The Affair

The Affair

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Affair S01E08 720p HDTV x264-KILLERS
The Affair S01E08 480p HDTV x264-MMKV
The Affair S01E08 480p HDTV x264-mSD
The Affair S01E08 HDTV XviD-FUM
The Affair S01E08 HDTV x264-KILLERS
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
9Movie.in | ترجـمه: عرفان، نوید

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
480p
480
mkv
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-12-08
ഡൗൺലോഡുകൾ: 37
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

...آنچه گذشت

واضحه که شماها يه مشکل جدي دارين

هيچ ازدواجي بي نقص نيست

ميتونستم به زنت بگم - ...نميدونم -

داري چي ميگي - ...نظرت چيه 10 هزار دلار بدي -

تا هلن بوي از ماجرا نبره؟

تا وقتيکه بهم نگي چي ميخواي نميتونم بهت کمک کنم

پول ميخوام - خيلي خب، چقدر؟ -

فکر ميکني اون کم خونه؟ - نه، مقدار خون معمولي بود -

بنظر مياد فقط يه حمله‌ي عصبي بوده

هلن، نميتونم ازت مخفيش کنم

اين تابستون بهت خيانت کردم

فقط بخاطر يه پيشخدمت به همچي گند زدي

تو منو يه فرد بدون استعداد ميبيني

اين به ته جعبه‌هاي کيک چسبيده بود

ميتونم ببينمش؟ - اونا فقط گند يزنن به همچي -

خواهش ميکنم، چري؟ - ...بعد از -

اون همه کاري که کول برات انجام داده

اصلا ازش پرسيدي چطور فهميد، هان؟

کي بهش گفت به پليس زنگ زدم؟ - بيا بريم -

خودش ديد تو به پليس زنگ زدي

کول، بيا - نه، اون اصلا اونجا نبود -

ميدوني کي اونجا بوده؟ کسي که اونو ميگاييده

ميشناسمش؟

نه

اين مشکل خودته. خودت باهاش سر و کله بزن

حال مامان بزرگ اصلا خوب نيست

ميتونم حسش کنم

جايي به اسم "پايان" رو ميشناسيد؟

نه، چيه؟

پس، هيچوقت نرفتين اونجا؟ - اصلا -

بيا بچه دار بشيم

ميخوام بازم از اول شروع کنم

« ترجمـه از عـرفان و نويد » .:: Notion & sacred ::.

بخش اول نوح

...خب، نام خانوادگي

رومئو و ژوليت چي بوده؟

کسي نميدونه؟ کسي نيست؟

مانتاگيوز و کاپيلت؟

مانتاگيوز و کاپيلت. خيلي خب، عاليه

چرا بايد مي‌مُردن

خب بخاطر نمايش نامه‌است، آقاي سالووي

ميدونم، شري، اما تا صبح بعد از عروسي اونا

...رمئو و ژوليت يک نمايش نامه کمدي بوده که

صحنه‌هاي کلاسيک هم در آن وجود داشته

بنظرتون چرا شکسپير تصميم گرفت اونو عوضش کنه؟

چون اون خيلي احساساتيه

خيلي خب. کسي ديگه‌ي نيست؟

کيشا؟

شايد اونا ديگه خيلي خوشبخت بودن

خيلي خب، مشتاق شدم، بيشتر برام بگو

خب، اين قضيه تقصير اونا نيست

"پسره همش ميگفته "بيا توي جنگل ديدنم

"و دختره هم ميگفته "توي جنگل ميام ديدنت

...و بعدش اون مامان بزرگه‌ـه

آره، همون پرستاره - ...آره، و اون آدم خل و چل -

همون راهبه

اونا بودن که گند زدن به همچي

درسته. دقيقا درسته

چرا اونا گند زدن به همچي

واي

چون پيرن - اونا پيرن -

درسته، اونا پيرن، مثل من، اونا بالغ هستن

و آدماي بالغ بي نقص نيستن

رمئو و ژوليت بچه بودن. اونا بيگناه بودن

،اونا به هيچکس صدمه‌ي نزده بودن به هيچ کس خيانت نکرده بودن

پس چون بيگناه بودن عشقشون خالص بوده

اما وقتيکه آدم بزرگا دخالت کردن

حتي با اينکه پيش خودشون فکر ميکردن دارن کمک ميکنن

و حتي با وجود اينکه اونا پرستار و راهبه بودن

باعث شدن اين عشق بي نظير تموم بشه

...پس شکسپير سعي داشته بهمون بگه

عشق خالص نميتونه در دنيايي که نقص هست، وجود داشته باشه

خيلي خب، بخش 3، صحنه‌ي4

سلام - سلام -

ببخشيد

عيبي نداره. اونا بهم صندلي دادن

آقاي سالووي - سلام، جد، حالت چطوره؟ -

درس امروز خيلي خوب بود، خوشحالم ميبينمتون

خوشحالم ميبينمت

اي کاش بره دانشگاه

فکر ميکردم اون توي يه گروه موسيقيه - آره، همينطوره -

کارشون خوبه؟ - نه، افتضاحه‌ن -

يه خبراي واست دارم - چيه؟ -

ممنون - در مورد فروشگاه -

...اونا ميخوان با ما

براي صفحه‌ي اول "بخس سَبک يکشنبه" مصاحبه کنن

شوخي ميکني - نه -

عزيزم، اين خبر خيلي خوبيه - ميدونم -

چطور اين اتفاق افتاد؟ - نميدونم -

اين اواخر خيلي کم چيزي رو جشن گرفتيم

بايد جشن بگيريم - ميدونم -

اي کاش فقط يه هديه‌ي چيزي مياوردم

اوه، يه لحظه صبر کن

اين چيه؟

اين واسه توئه. بازش کن

ميدونستي؟ - نه، البته که نه -

اوه، خداي من

واسه چي گرفتي؟

نميدونم. از روي عادت

فکر نکنم بتونيم از پس هزينه‌ش بر بيايم

نگرانش نباش - نه، ميدونم -

نميتونيم از پس هزينه‌ش بر بيايم - هلن -

هنوز قبض‌هاي اين ماه آميسک رو پرداخت نکرديم آمريکن اکسپرس: در حوزه‌ي کارتهاي اعتباري] [و چک‌هاي مسافرتي فعاليت ميکند

خب پرداختش کن - فکر کنم بهتره بري پسش بدي -

جدي ميگي؟ - جدي ميگم، آره -

ديگه طلا نميخوام. کلي طلا دارم

خواهش ميکنم - نه -

هوس چي رو کردي؟

سلام - چه خبر؟ -

سرت شلوغه؟ - فقط دارم تکاليف مدرسه‌م رو انجام ميدم -

وقتي همسن تو بودم اين کتاب رو خيلي دوست داشتم

ميدونم. چند بار بهم گفتي

مامانت بهم کارنامه‌ت رو نوشون داد

عالي شد

نميخواي بهم بگي اين ترم چي شد؟

درسا سخت تر شده بود

بيخيال، تو توي جبر بي منفي گرفتي

دو سال پيش واسه سرگرمي باهم جبر حل ميکرديم

نميتونم توي کلاس چيزي بشنوم

.خيلي شلوغه همه باهم حرف ميزنن

خب، برو رديف جلو

نميتونم. دخترا اونجا ميشينن

...خيلي خب، پس

...نظرت چيه بعد از مدرسه

براي کلاس جبراني بري پيش آقاي رينر؟

باشه، حتما

اينکارو ميکني؟

نه - چرا نه؟ -

چون مسخره دستشون ميشم، بابا

...اگه اونا بفهمن ميرم کلاس جبراني

منظورت از اونا کيه؟

شايد بهتر باشه ترم بعد برم مدرسه‌ي خصوصي

با ويتني

واقعا همينو ميخواي؟

نميدونم

فکر ميکردم تو ميخواستي بري رشته‌ي علم و تکنولوژي

مگه همين رو بهم نگفتي؟ - آره -

خب الآن نظرت عوض شده؟

...ببين، ميدونم يه خورده سخته، اما

فارق التحصيلي واقعي رو اينجا تجربه ميکني

نه توي يه مدرسه‌ي خصوصي کلاس بالا

يه ترم ديگه بمون، باشه؟

...اگه هنوزم ازش متنفر بودي آخر سال

ميرم با بابا بزرگت صحبت ميکنم

.راستش حتي خودمم مجبور نميشم برم ...مامانت

ميره ازش خواهش ميکنه

باشه؟

آره، باشه

چي شده؟

ميشنوي؟

صداي چيه؟

داره بالا مياره - چرا؟ مريضه؟ -

فکر کنم بوليميا گرفته - چي؟ - [در اين بيماري فرد ابتدا مقدار زيادي غذا مي‌خورد و سپس با ايجاد استفراغ عمدي مي‌کوشد از افزايش وزن خود جلوگيري کند]

بيخيال

بهش فکر کن. ببين چقدر لاغره

و به ندرت چيزي ميخوره

خب پس براي چي مياره بالا؟

چيکار کنيم؟ - بيا بريم تو -

و باهاش حرف بزنيم - نه -

...اصلا

چيزي در مورد روان شناسي کودکان چيزي خوندي؟

شما اينجا چيکار ميکنيد؟ - هيچي -

داري بوليميا ميکني؟

آره، مامان. بازم منو ببر پيش دکتر

گند زدم بهش، آره؟

زياد خوب نبودي - آره -

اما ما بايد تا قبل از اينکه دير نشده جلوشو بگيريم

نميدوني اختلالات غذايي چقدر ميتونه خطرناک باشه

باور کن. هر چقدر طول بکشه

سخت تر ميشه جلوش رو گرفت

تقصير منه؟

من مجبورش کردم فکر کنه من ازش ميخوام لاغر باشه؟

نه

احتمالا بخاطر اين تابستون بوده که با مامان لعنتيت گذرونده

اوه، اينطوري صداش نکن

حق با توئه، ببخشيد

نه، احتمالا حق با توئه، تقصير اون مامان لعنتيم بوده

...اميدوارم با رضايت پول درمان ويتني رو بده

و الآن هم فهميدم اون اين آخر هفته نمياد

براي جشنواره؟ - ...اوهوم، داره باخاله‌م -

ميره ماساژ - خب، چرا ما بايد بريم؟ -

چون يه نفر بايد پيش بابام باشه

يه اتفاق خيلي مهمه، چون جايزه يک عمر دستاورده

...و الآنم من ميترسم ويتني رو تنها بزارم چون اون

فکر نميکني داري زياده روي ميکني؟

نه، فکر نميکنم دارم زياده روي ميکنم، نه

و توئم حق نداري اينو بهم بگي

ميدوني، قديما يه تيم بوديم

هنوزم هستيم

...نه، الآن فقط دو تا احمق هستيم که

نميدونيم اوضاع رو چطوري درست کنيم

،نميدونم چيکار کنم چون دخترم به من احتياج داره

و احساس ميکنم بايد باهاش حرف بزنم که چه خبره

،و فکر ميکنم ميتونم کمکش کنم فقط يه خورده وقت لازم دارم

و فروشگاه هم منو لازم داره ...چون روزنامه نيويورک تايمز

...توي دوشنبه مياد که همچي افتضاحهه

بايد تميزشون کنم و دوباره بچينمشون سر جاش و اگه بخوام برم مانتاک

نميتونم به هيچکدومشون برسم

خب نرو

More Farsi Persian subtitles for The Affair

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left