ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"خيلي خب "اِما همه گي رو قطار تاكر
تاكا-تاكا-تاكا-تاكــا--
ببين ، فسقلي من جايِ ديگه ايي قرار نيست برم
ميتوني تمام روز مسخره بازي دربياري ، خب؟
خيلي خب ، هرگوهي ميخواي بخور من نيستم
اوه خدا ، اثاث كشي خيلي خسته كننده س
مخصوصاً اگه يه چي هم بار زده باشي
دارم ميميرم ديگه پدر بازوهام در اومد
اينطوريا نه كه به نظر مياد
اوه ، لعنـــتي-نــه
اين بارو بنديل چيه؟
اون اينجا تشريف نمياره- اوه آروم باش ، بادمجون-
اينا فقط يه سري خاطرات خوب ميباشه
كه از دوران بچه گي پسرام نجاتشون دادم
همچنين همون آشغالايي كه نتونست از حراج لوازم توي گاراژ خونه ازشون دل بكنه
آشغال نخير
اين جعبه ها يادآور يه دوران همتِ حاجيته
و ما همگي متنفريم اين عالي بودنت رو فراموش كنيم
واسا
همه ي اينا آثار به جا مونده از "دني" ــه
چون ميدوني ، منم يه كاراي خاصي كرده بودما
اوه ، اگه مدالي و جايزه ايي بهت داده باشن همون كارت جعلي هست
يه سري آثار ارزشمندم از تو نگه داشتم عزيزم
آه ، بيا بفرما
يه نقاشي كه وقتي مهد كودك ميرفتم كشيدم
و بوقلمون دست نما شبِ شكرگذاري؟
خب ، معذرت ميخوام عزيزم
نميتونم همه چيو نگه دارم
هي ، وسايل و آثار دانشگاهيم كجاس؟- طبقه پايين، صندوق عقب-
اون جعبه ها بايد رنگي و شماره دار و تاريخ دار باشن
هي ، پسر احساس بدي نداشته باش، باشه؟
اون بوقلمون دست نما دني رو كه نگه نداشته
ببينيد بوقلمون دست نماي من
نميتونم درست حسابي بفهمم
اما يه چيزي اينجا تغيير كرده
شنيدي برنده شده، همه چيو ميبره
اين همشه
هي ، رايلي مرسي كه مراقب "اِما" هستي
اولين تمرين اين فصل- واوو-
تا حالا اينقدر قهرمانانه براي ورزش نديده بودمت jocky استاد پرتاب دارت
دني تنها كسي نيست كه
لباس ورزشي ميپوشه و با چوب ضرباتي ميزنه
سافتبال(شبيه بيس بال) بازي ميكنن يه بارم برنده نشدن
لازمه حرف ديگه ايي بزنم؟
پيداشون كردم
تو انباري كنار چراغهاي كريسمس
و فكر كرده بودم سگ خانم بارت گُمشون كرده بود
اينطوري نبود
مرسي ، پسر و صحبتي درباره
چراغ بازي نداريم-- ببخشيد-
من تلاشي براي بازي كردن نميبينم اگه ميخواي حداقل برنده بشي
هوا منو داشته باش ، رايلي- نه،نه-
به اندازه كافي هردوتاتون رو ميشناسم وقتي " هوا منو داشته باش" رايلي
دو ثانيه بعدش ميشه" خفه" رايلي كي از تو پُرسيد؟
لوپ مسئله-- واسين-
خوشگذروني هست و خوشگذروني اونيه كه من ميارم
فكر ميكنين چطوري مقام كاپيتاني بدست اوردم؟
خوب بهمون آبجو مجاني و برگه راي دادي
و گفتي: به من راي بدين
اوه خدا اينو ببينين
تيم دانشگاه-- من و تو هم اون جلو اييم
و برا اونايي كه اون پشت هستن خيلي بده
شما دوتا تو يه تيم بودين؟
الكي كه بهش نميگفتن رايلي گُنده بك
...محكم و سرسخت و پهن و گشاد
... پس هركي جلو ميومد نابود ميشد
ميخواي بياي بازي كني؟ همه بهت خوشامد ميگن
ديگه از اين ورزشا نميكنم
خدا ، انگار كه يه زندگيه ديگه ايي بود
خوب ، ورزشكاري، بعدازظهر حالشو ببر
...بايد برم هاكي بازي و يه سري ضربات بزنم
براي پول
هي ، بايد بجنبيم بريم
بايد برم با ضربات بزنم براي آبجو
خيلي خب ، رفقا ، ميخوام يه سلامتي بگم قبل از بازي
شايد هميشه يادمون باشه كه برنده شدن همه چيز نيست
ولي يه پارچ آبجو تگري همه چيزه ايول
اوه واسين
فكر كنم يه چندتا بازيكن داريم
همه گي ايشون رايلي و دختر بنده "اِما" هستن
پس اگه گُل ها رو ميشمارين 1-0 به نفع ويلر
در بازي حامله كردن ناخواسته
هي ، تاك ميخواي يه نگاه به امكانات بندازي تا من اينارو رديفشون كنم
اوه ، مرسي ، خوردم
جدي گفتم--
خوشحالم كه شماها اومدين
گفتم بايد جذاب باشه "اِما" بازي كردن باباشو ببينه
يه چندباري از نرده بپره- تابلوهِ كه اصلاً بازي هاي منو نديدي-
چون من از اين كارا نميكنم
بن
واقعاً؟- چسب روي ناحيه زدن توپ؟
من ازاين كارا ميكنم
يوهــو يه خانوم اومده تو رخت كن
ولي زيادي زحمت ندين خودتونو بپوشونين
سلام ، دلبركم
مـامان اينجا چيكار ميكني؟- اوه ، سلام دني-
بهت گفتم اينجا نيا منو ببين
نيومدم اصلاً نميدونستم تو اينجايي
بدتر شد- اگه مُربيم باز ببينتت-
اي گندش بزنن ، اينجاس مام، خواهش ميكنم آبرومو نبر
"سلام ، مربي "هيز- "ويلر، سلام "باني-
"سلام ، "هنك- واقعاً شرمندم-
باني" ؟ "هنك"؟"
خوشحالم با اين مسئله رديفي، ويلر
خيلي از بچه ها اينطور نيستن
چطوري نيستن؟- من با مامانت ميرم دَدَر-
....يه دقيقه طول ميكشه
تو با مامانم ميري بيرون؟
...ولي هميشه به اون نقطه ميرسه
ميخواستم خودم شخصاً باهات صحبت كنم ولي باني گفت خودش حلش ميكنه
و حلش كردم بــا نگفتن بهش
ميبيني؟ هيچ خبري از آبروريزي نيست
خوشحالي؟ خب ، نه باي-باي. بايد بريم
نميتوني بگي كه واقعاً با اين مسئله مشكلي نداري
خب درواقع مشكلي ندارم
خوب ، مامانت با مُربي قرار ميزاره
براي يه سري گفتگو هاي تختخوابي
چي؟ تختخواب خبري نيست
چطوري يه دفعه ميرن تو كار تختخواب؟
فقط ميرفتن ساعات خوشي داشته باشن
اگه يادم باشه ، آخرين دختري كه باهاش رفتي ساعات خوشي داشته باشي
خيلي خوشحال شدين يه صداهايي شنيديم
ولي اين فرق ميكنه-- اونا نميتونن-
اون يه مادره
و "بن" پدره جلو كار اونو كه نگرفت
ممكنه خيلي بيشتر از يه بچه باشه
همين ديگه--نميتونم بيش تر از اين دربارش فكر كنم
ميرم اينقدر تمرين كنم تا مُخم از كار بيفته
20سال ديگه ميبينمت
تونستي كاري كني؟
اگه از دماغش ميتونست قورت بده ميگفتم كه عاليه
معما حل شد
دختره باباييشه
آه ، تاكر و بچه ها تو زمين هستن
بايد غذا بچه رو بدم بخوره مامان ميادش اينجا
ميتوني وسايل منو ببري زمين تا بيام
و دستكش هامو بردار باحاش حال ميكني ، قول ميدم
اووف وزنش خيلي
بيشتر از وقتيه كه من اونقدي بودم
تو به مدال و وسايل قديم اهميتي نميدي ، نه؟
بابات هنوز برات يه قهرمان ــه ، درسته؟
جواب "بله" قبولش ميكنم
هي ، رفقا ، ببخشيد دير كردم
موفق شديم ، بُرديم- چيو؟-
سافتبال براي اولين بار
ولي همش به خاطر رايلي بود همه كارو اون كرد ، باورنكردني بود
رايلي؟- بن ، شنيدي؟-
اوه خدا ، حق با تو بود خيلي حال ميده
اين بچه ها خيلي باحال بودن- نه ، باحالي از خودتون بود-
سه تا حمله در خانه سه تا
فكر ميكنم گريه داور هم دراورد
به نظر مياد بازي جالبي رو از دست دادم
...اوه ، آم
يه چيز كوچولو ديگه كه از دست دادي
بچه ها به رايلي براي كاپيتاني راي دادن
چي؟ چطور تونستن اينكارو كنن--
واسا ، فكر ميكردم راي دادن بايد همه موافق باشن
خب شايد من يه چند لحظه حواسم پرت شده باشه
بزنيم قدش؟
بن ، نميدونم چه اتفاقي افتاد
من ميدونم
داشتم بچمو غذا ميدادم رفتي پريدي تو تيم جاي منو گرفتي
معذرت ميخوام
يهو يه دستكش دستم كردم
...بعدش ديدم همه دارن داد و فرياد ميزنن
"خيلي كارت درسته"
خيلي خب ، قبل اينكه زياد اوج بگيره " ايول" بود
"بعدش ميدوني ، شد" كارت درسته
چرا اصلاً حرفشو ميزنيم؟
معلومه كه نميخوام ادامه ش بدم- جدي؟-
"چون شنيدم كه "كارت درسته
بن-- نه ، اشكالي نداره-
تيم به نظر خوشحال ميومدن
شايد خوب باشه كه يه مدت اينكارو بكني
مطمئني؟ چون برام مهم نيست اصلاً اينطوري باشه يا نباشه
بله ، مطمئنم- اوه خدا ، ايول ، قربونت-
خيلي خيلي خوش ميگذره
يادم رفته بود چقدر دلم برا بازي كردن تنگ شده
رفاقت ، رقابت ، و داد بيداد
"بگير اومد تو صورتت ؛حالتو گرفتم آشغال" خيلي هيجان زدم
كي اومدي خونه؟- كجا رفتي؟
درست رفتار كرد ، درسته؟
البته بذار با اون شروع كنيم
فقط رفتيم يه غذا ايتاليايي خورديم
غذا ايتاليايي؟
اوه ، هممون ميدونيم يعني چي
نه نميدونيم يعني چي؟
اين دقيقاً همونچيزي بود كه تلاش كردم نريم سراغش
عزيزم ، فكر ميكنم كه بايد اين بخش از زندگيمو خصوصي نگه دارم
خصوصي؟- به عبارت ديگه؟-
چون مربيت هست ، توقع نداشته باش بدوني كِي گُل ميرنه
كار بهتري نداري بكني؟- نه ، بهتر از اين كار ؛نه-
خيلي خب ، عزيزم ميدونم نميخواي اينو بشنوي
ولي من يه زنم و نيازهايي دارم
خب ليستشو بنويس هرچي خواستي برات گير ميارم
پس مشكل حله؟- بنده كاپيتان ميباشم-
بن موافقت كرد واردش بشم- بدون اينكه حرفي از دهنم بيرون بياد-
چيزي كه هنوز متوجه نشديم
كي قراره شنبه مراقب "اِما" باشه؟
خب من كه قرار نيست باشم هنك" منو دعوت كرده بريم ناهار"
No comments yet. Be the first to leave one.