ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« دکامرون »
!ولم کنین! من کار اشتباهی نکردم
چی؟ کار اشتباهی نیست که نکرده باشی
!از این طرف
!این تا لحظه مرگم آزارم میده
!عجله کنین
راهش رو ببندین
اونجا - کجا؟ -
!اونجا
خیلیخب، برو اونجا
به گشتن ادامه بدین
الان دیدمش قایم شد
!از این طرف
!اینجا
نه! بیاین نباید بذاریم فرار کنه
یالا سیریسکو
!میسیا
!از این طرف
!یاکوپو
!مامان
!مامان - یاکوپو -
!مامان - یاکوپو -
!مامان - من اینجائم -
!مامان - من اینجائم -
اینجائم
!مامان
صبرکن
مامان - خوبی؟ -
خوبم - صدمه ندیدی؟ -
خوبی؟ - فقط ترسیدم -
تو خوبی، جاییت صدمه ندیده؟
سوختم و احساس شرمندگی میکنم
دوستیم با تیندارو ما رو به این جا رسونده تقصیر منه
نه - سرافکندهت کردم -
خیلیخب
همه پشت درها رو بگردین
کلی در داره اینجا
چهقدر بزرگه
اون عنکبوت ممکنه هرجایی باشه
نه، منظورم این بود خیلی قشنگه - قشنگه -
ممنون، آره
و پامپینهآ داره نابودش میکنه
راهبههای بندیکت اینجا رو ساختن و حالا پر شده از کلاههاش
و بعضیهاش نامتناسب و عجیبن
اکثرشون نامتناسباند
این همون زنیه که درموردش میگفتی؟
آره، خیلی برام با ارزشه که به حرفام گوش میکردی
اوه، ممنون
حالا، باید پیداش کنیم
،باید از شرش خلاص شیم
بعدش میتونیم توی این ویلای فوقالعاده در کنار هم زندگی کنیم
و میتونیم مثل اشرافزادهها زندگی کنیم
میتونیم شراب بنوشیم ...و داستانهایی از زنان منحرف
و راهبههای منحرف واسه هم تعریف کنیم - آره -
خیلیخب، لطفا حواستون رو جمعکنین
ولی مراقب باشین
مراقب باشین
...اون فریبتون میده
چون زن زیبائیه
!برین
کجا؟ - از این طرف -
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
دوست قدیمی، فکر میکردم مُردی
آره، نزدیک بود اون مزدور بیریخت بکشتم
لیچیسکا داشت هرزه بازی در میاورد
من گفتم " پس این میسیا کجاست وقتی بهش نیاز داریم؟ "
خیلی عجیبه تو فیلومنائی
نه، کاملا منطقیه
خیلی از دیدنت خوشحالم
خیلی دلم برات تنگ شده بود
منم همینطور، شاخه دم دستی خودم
ممنون کُنده بریده شدهی عزیزم
اوهوم
باید قبل از اونا پامپینهآ رو پیدا کنیم
الان میخواست استرتیلیا ور آتیش بزنه
شاید بهتر باشه بذاریم پیداش کنن
نمیتونم بذارم بهش صدمه بزنن
نمیتونی یا نمیذاری؟
به هر صورت، بگو نبودم چیها شده
!استرتیلیا
پسرم، خوبی؟
همینطور که انتظارش رو داشتم روح و قلب یه جنگجو رو داری
استرتیلیا، میخواستم یه چیزی بهت بگم
درک میکنم چرا روی تل هیزم خواستگاریم جواب منفی دادی
خیلی مشغول بودی
ولی... در خطر دیدنت مصمم کرد که امنیتت رو تضمین کنم
من آدم پولداریم میتونم ازت محافظت کنم
و همینطور که میدونی
پیوند قوی شهوانیای باهم داریم
...خب، الان ازت میپرسم
...در آرامش تمام
خیلیخب
صدمی دیدی؟
اون سلیطه مو قرمز پاهای زیبات رو بد ریخت کرد؟
دکتر لازم داریم
...یاکوپو
بفرست دنبال سیریسکو، تا پیک بفرسته تا پیکه بره دکتر خبر کنه
هرچی پولش بشه مهم نیست پشتم به دریاست
دهنت رو ببند
ببندم؟ - یه ریز زر میزنی -
...عشقم - خواهشا دیگه حرف نزن -
بیا
استرتیلیا، دیونئو کجاست؟
مُرده
مرده؟
مرده
خدای من
لعنتی، حالا چی کار کنم؟
نمیدونم، خدافظ
نه، استرتیلیا، لطفا
بدجور زخمی شدم
لطفا میشه کمکم کنی؟
لیچیسکا میتونم ولی نمیکنم
چی؟ چرا؟
پسرم رو برداشتم واسه همیشه از اینجا بریم
جدی؟ - آره -
ولی کجا میخوایم بریم؟ - یه جایی -
تو رو خدا، اگه کمکم نکنی میمیرم
و باید از اینجا برم
عین تو دلم میخواد هرچی زودتر از اینجا برم
مامان، مهربون باش
نه، من هیچوقت دیگه امور اشرافزادهها رو به خودمون ترجیح نمیدم، یاکوپو، نه
ولی اون اشرافزاده نیست، ندیمهست
آفرین خوب توجه کردی
اوه
خیلیخب، برو کلبه وسایلمون رو جمع کن
به زخمش میرسم ولی صبح سحرخون میریم
میشه قبلش با تیندارو بازی کنم؟ - نه -
بیا روی میز بخواب
قراره حسابی دردت بگیره
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
کاش بودم و نابود شدن همهچیز رو میدیدم
از دیدن اینکه روجیرو و افراد دیوونهش به سزای اعمالشون میرسن لذت میبردی؟
آره
صبرکن
چیه؟
روجیرو اون توئه
روجیرو زندهست؟
ولی فکر کردم گفتی طاعون همه رو کشته
نه
نه، اون زنده نیست یا نه، طاعون همه رو نکشته؟
جفتش
چه خبره؟
...پامپینهآ
پامپینهآ چی؟
ازم خواست روجیرو رو بکشم
و این کار رو کردی؟
آره، یه جورایی
تا حد زیادی
من... آره قطعا کشتمش
تو رو قاتلت کرده؟
اون اونجا بود، پس ... باید انجام میشد
نه، نباید انجام میشد
دوستم، آشفتهحالی
چشمات بینور و بیروح شده
بیخیال
مثل همیشهاند
و من هم همون میسیائم
هیس. میسیا میدونم دوستش داری ولی با توجه به اتفاقاتی که افتاده باید رهاش کنی
و من کمکت میکنم، اون آدم بدیه
و نمیذارم بهش وفادار بمونی
اگه این فساد رو از زندگیت پاک نکنی چه اتفاقی برات میفته؟
مشکلی برام پیش نمیاد - پیش میاد -
نابود و خاموش میشی
لعنتی
میخوام از زندگیم حذفش کنم
حس میکنم دارم خفه میشم
حس میکنم دارم خفه میشم تو رو خدا کمکم کن
میخوام آزاد باشی
میتونی آزاد باشی
وقتی با توئم احساس آزادی میکنم
پامپینهآ؟
..پامپینهآ
این اتاق رو بگردین ته اتاق اون گوشه، یه کمد هست
پامپینهآ؟
این توئه؟
آره - واقعا؟ -
اوه، منظورت جسد همسرت... نیفیلیه
آره - متأسفم -
دروغ گفتم
چی؟ - قبل از مرگش -
الان نمیتونم درستش کنم؟
مطمئن نیستم
کمکم میکنی دفنش کنم؟
فک نکنم تنهایی بتونم
آره، کمکت میکنم، پانفیلو
آره
،به محض اینکه پامپینهآ رو پیدا کنم
!و از پنجره پرتش کنم بیرون
این داد رو زدم که بشنوه
متوجهم
در این بین، شاید بتونی دعایی براش بخونی
بهنظر میرسید اهل دعا و خدا بود، درسته؟
اوه، اینم از دوستای جدیدم
آره، الان بهعنوان هم رتبه و هم شأن باهامون زندگی میکنن
ممکنه توی دیوارها باشه؟ - هرجایی میتونه باشه -
ریزه میزهست میتونه خودش رو توی یه شیشه بزرگ جا بده
بیاین، عجله کنین
حواستون به شیشههای بزرگ باشه
...پروردگار قادر و توانا
No comments yet. Be the first to leave one.