ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
«یک خانواده نسبتا معمولی»
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
نه!
آهای؟
آهای؟
آهای؟
نفسم بالا نمیاد. کسی نیست؟
کسی اینجا نیست؟
استلا؟
چیکار میکنی؟
نمیشه که رو زمین بمونی
بیا ببینم. پاشو
هی، هی
ببین...
طبیعیه که استرس داشته باشی
منم بودم قبل از محاکمه استرس میگرفتم
آخه نمیدونم چی بگم...
هر چی نیازه بگی رو بگو استلا
وکیلت یه سری لباس فرستاده
که امروز برای جلسه دادگاه بپوشی
هر وقت آماده شدی میام دنبالت
هی
- سلام - سلام. چیزی شده؟
- میشه داخل حرف بزنیم؟ - آره، آره، حتما
میکل. امینه بسیچ توی...
شهادتش اطلاعات جدیدی ارائه میده
اولریکا، چه خبر شده؟
میخوان به امینه فشار بیارن...
که بگه استلا خشن هست یا نه
بعدم انتقالش میدن به دادستان
آخه اون که فقط شاهد شخصیته
- دنبال چی هستی؟ - الان دیگه بیشتر از این نمیتونم بگم
حرفم رو باور کن. بعداً میفهمی
قول میدم
باشه
ممنون. ممنونم
نمیتونم اینجوری ادامه بدیم متأسفانه. ببخشید
باید حواسم به خانوادهام باشه. بخاطر...
بخاطر استلا و آدام
عه...
این کار اشتباهه
از اولش هم گفتیم
که نباید این رابطه جدی بشه
آره، آره، گفتیم. اشکالی نداره
اگه تو اینو میخوای
دیگه نمیتونم
پس خدافظ میکل
امروز محاکمه زن جوانی آغاز میشود
که متهم شده به قتل کارآفرین بزرگ، کریستوفر اولسن
دادستانی چندین شاهد رو برای این محاکمه احضار کرده
اما متهم تنها دو شاهد را فراخوانده
از جمله پدر متهم
که شاهد عدم حضور او در صحنه جرم است
عه...
- من دیگه میرم داخل، خب؟ - هوم
زود میبینمت
خیلیخب
سعی کن تا جایی که میتونی دقیق توضیح بدی
واضح حرف بزن و حرفی جز چیزایی که با هم صبحتشون رو کردیم نزن
متوجهای؟
- آره - خوبه
صبح بخیر. من هانا لیون هستم
بنده این جلسه رو جلو میبرم
و ریاست این دادگاه رو بر عهده دارم
خب... اگه ممکنه دادستان دادخواست رو عرضه کنن
خواست ما اینه که استلا سندل
مجرم به قتل شناخته بشه
در روز هفتم اکتبر
استلا سندل عمداً...
جان کریستوفر اولسن رو گرفت
اون هم با چندین زخم کاری چاقو
بعد هم در حال خونریزی و درماندگی رهاش کرد
تا با عذاب بمیره
حالا موضع متهم چیه؟
استلا سندل بیگناهه
کار رو با استفهام از استلا سندل شروع میکنیم
اگه ممکنه به زبان خودت در مورد...
اتفاقات و جرایمی که بهشون متهم شدی و هر چیز دیگهای که میدونی
برای دادگاه صحبت کن
از کجا شروع کنم؟
کریستوفر اولسن رو میشناختی؟
بله
خیلیخب. میشه لطفا برای دادگاه بگی
که در شب هفتم اکتبر چه اتفاقی افتاد؟
خب، من طبق معمول سر کار بودم
من و امینه تصمیم گرفته بودیم بعد از کار تو اینفرنو همدیگه رو ببینیم
بذار ببینم
همون امینه بسیچـی که امروز قراره شهادت بده؟
هوم. ولی وقتی رسیدم اونجا، اون نبود
عه...
دو تا پیام براش فرستادم
اما جواب نداد
و... رفتم دو سه جای دیگه رو هم دنبالش گشتم
آخرش رفتم خونه کریس
که ببینم اونجاست یا نه
ولی... وقتی رسیدم، درِ خونه...
قفل بود و کسی هم باز نکرد
- پس... - بعدش چیکار کردی؟
بعد...
رفتم خونه
بعدش هم خوابیدم
متشکر
دادستانی
استلا، پس ادعا میکنی که شب هفتم اکتبر
رفتی خونه کریستوفر اولسن، ولی کسی در رو باز نکرده؟
بله
بعدم رفتی؟
درسته
از کدوم مسیر رفتی؟
از مسیری که از پارکینگ رد میشه
پس از تگنیرپلاتسن نرفتی؟
که پشت بلوک کریستوفر اولسنـه؟
تا جایی که یادمه نه
خب، با توجه به تحقیقات ما
اونجا چیزی پیدا شده که متعلق به توئه
یک کفش
کفش تو، استلا
به نظرت چطور ممکنه؟
نمیدونم. خیلیها هستن که اون کفش رو میپوشن
احساساتت نسبت به کریستوفر اولسن رو برامون توصیف کن
خب، ازش خوشم میومد
ازش خوشت میومد؟ پس یعنی عاشقش بودی؟
مطمئن نیستم
آیا اینطور نیست که نگران این بودی
که دوست صمیمیت، امینه بسیچ،
هم شاید عاشق اون باشه؟
و شاید احساسات اونها متقابل باشه؟
نه
چون اون شب چند بار با امینه تماس برقرار کردی
و چند تا پیام متنی فرستادی
و پیامهایی نوشتی مثلِ...
«کجایی؟ پیش کریسی؟»
وقتی تو اینفرنو پیداش نشد نگران شدم
هیچوقت نشده بود که نیاد
و وقتی نیومد، من نگران شدم
آره، در واقع نگران شدی
که دوست صمیمیت هم رابطهای...
- رو با اولسن شروع کرده باشه - نه
و برای همین اون شب رفتی خونهش
- نه از روی نگرانی، بلکه از روی خشم - نه
- و بدگمانی - نه، اینطور نبود
ممنونم
سوال دیگری نیست
لوییس نیمن برای شهادت به سالن دادگاه یک وارد شوند
لوییس نیمن
شب هفتم اکتبر کجا بودید؟
با دوستام در بار شاتلوکان بودم
کرستین بوستروم
رابطه شما به متهم چیه؟
من شیرینیپزی مامانبزرگ رو اداره میکنم. کارفرمای استلا هستم
حالت روانی استلا در اون شب رو چطور توصیف میکنید؟
خیلی ناپایدار
یهو تلفن رو ازم گرفت
گفت اسپری فلفله
و هر وقت میره بیرون همراهش هست
خب... ناراحت بود
- عصبانی بود - عصبانی به شکل پرخاشگرانه؟
بله. بنظرم پرخاشگر بود
میشه به دادگاه بگید که کجا کار میکنید؟
در بخش علوم جنایی برای پلیس «لوند» کار میکنم
کنار یه چاله پر از آب در فاصله یه متریِ جسد کریستوفر اولسن
رد یه کفش رو پیدا کردیم
شما همسایه کریستوفر اولسن بودید
و به ما گفتید که استلا سندل رو دیدید
بله
دیدم که زیر پنجره خونهام تو خیابون بود
و بعد...
صدای جیغ شنیدم
از طرف پارک
از کجا مطمئنید که این رد کفش بخصوص
مال همون کفشیه که استلا میپوشید؟
اینو میدونم چون کفشهاش رو بررسی کردیم
و میکروفیبرهایی روی یکیشون پیدا کردیم که در صحنه جرم بود
پس بی هیچ شکی میشه گفت که این همون کفشیه
که ردش اونجا مونده
حدود چه ساعتی این اتفاق افتاد؟
نزدیک به نیمهشب بود
و اون جیغها رو هرگز فراموش نمیکنم
تا مغز استخونم رو لرزوند
حتما همون موقعی بوده که بهش چاقو زده
ممنونم. سوال دیگری ندارم
آدام سندل برای شهادت به سالن دادگاه یک وارد شوند
آدام، لطفا بنشین
آدام سندل
از شما سوالاتی در خصوص اتفاقات
شب هفتم اکتبر امسال پرسیده خواهد شد
بعنوان پدر متهم
موظف به خوردن سوگند شهادت نیستید
پس ارتکاب به جرم شهادت دروغ شما رو تهدید نمیکنه
اما باید بهتون یادآوری کنم که ناعاقلانه خواهد بود
که در این دادگاه حرفی بزنید که بر خلاف حقیقت باشه
- متوجه هستید؟ - بله
شاهد شما هستن، آقای بلومبرگ
ممنونم
آدام، میدونم که برات خیلی سخته
برای همین سعی میکنم مختصرش کنم
ممکنه بهمون بگی که شغلت چی هست؟
من کشیش هستم
کشیش کلیسای سوئد هستم
No comments yet. Be the first to leave one.