ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ببخشید آقا، دستشویی کجاست؟
جاستین
زود باش عزیزم، ازم عکس بگیر. هرم افتاده کف دستم
جاستین، همین الان برگرد اینجا
نه، وایسا
نه، نه! جلوشو بگیرید! برگرد! بالا نرو
صبر کن، صبر کن
نگه دار. آروم باش پسر کوچولو
خیلی خب، وایسا بچه! همونجا وایسا. نه
نه، نه، نه! اوه! رفت که رفت
جاستین
گرفتمش! گرفتمش
امشب در مصر خبرهای جنجالی منتشر شد
معلوم شده که هرم بزرگ جیزه دزدیده شده
و یه ماکت بادیِ گنده جاش گذاشتن
ترس و وحشت کل دنیا رو برداشته و کشورها و مردم
دارن سعی میکنن از بناهای تاریخی محبوبشون محافظت کنن
پلیس هنوز هیچ سرنخی نداره
و همه دارن فکر میکنن کدوم یکی از شرورهای دنیا
مسئول این جنایت وحشتناکه؟
و دفعه بعد سراغ کجا میره؟
عجب روز افتضاحیه
دیگه وقتشه همه چی طبق میل من پیش بره
هر چی سر راهم باشه رو له میکنم
اشعه انجماد! اشعه انجماد! اشعه انجماد
عجب روز افتضاحیه
اگه به خودت گرفتی، اشکالی نداره
تماشا کن، دیدنش خیلی حال میده
منِ شرور
صبح بخیر، گرو
چطوری؟
سلام، فرد
جهت اطلاعت بگم، سگت کل حیاطم رو بمبگذاری کرده
و اصلاً از این وضعیت خوشم نمیاد
ببخشید دیگه. سگها رو که میشناسی، هر جا دلشون بخواد کارشون رو میکنن
مگر اینکه مرده باشن
شوخی کردم
هرچند واقعیت همینه. بگذریم، روز خوبی داشته باشی
اوه، باشه... آره
هر چی سر راهم باشه رو له میکنم
منِ شرور
عجب روز افتضاحیه
اگه به خودت گرفتی، اشکالی نداره
منِ شرور
حتماً داری شوخی میکنی
سلام
کلوچه میفروشیم
برید پی کارتون. من خونه نیستم
چرا هستید، صداتون رو شنیدم
نه، نشنیدی. این
یه صدای ضبطشده است
نه نیست. چرا، هست
نگاه کن. «پیغام خود را بگذارید، بیب!»
خداحافظ صدای ضبطشده
اگنس، بیا بریم
هان؟
کایل
سگ بد! نه! نه، نه. بشین. مافینِ من
گرو
آه، دکتر نفاریو
میدونم الان چه حسی داری
منم با ناامیدیهای بزرگی روبرو شدم
ولی از نظر من، تو همیشه یکی از بزرگترینها هستی
چی؟ چی شده؟
کل اخبار داره همینو میگه
یه یارویی زده یه هرم رو دزدیده
میگن اون باعث شده بقیه شرورها
ضایع به نظر بیان
مینیونها رو جمع کن
مینیونها، جمع شید
خیلی خب، خیلی خب
ثرو
هی
خوشتیپ شدی کوین! خونواده چطورن؟ خوبن؟
بسیار خب
باریکلا بیلی پسر خودم! چه خبر لری؟
سلام به همگی
آره، دمتون گرم
آروم باشید. ساکت
ممنون، خیلی خب
خب، متوجهم که احتمالاً شنیدید
که یه شرور دیگه هرمها رو دزدیده
ظاهراً قضیه خیلی بزرگیه
ملت دارن بهش میگن جنایت قرن و از این حرفا
حالا من ناراحتم؟ نه، اصلاً
یه ذره
ولی خودمون هم سال خیلی خوبی داشتیم
و از نظر من کار همهتون درسته
نه، خبری از افزایش حقوق نیست
قرار نیست حقوق کسی زیاد بشه
ما چیکار کردیم؟
خب، ما تلویزیون غولپیکر میدون تایمز رو دزدیدیم
عالیه
هان؟
روش من اینجوریه دیگه
آره، همهتون حال میکنید تو اون فوتبال ببینید، نه؟
ولی این همهاش نیست
ما مجسمه آزادی رو دزدیدیم
همون کوچیکه که توی لاسوگاسه
دیگه از برج ایفل هم چیزی نمیگم! اونم مال لاسوگاس بود
خیلی خب، نمیخواستم هنوز اینو بهتون بگم
ولی دارم روی یه پروژهی خیلی بزرگ کار میکنم
یه چیزی که دزدیِ هرم رو کلاً از سکه میندازه
و به لطف تلاشهای دوست خوبم، دکتر نفاریو
متشکرم
اوه، بفرما خودش اومد
چه تیپی زده
خب، ما جای یه دستگاه اشعه کوچککننده رو
توی یه آزمایشگاه مخفی پیدا کردیم و به محض اینکه به دستش بیاریم
این توانایی رو پیدا میکنیم
که جنایتِ واقعیِ قرن رو رقم بزنیم
ما قراره... رو بدزدیم
صبر کنید، صبر کنید! هنوز نگفتم قراره چی رو بدزدیم
هی
دیو، لطفاً گوش کن
قدم بعدی، ما قراره بدزدیم
ماه رو
و وقتی ماه مال من بشه
دنیا برای پس گرفتنش هر چی بخوام بهم میده
و من بزرگترین شرور تمام دورانها میشم
همینه، اینو میگن یه نقشه حسابی
بله؟
سلام گرو؟ داشتم یکم حساب کتاب میکردم
و واقعاً نمیفهمم چطور از پس هزینههاش برمیایم
شدنی نیست. من که معجزه نمیکنم
هی، سخت نگیر
یه وام دیگه از بانک میگیرم. اونا عاشق منن
ایدیت، تمومش کن
چی شده؟ دارم راه میرم دیگه
سلام خانم هتی، ما برگشتیم. سلام خانم هتی، ما برگشتیم
سلام دخترا
وقتی بیرون بودیم، کسی نیومد ما رو به فرزندی قبول کنه؟
اومم، بذار فکر کنم
نه
ایدیت! این چیه روی میز من گذاشتی؟
کیک گِلی
تو هیچوقت به فرزندی قبول نمیشی ایدیت. خودت اینو میدونی، نه؟
آره، میدونم. خوبه
خب دخترا، اوضاع چطور بود؟ سهمیهمون رو فروختیم؟
اومم، یه جورایی
تا نعنایی کوچک، ۳۰ تا شکلاتی پیچپیچی و ۱۸ تا نارگیلی فروختیم ۴۳
خب
جوری میگی انگار آمار فروش عالی بوده
به قیافه من نگاه کن
هنوزم فکر میکنی امروز فروش خوبی داشتیم؟
تا نارگیلی ۱۸
فکر کنم میتونیم یکم بهتر از این باشیم، نه؟
بله
که دلتون نمیخواد آخر هفته رو تو «جعبه شرمندگی» بگذرونید، مگه نه؟ نه
نه خانم هتی. نه خانم هتی
آفرین، حالا برید. برید یه چیزی از وسایل من رو تمیز کنید
سلام پنی. سلام پنی
سلام بچهها
سلام مامان. ببخشید، میخواستم زنگ بزنم ولی
فقط میخواستم دزدیدن هرم رو بهت تبریک بگم
کار تو بود دیگه، نه؟
یا کارِ یه شروری بود که واقعاً موفقه؟
محض اطلاعت بگم مامان، دارم یه کاری میکنم
که خیلی خیلی بزرگ و مهمه
وقتی خبرش رو بشنوی، بهم افتخار میکنی
تو این کار موفق باشی. خب، من رفتم
گرو هستم، برای دیدن آقای پرکینز
بله، بفرمایید بشینید
این قدم کوچیکی برای انسانه
ولی جهشی بزرگ برای بشریته
مامان، یه روز منم میرم به ماه
متأسفم پسرم، دیگه خیلی دیر شده
ناسا دیگه میمون نمیفرسته فضا
هی
من برای یه وام شرارت جدید اومدم. اسمم وکتوره
این یه اصطلاح ریاضیه
کمیتی که با یه فلش نشون داده میشه و هم جهت داره و هم اندازه
وکتور! یعنی خودِ من
چون جرمهایی که مرتکب میشم هم جهت دارن و هم اندازه
اوه، آره
اسلحه جدیدم رو ببین
تفنگ پیرانا! اوه، آره
پیرانای زنده شلیک میکنه. تا حالا دیده بودی؟ نه، ندیده بودی. خودم اختراعش کردم
میخوای برات امتحانش کنم؟
اوه! لعنتی! بعضی وقتا خیلی سخته
که این پیرانا رو برگردونم داخلِ
آقای گرو، آقای پرکینز الان منتظرتونه
خب، تنها چیزی که لازم دارم
پول بانکه تا یه موشک بسازم
و بعدش، ماه مال ما میشه. واو
خب، ارائه خیلی خوبی بود
دوست دارم این اشعه کوچککننده رو ببینم
حتماً! حتماً نشونتون میدم
به محض اینکه به دستش بیارم
هنوز نداریش؟
و با این حال اینقدر جسارت داری که از بانک پول بخوای؟
ظاهراً که اینطوره
گرو، اصلاً میدونی این بانک چقدر روی تو سرمایهگذاری کرده؟
در حالی که خیلی کم پیش اومده نقشههای خبیثانهات به سوددهی برسن
چطوری بگم؟ فرض کن این سیب تویی
اگه پولمون رو پس نگیریم
متوجه شدی؟
ببین گرو، مسئله اینه که شرورهای جدید زیادی اومدن
جوونتر و تشنهتر از تو
جوونتر از تو
No comments yet. Be the first to leave one.