ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
51 درصد از کارمندات
تمایل دارن عضو اتحادیه بشن
کارتها که اینطور نشون میدن
یه نفر با چوب زده چراغهای عقب رو ترکونده
کار کی بوده؟ - احتمالا گلسی -
فنتانیل
مادهی قویایه
تا حالا تجویزش کردی؟
خب، خیلی وقته که نه
میشه ازت بپرسم کی برات تجویز میکنه؟
داروخونه جکسون - جکسون -
کسی که همراه نوویک بود، فروشندهش بود؟
چون فروشندهی مواد مخدره میخوای دستگیرش کنی یا
چون ممکنه به پسر گریس کمک کنه؟
اگه ترجیح میدی بدون تو ادامه بدم
درک میکنم. ناراحت نمیشم
من برای تو کار میکنم، رییس
درک میکنی که من بهعنوان وکیلت منصوب شدم؟
من وکیل نمیخوام
یا میتونم به داداشت کمک کنم
یا به دوستت، آقای پو
نمیتونم به هردو کمک کنم
به هر کدوم کمک کنم، اون یکی ممکنه آسیب ببینه
بهت اهمیت میدم. نگرانتم
وثیقه رد میشه
ممکنه بفرستنت "فارمینگتون"
جنایتکارا بخش بزرگی از
جمعیت زندان رو تشکیل میدن
پس، سرت تو لاک خودت باشه - هی، پسر خوشگله -
بهم قول دادی!
بیخیال، چاک
خدا لعنتت کنه! گوه توش
چه اتفاقی برات افتاد؟
«زنــگـار آمــریـکـایـی»
: مترجم « SubMatrix »
ببین کی اینجاست. رفیق خودمی
کسی هست که امکان داشته باشه
از تو و پسرت کینهای داشته باشه؟
کل مردمای شهر ازم کینه دارن
واضحه، پم نوویک
رییسم، گلسی
از همه بیشتر به اون شک دارم
اون جندهی دادستان ناحیهای، سو هرلیتز
واضحه که قاضی پرون هم از بیلی کینه به دل داره
فکر نمیکنم قاضی بخواد ماشینت رو منفجر کنه
منم واقعا فکر نمیکردم کسی بخواد ماشینم رو بترکونه
تا اینکه دیشب اتفاق افتاد - باشه -
قربان، شاید بهتر باشه بذاری فعلا من کارا رو انجام بدم
شوهرت، ویرجیل، چطور؟
فکر میکنی یکی از دوست دخترا...
دارم مجازات میشم
نمیدونم چرا. چون من واقعا
تمام تلاشمو کردم
مادر خوبی بودی، گریس
خب، کافی نبود
به زندون چندین بار زنگ زدم
میگن یه هفته طول میکشه تا بررسیم کنن
و تو لیست ملاقاتیا بذارن
کاری نیست که بتونی انجام بدی تا سریعتر پروسهش تموم شه؟
خب، اگه بود، امیدوار بودم بدونی که انجامش میدم
این یارو کیه که... دربارهی بیلی داره دروغ میگه؟
میگه پیت رو کشته. پیت نوویک معتاد بود
این یارو هم معتاده؟ - نمیدونم -
خب، چرا هیچکس هیچی دربارهی این یارو نمیدونه؟
داشتم تلاش میکردم پیداش کنم
به کمکت نیاز دارم، دل. لطفا کمک کن
جلوی منو گرفتن!
هیچ سرنخی ندارم که تنهایی برم دنبالش. باشه؟
بیلی هیچ حرفی دربارهی اتفاقی که تو کارخونه افتاد نزده؟
چی باعث میشه فکر کنی بیلی اصلا اونجا بوده؟
نمیگم اونجا بوده یا نه
فقط حرفی که دادستان زد رو دارم بهت میگم
بیلی با من صحبت نمیکرد
ولی با لی اینگلیش خیلی وقت میگذروند
شاید به اون چیزی گفته باشه
باشه
چیکار میکنی؟
"قتل/خودکشی کارآگاه پلیس پیتسبورگ"
افتضاحه
چرا دادی نگاه کنم؟
همکار قدیمیم بود
کی این اتفاق افتاد؟
پریشب
اونجا بودم
چاک ازم خواست تا درگیر بشم
قبول نکردم برای همین اونم خودکشی کرد
ازم کمک خواست و من گفتم نه
خواستم کنارش کار درست رو انجام بدم
کنار تو هم سعی دارم کار درست رو انجام بدم
ازت میخوام بدونی که اهمیت میدم
و دارم تلاش میکنم
میدونم
مرسی که بهم گفتی
ما از هم مراقبت میکنیم
و دیگه هیچکس نمیتونه به ما آسیبی بزنه
همه چی رو حل میکنیم
تا وقتی که پشت هم وایسیم
باشه؟
دیرم میشه
بعد از کار بهم سر میزنی؟
منتظرت میمونم. دیشب شبمون خراب شد
نوشتهی پشت لباس: "مفعول"
اینطوری بهتره
هر وقت یه دری باز میکنه
هر وقت صدا پایی از دور و بر میشنوه
لاریدو شروع میکنه به عرق ریختن. فکر میکنه منم
دیگه تا آخر عمرش غذاها با معدش ناسازگارن
خب، اگه قراره مقدس باشم
قبلش باید یکم حال کنم باهاش
خب، خب، خب - سلام -
آقا و خانوم ورث خانوم ورث، رندی مککال
حالتون چطوره؟
بله؟
منم. باز کن
چه خبر، پسر؟
منو کشوندی ناکجا آباد
یالا
خوبی؟
آره. برای جشن تولد 16 سالگی تاشی باید برنامه ریزی کنم
خیلی گرونه ولی نمیتونم نه بگم
همون همیشگی؟ - بستگی داره -
پولی که تو پمپ بنزین دادمو جبران میکنی؟
خوبه. خوبه
سلام منو به تی برسون. باشه؟
باشه. حتما
دو دلار رو لاغر مردنیه شرط میبندم
چه خبر، پسر؟ - سلام، داداش -
مرسی
خیلی خب، قهرمان
آروم باش
سرحال باش
مرسی برای وقتی که گذاشتین
اتحادیه پیشنهاد خودشو داده
حالا من میخوام مطمئن شم که تمام اطلاعات لازم رو دارین
تا یه تصمیم پختهای بگیرین که
به صلاحتون باشه
چون شما بهترین حامی خودتون هستین
شوخی میکنی - وقتی اتحادیه وار میشه -
شروع میکنه به گفتن چیزایی که شما میخواین
تو گوش دادن به شما مشکل دارن
طلب کردن پول از کارمندا، اولین کاریه که میکنن
شوخیت گرفته
بعد از جلسهی اطلاع رسانی همینجا هستم
و خوشحال میشم به سوالاتتون جواب بدم
آره، مطمئنم که میمونی
کاری که اون بیرون داری میکنی کسشره
ولی حداقل فضای خصوصی خودته
برای اولین بار و آخرین بار بهت هشدار میدم
از داراییهای من دوری کن
دربارهی چی صحبت میکنی؟
خودت دقیقا میدونی دارم چی میگم
به وسایلم دست نزن
به ماشینم، به...
گریس، نمیدونم داری چی میگی...
!مزخرفه - ولی 20 دقیقه دیر کردی -
پس باید برگردی عقب و بشینی رو صندلیت
و به حرفایی که اون خانوم برای زدن داره گوش بدی
بهخاطر نقض قوانین شرکت به اخراج کردنت خیلی نزدیکم
بهونه دستم نده
تا با کارفرماتون مشکلی رو مطرح کنین که
حتی ممکنه باهاش موافق نباشین
میخوام مطمئن شم همه میدونن که
اگه این رای تصویب بشه، خودشون رو در معرض چه ریسکی قرار میدن
چقدر پول میگیری تا اینجا باشی؟
ببخشید؟
این پیری چقدر داره بهت پول میده
تا الان اینجا باشی؟ - گریس، شروع نکن -
چیزی نیست
منم برای پول کار میکنم. مثل خودت
باشه. فقط میخوام بدونم چقدر حاضره بهت پول بده تا
مارو از گرفتن بدهیامون منصرف کنی
آقای گلسی برای دههها حقوق خوبی
به این اجتماع داده - و حقوق یه روز مارو -
برای یه ساعت سخنرانی به تو میده؟
یا شایدم حقوق یه هفته
کافیه
بشین
گریس، یالا
بیا بریم. باشه؟
یا بشین یا از اون در برو بیرون
گریس
مرسی
میدونی که مامانت چقدر
اواخر ازدواجمون ناراحت بود
حتی قبل از اون، قبل از تصادفم
بالا و پایین داشتیم
ولی همیشه ازش عبور میکردیم
تو و آلهاندرو...
حلش میکنین
میتونم حسش کنم
احمقه اگه از هم جدا شین
مرسی، بابایی
خیلی دربارهی داداشت فکر کردم
زندگی رو براش سخت کرده بودم
شاید خوبه که رفته
آیزاک دلایل دیگهای هم برای ناراحت بودن داشت
میدونی که. بهخاطر گرایشی که داره
زندگی تو اینجا براش سخت بود. مگه نه؟
وقتی متفاوت باشی زندگی تو اینجا برات جهنم میشه
No comments yet. Be the first to leave one.