ആദ്യത്തെ 180 വരികൾ.
خوبيد؟
ييسون. چطور اومدي اينجا؟
به خاطر شما اومدم
يكم ديگه صبر كنيد از اينجا ميبرمتون
ييسون. قبلش بايد وليعهد رو نجات بدي
...كي رو
نجات بدم؟
سعي كردن منو نجات بدن و الان، تو دستاي دِموكن
...لطفاً، بايد نجاتشون بديم
...به همين زودي فراموش كردين
پدرتون رو كشتن؟
چرا ميخوايد وليعهدي رو كه پدرتون رو كشته نجات بدين؟
وليعهد دشمنتونه، مگه نه؟
پدرم رو نكشتن
كسي به اسم چونگوون پدرم رو كشته
نه وليعهد
ييسون. بايد وليعهد رو نجات بديم
لطفاً كمكم كن. لطفاً؟
فهميدم
...بهم اعتماد كن
و همينجا صبر كن
ملكه مادر، عاليجناب اومدن
ملكه مادر، دِموك بانوي دستيار هان رو دزديده
چي گفتين؟
خيلي ازش ميترسم
و هركاري بخواد ميكنه
اما، يكي از زناي من رو دزديده
اين دفعه نميتونم ببخشمش
هميشه ناديدهام ميگيره. بايد چكار كنم؟
...براي همين
در عوضش بايد با من، مادرت، هم پيمان بشي
خيلي نگران نباش
...هركاري بتونم ميكنم
تا از دست دِموك نجاتش بدم
ممنون، ملكه مادر
بهتون اعتماد ميكنم و از الان به بعد ميسپرمش دست شما
تصميم خردمندانهايه، عاليجناب
خبري دارم
...ملكه مادر، بعد از برگزاري مراسم انتخاب
...و محدود كردن منتخبين به سه نفر
چويي يونجو، دختر مشاور سوم دولت
ملكه ميشه
براشون دستور رو فرستادن
روزش رو مشخص كنيد
و براي عروسي سلطنتي آماده شيد
تبريك ميگم. پدر زن شاه ميشي
ممنون
تبريك - ممنون -
خدا رو شكر
حداقل كسي از گروه پيونسو ملكه نشد
شنيدم اصلاً چيزي نخوردين
مراسم عضويتتون فرداست
بايد قدرت بدنيتون رو حفظ كنيد
...راهي هست بتونم بفهمم
چونگوون كجاست؟
شنيدم جايي زنداني شده
اما نميدونم كجاست
...چشماش
چي؟
احتمالاً كور ميشه
...بعد از مراسم فردا
خيلي چيزها عوض ميشه
اما
هركار بتونم ميكنم تا پادزهر رو بهتون برسونم
...به خائنين
فرصت دوبارهاي نميدم
اگه كسي به گروه پيونسو خيانت كنه
حتي اگه نوه خودم باشه
ازش نميگذرم
خوب بهش فكر كن
براي ارباب چي بهتر از همهست؟
بانو. محلي رو كه احتمالاً پادزهر اونجا نگهداري ميشه رو پيدا كردم
واقعاً؟ كجاست؟ - ميخواين الان برين اونجا؟ -
مراسم سرورم فرداست
بايد پادزهر رو هرچه سريعتر پيدا كنم
اگه الان بريم، ميتونيم فردا بعد از ظهر برگرديم
...فردا بعداز ظهر؟ مراسم
شنيدم مراسم نيمه شب برگزار ميشه
به موقع بر ميگرديد
باشه پس. بريم
...من
اين شراب خشخاشه
هر 15 روز
اگه شراب خشخاش ننوشي
حس ميكني قلبت از كار ميافته و ميميري
بالاخره داريم مراسم رو با وليعهد واقعي برگزار ميكنيم
بنوش
نه
ميخواين بنوشيش و سگ وفادارشون بشين؟
لطفاً ننوشيد
لطفاً ننوشش مخصوصاً اگه به خاطر منه
چرا بهم اهميت ميدين؟
پدرم به خاطر شما مُرد
!تا آخر عمرم تحقيرتون ميكنم
...به خاطر من
پدرت رو از دست دادي، متأسفم
گايون
...بهم قول بده
اگه اين رو نوشيدم
آزادش ميكني
قول ميدم
نه
نه
!نه، سرورم
...ميدونم كسي كه پدرم رو كشت
شما نبوديد
پس لطفاً
به خاطر من ننوشيدش
مگر اينكه بخواي مرگش رو جلو چشمات ببيني
!شراب رو سر بكش
...سرورم، لطفاً
اسمت رو بگو
...من
...وليعهد چوسان
ييسون هستم
خون؟
...مخصوصاً برات
سه تا قرص خشخاش گذاشتم
...يكي براي معتاد كردن كافيه
...اما سه تا
هر كسي رو درجا ميكشه
نه
دِموك
...نقشهات
كشتنم بود
به نظرت هيولا ميآم؟
نه
...دنيايي كه توش زندگي ميكنيم باتلاقه
فقط سعي ميكنم زندگي كنم
...اين مملكت با دستاي خودش مردمش رو
داره به قعر قعرها ميبره
تا هيولايي مثل من بوجود بياد
!نه
نه
سرورم، بيدار بمونيد
سرورم
نه
نه
از اولين لحظه كه ديدمتون
...با
با تمام وجودم
عاشقت شدم
نه
سرورم
سرورم
!سرورم
!سرورم
نه. نه
!سرورم
!سرورم
هاگون، كجا بودي؟
مراسم وليعهد تموم شده
چي؟
نميشه. بهم گفتن نيمه شب شروع ميشه
پدر. وليعهد كجاست؟
كجاست؟
از بعد مراسم نديدنش
گون
...هنوزم بهم
وفاداري؟
...ازت پرسيدم
هنوزم بهم وفاداري
...بهتون
وفادارم
...و جرئت ميكني
بهم دروغ بگي؟
اگه اينكارو نميكردم
بهم گفتن بهتون آسيب ميرسه
...پدربزرگم
گفت اينكارو بكني؟
بله
...اون
وليعهد رو كشت؟
اينطور فكر ميكنم
فوراً پيداش كن
!وليعهد رو پيدا كن
اگه اينكارو نكني
ميكشمت
تبريك ميگم، سرورم
حتماً خيلي خوشحاليد
No comments yet. Be the first to leave one.