ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
نمیذارم دختر کوچولوم رو ازم بگیری
میتونم توضیح بدم
از همین لحظه
معلق میشی
به درک گفتم درموردت حسابی تحقیق کنه
یه لحظه هم فکر نکن
که از هر سلاحی که داره واسه نابودی من استفاده نمیکنه
تریک سنتپاتریک پذیرفته شدنت رو
توی دبیرستان کالیستر تبریک میگم
موادفروشی واسه این خونواده کافیه
تریک توی مسیر درستی قرار گرفته
من جنس میخوام
اینو بفروش یه هفته بهم وقت بده
بعد برت میگردونم به بازی ردیفه؟
این چه کوفتیه؟
یه جواهر پیشرفتهی خوشگل واسه مچ پات
با تامی حسابی مراقب باش کیشا
نصیحت منو بخوای
مثل هالی پاتو از گلیمت درازتر نکن
من اشتباه اون مو قرمز رو تکرار نمیکنم
لعنتی
لعنتی!
من نمیخوام تا آخر عمرم
از این کارا بکنم
میخوام کش توی یه محلهی امن بزرگ بشه
میخواستم خونهی جدیدمون رو بهت نشون بدم
- حرفشم نزن - چرا
دیگه هیچوقت بهم دروغ نگو
در مقابل
تعلیم میبینی
دیگه هیچوقت بهت دروغ نمیگم
بهم یاد میدی اینو آب کنم؟
من بازی رو بهت یاد میدم
ترجمه توسط مـصطفــی .:: ELSHEN ::.
- هی - خونهی منو از کجا بلدی؟
دنبالت کردم حرومزاده
باید این کوفتی رو از مچ پام باز کنی رفیق
چیزی از سنتپاتریک دستگیرت شد؟
- نه کس خارش - ایگان چی؟
میخوام امروز باهات معامله کنم
من نیومدم باهات
چیزی معامله کنم فهمیدی؟
این کوفتی رو از مچ پام باز کن
نه، برو گمشو عقب
تو بیشتر از اینکه ارزش داشته باشی دردسر درست میکنی کولمن
وقتی آلیسیا خیمنز میخواست
خلاصت کنه باید میذاشتم کارش رو بکنه
گاییدمت جنده
بعدا بیا شاید گذاشتم بگایی
کدوم گوری بودی و چرا تامی
بجای تو اومد سر قرارمون با جیسون؟
بعد از اینکه رفیقت ساکس یه ردیاب بهم بست
آدمای تامی منو طنابپیچ کردند رفیق
اگه نمیخوای پلیسا از جیسون خبردار بشن
من نباید بیام از اون طرفا
فهمیدی؟ باید ساکس رو از سر راه برداری
اولا، من هیچ پلیسی رو نمیکشم
و بعد از اون، اصلا هیچکسی رو نمیکشم تموم شد رفت
چون نیومدی ملاقات جیسون قضیه کنسله
رفیق، باید همدیگه رو ببینیم
تا وقتی ردیاب بهت وصله
نزدیک من نمیشی بهمم زنگ نمیزنی
باهات شوخی ندارم پسر
کارمون تمومه
حرومزاده
مامان، تا حالا ریاضی به این سختی حل نکردم
میدونم منم همینطور
هنوز هیچی نشده بهش مشق دادن؟
آره، معلمش میخواست مطمئن بشه
که از بقیهی بچهها عقب نمونه
از شهر راحت اومدی اینجا؟
بد نبود
میدونی یکی ازم سبقت گرفت و بهم بیلاخ داد
چیکار کنیم
ارزشش رو داره که بیام دیدن دوستدخترم
توی خونهی رویاییش
اینجا رو که دوست داری، آره؟
گوش کن میشنوی؟
من هیچی نمیشنوم
دقیقا
نه صدای آژیر پلیس میاد نه صدای ماشین
خب اینجا که نیویورک نیست کیشا
حومه برعکس هرج و مرجه
چیزی که تو میخواستی نه؟
آره
فقط یکم طول میکشه عادت کنیم
خصوصا کش
میدونم میدونم
هی کش
یه لحظه مدادت رو بذار زمین
من و مامانت میخوایم باهات حرف بزنیم
خب کش میدونی که توی نیویورک
هرروز خودت پیاده میرفتی مدرسه؟
اینجا خودم میرسونمت و بعد میام دنبالت
یا من
اما من که بچه نیستم
میدونم
شبیه بچهها هم نیستی
کش، تو یه نوجوون سیاهپوستی
قوانین واسه تو فرق دارن
توی شهر بچههایی بودند که شبیه توئند
اینجا زیاد پیدا نمیشن
من زمانی رو یادم میاد
که من تنها کسی بودم
که شبیه خودم بود
و هرروز دعوا داشتم
بنابراین...
اما تو...
تو نباید اینکارو بکنی
باشه؟
منظورم اینه که
اگه کسی اذیتت کرد
خصوصا پلیسا
هیچ کاری نکن
فقط بیا به من بگو
بذار من درستش کنم
باشه؟
بووم کش رفیقمی
خیلیخب، برو بالا آماده شو و مسواک بزن
نمیخوام واسه اولین روز مدرسه دیرت بشه
اون بالا گم نشی
واقعا خیلی برام ارزش داره
که کش میتونه روی جفتمون حساب کنه
آره، واسه منم همینطور
ممنون
چه فکری کردی
که اینقد زیادهروی کردی؟
میدونم
اما اینقد دیگه مونده بود
که تامی ایگان رو واسه قتل آنجلا گیر بندازم
و این پرونده رو واسه همیشه ببندم
جو پراکتور میخواست همهچیزو بهمون بده
تا اینکه کشته شد
خب من یکم قوانین رو زیر پا گذاشتم
و ایگان هم پراکتور رو کشت تا دهنش رو ببنده
جفتش ممکنه حقیقت داشته باشه
اما اگه دومی رو ثابت کنیم
مطمئنم وارنر بیاحتیاطی من رو میبخشه
میدونم وقتی عضو باشگاه
وکلای سفیدپوستی یه سری مزایا داری
اما تو با شیطان معامله کردی
بعد از اینکه من بهت گفتم نمیشه به جیکوب وارنر اعتماد کرد
رفتی بهش گفتی که شاهدت رو لو دادی
تو رو فقط واسه همچین لحظهای نگه داشت
که نیاز به پوشش داره
محاکمهت میکنه
و تا خود واشنگتن ولکنت نیست
خب باید چیکار کنیم؟
یه راه پیدا کن که ثابت کنی حق با توئه
اگه اینکارو بکنی شغلت رو نجات دادی و زندان نمیافتی
در همین حین من یکم میگردم
ببندم کدوم یکی از زندانها برات بهتره
میندازمت توی یه زندان خوشگل که کارمندای خلافکار داخلشن
تا 8 تا 10 سال حبست رو بکشی
چقد دلگرمی میدی تامیکا
سابقهی تو هم به من دلگرمی نمیده ساکس
اولین چیزی که این طرف یاد گرفتم اینه:
انتظارات موکل رو پایین بیار
اگه نتونی ثابت کنی که تامی ایگان پراکتور رو کشته
دیگه سوال این نیست که میری زندان یا نه
سوال اینه که چندسال و کجا میری زندان
و اینجا...
کتابخانهی دبیرستان کالیستره
حروف داخل این کتابا بیشتر از 140 حرف مجاز هر توئیته
تریک سنتپاتریک؟
تو دادستان پروندهی پدرم بودی
دستیار دادستان ساکس چه حافظهی خوبی داری
گرچه خیلی بده که خاطرت نیست
اجازه دادی تامی ایگان بیاد توی پنتهاوس
و جوزف پراکتور رو بکشه
چی؟ نمیدونم درمورد چی حرف میزنی
مطمئنی؟ خیلی با تامی صمیمیای، نه؟
منظورم اینه اگه کمک لازم داشت... مثلا یه راه ورود میخواست...
تو بهترین کسی هستی که ازش کمک میخواد
خب شاید بهتره من زنگ بزنم به والدینم
چون کیری غیرقانونیه که بخوای بدون حضور اونا
منو بازجویی کنی
داریم گپ میزنیم
بهتره برم تا از تور عقب نمونم
آره، بهتره بری
دوباره شروع نکن
انگار خونوادهی جفرسون خوب پیشرفتی داشته
میدونی خونههای بزرگ و خوشگلی که
با پول مواد خریداری شده چه بلایی سرشون میاد؟
حراج میشن
و آدمای داخلش هم میرن یه زندان بزرگ
که زشتتر از اینجاست
- من کار غیرقانونی نکردم - مطمئنی؟
وقتی تامی رو به جرم قتل آنجلا ولدز
و جو پراکتور دستگیر کردم میتونم تو رو هم
به عنوان همدست دستگیر کردم
یا حتی اگه توی سازمان جنایتکارش
هر نقشی داشته باشی بازم دستگیر میشی
حکم داری؟
این فرصتته که بتونی خودتو نجات بدی
بهتره به آیندهت فکر کنی
شاید بهتره تو هم به این فکر کنی که
اومدی توی ملک خصوصی
نذار تامی باعث بشه سر از زندان دربیاری
No comments yet. Be the first to leave one.