Arcane

Arcane

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Arcane S02E05 WEB
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-11-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 177
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 180 വരികൾ.

‫دوستان این شما و این

‫قهرمان پروانه‌وزنِ لیگ بوکس پیلتوور

‫گوستاو جالر معروف به «صورت اخمی»

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫خوشگل شدی آبجی

‫وایسا، یه لحظه...

‫نمی‌خوام یه کلمه دیگه هم از دهن تو بشنوم

‫موضوع وندرـه

‫دیگه گول کلک‌های تو رو نمی‌خورم

‫اون...

‫زنده‌ست

‫جفتمون می‌دونیم این کسشره

‫به کمک ما نیاز داره

‫می‌تونم ثابتش کنم

‫ماه‌ها اشغال برای حفظ صلح

‫عملیات‌های بی‌شمار

‫دریاهای اشک و عرق

‫کم کم فکر می‌کردم شاید پایان ‫زشتی‌های زون رو ببینیم

‫چقدر احمق بودم؟

‫جونور اومده بود سراغ تو

‫توسط تو احضار شده بود

‫با توجه به تجربیات من

‫فقط افراد گناهکار در جواب اتهامات سکوت می‌کنن

‫با توجه به تجربیات من

‫هیچ فردِ در قدرتی بی‌گناه نیست

‫سلول‌هایی در اعماق این زندان دفن شده

‫که اونقدر خالی از نور

‫و هوای تازه‌ و تمام امکانات ابتدایی انسانیه

‫که تا حالا استفاده‌شون رو قدغن کردم

‫اگه نمی‌خوای باقی عمرت رو

‫توی یکی از این سلول‌ها حروم کنی، ‫فقط یه چاره داری

‫هر چیزی که برای شکار این جونور لازمه ‫رو بهمون بگو

‫جوونیت گمراهت کرده

‫صبر حاصل بالا رفتن سنه

‫من هم از جفت اینها زیاد دارم

‫این آخرین فرصتته

‫بگو چه نقشه‌ای داشتی

‫جینکس چه نقشی داشته؟

‫اینجا خواهی پوسید

‫الورا؟

‫رز مشکی

‫امیدوارم این اقامتگاه موردپسندت باشه

‫هنوز جواب درخواست‌های انتقالیم رو ندادن

‫کی هستی؟

‫دیگه خودم هم مطمئن نیستم

‫میزبان‌هامون خوب بلدن ‫ذهن آدم رو مختل کنن

‫اونا دوستم رو کشتن

‫الورا اونجا بود

‫و بعد...

‫الورا!

‫آه، پیشکارهای دنیای کهن

‫همیشه دوست دارن ‫یه چشمه از قدرتشون رو بهت نشون بدن

‫اینجا کجاست؟

‫تا جایی که من می‌فهمم

‫یه اوکولوروم

‫به گفته افسانه‌ها

‫باستانی‌ها تالارهایی ویژه ساختن ‫که پیامبران دروغین رو حبس کنن

‫اما از من بپرسی فقط ‫یه سری سیاهچاله‌ی باکلاسن

‫که شاهزاده‌های ژیگول دوستاشون ‫رو میندازن توش

‫شاهزاده‌های ژیگول؟

‫شرمنده، فقط یه جوک خانوادگی قدیمیه

‫می‌دونی، اون حاکم‌هایی رو میگم ‫که یه شامه هنری هم دارن

‫وارد نور شو

‫کینو؟

‫منم برادر

‫مل

‫مل

‫بزرگ شدی

‫امیدوار بودم هیچوقت سراغ تو نیان

‫من اینجا گمش کردم

‫باحاله، ها؟

‫سمی هم نیست

‫تقریبا مطمئنم

‫چرا وندر باید این پایین باشه آخه؟

‫چه‌بدونم

‫خودت ازش بپرس

‫کِی می‌خوای اقرار کنی که اینم یکی ‫از اون فانتزی‌هاته؟

‫یا اینکه نمی‌خوای اون بچه بفهمه ‫چقدر توهمی هستی؟

‫این همیشه اینجوری نبود

‫قبلا اتفاقا خیلی هم باحال بود، ‫قبل از اینکه دهنش رو سرویس کنم

‫همین رو میگم‌ها

‫توهمی

‫کاش اینم فقط تو خیالاتم بود که ‫تو تصمیم گرفتی

‫با لات و لوت‌های پیلتی که مامان و بابا ‫رو کشتن رو هم بریزی

‫خب حداقل ندیدن دخترشون ‫به چه روانی‌ای تبدیل شده

‫کدوم یکی؟

‫بیدار شو آبجی

‫من یه قهرمانم

‫من نصف زون رو از استیل‌واتر بیرون کردم

‫در حالی که تو فقط مشروب خوردی ‫و از حال رفتی

‫حالا دهنت رو ببند و راهت رو برو ‫تا دوباره نزدم کتلتت کنم

‫تو بدون اون ابزارهای زشت

‫و کلک‌های بزدلانه‌ت یه ثانیه هم دووم نمیاری

‫اون دستکش چس‌کلاس و بی‌مصرف

‫که خودتم نساختی‌شون چی؟

‫فکر کردی به اینا نیاز دارم که...

‫بفرما. یه ثانیه

‫آخرین فرصتته برای تسلیم شدن

‫هر کاری می‌خوای بکن دست‌خپل

‫هی، بچه جون

‫هنوز اعضا و جوارحت رو داری؟

‫هوم

‫ولی قالمون نذارها

‫چرا اومدی دنبال من؟

‫به کمک من نیاز نداری

‫مدتهاست که نیاز نداری

‫دفعه پیش که وندر بهمون نیاز داشت ‫تنهایی جلو رفتیم

‫و دیگه هیچوقت مثل قبل نشد

‫پس...

‫شاید این یه شانس دوباره‌ست

‫تازه

‫اون پدر تو هم هست

‫منتظرت بودم

‫خاطرجمع هم هستی، نه؟

‫همیشه همین نگاه دیده میشه

‫وقتی کسی یه سلاح رو با تمام وجود می‌خواد

‫من از بلادکلیف تا دشت دالامور ‫نبردها انجام دادم

‫تا به حال جونوری به این بی‌رحمی ندیدم

‫هیچ جونوری از انسان بی‌رحم‌تر نیست

‫حتما شرط و شروطی داری

‫به من خدمت خواهی کرد

‫دشمنانم دشمنان تو خواهند بود

‫سلاح‌های تو از آن من خواهد شد

‫در ازاش، تمام نیازهات رو برآورده می‌کنم

‫بعنوان یک مشاور ارجمند ‫باهات رفتار خواهد شد

‫اما وفاداری بی‌چون‌وچرا می‌خوام

‫امتحانش نکن

‫وگرنه آرزوی سیاهچاله‌ی کیتلین رو می‌کنی

‫خودت می‌دونی من چی می‌خوام

‫اون هیولا نیست

‫زمانی انسان بوده

‫اونم انسانی محترم

‫قربانیِ یه تراژدی بزرگ

‫اراده سرسختی برای زندگی داشت

‫تحمل عجیبی در برابر درد داشت

‫با اون

‫من تونستم گام‌هایی بردارم که ‫با هر نمونه دیگری غیرممکن بود

‫اما ذهن...

‫ذهنش رو نتونستم بهبود بدم

‫ذهنش تا ابد در دل و روده‌ی جانور گم شد

‫و تنها بوی خون رو می‌شناخت

‫حداقل من اینطور فکر می‌کردم

‫حالا بنظر می‌رسه که ‫هنوز کاتالیزور درست رو کشف نکرده بودم

‫تاول و سنگ

‫تو نوکسس برات خاکسپاری گرفتن

‫اوه. مادر مجسمه سفارش داده بود؟

‫من تو پیلتوور مراسم گرفتم

‫اون فکر می‌کنه مردی

‫منم که خوشم میاد بزنم تو ذوقش

‫از کجا بلد بودی این کارو بکنی؟

‫نمی‌دونم

‫فقط حس کردم...

‫انگار یه جور معماست

‫کینو، چه اتفاقی برات افتاد؟

‫چجوری سر از اینجا درآوردی؟

‫پس بهت نگفته

‫بعد از یه مدت بودن پیش یه سری ‫اشراف‌زاده مشکوک تو باسیلیک

‫کم کم شایعات عجیبی راجع به مادر شنیدم

‫جدا از اون شایعات معمول

‫گفتن سالها پیش

‫از شهرشون رد شده و...

‫عاشق شده

‫اون مادر ما نیست

‫قطعا

‫اما هر چی بیشتر تحقیق کردم، ‫بیشتر بهش باور پیدا کردم

‫سفرنامه‌های قدیمی

‫حساب‌های محلی

‫باید بیخیالش می‌شدم ولی...

‫اون رابطه نتیجه‌ش شده یه بچه

‫امکان نداره

‫به همین دلیل ما اینجاییم

‫ساده بگم

‫اون بچه هر چی که به ارث برده ‫خیلی ارزشمنده برای کسایی که ما رو اسیر کردن

‫این باعث میشه بتونی جونورت رو پیدا کنی؟

‫نه به اون صورت

‫بایگانی‌های خانواده من رازهای بسیاری

‫از این شهر رو روشن کردن

‫فرمانده

‫ژنرال

‫یکی از این رازها توجه من رو جلب کرد

More Farsi Persian subtitles for Arcane

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left