Altered Carbon

Altered Carbon

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Altered Carbon S02E02 NF WEBRip
Altered Carbon S02E02 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
Altered Carbon S02E02 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Altered Carbon S02E02 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Altered Carbon S02E02 1080p NF WEB-DL DDP5 1 HDR HEVC-NTG
Altered Carbon S02E02 WEBRip x264-ION10
Altered Carbon S02E02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Altered Carbon S02E02 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Altered Carbon S02E02 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-METCON
കമന്ററി എഴുതിയത് EILIA
█☀️ زیرنویس از ایـلیـا ☀️█

ടാഗുകൾ

webrip
web
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
HD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-02-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 53
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ترجمه از ایلیا ‫EILIA

‫کانال تلگرام من ‫@EiliaSubs

‫- قربان، نمی‌تونید برید بالا ‫- برو کنار

‫مویرگ‌هاش از درون منفجر شدن

‫استک قشری‌اش غرق خون شده

‫یعنی چی؟

‫وایسین... صبر کنین! ‫اینجا یه صحنه جرم دست نخورده است

‫کارآگاه لورکن. سرهنگ کاررا هستم ‫از نیروهای ویژه سازمان محافظ

‫باید تحقیقات اولیه‌تون رو متوقف کنیم

‫واحد من ادامه این تحقیقات رو به عهده می‌گیره

‫بر چه اساسی؟

‫این پرونده‌ی قتل یه غیرنظامیه

‫شما از وج هستین ‫

‫اگه دست خودم بودم مزاحم کارتون نمی‌شدم ‫ولی منم از بالا دستور می‌گیرم، پس...

‫چرا مخزن رو بهم نشون نمیدی ‫تا قال این قضیه رو بکَنیم؟

‫باشه

‫ولی بدون اسلحه

‫شنیدین که چی گفت

‫ظاهراً مظنون شما موقع تغییر کالبد ‫اوقات سختی رو گذرونده

‫داده‌های انتقال رو دانلود کردین؟

‫آماتور که نیستیم سرهنگ

‫براساس تاریخچه زمانی تخمینی ما ‫هرکس که وارد کالبد شده

‫درست قبل از اینکه قتل صورت بگیره پیداش شده

‫هیچ سلاحی در محل پیدا نشده؟

‫چیزی که به نام اکسلی یا محافظینش باشه پیدا نشده

‫تیم شما چی؟

‫می‌دونن چه اتفاقی برای فایل‌هاش پشتیبان اکسلی افتاده؟

‫من چیزی رو از تیمم مخفی نمی‌کنم

‫خب...

‫به نظر شما چه کسی ‫وارد اون کالبد شده کارآگاه؟

‫اولین نفر شما به صحنه جرم رسیدین. ‫مطمئنم چشمای تیزبینی دارین

‫خب با توجه به میزان آسیبی که به بار اومده ‫به نظرم ارتشی بوده

‫یه سرباز قاتل روانی ‫که اختلال استرس پس از حادثه داره

‫یا کسی که زیادی ذهنش به بدن‌های دیگه منتقل شده

‫دیدگاه سخیفی در مورد نظامی‌ها دارین

‫فقط یه نظریه است

‫ثروتمندایی مثل اکسلی دوست دارن ‫کهنه‌سربازها رو به عنوان بادیگارد استخدام کنن

‫اینطور که معلومه هیچوقت توی ارتش نبودین؟

‫که چی؟ کالبد رو به خطر بندازم؟

‫تا دنیکا هارلن بتونه

‫دو درصد بیشتر محموله فلزات رو ‫از محاصره کمپ عبور بده؟

‫کالبدی که مظنون ما واردش شده ‫یه مشکلات جالبی داره

‫این تکنولوژی نظامیه

‫ثبت نشده

‫خب...

‫هرکس اینو طراحی کرده ‫تو کار به‌هم تابیدن ژن‌ها بوده

‫اونا دی‌ان‌ای سگ رو دستکاری کردن

‫قاتل، نصفش سگه

‫مطمئنی گرگ نبوده؟

‫گرگ؟ سگ؟ چه فرقی می‌کنن؟

‫وقتی اینجوری ژنوم کسی رو دستکاری کنن

‫اولین چیزی که می‌فهمه ‫اینه که یه پوزه و چهارتا پا داره

‫گس اکسلی باید از یه افسار کوتاه‌تر استفاده می‌کرد

‫می‌دونی چیه کارآگاه؟

‫به اندازه کافی دیدم

‫خب، سرهنگ...

‫نظر شما چیه؟

‫نظریه من اینه

‫اگه سگی رو با لگد بزنی ‫برمی‌گرده و پاهاتو لیس می‌زنه،

‫و التماس می‌کنه ببخشیدش

‫ولی اگه به یه گرگ لگد بزنی...

‫صورتت رو از هم می‌دره

‫جمع کنین بریم

‫جشن گرفتیم؟

‫بیشتر شب زنده‌داریه ‫ولی فعلاً گلویی تازه کنیم

‫به سلامتی 30 سال

‫42 تا سیاره

‫کالبدهای بی‌شمار

‫و نمی‌دونم چقدر موجودی حساب

‫پنجاه و یک میلیون و سیصد و سی و دو هزار

‫بعد از اون همه ماجرا، 5 تا کلمه نصیبم شد

‫«من برای تو اینجا نیومدم»

‫خب از نظر تکنیکی ‫خانم فالکونر به خاطر شما اونجا نبود

‫اومده بود آقای اکسلی رو بکشه

‫و من فقط یه غریبه لخت بودم ‫که سر راهش قرار گرفته بودم؟

‫می‌تونه توضیحی باشه برای خشونت بیش‌از حد

‫آره توضیح نمیده از اول چرا اونجا بود

‫یا اینکه اکسلی از کجا می‌دونست اون داره میاد

‫میشه پیشنهاد کنم زیاده‌روی نکنین؟

‫غم و اندوهتون شاید بی نهایت باشه ‫ولی ذخیره ویسکی‌هاتون محدوده

‫و تازه،

‫این کالبد ظاهراً یه جور فیلتر متابولیک داره

‫یه اسکن انجام بده و ببین ‫اکسلی دیگه چه اصلاحاتی انجام داده

‫دیگه از سورپرایزها خسته شدم

‫یه آنالیز کامل ممکنه زمان زیادی ببره

‫لطفاً بگین نقشه‌تون چیه؟

‫اونقدر سریع مشروب بخورم که ‫بتونم به تنظیمات تحملم غلبه کنم

‫منظورم نقشه‌تون برای پیدا کردن جای ‫خانم فالکونر بود

‫خودش نمی‌خواد جاشو پیدا کنن

‫حداقل نه توسط من

‫که خیلی دلسردکننده است

‫شاید بهتر یه حالت دیگه رو هم در نظر بگیرین

‫اینکه زنی که بهش برخورد کردین ‫در واقع اون نیست

‫- که یه نفر دیگه داره کالبدش رو کنترل می‌کنه ‫- آره، ولی...

‫توی دنیای هارلن ‫همسان‌سازی کالبد غیرقانونیه

‫چرا خطر کنه؟

‫ترس

‫یه قاتل اکسلی رو ترور می‌کنه

‫تبدیل به یه روح مجازاتگر میشه

‫نمی‌فهمم

‫می‌تونست مثل بقیه منم بکشه ‫ولی این کارو نکرد

‫با عقل جور درنمیاد، مگه اینکه...

‫منو می‌شناخته

‫تنها راهی که میشه مطمئن شد ‫اینه که خانم فالکونر رو پیدا کنیم

‫یا اون کالبددزد نامرد ‫که توی ظاهر اون ساکن شده

‫اکسلی یه چیزی می‌دونست

‫پرونده‌های پلیس رو هک کن ‫ببین دوباره پیداش شده یا نه

‫با توجه به گزارش ‫آقای اکسلی دچار آسیب اساسی شدن

‫و توی یه کلون جدید توی لتیمر ‫داره دوران بهبودی رو سپری می‌کنه

‫خب این به هیچ دردم نمی‌خوره

‫مگه اینکه کسی رو می‌شناختین که ‫برای آقای اکسلی کار می‌کرد

‫کسی که می‌تونست دید خوبی ‫از اهداف و خواسته‌هاش بهتون بده

‫منظورت چیه؟ همون جایزه بگیر؟ ‫همونی که از پشت بهم شلیک کرد؟

‫منصفانه بخوایم بگیم، اولین بار نیست

‫آره، ولی حتی اسمشو نمی‌دونم ‫نمی‌تونم دوره بیفتم و از همه بپرسم

‫همه جایزه‌های فعال توی سیاره رو بیار بالا

‫هرکس که برای پیدا کردنش جایزه تعیین شده

‫آخرین باری که اینجا بودیم ‫کمتر از 100 نفر بودن

‫بیشترشون مردم عادی‌ان، یا آواره‌ها ‫یا سربازایی که گم شدن

‫روح‌های گم شده

‫جستجو رو محدود کن

‫فقط کسایی که مرتکب جرم شدن

‫اونایی که بیشترین جایزه براشون تعیین شده رو جدا کن

‫دارایی‌های اکسلی مسدود شده

‫پس حدسم اینه که جایزه‌بگیر کوچولومون ‫سعی می‌کنه اون جایزه‌ها رو صاحب بشه

‫جایزه...

‫نه!

‫عذر می‌خوام

‫ظاهراً مشکلاتی توی شبکه عصبی من به وجود اومده

‫بیشتر از اینه

‫پردازشگرت خراب شده

‫از وقتی که لانگ به بی سیتی حمله کرد اینجوری شده

‫خودم خبر دارم

‫داره بدتر میشه

‫باید ریبوت بشی

‫به این سادگی‌ها نیست

‫باید به طور کامل خاموش بشم ‫معلوم نیست نبودنم چقدر طول میکشه

‫یه روز، یه هفته، یه ماه؟

‫توی این زمان سخت و دشوار ‫نمی‌تونین بدون نیروی کمکی باشین

‫قضیه در مورد من نیست!

‫در مورد اونه

‫می‌ترسی اینجوری لیزی رو فراموش کنی

‫ممکنه

‫کاملاً ممکنه که طی بازسازی سیستم عاملم...

‫خاطراتی که از خانم الیزابت دارم...

‫کاملاً از بین بره

‫تمام خاطراتی که از شما دارم ‫و اون ماجراهایی که درمیان ستاره‌ها باهم داشتیم

‫تمامی تجربیاتی که کسب کردم

‫مطمئناً می‌تونین دلیل مخالفتم رو بفهمین

‫اگه مدام اینجوری بشی ‫نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

‫باید گذشته رو فراموش کنی

‫همونطوری که شما خانم فالکونر رو فراموش کردین؟

‫اینجوری هر دومون رو به خطر میندازی

‫اگه ریبوت بشم، دیگه منی وجود نداره ‫که خطری تهدیدش کنه

‫پس...

‫اگه اجازه بدین چندتا کار دستی انجام بدم...

‫فکر کنم این چیزیه که دنبالش هستین

‫بیشترین جایزه روی سیاره ‫برای این پنج آدم به دردنخوره

‫آپلودشون کن روی سیستم اُنی من

‫و وقتی اسکن کالبدم رو تموم کردی ‫بگو چی پیدا کردی

‫باشه

‫هنوز تموم نشده

‫خیالتون راحت باشه

‫تمام دستورات انجام میشه

‫خوبه

‫تا اون موقع

‫میرم شکار جایزه‌ها

‫اولین محموله طبق برنامه ارسال شد

‫هیچ مزاحمتی از طرف کِمپ یا شورشی‌هاش ایجاد نشد

‫و سازمان محافظ چی؟

‫همونطور که انتظار می‌رفت درخواست کردن ‫اقدامات حفاظتی رو دو برابر کنیم

‫هروقت مجبور بشیم ‫این کارو می‌کنیم

‫تا جایی که به معادن مربوط میشه...

‫سرهنگ کاررا

‫چه سورپرایزی

‫فکر می‌کردم تا الان رفته باشین

‫بهتون که گفتم آتش‌بس ‫پابرجا نمی‌مونه فرماندار

‫ظاهراً حق داشتم

‫اصلاً نمی‌دونم دارین از چی حرف می‌زنین

‫هورس اکسلی می‌دونه

‫متاسفانه اون اینجا نیست ‫که منظورتون رو برامون شرح بده

‫به خاطر اینکه مُرده

‫دیشب یه مزاحم وارد خونه‌اش شده ‫و اونو کشته

‫نگران کننده است ‫با اینکه برکسی پوشیده نیست،

‫که اکسلی دشمنان سرسختی داره

‫وقتی اطلاعات پشتیبانش بارگذاری شد ‫ازش می‌پرسیم کار کدوم دشمنش بوده

‫قرار نیست این اتفاق بیفته

‫استک قشری‌اش کاملاً برداشته شده ‫به همراه تمام فایل‌های پشتیبانش

‫- اکسلی کاملاً مرده ‫- این امکان نداره

‫پیروان کِل یه فرقه تروریستی‌ هستن

‫از دوران فالکونر ‫می‌خوان طول عمر بشر رو کوتاه کنن

‫هر سلاحی که برای کشتن اکسلی استفاده شده،

‫مطمئنم اثر انگشتشون روش هست

‫نباید بذاریم این خبر درز پیدا کنه

‫- اگه مردم فکر کنن ما آسیب‌پذیریم... ‫- نگران نباشین

‫تمام راه‌های درز خبر رو بستم

‫گزارششون رو پاک کردم ‫شاهدها رو از بین بردم

‫اعتبار و آبروتون در امنیته

More Farsi Persian subtitles for Altered Carbon

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left