Grimm

Grimm

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Grimm S06E11 HDTV x264-FLEET
Grimm S06E11 720p HDTV x264-FLEET
Grimm S06E11 480p HDTV x264-RMTeam
Grimm S06E11 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Grimm S06E11 HDTV XviD-AFG
Grimm S06E11 HDTV XviD-RMX
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
► HosseinTL | IranFilm.Net ◄

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-03-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 27
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫آنچه در "گریم" گذشت...

‫- گفتن تو مردی ‫- بنظرم بودم

‫چطور ممکنه؟

‫رو این پارچه یه نقش‌هایی وجود داره

‫اینجا، اینجا و اینجا

‫میبینمش... تصویرهای کوچیک ‫و یه سری نوشته‌های عجیب

‫یه پیشگویی باستانیه

‫من رو میترسونه

‫میخوام تونلی که این نمادها ‫توش هستن رو ببینم

‫چیزی که میدونی رو بهم بگم. منم همینکارو میکنم

‫باید سر در بیاریم چه خبره

‫تو اون دنیایی که میگن

‫شاید فقط یه راه داشته باشه

‫چه راهی؟

‫رفتن به اونجا

‫باید این موجود رو پیدا کنیم ‫و بکشیمش

‫ایو میخواست کتاب طلسم‌های مادرم رو قرض بگیره

‫و نگرانم بخواد اینکارو تنهایی انجام بده

‫«جهنم خالیست و تمام شیاطین همینجا هستند.»

‫ببخشید... نمیخواستم بیدارت کنم

‫بهرحال خیلی هم خوب نخوابیده بودم

‫سلام عرض شد

‫رنارد باهات حرف زد؟

‫آره

‫یکی از آشناهاش فکر میکنه ‫دایانا ممکنه تو خطر باشه

‫- کی؟ ‫- بهم نمیگه

‫ولی کسیه که توانایی

‫درک این نمادها رو داره

‫میدونی ممکنه کی باشه؟

‫نه، ولی رنارد کلی دوست ‫تو جاهای عجیب و غریب داره

‫تصمیم گرفتی که میخوای در مورد تونل

‫بهش بگی یا نه؟

‫هنوز نه

‫نیک یه چیزی هست که باید بهت بگم

‫درباره شبی که رنارد بناپارت رو کشت

‫شب باحالی بود

‫چیه؟

‫بعد از اون اتفاق رنارد نمیدونست چیکار کرده

‫تا اینکه شمشیر خونی تو دستش رو دید

‫آره، گیج بنظر میومد

‫میخواد کارش رو توجیه کنی؟

‫نه

‫میخوام بهت بگم که...

‫دایانا مجبورش کرد،

‫چون میدونست که بناپارت ‫میخواست من رو خفه کنه

‫- این قدرت رو داره؟ ‫- اوهوم

‫باعث مرگ ریچل وود هم شد

‫- من اونجا بودم ‫- چطوری؟

‫یه جورایی...

‫من رو با تله‌پاتی برد اونجا

‫این رو بهم میگم چون...

‫بنظرم باید رنارد رو از تونل باخبر کنیم

‫اگه دایانا به نحوی به این قضیه مرتبط باشه

‫و رنارد کسی رو میشناسه که ‫میتونه کمکمون کنه...

‫من بهش اعتماد ندارم

‫منم ندارم،

‫ولی پای دخترش وسطه

‫کاری نمیکنه که اون آسیب ببینه

‫و بنظرم باید تا جایی که میتونیم ‫از همه کمک بگیریم

‫چایی میخوای؟

‫من چایی هوس کردم

‫حتماً عزیزم

‫فقط وقتی درستش میکنی یکم ‫بی سر و صدا باش

‫- نباید ایو رو بیدار کنیم ‫- باشه

‫چیه؟

‫- آینه ‫- این خوب نیست

‫اونم خیلی خوب نیست

‫لعنتی

‫یکی از اون کتاب‌های هگزن‌بیستیه

‫که ایو از ادلیند گرفته بود

‫آوردش تو خونه؟

‫فقط این نیست

‫- اون یه خنجره؟ ‫- آره

‫اون از کجا اومده؟

‫مال ما نیست

‫به نیک زنگ میزنم

‫سلام مونرو. اوضاع روبراهه؟

‫ایو که با تو نیست، هست؟

‫نه

‫- چی شده؟ ‫- ایو رو پیدا نمیکنن

‫اینجا نیست، و ما فکر میکنیم

‫یه کار شدیداً خطرناک انجام داده ‫- چه کاری؟

‫یکی از کتاب‌های ادلیند روی میز، بازه

‫چیزی آینه رو نپوشونده. ‫روی قابش هم خون ریخته

‫ممکنه راهی پیدا کرده باشه ‫که بره اونور آینه؟

‫بهش گفتم تنهایی کاری نکنه

‫کدوم کتابه؟

‫کتاب بزرگ سیاهه

‫"افسون‌ها و طلسم‌ها"

‫پس گمونم این مال اونجا بوده

‫اوه، قفل هم هست

‫با خنجر قفل شده

‫وایسا، بذار حدس بزنم

‫باز کردنش یه افسون یا طلسم میخواد

‫نه، فقط یه هگزن‌بیست

‫خب، ما هم فقط تو رو داریم

‫داریم میایم اونجا

‫نیک، خیلی معذرت میخوام

‫منم بهش هشدار دارم

‫اون پارچه، نمادها،

‫اون دنیا، همشون به هم مرتبطن

‫بنظرم باید اون چوب رو بیاری

‫آره

‫مونرو! روزالی!

‫مونرو!

‫چرا باید تنهایی اینکارو بکنه؟

‫میدونی چیه؟ شاید دست خودش نبوده

‫بنظرت اون جمجمه دوباره از آینه

‫اومده بیرون و اون رو گرفته؟

‫آره، شاید. شایدم باز چنگ مرگ بوده

‫چمیدونم

‫خب، من که اینطرفا جسد نمیبینم

‫بنظرم میخواسته بره داخل آینه

‫من باز میکنم

‫مونرو!

‫روزالی!

‫تو اتاق غذاخوریه

‫روزالی!

‫نیک! نیک!

‫ادلیند!

‫کدوم صفحه باز بود؟

‫نمیدونم. اولاش بود

‫باید علامت میزدیم. چقدر بی‌مخیم ما

‫- به فکرم نرسیده بود ‫- ایو اون داخله

‫اونم خونشه

‫آخرین چیزی که ایو درباره‌ش ‫ازم پرسید، جادوی خون بود

‫یعنی با همون جادو وارد شده؟

‫گفت یه جایی خونده که خون هگزن‌بیست

‫میشه بعنوان یه جور هزینه ‫برای رفتن به اونور ازش استفاده بشه

‫مثل سکه‌ی کارن...

‫یه سکه میذاشتن تو دهن شخص مُرده

‫که از رودخونه عالم اسفل ردش کنن

‫پس باید بفهمیم ایو از کدوم طلسم استفاده کرده

‫خب چجوری این کتاب رو باز کنیم؟

‫عزیزم، مامان باید برای ‫باز کردن کتاب یه کاری بکنه

‫و نمیخوام که بترسی ولی...

‫صورتم باید یه کوچولو تغییر کنه

‫درد داره؟

‫نه به اون صورت

‫و فقط میخوام متوجه باشی که هنوزم خودمم، باشه؟

‫باشه

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب...

‫جادوی خون

‫آهان! جادوی خون

‫آره، خون هگزن‌بیست وسیله معامله‌ست

‫پس میتونی آینه رو باز کنی؟

‫بله...

‫ولی فقط هگزن‌بیستی که خونش رو میده

‫- میتونه رد بشه ‫- نه، نه!

‫تو نمیری اونجا

‫فقط منم که میتونم

‫ادلیند، حق با اونه

‫تو دو تا بچه داری

‫پس حواستون هست ‫که داریم ایو رو ول میکنیم؟

‫خب، ایو اینکارو بدون اینکه ‫به کسی خبر بده، انجام داد، پس...

‫البته میخواد از ما محافظت کنه

‫ما که نمیدونیم چه غلطی داشته میکرده

‫دلیلش هر چی که بوده،

‫ادلیند نمیره اونجا

‫باید یه راه دیگه پیدا کنیم

‫مثلاً چی، نیک؟

‫یه وسیله جادویی آینه‌بازکنِ دیگه؟

‫چرا که نه؟

‫به امتحانش میارزه

‫اون چیه؟

‫چیزیه که نیک و مونرو

‫تو جنگل سیاه پیدا کردن

‫استثناییه

‫آره، یه جورایی هست

‫وایسا، نیک

‫فکر نکنم فکر خوبی باشه

‫ما حتی نمیدونیم این وسیله ‫چه جور قدرتی داره

‫یا اینکه از کجا اومده

‫یا اینکه رو تو یا ما چه تأثیری میذاره

‫تنها راهیه که داریم،

‫و حتی نمیدونیم که جواب میده یا نه

‫اگه جواب بده منم باهات میام

‫- نه ‫- هی رفیق

‫ما با هم اون رو پیدا کردیم

‫مونرو، نمیتونیم روی جفتتون ریسک کنیم

‫و اگه رد بشی چی میشه؟

‫منظورم اینه که اون موقع چی؟

‫ایشالا مثل دفعه قبل کمکم میکنه

‫یه لحظه وایسا. بیا روش فکر کنیم

‫اگه نتونی پیداش کنی چی؟

‫یا اگه پیداش کنی ولی نتونین برگردین چی؟

‫وای خدا!

‫چوب رد نشد

‫نمیتونه

‫به اونجا تعلق نداره

‫بیا

‫امیدوارم بهش نیاز پیدا نکنه

‫حالا هر جا که هست

‫هی!

‫ادلیند!

More Farsi Persian subtitles for Grimm

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left