخونین
و بعد زیرشو امضا کنین
آره - اوه، باشه -
سلام بارب - سلام سارا -
حالت چطوره؟
همهچی خوبه - آره؟ -
آره
قضیهی اینا چیه؟
کمیتهی مبانی اصلی
،میدونی، گردآوری زبالهها، درست کردن پوستر
تفکیک زبالههای الکترونیک، اینجور کارها
هر کاری که پیش بیاد
برای والدینی که میخوان وانمود کنن که اهمیت میدن، خیلی خوبه
راستِ کار خودمه
...آه، نه، تو نمیتونی
نمیشه، نه... تو نمیتونی جزو کمیتهی من باشی
.آه، آره، باشه، درک میکنم کاملاً درک میکنم
فقط... فکر کردم باید عضو یه چیزی بشم
.منظورم اینه که، نمیدونم ...به نظر میرسه هرکسی داره یه کاری میکنه و
...ببین، من نمیدونم نمیدونم مردم چی میدونن
خیلی از مردم، خیلی از چیزا رو میدونن
مردم غیبت میکنن - آها. ممنون -
آره - خب، اینجوری راحتتر شدم -
،منظورم اینه که، میدونی لازم نیست حتماً عضو این کمیته بشم
میتونیم بریم با همدیگه قهوهای یا چیزی بخوریم، اگه بخوای
قهوه؟ نه
قرار نیست با تو قهوه بخورم
ببین، ببخشید اگه حرفهام باعث ناراحتیت میشه ولی من مرزهای خودمو دارم
نمیدونم منظورت چیه ولی باشه
خیلیخب. بیا تو
آشیانهی عقاب آمادهست
بریم اونجا. تو توی اتاق من میمونی
از این طرف؟ اوه، چه باحال - آره -
اینجا؟ - آره -
سمت چپ
وای - ببین، تشکش قدیمیه -
ولی برات تشک و رختخواب نو میگیرم
نه، خیلیم خوبه - ،و لامپ هم شکسته -
ولی یه لامپ کوچولوی خوشگل دیدم MoCA توی فروشگاه
و، اینم... اینو هم پیشاپیش برات گرفتم
شمع با بوی چرم. داشته باش
اووف - آره -
عالیه
خوبه؟ - آره، خیلی عالیه پسر -
ممنون
،هی، ممکنه به نظر احمقانه بیاد
ولی اشکالی نداره که من "بابا" صدات کنم؟
نه، به گمونم
باید بهش فکر کنم یعنی؟
دارم بهش فکر میکنم. و جواب بلهست
باشه - خیلیخب -
مطمئنی؟ - آره، کاملاً -
برای باز کردن وسایلت کمک نمیخوای؟
نه، نه، نه. خیلی ممنون
خیلیخب - چیز خاصی نیست -
آره، ممنون - خیلیخب. خیلیخب -
...آه - خیلیخب، خوبه -
یه بغل میخوای؟ - آره -
خیلیخب. خیلیخب
،اوه، رفیق، همینجا، زیر همین پله
،توی مخفیگاه بیصاحب
کلی ماجرا داشتیم رفیق
توی مدرسه؟ - میگیری یا نه؟ -
آره، موقع مدرسه
اوه، عدد شانس 11. همینجاست
نمیدونم رمزشو یادمه یا نه
11 عدد مورد علاقهی منه
!ولش. بیخیال. بریم
بیا. بدو، بدو، بدو
زدی اونو خرابش کردی - میدونم -
خب... بگو ببینم، تو هم اهل تفریح بودی یا نه؟
اوه، حال خودمو کردم، ولی تو چی؟
.تو پسر خوشتیپی هستی مطمئنم اوضاعت خوبه
یعنی... به گمونم چندتایی دختر رو میشناختم
از اون لحاظا
واقعاً؟ - حداقل چهار پنجتا -
.وایسا، وایسا ببینم ،چهار پنجتا دختر مختلف
یا چهار پنج بار؟
دخترهای مختلف
تاحالا اینو به کسی نگفته بودم
خب، بریم ثبتنامت کنیم - آره -
آقای "اسلاتر" چی؟
هنوز اینجاست؟ - نه. دیگه نیستش -
اوه، آقای "آیرونز"، ناظم اصلی؟
...نه، خیلی وقته رفته. البته یه خبرا و
چیزایی دربارهاش شنیدم
طرف خیلی سختگیر بود
با ترکه توی راهروها راه میرفت
چه روزایی بود
،عنوان واقعیای که روی درش زده بود ،ناظمِ انظباطی" بود"
خب، پس شما قیم قانونیاش هستین؟
آه، نه
من پدر واقعیاش هستم
ولی، میدونین، میتونیم از قیمهای قانونیاش امضا بگیریم
،فقط، یکم پیچیدهست
ولی اون الان پیش من زندگی میکنه
توی همین منطقه زندگی میکنین؟
آره
.خیلیخب، کولتون به "پسفیک پلِسیدز" خوش اومدی
...ممنون. و ممکنه که
کمد شمارهی 11 رو بهم بدین؟
ولی حس میکنم پارتیبازیه
پارتیبازی نیست
فقط میخوام به چندتا از
دوستهام معرفیت کنم
ممکنه نخوام برای فوق و دکترا توی لسآنجلس بمونم
خودشه
سلام کارل
پروفسور پفرمن، اینجا رو ببین
ممنون. خیلی از دیدنت خوشحالم
منم همینطور
میشه بشینیم؟ - بفرمایید -
ممنون - بشینید، بفرمایید -
...خب - خب، اوضاع چطوره؟ -
هابزی" چطوره؟" - اوه، هابزی هم خوبه -
میدونی که چجوریه
تا آخر عمرش ول کنِ اینجا نیست
آره، چون غیرقابل استخدامه
آره، فکر کردم میتونی با خودت ببریش
زن سومش رو هم گرفته
پول داره دیگه - اوه، واقعاً؟ -
راست میگم - "اوه، "لِزلی -
لزلی، این همون کسیه که میخواستم باهاش آشنا بشی
الی پفرمن - سلام -
لزلی مَکیناو - سلام -
سلام - الی -
الی. خوشبختم
از دیدنتون خوشبختم
لزلی، اسمت خیلی آشناست
توی دورهی لیسانس از کارهات خوندم؟
درسته؟ تو... یه شاعر هستی
همینطوره
آره. اوه، کارهات حرف نداره
خیلی ممنونم
آره، فکر کردم لزلی بهترین فردیه که میتونی ازش
No comments yet. Be the first to leave one.