ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
«تیم ترجمه ی کُریا تایمز با افتخار تقدیم میکند»
سولهی
چیه؟ چی شده؟
اونو دیدی؟- چیو دیدم؟-
خدایا
بابات. تو تلوزیون بود
چرا باید اونو نشون بدن؟
من فهمیدم که داره خیانت میکنه
و فهمیدم که به عشق من احتیاجی نداره
واسه همین بهم زدیم
اون باباست؟- این حقیقت که-
خدای من- که یه مرد هیچکاری نمیتونه -
قطعا اونه- برای عشقش بکنه-
زجر بزرگیه
میدونی چی گفت؟
انگار من خیانت کرده بودم واسه همین طلاق گرفتیم
نکرده بودی؟- هان؟-
تو، تو هم فکر میکنی این اتفاق افتاده؟
هروقت از بابا میپرسیدم چرا از هم جدا شدید
بهم دروغ میگفت
و تنها چیزی که فهمیدم
این بود که اون تورو دیده بود که با یه مرد رفته بودی تو هتل
اون چجوری دیده بود؟
نه. چی داری میگی؟
اون فقط میخواست از بوفه ی هتل
یه غذای گرون برام بخره
ما اونجا فقط رفتیم که غذا بخوریم
متوجهی که دارم راستشو میگم دیگه،نه؟
حس میکنم در حقم ظلم شده
باید برمو بابات رو ببینم
فکر کن رفتی دیدنشو سوتفاهم هارو حل کردید
بعدش چی؟
برمیگردید پیش هم؟
دیوونه شدی؟
من دارم با یه مرد دیگه ازدواج میکنم
پس دفعه ی دیگه که من بابا رو دیدم
بهش میگم واقعا چه اتفاقی افتاده. باشه؟
به نظر میومد زندگی آ رومی داره
نرو پیشش و اذیتش کن
اگه نمیخوای برگردی پیشش
باشه بابا
مامان- بله-
بهم بگو عروسیت کیه
تا برات هدیه عروسیتو بفرستم
حتما
وایسا. عکس هم میگیرید؟
بله
باید قشنگترین عکسارو بگیرمو برای دخترم بفرستم
سلام- اومدی-
اینو بگیرید
لازم نبود چیزی بخری
منو دعوت کردید خونتون
فکر نمیکردم درست باشه دست خالی بیام
بیا تو- چشم-
ببخشید
خدایا، خیلی آهنگ قشنگیه
هیچ صدای راهنمایی نداره
این آهنگ برای توئه- چی؟-
گفته بودم بهت که یه آهنگ برات مینویسم
البته که تو قبول نکردی
میخواستم ببینم نظرت عوض شده یا نه
فهمیدم
خیلی ازتون ممنونم
اما من از گروهم جدا شدمو
الان با هیچ کمپانی ای کار نمیکنم
نمیتونم حتی این آهنگو بخونم
یونگجو گفت تو نوشتن این آهنگ کمکم میکنه
من تهیه کننده اش میشم
اینطوری میتونی آلبومتو نیمهی دوم امسال منتشر کنی
چی فکر میکنی؟
آلبومم؟- آره-
من
اگه به خاطر اتفاقی که قبلا افتاد
ناراحتی و داری این کارو میکنی
خیلی متواضعی
من همهی آلبومای آتلانتیس رو گوش دادم
خواننده ی خیلی خوبی بودیو میخواستم
آهنگ تکیات رو بشنوم
ببخشید. امروز تعطیلیم
سلام
سلام
ببخشید بابت رفتار
اون روزم
خیلی مست بودم
حتما خیلی گرخیدی
نه
منم اگه جای تو بودم همینقدر خسته میشدم
من تصمیممو گرفتم
چه تصمیمی گرفتی؟
چو راک
شما هم اینجایی
خیلی جدی باید باهات حرف بزنم
ببخشید، میشه یکم تنهامون بذاری؟
حتما. فعلا
من نمیخوام هیچ حرف جدیای باهات بزنم
بیا همینطوری دوست بمونیمو
درمورد چیزای معمولی حرف بزنیم
مثل بقیه ی کارمندها صاحبکارها
جدیای؟
آره
فعلا، آقای صاحب بار
پشیمون نشو
خانم هوانگ
جدی نبودی، مگه نه؟
نه. جدی گفتم
راستی. بذار یکم از سالادایی که مونده بردارم
صبر کن
«Dorsa, Pumpkin , Serendipity, Nadiyanser :مترجمین » « ltsoye ,Kiana :ادیتور » :::: @KoreaTimes ::::
چطور میفهمی؟
منظورت چیه؟
دیگه نمیتونم به دروغای مردم گوش بدم
چجوری بفهمم راست میگن یا نه؟
من فقط چیزیو که میخوام باور میکنم
بهم احساس آرامش میده
میفهمم
وقتی باورم کردی که من مجرم نیستم گفتی
فقط فقط میخوای که باورم کنی
انجامش بده
ببین من راست میگم یا نه
باشه
دوست دارم
منم دوست دارم
خدایا، لطفا از سبزیام بخرید. مفت میفروشمشون
دوباره زنبور نیشت زده؟
چی؟ آره
امروز کلی سرخس آوردی
ای وای، جنسینگ هم داری. اونا خیلی ارزشمندن
خوش شانس بودم- میفهمم-
ماشالا کارتون تو پرورششون خیلی خوب بوده. خیلی بزرگن
بهشون کود دادم واسه همین خوب رشد کردن
کاردرستید همیشه
محصولات تو چطورن؟- خدایا-
آه خدا، پاهام
اوه، پاهام
خدایا، ببخشید. حالتون خوبه؟- نه. محصولاتم-
خدایا
خیلی بده- وقتی داری رانندگی میکنی-
باید بیشتر مراقب باشی
ای خدا. نباید اینارو کنار
خیابون بفروشی
غیر قانونیه
مالیات نمیدی، فقط هم نقد میگیری. متوجهی؟
چه خبره؟
پول رو بگیر- اوه. ممنونم-
بیا. بگیرش
خوبم
بگیرش
چرا یکیو انتخاب نمیکنید؟- بذار ببینم-
این؟- اینو میخوام انتخاب کنم-
به نظر خوب میاد- نمیتونم ببینمش-
کدومش میشه؟- نوشیدنیهاتون-
نوش جان
خانم شکارچی
خانم موک- بله-
یه چیزی هست که باید بهتون بگم
اومدی
آره، کلی مشتری داری- آره-
گفتی میخوای باهام حرف بزنی. چی شده؟
چی؟ هیچی
بعدا بهت میگم. میتونم صبر کنم
خوبه
این نوشیدنی این روزا خیلی محبوب شده
بعدا بیا دوباره ازش بگیر
من دیگه اینجا نمیام- چی-
یه جورایی
با وجود گذشتمون با هم دوست موندیم
اما من دیگه نمیتونم فقط دوست بمونم
اومدم ازت خداحافظی کنم
واسه همه چی ممنونم
جدی میگم
من که کاری نکردم
نتونستم زمانای سخت کنارت باشم
نه
،تو جسما پیش من نبودی ولی همیشه پیشم بودی
من هیچوقت دست از فکر کردن بهت برنداشتم
من فقط به بهتر شدن فکر میکردم تا بتونم بیام و ببینمت
این بود که منو سرپا نگه میداشت
و من باید انجامش میدادم
سولهی
اگه هم تو خیابون دیدیم بیا بهم
سلام کنیم و لبخند بزنیم
خداحافظ
کانگ مین
به خاطر همه چی ممنونم
چی فکر میکنی؟
خوبه
اما آهنگ خیلی رو صدای خواننده تمرکز کرده
ما باید بیشتر روی صدای سازها تمرکز کنیم
نه، قسمت خوندن من باید توی کورس مشخص تر باشه
موضوع اینه که قسمت تو خیلی هم خوب نیست
میدونم تمرین کردی- نه-
اما پیشرفت زیادی نکردی
باشه. بیا همونجوری که یونگجا گفت انجامش بدیم
میتونی یه ساز دیگه اینجا اضافه کنی؟
نه. اونجا نه. اینجا- اینطوری صدامو به سختی میشه شنید-
...نه،ساز باید- بذار اینجا صدا رو زیاد کنیم-
تعادل کلی توی آهنگ خیلی مهمه
تعادل خیلی مهمه- نه-
بیاید گروهی تشویق کنیم- باشه-
تو میتونی، اتان- تو میتونی، اتان-
No comments yet. Be the first to leave one.