Horizon: An American Saga - Chapter 1

Horizon: An American Saga - Chapter 1

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Horizon An American Saga Chapter 1 2024 WEBRip
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🆔 حسین رضایی و علیرضا نورزاده | FILMKIO.COM 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-07-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 330
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫« هورایزن: یک حماسه آمریکایی » ‫« فصل یک »

‫ ‫

‫چیکار می‌کنن؟

‫یه بازیه

‫با یه چوب بزرگ وایمیستن

‫می‌بینن که ریسمان دراز رو باید کجا بذارن

‫و چوب‌های کوچیک رو کجا بکارن

‫چرا اینجا این کارو می‌کنن؟

‫اگه پدرم از کوهستان پایین میومد

‫می‌دید که اوضاع چطوره

‫گوزن‌ها و الک‌ها دیگه نزدیک دره نمیشن

‫برای شکارشون

‫باید بریم سمت غرب، ‫جایی که کوچیس شکار می‌کنه

‫یا شرق که پیماها هستن

‫و با همسایه‌هامون بجنگیم

‫اونم در جایی که براشون مقدسه

‫اونم از ترس چند تا چادرنشین دم رودخونه

‫پیونسنای...

‫چی شکار کردی؟

‫اون رو که نمی‌تونیم بخوریم

‫من اونجا که میرم نباید ‫میمبرنوهای دشت‌ها رو ببینم

‫ولی الان دیدم

‫یکی از همون‌ها رو دیدم

‫که بخاطر گرفتن یه گوزن ‫از جایی که نباید

‫شکار و کشته شده بود

‫جسدش رو زیر پامون...

‫دیدیم، سر یه گوزن

‫خانواده من تو ارتفاعات وضعش خوبه

‫گرسنه نیستیم

‫در ترس هم زندگی نمی‌کنیم

‫پیونسنای با تماشای چشم‌سفیدها ‫در دشت‌ها بی‌صبر و قرار شده

‫حالا هم اونها رو به خونه من آورده

‫اینو می‌بینی؟

‫من اینو آوردم

‫دیگه خطری برات ندارن

‫مثل اونهایی که

‫تو رودخونه پوست سرشون کنده شده

‫اون افراد مردن. متوجه‌ام

‫اما پسرانشون راهشون رو ادامه میدن

‫و اونها هر وقت بتونن

‫میان سراغ تو

‫و اونها میان سراغ همه مردم

‫و نمی‌دونن تو کدوم از ما هستی

‫برای اونها هم همینطور خواهد بود، ‫همچنین برای پسرانشون

‫اما اونها قرار نیست بیان

‫و ببینن من مثل پدرم در خوابم

‫پدرم که زمانی یه رئیس‌جنگ بزرگ بود

‫اما دیگه پیر شده

‫پس از اینجا میری

‫بله. از اینجا میرم

‫از جایی که مردم

‫می‌ترسن برام آواز سر بدن

‫این رو هم در خواب دیدم

‫تو میری و در دشت‌ها ‫منتظر چشم‌سفیدها می‌مونی

‫و نخواهی خوابید

‫تویی که این آدم‌‌ها رو دشمن خودت کردی

‫تا زمانی که توان داری ‫باهاشون خواهی جنگید

‫و اونها باز هم میان

‫و وقتی بخوای قایم بشی

‫ارتفاعات دیگه بهت پناه نمیدن

‫اونوقت چشم‌سفیدهایی که من می‌بینم ‫رو خواهی دید

‫اون زمان می‌فهمی

‫که چرا امروز برای پیروزیت آواز سر نمیدم

‫اونها می‌تونن انتخاب کنن

‫آزادن که اگر می‌خوان از اینجا برن

‫من دیگه حرفی براشون ندارم

‫این رو برمی‌دارم

‫که مزاحم خواب یه پیرمرد نشه

‫یه مقدار دنبالشون کنید

‫ببینید با همدیگه می‌مونن ‫یا کسی برمی‌گرده

‫خواهرم دیگه آدم قبلی نیست

‫مرد خونه‌ش رو نداره

‫مردی که از پیش از تولد دوستش داشت

‫دخترهاش دیگه پدر ندارن

‫پدر خواهند داشت

‫با ما میان

‫چرا کسی باید با تو بیاد؟

‫چشم‌سفیدهای کنار رودخونه

‫میان سراغ ما؟

‫نه

‫مردم اینجا در امانن

‫اما چشم‌سفیدهای بیشتری به رودخونه میان

‫رویای پیرمرد اینه

‫رویای تو چیه تاکلیشیم؟

‫من رویای این موضوع رو نمی‌بینم

‫اومدن و چوب‌هاشون رو در مسیر ما فرو کردن

‫و برامون بدیُمنه

‫که این کارو کردن

‫فقط همینو می‌دونم

‫بدیُمنی میاره

‫اگه اون بره، منم باهاش میرم

‫بیا اینجا

‫به حرف‌هایی که زده شد گوش کردی

‫متوجه شدی؟

‫خوبه

‫خوشحالم که پسرم...

‫هویتش رو می‌دونه

‫این بهم گفت

‫اسبچه‌های من که دزدیده شده بودن

‫کجا بودن

‫وقتی دردسر پیش میاد

‫می‌تونی باهاش حرف بزنی

‫فکر می‌کنم... دوباره خواهم دیدت

‫برای تو چی؟

‫من نیازی به هدیه‌ای که برادرم داره ندارم

‫از شما به قدر کافی دریافت می‌کنم

‫من دنبال پیونسنای نمیرم

‫دنبال تو میام

‫فکر کنم از جاده اصلی خارج شدم

‫ولی نمی‌دونم از کجا

‫اسپانیایی بلدی؟ ‫(به اسپانیایی)

‫نه‌خیر

‫خوبه پس. خودم هم زیاد بلد نیستم

‫چهار پنج مایل عقب‌تر از اینجاست

‫اوه. پس یعنی ازش رد شدم

‫درست از داخلش رد شدی

‫پس دیگه به سمت شرق نیست

‫منم الان همین رو گفتم

‫از همون جا که اومدی برگرد

‫این دفعه وقتی به رود رسیدی، ‫خوب نگاه کن

‫یعنی اونجا یه شهر می‌بینم، ها؟

‫یه جور هم حرف نزن که انگار معجزه‌ست

‫خیلی‌خب

‫برادر، امروز غذا خوردی؟

‫راهتو بکش برو دیگه. ‫من برادرت نیستم

‫جیمز سایکس

‫برو!

‫برو!

‫یالا. یالا. برو

‫بجنب!

‫یالا!

‫برو!

‫کجا بود؟

‫اگه زنده موند، خودت ازش بپرس

‫کیلب، برو گراتن رو بردار و اسبش رو پیدا کن

‫نه، میرم رد اون دختره رو بزنم

‫هی

‫«جون»، اون خبر داره

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب. ‫ولم کن

‫ها؟

‫اما اول صبحونه‌ام رو می‌خورم

‫هوم؟

‫دیگه دستت روی کسی بلند نمیشه

‫داداشت گفت برو دنبال اسبه

‫یالا برو!

‫قبل اینکه یه جونور بخورتش!

‫برو تو. به اون برس

‫مردی که در هنگام فراوانی...

‫خود را اخلاق‌مدار می‌بیند

‫جور دیگر خواهد شد

‫علیه برادرانش قیام می‌کند...

‫و با هم بر سر ثمرات پلاسیده‌ی سرزمین ‫خواهند جنگید

‫ ‫

‫می‌بینی چه خوشگل شد عزیزم؟

‫بله مامان

‫آب از توی خاک میاد بالا. واقعا میاد

‫مثل نفت که از فیتیله بالا میاد

‫جوزف!

‫برای همین باید خاک رو باز کنی

‫و بذاری آب بیاد بیرون... ‫که بعد به شکل بارون برگرده

‫نه. این دیگه...

‫این مغلطه بود

‫نه جناب. بارون همیشه بعد از شخم میاد پسرم

‫ولی اینطور نیست

‫معلومه که هست

‫بعد از شخم بارون میاد

‫- بنظرت متوجه میشن؟ ‫- چه‌جورم

‫بجنب. پدرت اصلا بلد نیست

‫نه

‫واقعا نات؟ نمیای؟

‫نه

‫خانم کیترج؟

‫ممنونم تام

‫می‌بینی؟ جنتلمن اینه

‫مراقب باش! پُره

‫«مراقب باش»!

‫خودتون حواستون رو جمع کنین. ها؟

‫هاپ! هاپ! هاپ!

‫مراقب باش!

‫نات، دارن میرن

‫نات؟ گفتن زودباش

‫- کار قشنگی نبود ‫- خفه شو

‫چی؟ نگو اینو

‫نات! اینجوری حرف نزن!

‫همچین هم بد نبود، نه؟

‫داشتی می‌رقصیدی! ‫دیدمت. مگه نه فران؟

‫خب، دکتر بامن رو سرپا نگه داشتم

‫تا اینکه یکی براش صندلی پیدا کرد

‫اگه بشه بهش گفت رقص

‫تازه اونی که هم خودم دعوتش کردم ‫پیشنهادم رو رد کرد

‫راست میگم. ‫داشته گریه‌م می‌گرفت

‫کدوم احمقی تو رو رد کرده؟

‫بهت نمیگم، ولی الان داره پشت سرت

‫با تفنگش راه میاد جیمز

‫نرفتی با مادرت برقصی؟

‫با هیچکس نمی‌رقصم

‫نات، تو که رقصت خیلی خوبه

‫پسر با مادرش برقصه خیلی مسخره بنظر میاد

‫من که می‌رقصیدم

More Farsi Persian subtitles for Horizon: An American Saga - Chapter 1

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left