ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
متـرجم : فـرهاد امـین
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
ميخوام يه چيزي نشونت بدم
بدون ثبات و نزديک به
بحران کامل
..اين بود سخنان وزير محيط آلمان، آقاي ماتيلدا
بهبه، چه عطر و بويي
اوه، چي شده؟
خوبي؟
چيزي نشده، فکر کنم فقط بايد يه چسبزخم بزنم روش
حداقل قيافه غذات که خوبه
فکر کنم امشب بايد سالاد بخوريم
مطمئني؟ پنجشنبه نيستها از پسش برمياي؟
يه چيزي از خودم درميارم
هرج و مرج، همه جا هرج و مرجه
خرابي و آتيشسوزي عذابهاي جديد
روحهاي معذبي جديدي که اطراف خودم ميبينم
هر طرف رو که ميبينم به هر طرف رو ميکنم
هرجايي رو نگاه ميکنم
چي ميبيني؟
توي لهستان زلزله اومده فکر کنم نيروگاه اتميشون
داره منفجر ميشه
زکي، الان حس يه آدم عوضي رو دادم
بايدم داشته باشي
چطور بود؟
ها؟
سخنراني، چطور بود؟
دقيق بود
چه خوب، نوبت توئه
يه چيزي بود ديگه چيز زيادي ياد نگرفتم
لازم نيست چيزي ياد بگيري
تو خودت همهچي رو ميدوني
نه، بخدا منظورم اون نبود
نه والله
عجب
منظورم اين بود تو آدم باهوشي هستي
حتما
..منظورم اون نبود
..ولي منظورم اون نبود
بس کن، خودت ميدوني منظورم چي بود
دوباره بگو من چقدر باهوشم
جاي مسخرهبازي از يخچال
يه تخممرغ آبپز بده بهم !آقا باهوشه
آووکادو نميخواي؟
يه دقيقه اونو خاموشش ميکني؟
چي شده؟
هيچي، حداقل اميدوارم که چيزي نشده باشه
کل عمرم داشتم به اين فکر ميکردم
که دفعه اول بايد چه حرفي بزنم
کل روز اينو توي سرم تمرين ميکردم
لامصب، تو ماشين فکرشو کرده بودما
بيا اينو بگير
به آتش ستارهها شک کردم به حرکت خورشيد شک کردم
به حقايق زندگي شک کردم ولي هرگز به عشقم شک نکردم
کاليوپه جراد با من ازدواج ميکني؟
ميدونم چيز زيادي نيست ميخواستم يه چيز بزرگتر بگيرم
کالي، منو ببين
من اينجام
بيدار شدين چه حسي دارين؟
آب ميخواد
انگار شب پر ماجرايي داشتين
مگه نه کاليوپه؟
ميخواي بگي چي يادت مياد؟
اومدم خونه
خب؟
انگشتم رو بريدم
بعدش؟
به آتش ستارهها شک کردم تو ازم خواستگاري کردي؟
يعني اين باعث حمله شوک شده؟
خب، کاليوپه چيزي رو تجربه کرد که ما بهش ميگيم تونيک کلونيک
يا اونطور که مرسومتره بيماري صرع
که توي ميانسالي اتفاق ميفته
دليلش ميتونه چيزاي زيادي باشه
استرس، تغذيه نامناسب نورهاي چشمکزن
وقتي اين اتفاق افتاد داشتين تلويزيون نگاه ميکردين؟
آره
خب بگو ببينم يادت مياد
يه کم قبلش احساس عجيبي بهت دست نداده بود؟
مثلا سرگيجه يا شدت گرفتن احساسات
تغيير توي بينايي يا شنوايي حس بوي عجيب
يا حس بيشاز حد آشناپنداري مثلا
يادم نمياد
خب پس بنظر مياد شما دچار صرع خاص شده باشين
خب اين يعني چي؟
اصطلاح باکلاس اينه که نميدونيم !دليل بيماري چيه
اولين باره اين اتفاق واستون ميفته؟
..نميدو
فکر کنم وقتي با بيلي زندگي ميکردم يا شايدم قبلش
بيلي؟
اين قضيه واسه چه مدت قبله؟
نميدونم، شايد 9 - 10 سال پيش
بيلي ديگه کيه؟
فقط يه بار بود؟
من 18 سالم بود
..نميدو..نميدونم
خب گوش کن، ميخوام راحت باشي
يه کم ديگه دوباره ميام بهت سر ميزنم
شب نگهت ميداريم که يه سري آزمايش ازت بگيريم، خب؟
باشه
بيلي ديگه کيه؟
ميخواين بدونين چرا به من ميگن بيلي مرده؟
سال 67 يا 68 بود قبل از حمله عيد تت
ما رو فرستاده بودن سمت يه دهکده
ميگفتن همه اهاليش ويتکنگي هستن
يه سياهپوستي باهامون بود بهش ميگفتن چارلز بزرگه
لامصب خيلي گنده بود اما قلب مهربوني داشت
چارلز بزرگه اونجا به يه دختر حدود 7 - 8 ساله
که بيرون کلبهشون نشسته بود وسط جاده
داشت گريه ميکرد، چارلز توي جيبش شکلات مکلات داشت
اين بود که ميره طرفش تا شکلات رو بده بهش
دختره يهو ميپره يه چيزي ميندازه احتمالا نارنجک بود
و چارلز بزرگه يه دستي ميگيرتش
و چشماي گنده مسخرش رو ميدوزه به من
چيز بعدي که يادمه اينه که به پشت افتاده بودم
درحاليکه دل و روده چارلز عين گردنبند ازم آويزون بود
من همش 5 يا 10 قدم باهاش فاصله داشتم
و يه خراش هم برنداشتم
واسه همين همه بعدش بهم ميگفتن بيلي لامصب
تو بايد تا الان مرده باشي
من خودمم ميدونستم که قاعدتا بايد تو اون حادثه ميمردم
ولي حتي يه مو هم از سرم کم نشد
حدود يه ماه بعدش نشسته بوديم تو يه ميخانه توي سايگون
يکي از بچهها به اسم نورمن که اهل ناواهو بود
گير داده بود منو با يه زن بخوابونه همشون فکر ميکردن
من تا حالا با کسي نخوابيدم
نورمن ميگفت نميتونه قبول کنه کسي توي افرادش اينطوري باشه
واسه اينم همونجا با يه فاحشه صحبت کرد
ولي دختره انگليسي بلد نبود همش ميگفت، جيآي
ساک،ساک، گاييدن، گاييدن فقط همينا رو بلد بود
نورمن واسه دختره ماجراي اينکه من چطوري بايد ميمردم رو تعريف کرد
و يهو دختره عين درخت کريسمس سرتا پا روشن شد
چون لغت مردن رو خيلي خوب ميشناخت
واسه همين با چشماي درشتش يه نگاه به من انداخت
شونه بالا انداخت و گفت: ساک؟
نورمن به دختره 5 دلار داد دست منو گرفت برد
!اتاق پشتي، دختره هم واسم ساک زد
سي ثانيه طول نکشيد آبم اومد ولي قسم ميخورم اونقدر شديد بود
که آبم داشت پشت جمجمهش رو !سوراخ ميکرد
خلاصه که ازون موقع بهم گفتن بيلي مرده
کالي، اصلا بامزه نيست وا کن اين در رو
ميدونم اون تويي
کالي، فقط ميخوام ببينمت در رو باز کن
زودباش، من کل روز همينجا ميمونم
خداي من، اجازه دادي باهات چي کار کنه؟
بهت گفته بودم بچه که بودم يه مدت
از خونه فرار کرده بودم
آره، ولي اسمي از بيلي نياورده بودي
اين يارو کي بوده؟
يه کهنه سرباز بود
اهل خليج بود؟
ويتنام
ياپيغمبر، چند سالش بود؟
تو هم باهاش زندگي ميکردي؟
يعني، برنامه سکس هم داشتين؟
..روي
بگو ببينم به يارو ميدادي يا نه؟
خودت چي فکر ميکني؟
فکر نکنم بايد بابتش ازت عذرخواهي کنم
حالت خوبه؟
توسعه در آلمان، کشفهاي جديد ترسناکي را از
نيروگاه هستهاي کرامپ به نمايش گذاشت
که درست چند روز پس از زلزله لهستان
نيروگاه را به نابودي کامل کشاند
مقامات رسمي آلمان، اکنون اطلاعاتي را منتشر کردهاند که
که نشان ميدهد ميزان تششعات هستهاي در اين منطقه
بسيار بيشتر از چيزيست که در گزارشات اوليه داده شده بود
گزارشات مقامات محيطي آلمان
و سازمان بهداشت اتحاديه اروپا
پخش 131 ميزان يد در هوا ..و 137
هي، منو ببين
خب، انگار گندش درومد
هيچ چيز نيست که ميل انسان را
در برابر مقدسات کاهش دهد
يه شعر ژاپنيه، عزيزم
لوسيان
هوم؟
الهام، فکر ميکردم ميموني پيش مادرت
امروز سشنبهست بابا
..خب پس
بشين الهام، بهمون ملحق شو
يه کم قهوه ميخوري؟
نميدونم، بايد برم مدرسه
مزخرف نگو، بشين
کالي، اين اشليه شاگرد فارغالتحصيل شده خودمه
بعله خب
من بايد به کلاسم برسم
!بشين
باشه
اشلي اين دخترم کاليه الهامبخش منه
اشلي توي دانشگاه حقيرانه ما واسه خودش يه پا ستارست
داره پاياننامش رو توي سن عقل ارائه ميده
چيزاي خيلي جالبي توشه
دارم از منظر راه سوم فمينيستي روش کار ميکنم
..مثلا تموم کردن يه رابطه
..بين هستيگرايي اغلب مردها و
شرمنده، ولي خيلي مزخرفه
کالي
پاياننامه تو رو نميگم اون به نظرم
خيلي هم جالب و چميدونم اين چيزا مياد من ديگه بايد برم
کالي، فکر کنم بچهبازي درآوردي
No comments yet. Be the first to leave one.