ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
:مرد ایدهآل من .جسور، شجاع، خلاق
علایق: خواهرم، رمانهای کارآگاهی چیزهایی که متنفرم: خواهرم، دوستیابیِ اینترنتی
:چیزایی که باید بدونین .(یه سگ دارم که سه پا داره و یه بچه (موجود دوپا
.انجامِ درخواست امکانپذیر نیست
.انجامِ درخواست امکانپذیر نیست
سلام، "تاد مهار" از شرکت "ای-هارمونی" ــم چه کمکی از دستم ساخته ــست؟
...سلام، نمیتونم برای یه نفر
!چشمک بفرستم؟
نمیدونم، صفحهـم خراب شده؟
ممکنه صفحهـم خراب شده باشه یا ...؟
تا حالا چنین چیزی به گوشم نخورده .ولی باشه
اولین بارته که از اکانتِ "ای-هارمونی"ـت استفاده میکنی؟
.آره - ...خیلی خُب -
.دارم یه نگاهی به پروفایلت میندازم
ما از یه الگوریتم دوستیابی خیلی پیچیده ...استفاده میکنیم که
ما رو از سرویسهای دوستیابی اینترنتیِ دیگه .متمایز میکنه
.بله، بسیار هم عالی
.راستش، فقط میخوام برای یه نفر چشمک بذارم
."شرل ملهاف"
،حدودِ یه ماه پیش توی اداره .توی بخشم مشغول به کار شد
و کنارِ شیرینیفروشی شنیدم که میگفت .توی سایتِ شما عضوه
.بله، تا حالا به چنین چیزی برنخورده بودم
.ولی بذار ازت یه سوالی بپرسم
...کُلی از این سوالها که درباره
...اینکه کجاها رفتی و چیکارا کردی رو
.خالی گذاشتی
.آره، فکر کنم ردشون کردم
ببین، باید یه کمکی هم به من بکنی دیگه .نباید اینا رو خالی بذاری
...خُب راستش، تا حالا جای خیلی
.به دردبخور یا قابلِ ذکری نبودم
...یعنی تا حالا هیچکار
به دردبخور یا قابلِ ذکری نکردی؟
الو؟ صدا میاد؟
میشه یه لحظه گوشی دستت باشه؟
!برید،برید،برید
!دور بشین، خارج بشین !الان میترکه
!برید، برید
چیپس"؟" - !بیا اینجا -
.چیپس"، وای خدا ممنون"
چجوری فهمیدی ساختمون داره میترکه؟
شنیدم سگه پارس میکنه .همچنین بوی گاز به مشامم خورد
امیدوارم این کارم اشکالی نداشته باشه؟
،وقتی داشتم تو راهپلهها میدویدم .یه عضو مصنوعی هم برای "چیپس" ساختم
یه قطعهی کوچیک که .با یه نوار و یه فقل به لَگَنش وصل میشه
!وای خدا، چقدر کارت درسته
.با این اصول اولیه زندگی میکنم
.جسور، شجاع، خلاق
.مردِ رویاهای من همینه
رفیق؟
هی رفیق پُشتِ خطی؟
.دوباره سلام
چی شد؟ از حال رفتی یا...؟
.نه، یه چند لحظهای توی هپروت بودم
آهان باشه زیاد میری تو هپروت؟
.به اندازه معمولی
.فکر کنم
.باید برم، شرمنده
...باشه، ولی باید خیلی
!سلام .روزِ بدی رو برای دیر اومدن انتخاب کردی
.مجبوریم بیایم سرِکار
چی؟ - .همین آخر هفته -
!والتر"، تولدت مبارک"
.42سالت شد
اودسا"، اینجا چیکار میکنی؟"
.مامان،کیک پرتقالی موردعلاقهت رو درست کرده
مگه قرار نبود باهاش بری توی اون خونه سازمانیهایی ...که سازمان بازنشستگی میده
و پیانو رو با خودت ببری؟
آره، اونجا بودم ...نصفِ کارها رو انجام دادم، و پیانو
رو از ماشین در آوردیم و گذاشتیم توی خیابون ...و همهچی مرتبه ولی
برای یه تست بازیگری خیلی مهم بهم زنگ زدن ...پس
میشه بری تمومش کنی؟
نه، نمیتونم .دیرم شده
والتر"، فکر کنم متوجه نشدی" .من چه چیزی نیاز دارم
چی لازم داری؟
.باید نقش "ریزو" تو نمایش "گریس" رو بدست بیارم
.نفهمیدم چی گفتی
."مصاحبم، "ریزو - ریزو" کیه؟" -
.ریزو"، یه زنِ سرسخت و لطیف"
.یه لطفی بهم بکن ...لطفاً مطمئن شو که
پیانوی مامان رو کاملاً جا به جا میکنن، باشه؟
."نرو پیشِ "ریزو
"ممنون "والتر !خیر سرت، تولدت مبارک
.حدس بزن چی شده؟ قراره آخرهفته رو کار کنیم - .آره، شنیدم -
آره، قرارِ یه سری تغییراتی انجام بشه ...تعدیل نیرو بشه
...و تبدیل بشیم به یه چیز اینترنتی
موندم که اوضاع چطور پیش میره .و این تغییر ساختارِ سازمانی چجوریا میشه
.احتمالاً بتونم بهتون بگم
تد هنریکس" ــم" .مدیر فرآیند تغییر ساختارِ سازمانیم
.سلام، منم "تیم ناتون"، مدیرِ بخشِ فروشم
.گری منهم"، مدیرِ بخش طراحیم"
و تو چیکارهای آقای کیکی؟
...من
...کارم
کیک فقط برای امروزه ...آقای کیکی هم نیستم...کارم
...مسقماً با
مسقماً؟
...مستقیماً
.با بخشهای مربوط به عکس مجله "زندگی" سر و کله میزنم
ببخشید، رفتم تو کفِ آهنگه .گوش نمیدادم چی میگی
میگفتم میدونی ریش به کی میاد؟
!دامبلدور"، نه تو"
رفیق؟
رفیق؟
چیکار میکنی؟
.مدیرِ بخش نگاتیوها هستم
.ارزش صبر کردن رو داشت
"تد" - ."دانی" -
ردیفی؟ - .عالیم -
.میدونم تصمیماتِ سختی پیشِ رو داریم
قبلاً هم اینجا بودی، درسته؟
.آره - .آره،همینطوره -
.سلام - .سلام -
آخر هفته ــت چطور بود؟ - !وای نگو، عالی بود -
تو آخرِ هفتهای چیکار کردی؟
...بذار ببینم
...یه نقاشی کشیدم
.در حالی که معشوقه لاتینم برام شعر میخوند
.ای پدرسوخته - .میدونم -
.راستش، منتظر یخچالم بود .با کسی دوست نیستم فعلاً
.ببخشید
.بعداً بهت زنگ میزنم - .باشه -
.این شکاف یخی، مثل یه زن حرکت میکنه
.والتر میتی" ــم"
..."منم "شرل
.ملهاف" ــم"
کجا بودی؟
.محدودیتهای روحِ آدمی رو امتحان میکردم
دوست دارم از سرت برم بالا .و امتحانش کنم
...شاید بتونم باهات از طریقِ شاهینِ شاعرم
.باهات در تماس باشم
...شاهینِ شاعر
.خوشم اومد
...به نظرتون اگه با گیره کاغذ بزنمش
از هپروت در میاد؟
.نمیدونم والا - .بزنش -
.ببین کی اینجاست
.یه بار جعبهی جوهر پرینتر رو سمتش پرت کردم
واقعاً؟ از هپروت در اومد؟ - .نه، نشونهگیریم خطا رفت -
!خسته نباشی
از مرکز کنترل به سرگرد "تام"؟ "شخصیتِ فضانورد در برخی آهنگهای "دیوید بوی) (که از دنیا خارج و به ورای ستارهها سفر میکرد
صدام رو میشنوی سرگرد "تام"؟
.به قول یارو گفتنی، بریم به کارمون برسیم - .آره -
،اتاق کنفرانس اینجاست ...یه جاهایی تعبیه شده
.که افراد کارشون رو انجام میدن
."صبح بخیر "هرناندو
...یه آقا بالاسرِ جدید اومده
در موردش شنیدی؟
.آره، دیدمش
.قرارِ ارزیابی بشیم
.نمیتونن چنین کاری کنن .اینجا جزئیات ظریف و حساس زیر دستِ ماست
.آره
.سخته
من باید تو رو ارزیابی کنم .توهم منو
.فکر نکنم بذارن همچین کاری بکنیم - .همینطوری گفتم بابا -
هی، چند وقته این نگاتیوِ دوربین اینجاست؟
.اونم تو معرض هوا
.از طرفِ "شان اوکانل" ــه - .همین امروز صبح اومد -
یه هدیه هم هست .یه هدیه هم برات فرستاده
.روی میزته
.شان اوکانل" هنوز روی نگاتیوها فیلم میگیره"
.حقشه که بگم، خاطرش رو خیلی میخوام
میخوای اینو سَوا کنی و قابش کنی؟
جدی میگی؟ - .چرا که نه -
.شنیدم عمر مجلهی "زندگی" سر اومده
.میخواستم تشکر کنم
...یه نگاهی به داخلش بنداز
.یه هدیه برای تمامِ سالیانی که سخت تلاش کردی
...شرمنده بابتِ نگاتیوها
.یکم خون ریختم روش
وقتی داشتم یه زخم گلوله ...روی شکمم رو بخیه میزدم
.ولی شماره 25 رو بیشتر از همه دوست دارم
.جوهره اصیل زندگی
.البته فکر کنم
بهت اعتماد میکنم که برسونیش .به مقصدِ حقیقیش
.همیشه همینکار رو میکنی
چی گیرت اومد؟
.یه کیفِ پوله
.که روش یه شعار درباره زندگی حک شده
برای اینکه دنیا رو ببینی .چیزای خطرناکی رو باید از سَر بگذرونی
پُشتِ دیوارها و موانع رو ببینی،بیشتر جذب بشی .و اینکه همدیگه رو پیدا کنیم و احساس داشته باشیم .همین هدف "زندگی"ـه
.بفرما
25کجاست؟ - .نیست -
.هی،نگاتیو 25 رو میخوایم
.شان اوکانل" یه تلگراف فرستاده"
یه تلگراف واقعی بود ...یه مرتیکه فسیل که یه کلاهِ کوچولو سرش بود
.اومد و اینو داد
...پایین یه جلسه ــست
.و 25رو هم بیار
یه جایی همین طرفاست .پیداش میکنیم
.باشه، فریمها رو در اسرع وقت روی کاغذ چاپ کن
.و به هیچکی هیچی نگو
...میخواستم متاسفانه به همتون بگم که
.بنظرم از اول باید شروع کنی
.باشه
...میخواستم متاسفانه به همتون بگم که
.مجله این ماه، آخرین مجلهمونه
چی؟ - آره،چی؟ -
.آره،قطعاً...خبرِ ناراحت کنندهایه
.همتون کارمندهای باارزشی هستید
"ولی در فرآیند تغییرمون از مجله "زندگی ...به سایتِ زندگی
No comments yet. Be the first to leave one.