ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ولی دوستی یه رویای بزرگه که برای تحققش شرایطی لازم داره
چه رویایی حسن؟
که با هم به هدفمون برسیم
و دنیای ناعادلانه رو تغییر بدیم
کسی نمیتونه دنیا رو تغییر بده
من میتونم
اگه با هم دوستیم از همین الان با هم پیمان ببندیم
که هر کدوممون به هدفش رسید
به دو نفر دیگه کمک کنه
حسن صباح تنها شده
همه اطرافیانش رو از دست داده
اومدم پیمان رو یادآوری کنم
من به پیمان پایبندم
او دوست همیشگیش نظام الملک رو کشت
تو منو نجات ندادی
انگار صدای قلبمو شنیدی
میدونی نزدیکترین فرد به قلب من کیه؟
زید بن سیحون
و همراه سفرش، زید بن سیحون
پسرش رو کشت
تا پای جان ازت حمایت میکنم، حسن
او همسر و معشوق خودشو از دست داد
مجبور شدم
حسن صباح قویـه
اگه مقامش با قلبش هم تضاد پیدا کنه قلب خودشو میشکنه
پس از یه سفر طولانی و طاقتفرسا تمام دنیا رو از مرد قلعه وحشتزده کرد
سفری از جوانی تا پیری
من باردارم
!پسری قوی
فقط خدا میدونه
مطمئنم که یه پسر قوی میشه
تصور کن مولای من
یه بچه هست
پسر یه شبان
مادرش ادعا میکنه که فرزند آقای ما حسن صباحـه
من برگزیدهای فرستادم که اون و مادرش رو بکشه
این نشاندهنده پایان کار حسنـه
عاقبت حسن پایان اندیشه نیست چون اندیشه نمیمیره
این روایت مولای ما حسن صباحـه
که از خیلیها شنیدم
برخی ممکنه در مورد معجزاتش مبالغه کنن
برخی ممکنه اونو شیطانی جلوه بدن و بیش از گناه واقعیاش مقصر بدونن
ولی در هر صورت
من اینجام
اسمش چیه؟
سعید
و داستان ادامه داره
منتظر مولایمان هستیم
منتظر مولایمان هستیم
« کانال تلگرام گلچین دانلود » « @MyGolchindl »
قسمت 30 "من کی هستم؟" گ.ل.چین.دان.لود
کمکم کنین
پدر
!دارم میمیرم
!کمکم کنین
پدر
!دارم میمیرم
من کجام؟
در قلمرو حسن صباح
!کمکم کنین
پدر
قلمروی من
ولی هوا تاریکه و کسی هم نیست
درخواست ابن صباح چیه؟
پسرم حسین
کشته شده
دنیا زاد کجاست؟
یه نفر رو فرستادن تا اونو بکشه
و هادی؟
از برزک عمید بپرس
!من اینکارها رو نکردم
کسی که اینکارو کرده مولای ما حسن صباح صاحب کلید بهشتـه
من حسن صباح رو میخوام
ولی، من تو رو از دستش نجات دادم
میخوامش
تو رو میکشه
!کمکم کنین
کی؟
کی حسن صباح رو صدا میزنه؟
من هیچ عزیزی ندارم
صدایی از بهشت
!من
!من
میتونم وارد بهشت بشم
شاید بتونم وارد بهشت بشم و دنیازاد و حسین و هادی رو ببینم
... :: ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس :: ...
آیا استاد حسن صباح میتونه از شبان پسری داشته باشه؟
عشق من
عشق من
عشق من
عشق من
صدای بلند فریاد و گریه شما
به گوشم رسید
کی گفته مولای ما حسن صباح
گریه میکنه و فریاد میزنه؟
شاید توی کابوس، مولای من
بیدارم یا خوابم؟
بیدار
دلیل بیدار بودنم چیه؟
دلیلش اینه که تو دنیای واقعی هستیم
دنیای واقعی
چطور برزک عمید تو دنیای واقعی بدون اجازه
وارد حجره حسن صباح شده؟
صدای بلند شما چیزیه که منو نگران کرد، مولای من
میخوام مؤمنان رو جمع کنی
و بهشون بگی که مولای ما میخواد سخنرانی مهمی بکنه
استراحت کنین، مولای من
همه مؤمنان میدونن که مولای ما در انزوا به سر میبره
بهت دستور میدم
میخوام دستور رو اجرا کنم، ولی
چی مانع تو میشه؟
مقام جدیدتون
مقام جدید من چیه؟
مولای ما حسن صباح دیگه شیخ قلعه الموت نیست
حتی صاحب کلید بهشت هم نیست
نه
مقام بالاتری داره
بزرگتر از چیزی که هر ذهنی بتونه تصور کنه
بله
بله برزک
من به فردی بسیار بزرگ تبدیل شدم
آقای ما واسطه بین ما و اماممون نیست
نه
با امام یکی شده
!من
و در مقابلش بهای زیادی داده
تو پسرت رو کشتی
همسرت
عزیزانت
پسرت هادی رو به آسمان و بهشت بردی
و آنچه که هیچ مؤمنی طاقت نداشت، تحمل کردی
بدون سرپرست
که برای پیامبر هم ممکن نیست
بله
من چیزی رو تحمل کردم که هیچ انسانی نمیتونست تحمل کنه
و تو از انسان برتر شدی
تمام معانی قداست در شما تجسم یافت
و شکوه
تا جایی که هیچکس نمیتونه منو ببینه و صدام رو بشنوه
درسته
چشمهاشون ممکنه از نور شما کور بشه
و روحشون بسیار ضعیف
کی میتونه اینو تحمل کنه؟
حضور و جایگاهتون در روحشون ارجمندتر، مولای من
اوه، برزک، معلومه که تو هم از مقام و منزلتی برخورداری
و فوق العاده
بنده و غلام مولایم حسن صباح هستم
...در کل جهان هستی، تو تنها مؤمنی هستی
که قادر به دیدن، شنیدن و صحبت با حسن صباحـه
مگر اینکه بمیره و یا ناپدید بشه
من سه ماهه روزه گرفتم
من به سختی خوابیدم
و زبانم به ذکر و نماز مشغول بوده
فقط برای تحمل این دوران
ولی حسن صباح ...چطور با مقامی که داره
گریه میکنه و فریاد میزنه؟
تو ای مولای ما
هیچ تمایزی
بین دنیای تخیل و دنیای ما نداری
مظاهر تو در عالم خیال و خواب
فراتر از درک و تصور ماست
بله
این بین تو و پروردگار ماست
یعنی، ممکنه در یه دنیا گریه کنین
و در یه دنیا حاکم ما
بله
گاهی من و برخی از مومنان
به امید دیدار
و شنیدن صداتون
و ظاهر شدن روح شما هستیم
...من
میدونم
...و از روز گوشه نشینی، دستورات
و پیشنهادهای زیادی دادین
و ما تمام دستورات شما رو اجرا کردیم
عالیه، برزک
عالی
حالا که در دنیای واقعی هستیم
مؤمنان رو از محبت من به اونا آگاه کن
اطاعت آقای من
برزک
میخوام داستان پسر شبان رو برام تعریف کنی
اونی که کشتی
سربازها بهش فرصت ندادن
همین که اینو گفت کشتنش
اونو دیدی؟
صورتش رو دیدی؟
ندیدم
ولی به خواست خدا
حتی دروغگوها هم سهم خودشون رو از دروغ میگیرن
نگهبانان میگن
چهره او تصویری از چهره مولای ما بود
با اجازه مولای من
همونطور که میدونین
آقای ما حسن صباح
برای سالها
در غیبت بزرگ نزد خدا بوده
و من برترین واسطه هستم
بین او و شما
این لطف خداست
No comments yet. Be the first to leave one.