ആദ്യത്തെ 194 വരികൾ.
کسی که باهاش کار میکردم
تعهداتش رو نسبت به من اشتباه متوجه شده.
یه معامله جدید داره جوش میخوره.
چرا هنوز مونیخی؟
کار ناتمومی داری که باید تمومش کنی؟
برو گمشو!
یه اسم رمز برات لازم داریم.
چرا شغال نباشه؟
چی شده؟
چارلز رو تو فرودگاه گذاشتم.
بعدش تو یه تاکسی تو بازار گل دیدمش.
میتونم دخترتو از زندان بیارم بیرون.
فقط شماره تلفن نورمن رو بده، بقیش با من.
موقعیتیابی فوری این گوشی رو میخوام.
لعنتی!
ایشون آقای کاروِر هستن. کثیفکاریهای ما رو جمع و جور میکنن.
امروز صبح با اسپارو صحبت کردم. تو چنگ ماست.
بهش گفتی دخترش مرده؟
اکنون به ایستگاه لیورپول استریت لندن نزدیک میشویم.
چیزی از گوشی نورمن به دست آوردی؟
از راه دور پاک شده.
اما احتمالاً یه بقایایی ازش مونده.
پدی. این یکی خیلی فوریه.
چی از کیفش پیدا کردی؟
شاید بخوای یه نگاهی به این بندازی.
بیانکا، عاشق این میشی. این... آره...
خیلی زیرکانهست.
شاهکاره.
این عملیات کلاً
از اول تا آخر یه افتضاح تمام عیار بوده.
اِما استوک رو داریم. کاملاً بیگناه.
که مرگش برای بیش از ۳۶ ساعت گزارش نشده بود.
و دو مأمور ارشد نیروهای ویژه رو داریم
که در یک عملیات دستگیری ناموفق، کشته شدن.
همهی اینها فقط بر اساس هیچی به جز
حدسی که تو در مورد نورمن استوک داشتی.
باید تو و این عملیات همین الان متوقف بشید.
هیچ دلیلی برای ادامهی این عملیات نمیبینم.
ممنون، بیانکا.
این کیف رو از محل مظنون آوردم.
یعنی یه کیف پیدا کردی که شبیه میلیونها کیف دیگهست.
که یکی از اونها رو هم قاتل اتفاقاً داشته.
این چی رو ثابت میکنه؟
این رو امروز صبح از گمرک با خودم بردم.
اصلاً نمیدونستم دارم یه تفنگ تکتیرانداز با خودم میبرم.
و نه نیروهای امنیتی هم میدونستن.
این یه نمونهی اولیهست.
این واقعاً خیلی زیرکانهست.
تکتیرانداز سلاحی رو که باهاش فست رو کشت، با خودش برد.
و اینجوری این کارو کرد.
همهاش به لطف نورمن استوک.
ایزابل.
پیچیدهست.
ما همین الان دو نفر رو تو یه عملیات از دست دادیم.
که ظاهراً هیچکس ازش خبر نداشت.
بیاین تا تهش رو دربیاریم که تو بلاروس چی اشتباه پیش رفت.
هرچه سریعتر.
فعلاً،
عملیات تو کاملاً زندهست، بیانکا.
ممنون.
آلیسون هستم. پیام بذارید.
سلام آلیسون، نادینم.
نمیتونم بگم چقدر متأسفم.
چیزی که الان داری تحمل میکنی، واقعاً...
ببین، میدونم من آخرین نفرم
که الان دوست داری باهاش حرف بزنی.
اما من یه کم دنبالش رفتم.
و برام خیلی ارزش داره
اگه اجازه بدی رو در رو باهات بشینم.
تا بتونم توضیح بدم چی شده.
و سعی کنم این قضیه رو برات روشن کنم.
تو لیاقتش رو داری.
دوباره، خیلی متأسفم.
باشه. اوه...
وقتی این پیام رو شنیدی، بهم زنگ بزن. ممنون.
خیلی خوب بود.
خب، من دارم میرم هرفورد.
ببینم اسم جدیدی برامون دارن یا نه.
چرا تا الان این کار انجام نشده؟
آقای بائر.
اوه
بابت معطل کردنتون خیلی متاسفم
جلسه بودم. لطفا بفرمایید تو دفترم
اجازه هست؟
البته
ممنونم
از این طرف
عجله نکنید، آقای بائر
مادر هیچ برنامه ای نریخته بود
هیچ ایده ای از خواسته هاش بهم نداده بود
حالا منو با دو تا سگمون توی اون خونه بزرگ تنها گذاشته
و من واقعاً نمیدونم از کجا باید شروع کنم
چرا بیشتر در مورد مادرتون بهم نمیگید؟
همیشه به فکر دیگران بود
همیشه...
ببخشید
خیلی از مشتریان ما
توسط مشاوران متخصص سوگ، کمک گرفتن
میتونم چند تا معرفی بهتون بکنم
خیلی متاسفم اما فکر کنم دارم میگرن میگیرم
آره، آره، آره، آره
متاسفم. باید قرص هامو از تو ماشینم بیارم
نه، نه، آقای بائر
اگه سوییچ رو بهم بدید و بگید ماشین کجاست،
میتونم براتون بیارمشون
لطف دارید، خانم ماهلر
آئودی آبیه
قرص ها تو داشبورده
الان برمیگردم. چیز دیگه ای نیاز ندارید؟
میشه پرده رو بکشید؟ نور اذیتم میکنه
قرص هاتون اینجاست
خیلی ممنونم
اینا معمولاً خیلی سریع اثر میکنن
لطفا نگران نباشید آقای بائر
هر چقدر لازم دارید، وقت بگیرید
ممنونم
نه، نه، هنوز برای اون آماده نیستی
تمام رسانه های دنیا توی مراسم خاکسپاری پدرم خواهند بود
و به هیچ عنوان خودم رو با عصا نشون نمیدم
وجهه خیلی مهمه
بله، اما بهبودی یه فرآیندیه
من قراره یه دقیقه روی این تردمیل راه برم
خب، مولر
بهم توضیح بده چطور گذاشتی یه قاتل به پدرم دسترسی پیدا کنه
من هر کاری که میشد برای محافظت ازش انجام داد رو انجام دادم
اگه همه کار کردی، پس چرا مرده؟
هیچکس تا حالا چنین شلیکی نکرده، هیچوقت
آقای فست، لطفا
یه دقیقه
اگه امروز بتونم یه دقیقه برم، میدونی یعنی چی؟
فردا میتونم دو دقیقه برم
عزیزم، باهاش صحبت کردی؟
آره مامان، معلومه که بهش زنگ زدم
ولی وقتی سفر باشه، هیچوقت تلفنشو جواب نمیده
میتونم نظرمو بگم؟
این عادی نیست
منظورت چیه؟
این عادی نیست
ببین
ببین
هی
هی. ببخشید زنگ نزدم
میدونستم معامله قراره پیچیده بشه
ولی دیگه مسخره شده
همه چیز روبراهه؟
نوریا؟
اون روز که تو رو تو فرودگاه پیاده کردم...
آره
من تو پلازا لافلور بودم، و...
دیدمت که با تاکسی رد شدی
صبر کن، منظورت چیه؟
تو رو تو تاکسی دیدم، چارلز
باشه، خب، نمیدونم کیو دیدی،
اما قطعاً من نبودم
ولی من تو رو دیدم
نوریا، من هیچ ایده ای ندارم کیو دیدی
ولی من مستقیم سوار اون هواپیما شدم
نمیدونم کجا رفتی
الان کجایی؟
الان تو یه هتل فوق العاده گرون تو آمستردامم
باشه، بزار ببینم. برو روی ویدئو
اوه، نه. لطفا
میدونی که از این کارای تصویری متنفرم. بیا دیگه
یه زن باهاته؟
معلومه که یه زن باهام نیست
پس بزار ببینمت
نوریا
چارلز، بزار ببینمت
وگرنه امشب میام آمستردام
باشه. باشه. خیلی خب، خیلی خب
سلام؟ شوهرت اینجاست
ببین، وایسا، وایسا، وایسا
هیچ زنی نیست
بزار حموم رو ببینم
واقعاً؟
ام-هوم
باشه، اینم از این
خب، امم...
نه آرایشی، نه کرمی، نه ظرفی. هیچ زنی نیست
راضی شدی؟
شاید زن خیلی زشتی باشه
من فقط با زنها دوست میشم
با زنهای فوقالعاده زشت
میتونم پسرم رو ببینم، لطفاً؟
مامان! مامان، کارلیتو رو بده به من
میرا. میرا
اولاً
سلام
باشه، فکر کنم. فکر کنم صورتش عوض شده
ممکنه؟
اولاً. اولاً. اولاً
سلام. سلام، بابا
خداحافظ. دوستت دارم
خداحافظ
No comments yet. Be the first to leave one.