ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
پس اره یه شورش بود
من یه ماشین و منفجر کردم و یکم اسیب رسوندم
چارلی پاشو
چارلی لطفا پاشو
-چارلی یالا لطفا -نه
یالا مامان بابام اومدن باید بزنی بیرون
-باشه -اره
اره
یه جوری میخوابی انگار مردی
من خوابیدن و دوست دارم
منم دوست دارم کنارت بخوابم
اره منم
یه روزی شاید بتونیم کاری بیشتر از فقط خوابیدن با هم کنیم
اره یه روزی. ولی الان تو باید بری
یا من میتونم بمونم و خانوادت و ببینم
اره یا میتونیم بابات و تمام مسئولای مدرسه رو هم ببینیم
-که اون رئیسشونه
توشیر (می خواست بگه touche یعنی حیف شد)
منظورت اینه که حیف؟
نه من اون لغت و نمیشناسم
فقط برو بیرون برو
اسیب واقعی این بود که مدیر و به جونمون انداخت
نمیدونم چرا واسه پلیس باتوم کشیدم
کسخل شده بودم
خراب کردن تمام وسایل من بس نبود برات؟
تو رفتی سراغ پروندت و فقط یه چیزیو برداشتی
نامه از مربی کربا
چرا؟
من....
نمیدونم
بعضی از دانش اموزای هفته ی پیش شکایت قانونی دارن
بعضی هاشون فقط عصبانین
ولی من واقعا فکر نمیکنم که این منم که از دستش عصبانی ای
منم؟
جاستین
جاستین هی جاستین ما نمیتونیم اولین روزی که برگشتیم دیر کنیم
-یالا -کیر توش امروزه؟
اره مدرسه یه هفته بسته بود
ولی ما هنوزم باید به اخر سال برسیم
و ظاهرا یه مشکلی هست...
تحقیقات راجبه اینکه چی باعث شروعش شد
اینکه دعوای تو و دیگو سر چی بود
کیر توش!
هی تو...
حالت خوبه؟
-اره انفلانزا یا از این کسشرا دارم -انفلانزا؟
یا کسشر؟
چندین روزه که نزدم
-تو گفتی بس میکنی -کردم، من ...
یعنی این...
حتما واسه همونه
-ببین من فقط باید یکم بخوابم
جاستین من نمیگم که همه چیه خودم درسته ولی...
نیازه که برگردی کمپ؟ یا...
پدرمادرم بتونن چه میدونم مثلا دکتر اعتیادی چیزی بگیرن؟
-من نمیخوام بیشتر از این خرج رو دستشون بذارم -ما باید یه کاری بکنیم
من نمیخوام بدونن که بازم مصرف کردم
کلی فقط بهم یکم وقت بده که بهتر بشم باشه؟
باشه البته
چیزی نیاز داری؟
باید بری مدرسه
ما هنوزم راز هایی داشتیم که ممکن بود لو برن
همرو که نمیتونیم اخراج کنیم
یا که همرو توقیف کنیم. پس مهمه که بتونیم این خرابکارارو
که بیشترین اسیب رو رسوندن و شناسایی کنیم
واسه همینه که زک و یه هفته توقیف کردین؟
کی تو رو تحریک کرد که دخالت کنی؟
دیگو و جاستین سر چی دعوا میکردن؟
یه دانش اموز شنیده بود که اونا دارن راجبه یه نوار صحبت میکنن
خب دخالت من توسط یه پلیس که
داشت رو حقوق دانش اموزا پا میذاشت تحریک شد
واقعا؟ توی نیرو دریایی من یه گردش توی منطقه محافظت شده کره رفتم
اونجا باید رفتار پلیس و میدیدی
و بعدش اوضاع بدتر شد
یعنی تمام واکنشتون نسبت به این قضایا...
...تنبیه بیشتره؟
پلیس موظفمون کرده تا موقع تحقیقات بررسی انجام بشه
پس ما باید بفهمیم کی چیکار کرده و چرا
هی ببین منو تنبیه کن عیب نداره
ولی پرام و تعطیل نکن
این عادلانه نیست
جسیکا یه گروهی از خانواده ها تونستن حکم قاضی بگیرن
واسه بازداشت یه گروهی از دانش اموزا
ما نمیتونیم پرام داشته باشیم
این مسخرست
خب این انتخاب من نبوده ولی به هر حال همینه که هست
تو میتونی بهم کمک کنی
اگه یه رازی و بهم بگی
چرا از اولش جاستین و دیگو داشتن دعوا میکردن
چرا کلی دوربینای امنیتی و خراب میکرده
اینجا واقعا چه خبره؟
چیزی که واقعا اینجا در جریانه
اینه که ما قراره یه پرام داشته باشیم
و من قراره برقصم
جوری که انگار هیچ نگرانی ای تو این دنیا ندارم
و برای یک دقیقه فقط یه دقیقه
از تمام این کسشرا خلاص میشم
کاش میتونستم این قول و بهت بدم جسیکا ولی نمیتونم
نیازی نیست
خودم یه کاری میکنم درست شه
ممکن بود الان مرده باشی
-ولی نمردم -یا تو زندان
-ولی نیستم -تو عملا سر مرگ و کلاه گذاشتی
-تو یه بازی مسخره -من سر مرگ و کلاه نذاشتم
-من یه بار افتادم -با یه سفیدپوست ماورالطبیعه
و بعدش جون به کف رفتی تا توی یه شورش شرکت کنی و یه پلیس و بزنی
وین باهاش صحبت کرده بیخیالش میشه پس...
نمیدونم اصلا چرا داریم راجبش حرف میزنیم
نوادا باید ازت بشنوه تونی
یا نشنوه
چرا اینقد کمر بستی که برینی به یه اینده ی خوب؟
من یه گاراژ دارم که باید حواسم بهش باشه اون ایندمه
تو هفته پیش بازداشت نشدی
پس دیگه چیه تونی؟
-چیو بهم نمیگی؟ -تو نباید باشگاه و باز کنی؟
ما نمیتونستیم فقط صبر کنیم که همه چی اروم شه
ادمایی بودن که نمیخواستن اون اتفاق بیافته
شورش و اوردن این تو؟
فکر کنم یکی وقتی مدرسه تعطیل شده گشتتش
دنبال چی بوده؟
دخترا میشه یه لحظه بهمون وقت بدین؟
یه هفته ی کامل
حتی یه پیامم ندادی
من تنبیه شده بودم
گوشیمم گرفتن.
پس اگه الان به گوشیت نگاه کنم یه پیام به جاستین نمیبینم؟
تو به گوشیم نگاه نمیکنی و نه
مراقب تو که خیلی بود
مطمئنا نمیخواست دستگیر شی
احتمالا بیشتر دلش میخواسته که تو دستگیر شی
تو خیلی خون سردی در حالی که این میتونه برات خیلی بد شه
دقیقا فکر میکنی که داری منو با چی تهدید میکنی؟
فکر کنم میدونی
خنده دار بود
باید به جاستین بگم
نخند که مادرتو میگام
تو راهه اونجام
شاید حرف زدم
پس حرف بزن
و میترسی که مدیر چیو بفهمه؟
مطمئنم داستان ماشین و میدونه
من هنوز به هیچکس راجب دوربینا یا رنگ اسپری
یا تمام کارایی که با دوستام کردم مثه تو اردو
من فقط به تو گفتم
فکر نمیکنی که مدیر لااقل بعضی از این چیزا رو میدونه؟
شاید. من ....
-میخوای بهش بگی؟ -نه
دوستات میدونن؟
نه فکر نمیکنم
میخوای بهشون بگی؟
فکر میکنی باید بگم؟
من نمیگم. من دارم ازت میپرسم خودت فکر میکنی باید چیکار کنی
کلی ما هفته پیش پیشرفت عالی ای داشتیم
راز هاییو گفتی که مخفیشون میکردی غمی که سرکوبش میکردی
این کلید مبارزه با اظطراب و گسستگیه
ولی من فکر نمیکنم که هنوز کار کردن رو اون غم و شروع کرده باشیم
فکر میکنم هنوز خیلی چیزا هست که راجبشون حرف نمیرنی
من راز نگه میدارم
قبوله
و من از دوستام راز هایی و مخفی میکنم
ولی همچنین واسه ی دوستام هم اینکار و میکنم
امیدوارم بتونیم بیشتر راجبه اون راز ها حرف بزنیم
ولی شاید بتونی با حرف زدن با دوستات شروع کنی
یا حضرت مسیح کلی
تو قراره نابودمون کنی
متاسفم
من واسه یه مدت طولانی خودم نبودم
فاوندری داره از همه بازجویی میکنه
بلاخره میفهمه کلی چه گهی داشته میخورده
که چی؟ خب با تک تکمون مصاحبه کنن
دروغ میگیم
یعنی خب ما که هممون بلدیم
من خیلی توش خوب شدم
شاید این راهش نباشه از رو تجربه میگم
-امروز با دیگو حرف زدن -و تو اونو تحت کنترل داری نه؟
قضیه اینه که دیگو بهمون شک داره همچنین استلا. همچنین وینستون
فاوندری نوار و شنیده
و الان اون تمام مدرسه رو بازجویی میکنه که با دیگو شروع کرده
و کی میدونه اون چی گفته
اونا فقط دارن اینکار و بخاطر خانواده ها میکنن
بابام بهم گفت تمام انجمن دارن بهش زنگ میزنن
اونا درخواست تحقیقات کردن مدرسه هم کوتاه اومد
پس ما مردیم
اگه خانواده هامونو برگردونیم سمت خودمون چی؟
ولی اونا حتی امار کامپیوتری دارن که چقدر بهشون دروغ گفتیم
چطوری کاری کنیم که بمون اعتماد کنن باز؟
حقیقت و بشون بگین
منظورم اینه که تمام حقیقت و بشون نمیگیم
هیچوقت بشون هکه چیو نمیگین به مقدار کافی بشون میگیم
اونقدری که واسه اعتماد دوباره کافی باشه
-ما اینجا تو جنگیم -اره و داریم میبازیم
اگه بازم طرف ما باشن شاید شانسی داشته باشیم
ازشون بخوایم که کمکمون کنن که یه تحقیقات و متوقف کنن؟
مستقیم که نه
اول با اعتماد کردن بهشون طرف ما میشن
بعدش...
ازشون میخوایم که کمکمون کنن که پرام و برگردونن
مثه گرگم به هواس
از شر پلیس خلاص شین که بتونیم پرام داشته باشیم
و تحقیقات به ارومی میره پی کارش
No comments yet. Be the first to leave one.