ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی DigiMovieZ@
« ۱۹۲۹ »
،پس از جنگ جهانی اول اقتصاد جهانی دچار فروپاشی شد
فاشیسم رو به گسترش است
مردم شدیداً نیازمند یک راه چاره هستند
دکتر فردریک ریتر و دورا اشتراو پس از ترک آلمان و جهانگردی
در جزیرهی متروکهی فلوریانا واقع در مجمعالجزایر گالاپاگوس ساکن شدند
مردم دنیا از طریق نامههای ریتر که بعضاً ،تحویل کشتیهای عبوری میشد
از زندگی انزواطلبانهی وی باخبر شدند
« صندوق پستی »
،مأموریت ریتر
تألیف یک فلسفهی کاملاً جدید
برای نجات بشریت از دست خود بود
غایت حقیقی از حیات چیست؟
درد
ما بهواسطهی درد به حقیقت پی میبریم
...و به واسطهی حقیقت
به رستگاری میرسیم
« برگرفته از داستان بازماندگان »
« ترجمه و زیرنویس از امـیـر، نـهـال و آریـن » .:: Cardinal & iredprincess & H1tmaN ::.
،مادر عزیزم، تا این نامه به دستت برسد ما تمام اموال و داراییهای خود را فروخته و
عازم یک سفر یکطرفه به گالاپاگوس شدهایم
!هری - ،وضعیت سلامت هری روز به روز بدتر میشود -
اما ما توان پرداخت هزینهی اقامت دو ساله در آسایشگاه که توسط پزشک تجویز شده را نداریم
اما جستجوی فردریک ریتر به دنبال زندگی بهتر برای هاینز الهامبخش بوده
فلوریانا همینـه؟
انتظار چی داشتید؟
بهشت؟
ببخشید که بدون خداحافظی رفتیم
اما من تحمل شنیدن یک نطق دیگر
دربارهی ازدواجم با مردی که در اثر جنگ از پا در آمده را نداشتم
!بالاخره
من صرفاً همان کاری را میکنم که همیشه به من یاد دادی، یعنی حمایت از شوهرم
زندگیای که برای خودم متصور میشدم این نبود، درست
اما هیچوقت باورم نمیشد که روزی مجبور شوم بین پرداخت اجاره یا خرید غذا یکی را انتخاب کنم
دیگر تمام شد
،هری، یادت باشه
دکتر ریتر دندون نداره، پس به دهنش زل نزن - باشه -
بیاید لباس عوض کنیم
توی مقاله نوشته که باید ۴۵ دقیقه سربالایی بریم
،میدانم حتماً فکر میکنی دیوانه شدهام شاید هم شده باشم
یا شاید دنیا جای دیوانهواری شده و تنها کار منطقی فرار از آن است
زمان جواب را مشخص میکند
دوستدارت، مارگارت
« زمستان » « ۱۹۳۲ »
دعا میکنن. بهتره بریم - چرت و پرت نگو. اونا بیدینن -
...ببخشید
!قشنگ لبخند بزنید هری، با تو هم هستم
ببخشید. من هاینز ویتمر هستم
ایشون همسرم مارگارت هستن و پسرم هری
شما باید دکتر ریتر باشید
شما هم همسرشون، دورا اشتراو، هستید؟ - نه -
شما دورا نیستید؟ - چرا، ولی همسرش نیستم -
ازدواج تهوعآوره
توی فلوریانا چیکار میکنید؟ - به خاطر شما اومدیم -
داستان شما بهمون انگیزه داد که دار و ندارمون رو ول کنیم و از صفر شروع کنیم
این لباسهای طبیعتگردی و تور پروانهگیری رو هم به خاطر داستان ما آوردید؟
عذر میخوایم، توی روزنامهها نوشته بودن که شما اینطوری لباس میپوشید
کدوم روزنامهها؟ - روزنامههایی که نامههاتون رو چاپ میکنن -
الان بیشتر از یه ساله که توی آلمان ورد زبون همه شدید
توی نامه ننوشته بود که اومدم اینجا تا تنها باشم؟
من رو عین گوژپشتها کشیدن
بازم از اینها هست؟ - بله، یه عالمه -
...بفرمایید
!بیاید تو
بیاید باغچهام رو نشونتون بدم
ممنون
،از اونجایی که کاملاً گیاهخواریم منبع اصلی غذامون اینـه
حصار برای بیرون نگهداشتنِ گرازهاست
گراز؟ - گراز وحشی، سگ، گاو -
اینجا آفت خیلی هست
خیلی
موقع ازدواج بچه بودی، نه؟ - عذر میخوام؟ -
،یه نگاه به تو انداختم و یه نگاه به پسرت بعد دو دوتا چهارتا کردم
آها، هری پسر من نیست. مادرش به رحمت خدا رفته. من همسر دوم هاینزم
میخوای بیای بهش سلام کنی؟
!خدایا، همشون کوتهفکرانهست
،یه مقدار پیاز داغش رو زیاد کردن، درست اما خیلی خوب زندگی جادوییتون رو توصیف کردن
.زندگیای که اینجا داریم اصلاً هم جادویی نیست میدونی چقدر طول کشید علفهای هرز اینجا رو ریشهکن کنم؟
بعد یه باغچه بسازم؟ دوازده ماه
تازه دربارهی مشکل آب که نگم برات - چه مشکلی؟ -
آبی نداریم
نه دریاچهای هست، نه رودی، هیچی
فقط دوتا چشمهی کوچیک هست که آب بارون توشون جمع میشه
آقای ویتمر، نذار موفقیتمون گولت بزنه
،هیچکس دیگهای نتونسته اینجا دووم بیاره چون زندگی اینجا وحشتناک و دلسردکنندهست
دیر یا زود همه شکست میخورن
توی اون کیف غذا آوردید؟
.نه، نه، نه. نترسونش .اون یه هزارپای گلایاتـه
.نیشش مرگباره .همه چی توی این جزیره مرگباره
خب، ما هم برای استراحت نیومدیم اینجا
دقیقاً واسه چی اومدید؟
پسرم سِل داره
،دکتر براش آسایشگاه تجویز کرده ،ولی توی این وضعیت خراب آلمان
،حتی منی که شغل دولتی داشتم از پس خرجش برنمیومدم
فردریک از اینکه انقدر بهش میرسم بدش میاد - چرا؟ -
میگه ابراز علاقه به حیوانات یعنی تندادن به میل مسخرهی انسان به محبت مداوم
بورو
اوضاع آلمان چقدر خرابـه؟ - نفرتانگیزه -
نه، دیر یا زود همین میشد - خب، نمیدونم -
.همه عاشق جنگ در راه آزادیان .بعدش میفتیم توی دام تنبلی
.دموکراسی به فاشیسم منتهی میشه و فاشیسم به جنگ .دموکراسی، فاشیسم، جنگ
همینطوری تکرار میشه
مرغ هم داریم
راستـه که اسکلُروز چندگانه* خانم اشتروا درمان شده؟ - بالاخره میشه -
!فوقالعادهست میشه بپرسم چطوری؟
،هر وقت کتابم رو تموم کردم
شما و بقیهی دنیا متوجه میشید
!دورا
!الاغت رو به ویتمرها قرض بده
رسیدیم
.میتونید توی اون غارها بخوابید .چندین سال پیش دزدهای دریایی حفرشون کردن
.تا حدی جلوی خیس شدنتون رو میگیرن ...برای آب هم
چشمه اونجاست
،الاغ رو امشب پس بیارید وگرنه دورا پوستتون رو میکَنه
منبع آبمون همینـه؟
ازشون خوشم نمیاد
زنه یه خونهدار سادهست، مرده هم که کارمند دولتـه. از پسرشون هم که نگم برات
باید کلی بهشون کمک کنیم
،ما اومدیم اینجا که تنها باشیم حالا این خانواده مزاحممون شده
اینطوری در حق بشریت که برای اتمام کارت روت حساب کرده، اجحاف میشه
نیچه همیشه چی میگه؟
...آشوب داخل - ...توصیهام اینـه که با همسایهتون مهربان باشید؟» -
نه، اصلاً - «نه، از همسایهی خود گریزان باشید -
بردمشون توی غارها - خدای من -
پرورش گیاه اونجا غیرممکنـه - الحق که نابغهای -
قبل تموم شدن بارونها میرن
!از اینجا متنفرم
!نفس عمیق بکش
نفس عمیق
!زودباش
همون خواب همیشگی؟
هاینز، عادت ماهانهام دیر شده
سومین باره از موعدش میگذره
مطمئنی؟
تبریک میگم، عزیزم
!گمشید! برید
!بیرون
همه چی درست میشه
در اکثر تاریخ بشریت خود را با باور
به وجود دنیایی بهتر که ورای دسترسمان است، فریب دادیم
مسیحیان اسم بهشت، هندوها نیروانا و مسلمانان اسم جنّت را برایش انتخاب کردهاند
من این را دروغی بیش نمیدانم
خدا مُرده
آدمی تنهاست - سلام -
!سلام، دکتر ریتر
...برای رسیدن به دنیایی بهتر، میبایست
ببخشید مزاحم میشم، ولی میخواستم ببینم میشه بورو رو قرض بگیرم؟
.باید بقیهی آذوقههامون رو ببریم بالا .سگها غذاهامون رو خوردن
شرمنده. بورو رو لازم داریم
،میبایست در عوض انتظار برای جهان باقی... جهان فانی را اصلاح کنیم
کتابتون در چه حالـه، دکتر ریتر؟ - شم نویسندگیم قشنگ در حال شکوفاییـه -
خوشحالم میشنوم
معلومـه دارن سختی میکشن
سکس کنیم؟
پای ناقصت؟ باشه. خوبـه - نه، چیزی نیست -
.تنفست رو کنترل کن .تمرکز کن
نه، دورا. چشمهات رو ببند - میدونم -
ذهنت رو خالی کن - ذهنم رو خالی میکنم -
...تمام هستی - تمام هستی -
تسلیم میشه... - من تسلیمِ توئم -
ببخشید
بس کن
دورا - نه، مواظب باش -
چیـه؟ - ...دندونم -
چی شده؟ - عفونت کرده -
دورا - چیزی نیست -
!ببین منو. به من نگاه کن - دارم نگاه میکنم -
نفس عمیق بکش
نفس عمیق
کودنها
...بانو
قایق آمادهست و توی ساحل همه چی باب میلتونـه
!الان میام
من تجلی کمال هستم
...آقایون
«این شما و این «عمارت بهشتی
ساخت و ساز رو اینجا شروع میکنیم
عالیـه، خانم
باورم نمیشه واقعاً موفق شدم
!موفق شدیم. رسیدیم
ما دزد دریایی شدیم
!ما دزد دریاییایم
!یالا
!عمارت بهشتی
!رسیدیم! موفق شدیم
!...عالیـه
خیلیخب، اومدن
حالا چیکار کنیم؟
بارونس الوئیز وربورن دواگنر بوسکت
دورا اشتراو
...بارونس
مرسی، عزیزم
خب، این دکتر معروف کجاست؟
ریتر منم
توی روزنامهها در حقتون کوتاهی شده
خیلی صبر کردم تا بالاخره مردی رو ببینم که طبیعت وحشی رو رام کرده و
پادشاهی خودش رو ساخته
اینجا یه خونهی سادهست - اصلاً -
برای پیروان وفادارتون اینجا خیلی بیشتر از یه خونهست
No comments yet. Be the first to leave one.