13 Reasons Why

13 Reasons Why

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

13 Reasons Why S04E09 WEBRip x264-ION10
13 Reasons Why S04E09 480p WEB x264-RMTeam
13 Reasons Why S04E09 720p WEB HEVC x264-RMTeam
13 Reasons Why S04E09 720p WEB H264-STRIFE
13 Reasons Why S04E09 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
13 Reasons Why S04E09 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTG
13 Reasons Why S04E09 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTG
13 Reasons Why S04E09 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
13 Reasons Why S04E09 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
13 Reasons Why S04E09 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
കമന്ററി എഴുതിയത് Pablito
⚜️ FoxMovie.Co - پابلیتو ⚜️

ടാഗുകൾ

web
x264
720p
720
HEVC
webrip
BRip
480p
480
1080
x265
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-06-06
ഡൗൺലോഡുകൾ: 37
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫پس اره یه شورش بود

‫من یه ماشین و منفجر کردم ‫و یکم اسیب رسوندم

‫چارلی پاشو

‫چارلی لطفا پاشو

‫-چارلی یالا لطفا ‫-نه

‫یالا مامان بابام اومدن ‫باید بزنی بیرون

‫-باشه ‫-اره

‫اره

‫یه جوری میخوابی انگار مردی

‫من خوابیدن و دوست دارم

‫منم دوست دارم کنارت بخوابم

‫اره منم

‫یه روزی شاید بتونیم کاری بیشتر از فقط خوابیدن با هم کنیم

‫اره یه روزی. ‫ولی الان تو باید بری

‫یا من میتونم بمونم و ‫خانوادت و ببینم

‫اره یا میتونیم بابات و تمام مسئولای مدرسه رو هم ببینیم

‫-که اون رئیسشونه

‫توشیر (می خواست بگه touche یعنی حیف شد)

‫منظورت اینه که حیف؟

‫نه من اون لغت و نمیشناسم

‫فقط برو بیرون برو

‫اسیب واقعی این بود که مدیر و به جونمون انداخت

‫نمیدونم چرا واسه پلیس باتوم کشیدم

‫کسخل شده بودم

‫خراب کردن تمام وسایل من بس نبود برات؟

‫تو رفتی سراغ پروندت و فقط یه چیزیو برداشتی

‫نامه از مربی کربا

‫چرا؟

‫من....

‫نمیدونم

‫بعضی از دانش اموزای هفته ی پیش ‫شکایت قانونی دارن

‫بعضی هاشون فقط عصبانین

‫ولی من واقعا فکر نمیکنم که این منم که از دستش عصبانی ای

‫منم؟

‫جاستین

‫جاستین هی جاستین ما نمیتونیم اولین روزی که برگشتیم دیر کنیم

‫-یالا ‫-کیر توش امروزه؟

‫اره مدرسه یه هفته بسته بود

‫ولی ما هنوزم باید به اخر سال برسیم

‫و ظاهرا یه مشکلی هست...

‫تحقیقات راجبه اینکه چی باعث شروعش شد

‫اینکه دعوای تو و دیگو سر چی بود

‫کیر توش!

‫هی تو...

‫حالت خوبه؟

‫-اره انفلانزا یا از این کسشرا دارم ‫-انفلانزا؟

‫یا کسشر؟

‫چندین روزه که نزدم

‫-تو گفتی بس میکنی ‫-کردم، من ...

‫یعنی این...

‫حتما واسه همونه

‫-ببین من فقط باید یکم بخوابم

‫جاستین من نمیگم که همه چیه خودم درسته ولی...

‫نیازه که برگردی کمپ؟ یا...

‫پدرمادرم بتونن چه میدونم مثلا دکتر اعتیادی چیزی بگیرن؟

‫-من نمیخوام بیشتر از این خرج رو دستشون بذارم ‫-ما باید یه کاری بکنیم

‫من نمیخوام بدونن که بازم مصرف کردم

‫کلی فقط بهم یکم وقت بده که بهتر بشم باشه؟

‫باشه البته

‫چیزی نیاز داری؟

‫باید بری مدرسه

‫ما هنوزم راز هایی داشتیم که ممکن بود لو برن

‫همرو که نمیتونیم اخراج کنیم

‫یا که همرو توقیف کنیم. ‫پس مهمه که بتونیم این خرابکارارو

‫که بیشترین اسیب رو رسوندن و شناسایی کنیم

‫واسه همینه که زک و یه هفته توقیف کردین؟

‫کی تو رو تحریک کرد که دخالت کنی؟

‫دیگو و جاستین سر چی دعوا میکردن؟

‫یه دانش اموز شنیده بود که اونا دارن ‫راجبه یه نوار صحبت میکنن

‫خب دخالت من توسط یه پلیس که

‫داشت رو حقوق دانش اموزا پا میذاشت ‫تحریک شد

‫واقعا؟ توی نیرو دریایی من یه گردش توی ‫منطقه محافظت شده کره رفتم

‫اونجا باید رفتار پلیس و میدیدی

‫و بعدش اوضاع بدتر شد

‫یعنی تمام واکنشتون نسبت به این قضایا...

‫...تنبیه بیشتره؟

‫پلیس موظفمون کرده تا موقع تحقیقات ‫بررسی انجام بشه

‫پس ما باید بفهمیم کی چیکار کرده و چرا

‫هی ببین منو تنبیه کن عیب نداره

‫ولی پرام و تعطیل نکن

‫این عادلانه نیست

‫جسیکا یه گروهی از خانواده ها ‫تونستن حکم قاضی بگیرن

‫واسه بازداشت یه گروهی از دانش اموزا

‫ما نمیتونیم پرام داشته باشیم

‫این مسخرست

‫خب این انتخاب من نبوده ولی به هر حال ‫همینه که هست

‫تو میتونی بهم کمک کنی

‫اگه یه رازی و بهم بگی

‫چرا از اولش جاستین و دیگو داشتن دعوا میکردن

‫چرا کلی دوربینای امنیتی و خراب میکرده

‫اینجا واقعا چه خبره؟

‫چیزی که واقعا اینجا در جریانه

‫اینه که ما قراره یه پرام داشته باشیم

‫و من قراره برقصم

‫جوری که انگار هیچ نگرانی ای تو این دنیا ندارم

‫و برای یک دقیقه ‫فقط یه دقیقه

‫از تمام این کسشرا خلاص میشم

‫کاش میتونستم این قول و بهت بدم جسیکا ولی نمیتونم

‫نیازی نیست

‫خودم یه کاری میکنم درست شه

‫ممکن بود الان مرده باشی

‫-ولی نمردم ‫-یا تو زندان

‫-ولی نیستم ‫-تو عملا سر مرگ و کلاه گذاشتی

‫-تو یه بازی مسخره ‫-من سر مرگ و کلاه نذاشتم

‫-من یه بار افتادم ‫-با یه سفیدپوست ماورالطبیعه

‫و بعدش جون به کف رفتی تا توی یه شورش شرکت کنی ‫و یه پلیس و بزنی

‫وین باهاش صحبت کرده بیخیالش میشه ‫پس...

‫نمیدونم اصلا چرا داریم راجبش حرف میزنیم

‫نوادا باید ازت بشنوه تونی

‫یا نشنوه

‫چرا اینقد کمر بستی که برینی به یه اینده ی خوب؟

‫من یه گاراژ دارم که باید حواسم بهش باشه ‫اون ایندمه

‫تو هفته پیش بازداشت نشدی

‫پس دیگه چیه تونی؟

‫-چیو بهم نمیگی؟ ‫-تو نباید باشگاه و باز کنی؟

‫ما نمیتونستیم فقط صبر کنیم که همه چی اروم شه

‫ادمایی بودن که نمیخواستن اون اتفاق بیافته

‫شورش و اوردن این تو؟

‫فکر کنم یکی وقتی مدرسه تعطیل شده گشتتش

‫دنبال چی بوده؟

‫دخترا میشه یه لحظه بهمون وقت بدین؟

‫یه هفته ی کامل

‫حتی یه پیامم ندادی

‫من تنبیه شده بودم

‫گوشیمم گرفتن.

‫پس اگه الان به گوشیت نگاه کنم ‫یه پیام به جاستین نمیبینم؟

‫تو به گوشیم نگاه نمیکنی و نه

‫مراقب تو که خیلی بود

‫مطمئنا نمیخواست دستگیر شی

‫احتمالا بیشتر دلش میخواسته که تو دستگیر شی

‫تو خیلی خون سردی ‫در حالی که این میتونه برات خیلی بد شه

‫دقیقا فکر میکنی که داری منو با چی تهدید میکنی؟

‫فکر کنم میدونی

‫خنده دار بود

‫باید به جاستین بگم

‫نخند که مادرتو میگام

‫تو راهه اونجام

‫شاید حرف زدم

‫پس حرف بزن

‫و میترسی که مدیر چیو بفهمه؟

‫مطمئنم داستان ماشین و میدونه

‫من هنوز به هیچکس راجب دوربینا یا رنگ اسپری

‫یا تمام کارایی که با دوستام کردم ‫مثه تو اردو

‫من فقط به تو گفتم

‫فکر نمیکنی که مدیر لااقل بعضی از این چیزا رو میدونه؟

‫شاید. من ....

‫-میخوای بهش بگی؟ ‫-نه

‫دوستات میدونن؟

‫نه فکر نمیکنم

‫میخوای بهشون بگی؟

‫فکر میکنی باید بگم؟

‫من نمیگم. من دارم ازت میپرسم ‫خودت فکر میکنی باید چیکار کنی

‫کلی ما هفته پیش پیشرفت عالی ای داشتیم

‫راز هاییو گفتی که مخفیشون میکردی ‫غمی که سرکوبش میکردی

‫این کلید مبارزه با اظطراب و گسستگیه

‫ولی من فکر نمیکنم که هنوز کار کردن رو اون غم و ‫شروع کرده باشیم

‫فکر میکنم هنوز خیلی چیزا هست که ‫راجبشون حرف نمیرنی

‫من راز نگه میدارم

‫قبوله

‫و من از دوستام راز هایی و مخفی میکنم

‫ولی همچنین واسه ی دوستام هم اینکار و میکنم

‫امیدوارم بتونیم بیشتر راجبه اون راز ها حرف بزنیم

‫ولی شاید بتونی با حرف زدن با دوستات شروع کنی

‫یا حضرت مسیح کلی

‫تو قراره نابودمون کنی

‫متاسفم

‫من واسه یه مدت طولانی خودم نبودم

‫فاوندری داره از همه بازجویی میکنه

‫بلاخره میفهمه کلی چه گهی داشته میخورده

‫که چی؟ ‫خب با تک تکمون مصاحبه کنن

‫دروغ میگیم

‫یعنی خب ما که هممون بلدیم

‫من خیلی توش خوب شدم

‫شاید این راهش نباشه ‫از رو تجربه میگم

‫-امروز با دیگو حرف زدن ‫-و تو اونو تحت کنترل داری نه؟

‫قضیه اینه که دیگو بهمون شک داره ‫همچنین استلا. همچنین وینستون

‫فاوندری نوار و شنیده

‫و الان اون تمام مدرسه رو بازجویی میکنه ‫که با دیگو شروع کرده

‫و کی میدونه اون چی گفته

‫اونا فقط دارن اینکار و بخاطر خانواده ها میکنن

‫بابام بهم گفت ‫تمام انجمن دارن بهش زنگ میزنن

‫اونا درخواست تحقیقات کردن ‫مدرسه هم کوتاه اومد

‫پس ما مردیم

‫اگه خانواده هامونو برگردونیم سمت خودمون چی؟

‫ولی اونا حتی امار کامپیوتری دارن ‫که چقدر بهشون دروغ گفتیم

‫چطوری کاری کنیم که بمون اعتماد کنن باز؟

‫حقیقت و بشون بگین

‫منظورم اینه که تمام حقیقت و بشون نمیگیم

‫هیچوقت بشون هکه چیو نمیگین ‫به مقدار کافی بشون میگیم

‫اونقدری که واسه اعتماد دوباره کافی باشه

‫-ما اینجا تو جنگیم ‫-اره و داریم میبازیم

‫اگه بازم طرف ما باشن ‫شاید شانسی داشته باشیم

‫ازشون بخوایم که کمکمون کنن که ‫یه تحقیقات و متوقف کنن؟

‫مستقیم که نه

‫اول با اعتماد کردن بهشون طرف ما میشن

‫بعدش...

‫ازشون میخوایم که کمکمون کنن که ‫پرام و برگردونن

‫مثه گرگم به هواس

‫از شر پلیس خلاص شین که بتونیم پرام داشته باشیم

‫و تحقیقات به ارومی میره پی کارش

More Farsi Persian subtitles for 13 Reasons Why

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left