ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سلام پدر عزیزم،
مطمئنم خودت تا الان خبر داری...
که تصمیم گرفتم هاروارد رو ترک کرده...
و به غرب سفر کنم.
امیدوارم هدفی مهمتر پیدا کرده...
و به زندگیم معنای بیشتری ببخشم.
امیدوارم درکم از دنیا رو...
به فراتر از بوستون افزایش بدم.
باید چنین کاری بکنم.
شاید این کارم رو درک نکنی،
ولی امیدوارم بتونی قبولش کنی.
پیش از زمستان برمیگردم.
خیلی دوستت دارم،
از طرف ویلیام.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
«گذرگاه قصابان»
مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی» در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@
اگه میخواین براتون آب بیاریم،
باید ۲۴ سنت بیشتر بدین.
زیاد اینجا میمونین؟
مطمئن نیستم.
جناب، میدونین کجا میتونم جیدی مکدونالد رو پیدا کنم؟
- واسه کار اومدین اینجا؟ - نه جناب.
خب، اگه همین جاده رو به سمت انتهای شهرمون برین،
خانهاش رو میبینین.
خارقالعاده است.
اون که چیزی نیست.
اگه هیزم بشکنی وضعت بهتره.
پوستی ۴ دلار میدی؟
اینها که مرغوب نیستن.
کی گفته؟
بازار تعیین میکنه!
کیفیت رو بازار تعیین میکنه لعنتی!
اگه میخوای پوست بفروشی،
باید خودت جورش کنی!
حالا برو باز هم بوفالو بکش،
وگرنه یکی دیگه میکشه.
ترودی مالونی.
آها، مالونی.
رابرت سی هنسن.
ایوا مارشال.
سلیمان.
سلام جناب.
فردا بیا!
بنده ویلیام اندروز هستم جناب.
گمون نکنم من رو به خاطر داشته باشین، مگه نه؟
امان از دستت، اگه به خاطر داشتمت،
همون اول که وارد شدی...
بهت میگفتم!
پـ...
پدر بنده ادوارد اندروزه...
جناب.
کاهن کلیسای...
توحیدگرائی بوستونه.
تقریبا ۱۴ سال پیش...
بهمون پیوسته بودین.
اومده بودین و دنبال کار میگشتین.
بفرمایین، نامههاتون رو نگه داشتم.
همهشون رو نگه داشتم.
اوهوم.
هوم.
پدرم معمولا ازتون یاد میکرد.
من در حدی نبودم که بخواد ازم یاد کنه.
گمون کنم چون تنها آشناش بودین...
که اومد اینجا و واسه خودش زندگی دست و پا کرد،
تحسینتون میکنه.
هوم!
درسته!
درسته!
من پارسال ۴۰۰,۰۰۰ پوست فروختم...
و تازه اولشه.
گروههای مختلفی رو اعزام میکنم که برام پوست بیارن.
قصد دارم خودم همینجا به عملشون آورده...
و تک و تنها چرم تولید کنم!
پدرت فارغالتحصیل هاروارده.
نباید الان دانشجو باشی؟
دانشجو بودم، ولی اصلا به اون نوع...
تحصیلات علاقهای ندارم.
کار میخوای!
خدا خوب میدونه خودم به کارهام نمیرسم!
کارم همین الانش هم دو ماه عقب افتاده!
واسه چنین کاری به اینجا نیومدم.
میخوام...
خب، چیه پسر جان؟!
- اِم... - زود باش بگو دیگه!
دوست دارم تا جایی که میتونم، اکثر نقاط کشورمون رو ببینم.
با نقاط مختلفش آشنا بشم؟
اِم، شاید بتونین من رو...
همراه یکی از گروههای شکارتون اعزام کنین جناب.
پسر جان، من مسئولیتی قبول نمیکنم.
اگه بخوای با اون افراد...
سفر کنی، نابود میشی.
عین شپش بوفالو به جونت میافتن.
از درون...
میپوسی!
عذر میخوام که مزاحمتون شدم جناب مکدونالد.
از همهچی سر در آوردی!
نه جناب، من از هیچی...
سر در نیاوردم.
کجای کارم بودم؟
منظورت چیه؟
آها، آها، آهای! یوهو!
اصلا از اولش هم نباید میرفتی اونجا.
اِم، عذر میخوام جناب،
اِم، گمون کنم...
امروز دیده بودمتون.
چه کاری از دستم بر میاد؟
دوست دارم...
تو شکار شرکت کنم جناب.
ما اینجا تور برگزار نمیکنیم.
دنبال تور نیستم.
دنبال شکارم.
اِم، میتونم کمکتون کنم و...
بگو.
... تو اردوگاه کمکتون میکنم.
تقریبا همهچی رو زود یاد میگیرم.
اِم...
ایشون چارلی هاجه.
مسئول اردوگاهمه.
خیلی خوشوقتم جناب هاج.
دست بده ببینم.
از دست چارلی ناراحت نشو پسرم.
اینجوری حال میکنه دیگه.
بگیر بشین.
فرانسین مشروبهامون رو میاره.
- سلام. - حالتون چطوره؟
واسه چی با یکی از گروههای...
مکدونالد همراه نمیشی؟
من و آقای مکدونالد...
در این زمینه اختلاف نظر داریم.
مکدونالد کلاهبرداره.
ما کلی زحمت میکشیم. اون کل پولش رو به جیب میزنه.
من یا واسه خودم کار میکنم، یا اصلا کار نمیکنم.
میلر واسه کسی کار نمیکنه.
شرایط این نواحی رو به تغییره.
قبلا میشد طی دو سه هفته...
هزار بوفالو شکار کرد.
حالا گلههاشون پخش و پلا شدن.
شکار درست و حسابی داره سخت و سختتر میشه؛
ولی هنوز هم میشه...
جاهایی رو پیدا کرد.
عجب.
چهجور جاهایی رو پیدا کرد؟
میتونم بهت اعتماد کنم پسر جان؟
آره. بله جناب.
من سال ۶۴ تو کلرادو...
مشغول به دام انداختن سگ آبی بودم.
با قاطرم به دل کوهستان رفتم...
که چند خرس پیدا کنم،
ولی به جایی رسیدم که شیب کوه...
خیلی زیاده شده...
و درهای بینش ایجاد شده بود.
یه حسی بهم میگفت تا حالا هیچ انسانی...
به اونجا نرفته.
کلی بوفالو اونجا بود.
عین دریایی سیاهرنگ...
همهجاش پخش شده بودن.
خزشون پاییزه بود، ولی از خز زمستانه...
کل علفخواران بهتر و زخیمتر بود.
تقریبا ۱۰,۰۰۰ رأس بودن.
اونجا وادی شیطانه.
چارلی اون دستش رو تو کوهستان راکی از دست داده.
از اون به بعد از نواحی کوهستانی خوشش نمیاد.
مملو از یخ و آتش جهنمه.
اصلا جای انسان نیست.
واسه چی بعدش دیگه برنگشتین اونجا؟
نتونسته بودم گروه مناسبی...
واسه سفرم جور کنم.
اِم، چهجور گروهی لازم دارین؟
گروهی لازم دارم که شکار خودم محسوب بشه.
که اینطور.
میشه الان که اواخر ساله،
گروهی جور کرد، مگه نه؟
میتونم جور کنم؛
ولی واسه جور کردنش...
تقریبا ۵۰۰ تا ۶۰۰ دلار لازم دارم.
اِم...
... من تقریبا همینقدر پول دارم.
خب، خودت میدونی...
افراد مکدونالد میتونن برن شکار...
و هر بار تعداد محدودی...
شکار کنن،
ولی ما قراره یکی از عظیمترین...
بارهای شکاری تاریخ رو حمل کنیم.
چنین شکاری یه بار بیشتر در خونه آدم رو نمیزنه.
داری وقتم رو تلف میکنی پسرم؟
نه. نه جناب.
- خوبه. - خیلیخب.
خوبه.
حالا فقط یه دباغ لازم داریم،
دباغ خوبی هم لازم داریم،
No comments yet. Be the first to leave one.