Riverdale

Riverdale

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Riverdale US S06E20 1080p WEB H264-PECULATE
Riverdale US S06E20 XviD-AFG
Riverdale US S06E20 480p x264-mSD
Riverdale US S06E20 1080p HEVC x265-MeGusta
Riverdale US S06E20 WEB x264-TORRENTGALAXY
Riverdale US S06E20 480p WEB x264 Rmteam
Riverdale US S06E20 720p WEB x265-MiNX
Riverdale US S06E20 720p WEB H264-GOSSIP
Riverdale US S06E20 720p WEB H264-PECULATE
കമന്ററി എഴുതിയത് Farahnak
█⫸ امیر دلپسند و امیر فرحناک | DigiMoviez.com

ടാഗുകൾ

web
720p
720
x265
x264
480p
480
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-07-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 40
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫شب قبل از جنگ، خونهٔ آرچی جمع شدیم.

‫پرسیوال نمی‌دونست ک از مرگ برگشتیم،

‫و این به ما یه برتری نسبی داد.

‫هرچند که همچنان کسی ‫چیزی از اون نمی‌دونست.

‫بعد از این همه مدت ‫چی از پرسیوال می‌دونیم؟

‫خب، می‌دونیم که یه جادوگره و هر ‫چقدر که شهاب بیلی به ما نزدیک‌تر شه،

‫قدرت‌هاش قوی‌تر می‌شن.

‫می‌دونیم که داره قطار ارواح می‌سازه،

‫که از ارواح مُرده بهش قدرت میده.

‫البته نمی‌دونیم که چرا و چطوری ‫می‌خواد ازشون استفاده کنه.

‫و می‌دونیم که آنتونی کوچولو رو ‫تهدیدی نسبت‌به آیندهٔ خودش می‌بینه.

‫می‌دونیم که خانوادهٔ پیکنز یه ‫تاریخچهٔ بلندی توی ریوردیل داره.

‫برای مثال اون ژنرال ‫آگوستوس پیکنز وحشتناک...

‫قبیلهٔ یوکتانا رو قبلاً قتل‌عام کرد.

‫ولی توی خاندان پیکنز ردی از پرسیوال نیست.

‫یا حداقل توی پروندهٔ‌های بلاسم نبود.

‫قبل از مرگ، ‫هرالدو یه نگاهی به پرسیوال کرد.

‫و گفت که انگار قبل از اینکه توی ‫ریوردیل پیداش شه انگار وجود نداشته.

‫خب، پس از کدوم گوری اومده؟

‫بذار سؤال بهتری بپرسیم، ‫پرسیوال چی می‌خواد؟

‫واقعاً دنبال چه؟ آخرالزمان؟

‫نه، فکر کنم اون چیزیه که ‫اگه به خواسته‌ش نرسه می‌خواد.

‫قدرت‌های ما چی؟

‫همه‌شون وقتی که پرسیوال پیداش شد فعال شدن.

‫تصادفی بود یا...

‫- یه ربطی داره؟ ‫- نظری داری، جاگ؟

‫خب، یه فکری دارم ولی الان ‫زوده که راجع‌بهش صحبت کنیم.

‫خیلی‌خب، حرکت بعدی‌مون ‫باید هوشمندانه باشه.

‫باید یه نقشه‌ای بکشیم.

‫نقشهٔ راهبردی.

‫این وسط باید کاری کنیم ‫که پرسیوال باور کنه...

‫توی ریوردیل مثل همیشه کار و کاسبیه.

‫اگه این‌جوریه پس من باید کازینو برم.

‫پرسیوال یکی از اتاق‌های ویژه رو داره.

‫رجی هم باهاش کار می‌کنه.

‫شاید بتونم زیرنظر داشته باشمش.

‫باشه. مراقب باش، رانی.

‫همیشه مراقبم، آرچی.

‫دخترعموی عزیزم،

‫باید یه سری به تورنهیل بزنیم.

‫هرچه زودتر!

‫یکی که برات خیلی عزیز و ‫بهت نزدیکه می‌خواد تو رو ببینه.

‫چی میگی؟ کی می‌خواد منو ببینه؟

‫ببین، بهت میگم. ‫ولی نباید عصبی شی.

‫و نباید به کسی حرفی بزنی.

‫خب؟

‫خب، این نظریه‌ای که داری چیه؟

‫به تبتا در مورد اون یکی جاگهد گفتم.

‫اون ظرف غذای پاپز که ‫معلوم نشد از کجا سر درآورد.

‫مهمان‌های عجیب من.

‫خب. پس میگی که یه گذرگاه باز کردی؟

‫آره. یکی اونجا، یکی هم اونجا.

‫چطوری؟

‫خب، یه سری تحقیقات کردم. اینجا.

‫از جایی که این کاغذ زرده‌ست بخون.

‫یه نظریه‌ای هست که میگه ‫بعضی از کسایی که ذهن می‌خونن،

‫در اصل ذهن نمی‌خونن، ‫بلکه گذرگاهی باز می‌کنن

‫به بُعد روانی مردم و ازشون رد میشن.

‫که به‌نظر می‌رسه ‫من داشتم همین کار رو می‌کردم.

‫خب، پس فکر می‌کنی ‫که کارت فقط خوندن ذهن نیست،

‫بلکه گذرگاه هم باز می‌کنی؟

‫آره، همون‌جوری که فکر می‌کردی...

‫که می‌تونی توی زمان سفر کنی، ‫ولی در واقع یه فرشته‌ای.

‫و وقتی که قدرت‌هات داشتن ‫از کنترل خارج می‌شدن،

‫یعنی داشتی ناخودآگاه ‫اینجا گذرگاه باز می‌کردی؟

‫ولی به کجا گذرگاه باز می‌کردی؟

‫مطمئن نیستم ولی یه جایی...

‫که یکی دقیقاً مثل من بود.

‫دقیقاً یه جاگهد دیگه بود.

‫و یه پاپز دیگه هم بود.

‫و من یه صداهایی رو می‌شنیدم ‫و خیلی شبیه صدای دوست‌های ما بودن.

‫و یه ماشین تحریری هم بود ‫که داره کار می‌کرد.

‫داری راجع‌به یه بُعد دیگه صحبت می‌کنی؟

‫آره، نمی‌خواستم اون کلمه ‫رو به کار ببرم. ولی، آره.

‫و فکر کنم که باید ‫یه سری به اون دنیا بزنیم.

‫ولی، جاگهد، ما داریم برای ‫جنگ توی همین دنیا آماده می‌شیم.

‫می‌دونم، تبتا. ‫ولی قدرت‌های ما از بعد از...

‫اون انفجار بزرگ توی ‫خونهٔ آرچی فعال شد. درسته؟

‫اون نقطهٔ مرکزی بود.

‫و آرچی اولین کسی بود ‫که توی خونه‌ش پرسیوال رو دید.

‫پرسیوال قدرت‌های ماوراءالطبیعی داره.

‫حالا خیلی از ما هم داریم.

‫من فکر می‌کنم که ارتباطی بین اون انفجار،

‫قدرت‌های ما و ورود پرسیوال وجود داره.

‫فقط... مطمئن نیستم...

‫که بتونیم جوابش رو توی ریوردیل بدست بیاریم.

‫می‌خوای با من بریم بُعدهای دیگه رو بگردیم؟

‫آلیس، خیلی ممنونم که به دیدنم اومدی.

‫البته، چه کاری از دستم ‫ساخته‌ست، جناب شهردار؟

‫خب، برتری اجتناب‌ناپذیرم دیگه نزدیکه.

‫و می‌خوام که تاریخچهٔ خودم ‫رو برای نسل‌های بعدی مستند کنم.

‫با مصاحبهٔ اختصاصی‌تون با من...

‫به سبک باربارا والترز؟

‫دقیقاً.

‫و بعدش آر‌آی‌وی‌دبلیو می‌تونه ‫اعدام سه تن...

‫از خائنین رو به‌صورت زنده پخش کنه.

‫رجی و مارتی منتل و کوین کلر.

‫ببخشید؟

‫آلیس.

‫ما وسط یه جنگ‌ایم.

‫ما باید ترس رو القا کنیم ‫و کنترل رو به‌دست بیاریم.

‫در ضمن، به فکر امتیازات باش.

‫شکر؟

‫اینجا چه خبر شده؟

‫اون‌ها گیوتین‌ان؟

‫خانم لاج، باید اینجا رو ترک کنین.

‫شما از حضور در این ملک منع شدین.

‫ببخشید. اینجا کازینو منه.

‫دیگه برای شما نیست. ‫در غیاب‌تون...

‫هیئت‌مدیره درخواست رأی اعتماد کرد،

‫و شما از همون لحظه از ‫سِمت خودتون برکنار شدین.

‫مشخصه که نقشهٔ رجی بوده، ‫خودش کجاست؟

‫متأسفانه، ایشون فعلاً دچار کسالت‌ان.

‫باشه، پس بذار با پرسیوال صحبت کنم.

‫شهردار پیکنز درگیر یه مصاحبهٔ مهم‌ان.

‫ولی این دستور رو به ما دادن ‫که اگه پیداتون شد شما رو...

‫از کازینو بیرون بندازیم.

‫به هر روشی که نیاز باشه.

‫خیلی‌خب.

‫میرم.

‫- بتی! ‫- پالی.

‫مثل باز کردن در می‌مونه.

‫مثل باز کردن در می‌مونه.

‫مثل باز کردن در...

‫سلام، تاریکی. دوست قدیمی من.

‫خب... اول خودت برو.

‫هی، هی. اینجا چه غلطی می‌کنین؟

‫- نباید توی این جهان باشین. ‫- خیلی‌خب.

‫سلام.

‫تو همونی هستی که از...

‫گذرگاه‌های من رد می‌شد ‫و داستان‌های منو می‌دزدید؟

‫ببخشید.

‫داستان‌های تو رو؟

‫هر چیزی که می‌نوشتی ‫مشخصاً نتیجهٔ چیزیه که...

‫اینجا توی ریورویل به گوشت خورده.

‫وایسا ببینم، الان گفتی ریورویل؟

‫الان توی ریورویل‌ایم؟

‫یه جهان موازی جایگزین؟

‫آره، ریورویل. ‫در مقابل با ریوردیلِ شما.

‫حس می‌کنم بهتره که حرف بزنی.

‫خب، این جاگهدی که توی پناهگاه بود ‫از ریوردیل و ریورویلی که...

‫از دو جهان موازی ‫به‌هم پیوسته‌ان به ما گفت.

‫و اینکه چقدر این دوتا به هم شباهت دارن.

‫و اگه انفجارِ داخل اتاق آرچی ‫این دوتا رو از هم جدا نمی‌کرد،

‫چطور جفت‌شون از بین می‌رفتن.

‫یه نظریه اینه که...

‫ریورویل از ریوردیل قدرت می‌گرفت.

‫هر اتفاقی که توی ریوردیل میفتاد، ‫توی ریورویل هم میفتاد.

‫ولی ترسناک‌تر بود.

‫حتی پیچیده‌تر و بهم‌ریخته‌تر بود.

‫مردم داشتن هلاک می‌شدن و دنیاها ‫ناپایدار بودن و بعدش جدا شدن.

‫ریوردیل نجات پیدا کرد، ‫ولی من مجبور بودم که اینجا بمونم،

‫و به نوشتن ادامه بدم ‫تا ریورویل از بین نره.

‫خب، پس...

‫تو مثل یه باتری هستی که زنده‌ست،

‫- و تصورش باعث گردش این دنیا میشه؟ ‫- آره.

‫خیلی بده که.

‫آره.

‫و بعدش گذرگاه‌ها توی ریوردیل باز شدن.

‫و صدای نوشتنت رو شنیدم.

‫واسه همون پیش خودم فکر کردم،

‫میرم و چندتا از داستان‌هات ‫رو قرض می‌گیرم...

‫تا ازش الهام بگیرم.

‫ولی اون‌ها همه‌ش داستان‌های ‫بازیافتی از ریورویل بودن!

‫بگذریم، گذرگاه بسته شد.

‫گذرگاه بسته شد چون یکی به ‫اسم پرسیوال پیکنز منو کشت.

‫واسه همین اینجاییم.

‫پرسیوال می‌خواد که قدرت رو بدست ‫بگیره و یا ریوردیل رو نابود کنه!

‫و ما دنبال اطلاعاتی هستیم ‫تا جلوش رو بگیریم.

‫یعنی، ممکنه که یه نسخهٔ دیگه از...

‫پرسیوال پیکنز توی ریورویل باشه؟

‫خب، من ازش خبری ندارم.

‫ولی ممکنه. من خیلی از پناهگاه بیرون نمیام.

‫یعنی، هیچوقت بیرون نمیام.

‫هیچ سند و مدرکی از ‫پرسیوال توی ریوردیل نیست.

‫ولی شاید اینجا چیزی باشه.

‫توی این فکر بودیم که...

‫آرشیو بلاسم رو چک کنیم.

‫شاید آرشیوِ اینجا با ‫ریوردیل فرق داشته باشه.

‫هی، هی، هی، هی!

‫نه. حق ندارین اون بالا برین.

‫نه از وقتی که «فراموشی بزرگ» اتفاق افتاد.

‫همه‌چیز توی ریورویل ‫توی یه تعادل ظریفی هستش.

‫همه‌چیز درست سر جای خودشه،

‫و اوضاع تازه خوب و آروم شده.

‫خب، توی ریوردیل اوضاع برعکسه!

‫وضعیت داره عجیب‌تر ‫و ماوراءالطبیعی‌تر میشه.

‫اگه ریورویل باعث...

‫خرابی و نابودی ریوردیل باشه چی؟

‫این هم در نظر داشته باشین اگه کسی ‫شما رو درحال صحبت با همتا‌تون ببینه،

‫ممکنه یه بحران دیگه رو به‌وجود بیاره.

‫خب، تو مگه همتای من نیستی؟

‫از لحاظ فنی، نه.

‫توی این دنیا دوتا جاگهد داریم.

‫من و یکی دیگه.

‫و اون بالاست و...

‫داره از زندگیش لذت می‌بره.

‫و من مجبورم که اینجا عمرم رو هدر بدم.

‫ما حواس‌مون هست.

‫حدس می‌زنم که ننه‌جون و شرل ‫همچنان توی تورنهیل زندگی می‌کنن!

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left