ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خب، اِم... فیلم موردعلاقهم چیه؟
آه، اون... خب، «دنبالهرو»
مساوی بود. و-و، اِم، «آخرین تانگو». «آخرین تانگو» نبود
هی، اونو ببین. اوه
اِمم
واو. خب، نویسنده موردعلاقهت؟
دکتر زوس
بله، و
اِم، سیمون دوبووار
درسته
بهترین بوسه؟ منظورم اونیه که خودمون داشتیم
اولیش. و آخریش
میریم اون پایین؟ آره
لعنتی. زود باش
مراقب باش. ووهو
ووهو! سکه داری؟ زود باش، باید آرزو کنیم
کی سکه داره؟
اوه، من دارم. تـ-تو داری؟
جلاتو
نه، اول تو برو. اول تو
نه، تو
خب، چه آرزویی کردی؟
نمیتونم بهت بگم. بیخیال
برآورده نمیشه. نه، کوپ، اذیت نکن. بگو بهم، بگو
باشه
واقعاً دارم آرزو و دعا میکنم
که عاشقم نشی
خب. و... و چرا باید اینطوری باشه؟
خب، وقتی برم خیلی چیزها هست که دلت براشون تنگ میشه
مثلاً چی؟
خب، مثلاً اینکه خروپف نمیکنم
نمیکنی؟
و اینکه توی رستوران صندلی رو برات عقب میکشم و در رو برات باز میکنم
اِمم. راسته. و اینکه چطوری از سر تا پات رو میبوسم
و یه مدتی اون وسطمسطا توقف میکنم
یه مدت خیلی طولانی
اِمم. از اون خوشم میاد
میدونم
ما آمادهایم
اسم کسی که قراره باهاش مصاحبه کنی، اشلی سندرزه
و ایشون...؟
مَرده
در محدوده انفجار
سلام، اشلی
من مأمور ویژه، کوپر مدسن هستم
سلام. اشلی سندرز هستم
چه لباسی تنت کردن
آره، اِم
خب، اِم... تو این، اِم
هارپر رز رو دیدی که وارد سلف شد؟
بله. و حالش چطور بود؟
رنگپریده، اِم، لرزان، اِم، دست خودش نبود
و من دور موندم، میدونی، من-من-من، انگار
اون سرِ اتاق بودم، میدونی
فکر کردم کوویدِ لعنتی گرفته یا یه همچین کوفتی
نمیخواستم ازش بگیرم، واسه همین، اِم... آره
آدمایی که پیشش نشسته بودن رو میشناختی؟ اِم، بله
یعنی، یه جورایی، نه دقیقاً، اِم
بریتنی، همونی که... اون، اِم
از پنجره پرت کرد بیرون؟ آره
اِم، اون، اِم، دختر باحالی بود
اون-اون یه بار بهم چند تا بالم لب داد
میدونی، توی مجله «ووگ» اونا کلی از این، مثلاً
محصولات خفن و باحال میگیرن
ولی بیشترِ دخترایی که اونجا کار میکنن، مثلاً، خیلی ازخودراضیان
اونا، مثلاً، نسل سوم پولداران که با پارتیبازی
یه شغل رویایی توی سطح پایین دست و پا کردن
و حالا همهشون به چشمِ حقارت به آدمایی مثل من نگاه میکنن، مثلاً، میدونی
چرا؟
چون من توی «جیکیو» کار میکنم و مثلاً دستیار سردبیر بخش فیتنسم
انگار این کار کسر شأنشونه یا یه همچین چیزی
اون پسره که گی بود رو هم میشناختم. چطوری؟
اِم، قصد توهین به همجنسگراها رو ندارم ولی اون یه جورایی بدنام بود، مثلاً واسه
پرسه زدن دور و بر دستشویی مردا
و دید زدنِ آلتِ پسرای ورزشکار جلوی دستشوییهای ایستاده
و کارایی مثل این، واسه همین
آره، همیشه دنبالِ آمار گرفتن و این حرفا بود
و، اِم، نمیدونم، من هیچوقت با خودنمایی کردن مشکلی نداشتم
واسه همین یکم براش نمایش میدادم و، نمیدونم
حس برتری بهم میداد و انگار وقتایی که حالم بد بود، روحیهمو عوض میکرد، فکر کنم
ببخشید، نمیدونم چرا دارم اینا رو به شما میگم
نه، اشکالی نداره. مشکلی نیست
اِم، پس هارپر رو میشناختی؟
آره. در چه حد؟
اون، مثلاً، یه جورایی خیلی زیبا بود
انگار دستنیافتنی بود، میدونی، راستش یه جورایی افادهای بود، مثلاً
آره، اون تازه اومده بود به این شهر
اون-اون-اون واقعاً کسی رو نمیشناخت
و، اِم، با من شروع شد، مثلاً میبردمش کلاب، کنسرت، همه جا
آره، فکر کنم واقعاً
در واقع واقعاً عاشقش بودم
اِم، آره، دوستش داشتم
و
هی، همه چی درست میشه، باشه؟
طوری نیست. حالت خوب میشه. ممنون
ممنون
ممنون
من-من
ممنون که مهربونی، مَرد. من، انگار
اونا یه جورایی مثل حیوون باهامون رفتار کردن، میدونی
لعنتی، مَرد
این، مثلاً، آخرالزمانه؟
اگه از دست من کاری بربیاد، نه
آخه اون لعنتی چرا منفجر شد؟
اون، مثلاً، بمبگذار انتحاری بود یا یه تروریستِ فاک*ی؟
خب، ما هم داریم سعی میکنیم همین رو بفهمیم
میدونی، اونا ازم خون گرفتن، اِم، بدون اینکه ازم بپرسن
اِم، بهم نگفتن، مثلاً برای چی بود یا چرا
اِم، میدونی کِی جواب اون آزمایشها میاد؟
نه، نمیدونم
به هر حال
آره، واسه همین، مثلاً، برای من جنبه شخصی داشت
اِم، دوستش داشتم، اِم، حتی اگه اون منو دوست نداشت، میدونی
چند بار با هم خوابیدیم، بعدش یهو غیبش زد. از اون رابطهها بود
باهاش رابطه جنسی داشتی؟
پسر... دهانی، مقعدی، همه جوره
از کاندوم استفاده کردی؟
یعنی، راستش، مثلاً، نمیخوام آمارِ رابطهمو بدم، مثلاً
ولی، مثلاً، توی تخت یه وحشیِ تمامعیار بود، مثل شیر
مثلاً، نمیتونستم به پاش برسم، کارای خشن هم میکردیم
مثلاً، موهاشو میکشیدم
پسر، بعدشم، دفعاتش خیلی زیاد بود. مثلاً، سیریناپذیر بود
چه اتفاقی داره میافته؟
وای، چی شده؟ هی
من چیکار کردم؟ متأسفم! هی، هی
هی، کمکم کنید! خواهش میکنم، کمکم کنید! آروم! آروم
ایست! تکون نخور. شلیک میکنیم
یه مورد مشکوک به آلودگی داریم. تکرار میکنم، یه مورد مشکوک به آلودگی اینجاست
یه لحظه. فقط باید به دوستپسرم زنگ بزنم، خواهش میکنم
خواهش میکنم، فقط یه لحظه
هر کاری بگین میکنم. قسم میخورم نرم
ولی خواهش میکنم فقط یه لحظه بهم وقت بدین. میتونم
ببینید
دارید چیکار می
آخ! لعنتی! درد داره! خواهش میکنم
یه نفر نمیخواد بگه چه خبره؟ باشه؟ خواهش میکنم
خواهش میکنم. اینجا یه آدم نشسته، باشه؟ خدایا. لعنت بهش
آخ، لعنتی
آروم باش، مانی
فقط نمیفهمم چرا باید اینجا با تسمه بسته بشم، باشه؟
خواهش میکنم، فقط مثل یه آدم باهام حرف بزن
خواهش میکنم، فقط
تکون نخورید قربان. این آخریشه
اون واسه چیه؟ لعنتی
سلام، مانی
لعنتی. تو کی هستی؟
اسم من کوپره. قراره بهم کمک کنی، لطفاً؟
میتونی منو از اینجا ببری بیرون؟ دارم سعی میکنم از اینجا برم
فقط میخوام مامانم رو ببینم، باشه؟ لعنتی
لعنت بهش، کسی میتونه کمکم کنه، لطفاً؟
مانی، آروم باش، آروم باش. اسم من کوپره
من اینجام تا چند تا سوال ازت بپرسم، باشه؟
چی؟ مثلاً یه مأمورِ افبیآیِ لعنتی یا یه همچین چیزی؟
آره
اون... داری شوخی میکنی؟ من داشتم شوخی میکردم. جدی میگی؟ همینطوری حدس زدم
اوه خدای من. لعنتی. این یه شوخیه؟
باشه، باشه، یه اتفاقایی داره برام میافته، باشه؟
خیلی داغم. خیلی داغِ لعنتیام
باشه، تو داغی؟
ببین، من-من-من میدونم تو جذابی
معلومه که جذابی، منظورم اون نبود. تو جذابی و ماسک زدی
جذابی ولی مثلاً، داری توی تب میسوزی؟ لعنتی
مانی. مانی فقط لازم دارم تمرکز کنی، باشه؟
چهره خیلی مهربونی داری. باشه
خواهش میکنم، قراره بهم کمک کنی از اینجا برم بیرون؟ خواهش میکنم
میبینم چیکار میتونم بکنم، باشه؟
دوستت هارپر
آره، همونی که توی صورتِ فاک*یِ من منفجر شد؟
یادت میاد کس دیگهای هم بود که اون باهاش وقت بگذرونه؟
کی میدونه آخه؟ اون یه دخترِ جذاب و ازخودراضی بود
اون برقی که درست قبل از اینکه حسابی قاطی کنه توی چشماش بود
اون صحنه توی ذهنم حک شده
باشه، اون دیگه چه کوفتی بود؟ مثلاً، چه اتفاقی داره میافته؟
اون آدمفضاییه؟ روباته؟
خیلی خب. فقط سعی کن آروم باشی
وقتی آروم میشم که یه نفر بهم بگه کِی میتونم از این خرابشده برم بیرون
وقتی این نوساناتِ شدیدِ تب رو کنترل کردیم، میتونیم دربارش حرف بزنیم
باید بری عقب
منظورت چیه؟ چرا برم عقب؟
چرا باید بری عقب؟ مگه من چِمه؟
قربان، خواهش میکنم این کار رو نکنید
خواهش میکنم! اوه، لطفاً فقط مثل یه آدم باهام حرف بزن، باشه؟
این خیلی غیرانسانیِ لعنتیه
خواهش میکنم، شماها عوضیهایِ فاک*ی هستین
خواهش میکنم. اونا گفتن تستم مثبته ولی من سالهاست داروی PrEP مصرف میکنم، باشه؟
اون باید کمک کنه، نه؟ اثر نداره؟
منتظر دستورالعملهای آزمایشگاههای CDC هستیم
مرکز کنترل بیماریها. لعنتی، این اصلاً خوب به نظر نمیاد. اوه خدای من
این یه چیز ناشناختهست
واسه همینه که ردیابیِ افرادِ در تماس، الان خیلی مهمه
باشه. حداقل میتونی
خواهش میکنم، میتونی بگی یکی سگهام رو برام بیاره؟
باشه؟ اونا اضطراب شدیدی دارن
و دوستپسرم همیشه داروهاشون رو یادش میره
«پو بیر» بیماری کرون داره. قراره گند بزنه به کلِ فرشام
قربان، اگه آروم نشید مجبوریم به زور بهتون دارو بدیم
بچهها! بچهها. خواهش میکنم
مانی، مانی، میبینم واسه سگهات چیکار میتونم بکنم، باشه؟
چه نژاد سگی داری؟
یه لابرادودل و یه تریر
No comments yet. Be the first to leave one.