On the Way to the Airport

On the Way to the Airport (공항 가는 길)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

On the Way to the Airport Episode 06
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
Mahsany @persiandreamteam

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-10-07
ഡൗൺലോഡുകൾ: 32
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

واقعا تویی ؟

خانم سه قانون ؟

! دو وو

بیا فرار کنیم

چرا ؟ - بیا فقط بریم -

راهو بلدی ؟

مهم نیست

چرا قایم بشیم؟

باید بشیم

چرا ؟ ما سه تا قانون داریم

چی کار کنیم؟

نمیدونم

چرا قایم شدیم ؟

واقعا تصادفی بود همو دیدیم؟

نمیخوام به اشتباه گرفته بشم

من نبودم.مخصوصا برای دیدن تو اینجا اومدم

چرا باید اینجاباشم؟

برای کار

گفتی کارت معماریه

اما چرا اینجا؟

دیدی ؟ بودنت اصلا معنی نمیده

نوشیدنمو چطوری معنی میکنی پس؟

چرا در طی کار باید بنوشم؟

میدونی باید کار کنی

اما هوا خیلی خوبه

احساس بدی در مورد سه قانون داشتی

برای همین نوشیدی. فهمیدم

متوجه شدم . پس برای همین نوشیدم

اومدم دنبال تو بگردم . فکر نکن این سرنوشت بوده

اومدی دنبالم بگردی و دستم رو بگیری

گرفتن دستها معنی خاصی نداره

تفاوتش رو میدونی درسته؟

عمدی نبود

بیا بگذریم

ناخواسته منو لمس کردی. فهمیدم

حدس میزنم بستگی به موقعیت داره

انعطاف پذیری

به ذهنم میسپرمش

گفتی که مادرت کارهای سنتی انجام میده

فکر کنم برای همین اینجایی

امیدوار بودم اینجا باشی

واقعا فکر نمیکردم اینجا باشی

سوپرایز شدم

واقعا اومدی دنبال من

تاثیر گذار بود

اینجا کجاست ؟

اینجا خارج از شهره

حتی اگه جیغ هم بزنیم بیرون از اینجا کسی چیزی نمیشنوه

اجازه داری اینجا باشی ؟

لازمه اجازه بگیرم

این خونه بیشتر از صد سال قدمت داره

اغلب باهاش حرف بزن

دو وو بهتر هم میشه

اینجوری نیست که اون نیاز به یه دفتر داشته باشه

به پول من نیاز نداره

میدونی که نمیتونیم اینکارو بکنیم

ما فقط افتخار و دارایی های فرهنگی رو داریم

میدونی که اونا ارزش بیشتری دارن

اونجا چی کار میکنی؟

فقط با طراحا ملاقات میکنم

توی چند تا نمایشگاه هم حضور داشتم

بیشتر طراحای اروپایی اینجاهستن

چه طراحایی ؟

طراحای مبلمان و لوازم خانگی

من حتی با طراحای دکوراسیون داخلی هم ملاقات کردم

خیلی سرگرم کننده ست

...هرکاری مادرت بهت میگه رو انجام بده

و به منم خبر بده که هیچ آپدیتی اونجا هست یا نه

دو وو توی خونه ی قدیمیه ؟

اینطور فکر نکنم

جی ایون ,میدونی مادر هیو یون کیه ؟

تو یه عالمه دوست داری . یکی از هموناست ؟

بله ؟ - اون مادر هیو یونه درسته ؟-

اونی که بیرون پنجره بود - نمیدونم -

هی وون خیلی تیزه . الان خیلی نگرانم

چیزای الکی تصور نکن

دو وو یک میلیون زن رو میشناسه

هیچ وقت باهاشون وارد دردسر نشده

باید جلوی دو وو رو میگرفتم

هی وون واقعا ترسناک به نظر میرسه

زنها خیلی زود این چیزا رو میفهمن

سعی کن در موردش باهاش حرف بزنی

حالا خودت انگار سعی کردی - خدافظ -

هیون وو ، من بیشتر میمونم

به دو وو نگو من زنگ زدم

دو وو

اینجایی ؟

میخوای بهش سلام کنی ؟

به هر حال که باهاش آشنا میشی

دو وو

بله سوک

میدونستم اینجایی

یونگ جی زنگ زده بود

اونو یادته ؟

اون قبل از هی وون، اینجا کارآموز بود

بعد از اینکه اون رفت ، هی وون اینجا مشغول به کار شد

میام بیرون . بیا اونجا در موردش حرف بزنیم

باشه

...بعد از اینکه من رفتم

میتونی یه کمی بیشتر اینجا بمونی

میتونی از همونجایی که اومدیم برگردی

...و

چرا فکر کردی من اینجام؟

دکمه ام کی افتاد ؟

بزار ببینم

یه ثانیه بهم وقت میدی ؟

مشکلی ندارم

فقط یه ثانیه وقت میبره

این چطوره ؟

شما فوق العاده اید

قبلنها همه ی خانم ها عادت داشتن از این چیزا درست کنن

این یه چیز پایه بود

دکمه ها همشون از گره های کره ای درست میشد

ممنونم

دنبال چی میگردی ؟

دکمه ام گم شده

این چطوره ؟

دنبال هی وون میگردم

...من

مامان , این دختر هی وونه

قبلا همو ندیدیم ؟

اولین بارمه اینجا میام

واقعا ؟

از دیدنت خوشوقتم

... اون هیچ وقت اعلام نکرده بود ازدواج کرده

و ایون وو هم توی ثبتش نبود

شاید از روی عمد اینکارو نکرده باشه

منم همین فکرو کردم ،برای همین به یونگ جی زنگ زدم

اون حتی نمیدونست که هی وون یه دختر داره

بهش گفتم یه مادر مجرد بود

حتی بیشتر از ازدواجتون هم شوکه شد

تو چه فکری میکنی؟

به هی وون اعتماد داری ؟

هیچ وقت حرف بقیه برات مهم نبوده

اگه بهش اعتماد داری هیچ مشکلی نداره

بهش اعتماد داری ، درسته ؟

اینجا

گرفتم

بیا بریم . وقتشه

مادربزرگ . پنج دقیقه دیگه بهم وقت بده

همش ازم میخوای 5 دقیقه ی دیگه بهت وقت بدم

... وقتی بزرگ بشی

هیچ وقت سر وقت کاری نمیکنی

باید مسئولیت پذیری رو یاد بگیری .... خدایا

مادربزرگ ، توپو بنداز

زود خوب میشم

چیزی نیست

به خاطر سنم چند روزی طول میکشه

اگه جوونتر بودم

خیلی راحت با پد تسکین درد خوب میشدم

نگران نباش

... کلی خوش گذروندیم

و فکر کنم الان احساس ناراحتی میکنه

خودش تنهایی شروع به مطالعه کرده

واقعا متاسفم

نگران نباش . تقصیر تو نبود

کار داشتی

میدونم تو راس همه چیزی

اما تو اینکارو کردی ؟

منظورم به حقوق ماهیانه امه

برای تغییر حسابت نمیری سرکار ؟

کارم تموم شد

فراموش کردم

باید یه کپی از دفترچه ی بانکیت داشته باشم

چرا این همه یهویی درد گرفت ؟

باید قبلا ازم میخواستی

بهترین تلاشم رو میکنم که توی این سن بچه داری کنم

باید عجله کنی. هیو یون دیرش میشه

نمیخوام برم . همین الانشم دیرم شده

بازم باید بری.امروز ، اولین روزته

نه . نمیخوام

نمیخواد برای مادربزرگ متاسف باشی

تو تنها کسی هستی که باید متاسف باشه

میدونم یه جایی بیکار بودی

کار داشتم

هیچ وقت ندیدم برای کار اینجوری لباس بپوشی

همیشه یونیفرمتو میپوشیدی

هراز چند گاهی لباس میپوشیدی

اگه میخوای بهم دروغ بگی ، حداقل درست حسابی دروغ بگو

بیا اینجوری بگیم . من نرفتم

حداقل میتونی یه بهانه جور کنی ؟

اگه ساکت بمونی مردم میفهمن داری دروغ میگی

دفعه ی دیگه باید مداوم انجامش بدی

باشه ؟

آقای هونگ تصمیم گرفته دیگه بهمون بودجه نده

و برای استدیو هم همینطور شده

از طرف جی ایون عذر میخوام

تو نباید عذرخواهی کنی

.... برای تمیز کردنش زیاد طولش نده

... اول لازمه در مورد

متوقف کردن اینکار فکر کنم

پایه و اساسمون اینه که برای پروژه ی جدید نقشه بکشیم

فکر نمیکنی یکی کافی باشه ؟

من حتی در مورد اینجا هم تصمیم نگرفتم

میخوای چی کار کنی؟

اول باید با جی ایون حرف بزنم

اینجا یه چیز خیلی مهم رو فراموش کردی

جی ایون دیگه مثل دوران دبیرستانش نیست

...بعد از اینکه 21 سالش شد ، دیگه نتونست

طبق راه و فکر خودش پیش بره. اونو که میشناسی

More Farsi Persian subtitles for On the Way to the Airport

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left