Frank Herbert's Children of Dune

Frank Herbert's Children of Dune

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

ldren of Dune E02 avrinli imdb-dl HDTV
കമന്ററി എഴുതിയത് avrinli
IMDB-DL translation team

ടാഗുകൾ

HDTV
hdtv
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2013-07-07
ഡൗൺലോഡുകൾ: 58
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

تاريخ رو ي شن هاي "اراکيس" نوشته شده

...مواديب" رفته"

...اما بچه هاش موندن

...تقريبا بزرگ شدن

و آماده روبرو شدن با ميراث پدرشان هستند

ميراثي که توسط عمه شان، "آلي"، نگهباني ميشده

و با وجود اينکه او با سرنوشت شوم خود از دوران تولد مبارزه ميکند

من اينجام اينجا ميمونم

راه طلايي

راهي که نتونستم پيداش کنم

،حالا به عهده توئه پسرم

راه طلايي خطرناکه

"ليتو"

اميدوار بودم يه کرم ببينم

ميدوني که زياد نزديک نميان که ديده بشن

آب دورشون ميکنه

"همه چيز داره تغيير ميکنه "گاني

خيلي سريع تغيير ميکنه

تو يه ديد ديگه هم داري، مگه نه؟

جلدم مال خودم نبود

...من داشتم خيلي سريع تو صحرا ميدويدم

...فقط داشتم ميدويدم و ميدويدم

"به "جاکاروتو

،دوباره اونجا ديدمش پدرمون رو

مطمئني اون بودش؟ - آره -

و اون در مورد راه طلايي حرف ميزد

منو ميترسونه

ميترسم برا ما چه معني اي داشته باشه

گاني" ما مثل "آليا" نيستيم" - مطمئني؟ -

همه اينها رو به مادربزرگمون وقتي ديديمش ميگي؟

نميدونم نظر تو چيه؟

...هوشمندانست که اول يکم بهتر بشناسيمش

قبل اينکه بزاريم اون مارو بشناسه

اونها براي ما ميان

اينطور نيست "ايرولان"؟

از هردوتاتون انتظار دارم مودب و محترم باشيد

هيچکدوم از شما شيطون ها نظري نميده ...اون يه "بن گزريت" هست

و ميفهمه اگه چيزي رو ازش مخفي کنيد

چرا بايد چيزي رو ازش پنهون کنيم؟

چيز با ارزشي برا پنهون کاري داريم؟

"منظور من هم همينه "ليتو

من چيزي نميبينم

شايد يکم بلندتر هم مصلحت آميز باشه

پدر من هم معمولا وقتي پرواز ميکرد اينقدر به زمين نزديک ميپريد

و تو، البته، اينو ميدوني

مثل اين که بلدي چطور پرواز بدون اينکه تمرين کرده باشي

تمرين هاي "بن گزريت"يت رو فراموش نکن نامادري

ترس قاتل ذهنه

ميترسم ذهنش رو از دست بده

زيباست

زيباي خالص

زيادي دور شديم؟ فراموش شديم؟

درود بر خالق و آبش درود بر قضا و قدرش

اجازه اش دنيا را پاک ميکند خواستش دنيا را براي مردم نگه ميدارد

"با لي کايفا" - خنده دار نبود -

"دانکن"

عشقم

دوباره اسپايس زيادي مصرف کردي

من يه گودال بدون انتها رو باز کردم

يه دسته ملخ ميان سمتم که بهم حمله کنن

چرا نميتونم ببينم "دانکن"؟ چرا؟

چيرو ببيني؟

آينده بصيرتم ناقصه

"آينده. اونجاست "دانکن دور از دسترس

چرا هميشه به عقب رونده ميشم؟

شايد تو بايد از خودت بپرسي چرا لازمه که ببينيش

باهام مثل رئيس ها حرف نزن - اينکارو نميکنم -

من بهت اهميت ميدم. همين

چرا داره مياد "دانکن"؟ چرا حالا؟

پس موضوع اينه

بعد از اينهمه سال که نوه هاش رو تو "کالادان" ديد

و تا 6ماه اونها به سن قانوني ميرسن

"برا من دليل بيار "دانکن

برا چند لحظه منتت من باش نه شوهرم

...هيچ "بن گزريت"ي بدون نقشه قبلي عمل نميکنه

بدون حيله نقشه کشيده شده اي

،و مادر من، با همه مستقل بودن هاش هنوز يه "بن گزريت"ه ماهره

ابرها

رطوبت در هوا

مثل توهين به مقدسات ميمونه - تو هم مثل "فرمن" ها شدي -

سالهايي که بينشون بودم رو فراموش نکردم

شرافت راهشون رو فراموش نکردم

يه زماني آرزو ميکردم که ياد نميگرفتمشون

"از اين سياره متنفرم "گارني هردوتا مردي که دوست داشتم رو ازم گرفت

و هنوز مکان خطرهاي بزرگه بانوي من

شايعات نقشه هاي ترور اونقدر زيادن که نميشه ناديده گرفتشون

استيلگر" پيغامي فرستاده که ميگه" حتي ممکنه "فرمن" ها هم درگير شده باشن

...پارتيزان هاي صحرايي که شما رو بخاطر

دخالت "پاول" در محيط زيست اين سياره، سرزنش ميکنن

از شايعات خيلي خستم

متاسفانه، اونها خون حياتي اين امپراطوري هستن

دلايل کافي برا به تاخير انداختن اين سفر

از اين طرف

ببرها سرقت رو بي نقص انجام دادن

"دوستمون "پاليمباشا کارش رو به خوبي انجام داده

بنظر ميرسه صبرتون داره جواب ميده بانوي من

بله، من سالهاي زيادي رو صبر کردم

براي اون لحظه اي که کار "اتريديس"ها رو تموم کنم

صبر تنها غذاي من بود

"متحدانمون تو "اراکيس به تحريک کردن ناآرامي هاي داخلي ادامه ميدن

"در دست نگه داشتن قدرت توسط "آليا درحال سوق دادن به لغزشه

و حالا ما هدفمون براي معامله با دوقلوهاي "مواديب" رو داريم

اميدوارم بانوي من راضي باشن - ...اه، من راضي نميشم -

...تا همه "اتريديس"هاي حروم زاده

زير چکمه هاي "کورينو ساردوکار" له نشدن

مثل راه رفتن نااميدانه ببرها توي باغ وحش در زمان هاي قديم

نميدونم

من محقق نيستم شما هستيد شاهزاده جوان

عقب و جلو

،درست مثل اين کرم عقب و جلو برو تا خودشون رو مريض کنن

...درست مثل مادرم

با نقشه هاي بيهودش "براي برگردوندن قدرت به خاندان "کورينو

مادر شما زن جاه طلبيه، شاهزاده من

متاسفانه جاه طلبيش باعث ميشه واقعيت رو نبينه

شما در ميل ايشون براي برگردوندن تخت شاهي پدربزرگتون کمک نميکنيد؟

تنها يه قدرت طماع نادان ...بدون استفاده از کاربرد هاي حساسش

يا ترس از خطر ذاتيش عمل ميکنه

جهان "شادام" چهارم تنها در کتاب هاي تاريخ خرد شده باقي موند

،ما از امپراطوري اي که شکست ميديم متنفريم اما نميدونيم که به جاش چي رو ميخوايم

گمان کنم جلمعه اي که قبلا داشتيم

مادرم شايد اعتقاد داشته باشه که اون ممکنه اما من زياد مطمئن نيستم

من فقط زياد مطمئن نيستم

در مورد شيرين کاري کوچولوت توي صحرا شنيدم

خب، من ترجيح ميدم بهش به عنوان يه پرواز ماهرانه فکر کنم، اما ادامه بده

با تشويق هاي تو البته

خاطرات پدرمون خيلي آموزندست

خب، گمان کنم بايد سپاسگذار بشم ...که مجبور نيستم به مادربزرگتون بگم

،قبل اينکه ميخواست ببيندتون داخل يه کرم گم نشديد

يه وظيفه ناخوشايند ميشد

شايعه است که مادر من وفاداريش رو ...به "بن گزرين" ادامه داده

و هردوتاتون ميدونيد که انجمن خواهري در مورد ماهايي که بيش فعال بدنيا اومديد چي فکر ميکنه

و تو ميخواي که وانمود کنيم چيزيه که ما نيستيم؟

انتظار دارم که از خودتون مراقبت کنيد

ديگه حرفي از خاطرات پدرتون يا روحش يا اراده ش نباشه

...مطمئنا يه نفر ميتونه بين بيش فعال بودن

و در تصرف بودن تشخيص بده

براي بعضي ها، فرقي نداره اما براي ما خطرناکه

اما اگه به عنوان يه مادر مياد چي؟

،به عنوان مادربزرگ و نه به عنوان بازرس "بن گزريت"؟

"تو خاطرات اون رو داري "آليا مطمئنا حرکاتش نميتونه اونقدرا هم پيچيده باشه

،اگه مادر من اونقدر پيچيده نبود هيچکدوم از شما اينجا نبوديد

اون هيچوقت به دنباله خودش خيانت نميکرد

اون هيچوقت پسر نداشت

،من اولين فرزندش بودم نه پدر شما

و هيچکدوم از اينها اتفاق نميوفتاد

،بهتون هشدار ميدم دشمنان اغلب در قالب فرشته ها ظاهر ميشن

اميدوارم شما دو تا بتونيد فرقش رو تشخيص بديد

داريم از دستش ميديم

الانشم از دستش داديم

عصبي هستي، مگه نه؟

چرا بايد باشم؟

سالهاي زياديه که نديديش

مادر بزرگت و من روابط بدي رو داشتيم

اما مهربانيش رو ميخواي؟

...مهرباني تحت رويدادهايي ممکن نيست

اما من بعد اينهمه مدت يکم احترام براش قائلم

استيل" خواهش ميکنم"

...وقتي سالها قبل اومديد اينجا

:مواديب" بهم گفت، پدرش ميگفت"

...زيبايي بالاخره رسيد

تا بيابان رو دربر بگيره

،به افتخار اون ميتونم امروز سخنان دوک شما رو قرض بگيرم

دوست خوب

نايب السلطنه، بانوي من

خيلي وقت شده

البته، نوه هات رو يادته

حتي بعد از اينهمه مدت

...اميدوارم تشريفات رو بزاريم کنار

و دوباره همديگه رو بشناسيم

مادر "مواديب" پيش ما برگشته

بايد براشون دعا کنيد مادربزرگ

ميبينيم که دورويي تشريفات هنوز رونق داره

...بعضي وقتها لازمه که با تشريفات وفق داده بشيم

تا ازش نجات پيدا کنيم

!مادر

مادر مقدس

براتون يه هشدار دارم

تقدس "مواديب" خراب شده

مذهب "مواديب"، مواديب نيست

اون انکارش کرد همونطور که شما رو انکار کرد

!همتون رو

مواديب" مرده"

و شن اين مکان رو ميپوشونه

شن شما رو ميپوشونه

!زنده بگيرينش! زنده

!دور شو

!"جاکاروتو"

غيرممکنه که از در مقابل هر ديوونه اي که ميخواد خودش رو بکشه مراقبت کرد

ما سعي داريم ديدارهاي عمومي "آليا" رو محدود کنيم

مطمئنيم که هدف اون بود؟

در اين زمان، هرکسي توي خاندان سلطنتي ميتونه با ارزش باشه

زمان نه چندان دور رو به ياد دارم که زياد با الان فرق نداشت

و ما شکستشون داديم - همونطور که دوباره شکستشون ميديم -

من صداهايي توي جمعيت شنيدم که مواديب" رو هشدار ميدادن"

ما نميدونيم که اهل کجاست يا ميخواد چيکار کنه

ميگن که خودش رو "واعظ" مينامه

مردم فکر ميکنن که اون "پاول"ه اينطور نيست "استيل"؟

بعضي آره، بعضي دلشون ميخواد - تو چي فکر ميکني؟ -

امثال اون هر روز از صحرا ميان ولگرد هاي منتظر

و روحاني "آليا" اين چنين کفر ها رو تحمل ميکنه؟

More Farsi Persian subtitles for Frank Herbert's Children of Dune

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left