ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
چیه؟
.وقتشه بیدار شی
.هنوز که هوا تاریکه - .میخوام سکس کنیم -
،حرفت خیلی رمانتیک بود
.ولی الان خیلیزوده، شاون
اونقدری زود هست که بتونیم
یه سکس با تایم معمولمون داشته باشیم
و دقیقاً زمان کافی رو هم داریم
که برای رفتن سر کار .آماده بشیم
از کِی تا حالا بیداری که اینو فهمیدی؟
.از ساعت 4:53
.ولی فقط دو دقیقه زمان برد تا بفهمم
اونوقت تا حالا بیدار موندی تا اینو ازم بخوای؟
.گذاشتم تا جایی که میشه بخوابی
.چقدر... باملاحظه
.اوه
.ببخشید، دیر کردم
.من دکتر شاون مورفیام
.کیلی گلودرد داره
بیشتر احساسش عین این میمونه که
.انگار یهچیزی توی گلوم گیر کرده
،یه چندباری هم غش کردم
.که اولش فکر کردم چیز خاصی نیست و همینجوریه
.و مشخصه که دارم صدام رو از دست میدم
،چون تازه دیدمت
.نمیدونم صدات در حالت عادی چجوریه
.خب، اینجوری نیست
،بعضیوقتا که آب دهنم رو قورت میدم ،درد فوقالعاده شدیدی رو حس میکنم
.که از سردرد بعد از خوردنِ بستنی هم بدتره
متخصص داخلیم منو فرستاد ،پیش یه دکتر گوش و حلق و بینی
،یه جراح ارتوپدی ،آم، سهتا متخصص گوارش
.یه متخصص برای مشکلات صدا
.اتولارینگولوژیست
و یه جراح مغز و اعصاب که بهنظرش یکی از .عصبهای رابط گلو به مغزم دچار مشکل شده
،عصب مغزی شمارۀ 9 .نورالژی عصب زبانی-حلقی
اون پیشنهاد کرد که .جراحی مغز انجام بدم
.میکروواسکولار دکامپرشن
که دومین جراح مغز و اعصابی که پیشش رفتم .گفت جراحی لازم نیست
از جوابهایی که یهعالمه متخصص ،بهت دادن راضی نبودی
برای همین اومدی اورژانس؟
دیگه متخصصی نبود که کسی .بهم پیشنهاد کنه
.هوم
.تلفیق جالبی از علائم دارین
شما رو پذیرش میکنیم .و یهسری آزمایش انجام میدیم
اه، دکتر مورفی؟
...شما
.آدم جالبی هستی
.اوتیسم دارم
.خیلی باحاله
...اه، منظورم، نه
.ببخشید... باحال... باحال نیست که اوتیسم داری
...چقدر بیملاحظهای، کیلی ...آم، چیزه
...این باحاله که
تو یه پزشک کاملاً خونسرد هستی .و اطلاعات فوقالعاده بالایی داری
...این تعریفهایی که ازم کردی .خیلی عجیبغریب بود
.دکتر بانمکی که قراره منو درمان کنه
.ناراحتی شدید در ناحیۀ شکمی
تب داره، ضربان قلبش بالاست .و فشارخونش پائینه
.چیزی نیست، عزیزم
اسمت چیه؟
.اون مارلا ست
.کسی نبود که بچهرو بذاریم پیشش
.ما از مامانت مراقبت میکنیم
شکمش حساس شده .و ورم کرده
.آب بدنش کم شده
.پُرشدگی مویرگی سر انگشتش تأخیر داره
.آهنگ تنفسیش سریع شده
،پوستش سرد شده و آبیرنگ شده .انگار دچار سیانوز شده
.داره بهش شوک دست میده
باید بصورت تهاجمی .آب و مایعات بدنش رو جایگزین کنیم
آنتیبیوتیکهای طیف گسترده ،رو براش شروع کنین
باید یه سوند بینی- معدهای براش .کار بذاریم تا فشار و ورم شکم رو کم کنه
میزان لاکتاتش رو تعیین کنین، اقدامات کامل .برای درمان «سپتیسمی» رو شروع کنین سپیسمی یا کُندخونی، التهابی که بهدلیل عفونت] [کل بدن را دربر میگیرد
مترجم: آریـا «Ariya»
،نتایج آزمایشات سیبیسی، پانل متابولیک پایه ،آزمایشات مربوط به بیماریهای خودایمنی
.سواب بینی، آزمایشهای کِشت خون
.همهاش نرمال بودن
.اوه. چه جالب شد
اینکه جواب آزمایشها منفیاند، جالبه؟
تا حالا هیشکی نتونسته بفهمه .مشکلِ اون چیه
بگیرم TOF میخوام از امآرآیِ فیِستا و
،تا اعصاب و عروق مغزیش بررسی کنم
...و همینطور سونوگرافی فراصوتی داپلر برای
.باید برگردم سرِ کارم
حرکتِ عاشقانۀ قبلاز سپیدهدممون .باعث دیر کنم
.آره، روش تحلیلم یه مشکلی داشت
محاسباتی که کردم بهطور کلی براساس مدت زمان متوسطِ سکسمون بود، ولی قاعدتاً
تجربه نشون داد که صبحها خیلیبیشتر .از مواقع دیگهی روز طولش میدیم
خب، شاید بتونیم در مورد این قضیۀ .تایم سکسمون موقع ناهار صحبت کنیم
.نه، خیلیممنون
.امروز نمیتونم ناهار بخورم
.یهعالمه کار دارم
.شرمنده دیر کردم
.میخواستم قرار ناهارمون رو کنسل کنم
.بذار حدس بزنم
یهبیمار داری که .از من باحالتره
.دقیقاً
.آره
.اون یه بیماریِ مرموز داره
ولی به این نتیجه رسیدم که میتونم از .تایم ناهارمون برای درکِ وضعیتش استفاده کنم
.واست یه سالاد سفارش دادم - .ممنون -
چجوری میشه بعد از خوردن بستنی سردرد گرفت؟
.تاحالا واسۀ من پیش نیومده
.همون بهتر که پیش نیاد .یخزدگی مغزی خیلی بده
اصلاح علمی برای یخزدگی مغز
."میشه "سینوپالاتاین گانگلیونورالژیا
عصب سهقلو نسبت به تغیر دمای ،سریعِ داخل دهان واکنش نشون میده
،یه سیگنالی واسۀ مغز میفرسته
که نتیجهاش میشه تغییر توی جریان خون ،و تحریک سختشامۀ مغز
و مغز فکر میکنه که این یه محرک خطرناک ،و آسیبزنندهست و باهاش مبارزه میکنه
.ولی فقط بستنیِ دیگه
.باید تجربهاش کنم
.خیلیخب
،روشی که معمولاً من بهکار میبرم اینه که
.خیلی سریع، یهعالمه بستنی باهم بخوری
.میخوام از کارم استعفا بدم
همون کاری که بخاطرش از هرشی برگشتی؟
،به گلسی نگیها .همینجوریش فکر میکنه من اسکولم
انگار واقعاً به این تلنگر نیاز داشتم .که منو بندازی بیرون
.اوهوم
.توی یهشرایط یکنواخت گیر کرده بودم
،هم توی زندگی شخصیم .هم توی شغلم، عین خر توی گِل
یعنی میخوام بگم، ما اصلاً ...هیچ پیشرفتی نداشتیم
...فقط یهسری طرح آزمایشی مارکتینگ
.آخ
!آخ! آخ! آخ
!خیلی بده
چهجوری خوب میشه؟ - .باید زمان بگذره -
چقدر زمان بگذره؟ - .بستگی داره -
بهنظرت باید شغلی که توی هرشی داشتم هم توی رزومهام ذکر کنم؟
!خیلی درد داره
یا اینجوری بهنظر میاد که
که نمیتونم نسبت بهچیزی متعهد باشم؟
!آخ
.خیلیخب
سونوگرافی نشون داده که .رودهات ملتهب شده
یه سوند رکتال و یه سوند بینی- معدهای برات کار گذاشتیم سوند رکتال در مقعد قرار میگیرد] [تا خارج شدن گاز و مدفوع را تسهیل کند
.تا فشار وارده بهرودهات رو کم کنیم
مامانی، میشه بریم خونه؟
.فعلاً نه، عزیز دلم
،اگه بفهمیم چی باعث این وضعیتتون شده .خیلی کمکمون میکنه
قبلاً بیماری کرون یا کولیت زخمیِ روده نداشتین؟
.نه
...من، چیزه
.اخیراً عفونت ادراری داشتم
.احتمالاً به این مشکلتون ربطی نداره
.باشه - دیورتیکولیت چی؟ -
اخیراً سفر بینالمللی نداشتین؟
من یه بچۀ سهساله دارم .و شوهر هم ندارم
.بسیارخب
فعلاً باید به تزریق آنتیبیوتیکها داخل سرمتون ادامه بدیم
.و التهاب رودهتون رو تحتنظر داشته باشیم
توی این مدت، کسی رو سراغ ندارین که بتونه مراقب مارلا باشه؟
.هیشکی
.کل خانوادهام شرق زندگی میکنن .فقط... ما اینجائیم
من یه مددکار اجتماعی خبر میکنم .که مراقبش باشه
.ممنونم
.باهاشون برو، عزیزم
چرا مامانم ناراحته؟
اگه شریان مخچهایِ قدامی- تحتانیاش
،به عصب زبانی- حلقیاش آسیب رسونده باشه
.میتونه خیلی خفیف باشه
و مسلماً اونقدر کافی نیست که بخوایم .جراحی میکروواسکولار دکامپرشن انجام بدیم
.موافقم
،میتونه هم اسید رفلاکس باشه ،یا ورم شریان گیجگاهی
.یا دیساستزیِ لارنگوفارنژیال ...باید
باید آزمایشهایی انجام بدیم ،که 50 هزاردلار هزینه برمیداره
و اونوقت ممکنه اسید رفلاکس باشه؟
...یا ورم شریان گیجگاهی یا
این یه مجموعهای از علائم نسبتاً کماهمیت هستند
دکتر اندروز، شما تاحالا بعد از خوردن بستنی، سردرد داشتین؟
.آره
.بهنظرم این لازمۀ جراحی مغز نیست، دکتر مورفی
حالا بیاین مصالحه کنیم و یه امآرآی و ...یه سیتیاسکن از گردنش بگیریم و یه تستِ بلع
.شاون
.آدم که با رئیسش مصالحه نمیکنه
برای دردش بهش داروی دیلانتین بدین .و بفرستیدش خونه
میشه پیشِ تو بذارمش؟
،من مسئول پذیرشام .مددکار اجتماعی که نیستم
.و منم یه جراحام
منظورم این نبود که .اهمیت من از تو بالاتره
فقط منظورم این بود که هردومون .کارهای مهمتری داریم که انجام بدیم
اون مددکار اجتماعی گفت کِی میاد؟
.گفت تا نیم ساعت دیگه
میشه دوباره پیجش کنی؟
.من مامانم رو میخوام
چرا نمیری با اسباببازیها بازی کنی، هان؟
شمارهشو داری؟ .خودم بهش زنگ میزنم
.من باعث شدم مامانی مریض بشه
.نه، عزیزم .تقصیر تو که نیست
.بعضیوقتا پیش میاد که آدما مریض میشن
.مامانی پیپیِ منو خولد
مامانت پیپیت رو خوند؟ - !نه -
.خولد. مامانی خولد
خورد؟
.آره
.مامانی پیپیِ منو خورد
خبر خوب اینه که، ما نورالژی زبانی حلقی .رو از لیست احتمالات خط زدیم
.نیازی به جراحی مغز نداری
هروقت اسم خبر خوب میاد .یعنی یهخبر بد هم بعدشه
No comments yet. Be the first to leave one.