ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تمام شخصيت هاي اين داستان خيالي مي باشند
هر گونه شباهتي با شخصيت هاي واقعي، مرده يا زنده
!کاملا عمدي است
شبح آزادي
واقعه در تولدو در 1808 شروع شد
زماني که شهر توسط ارتش ناپلئون اشغال شده بود
اين ماجرا الهام بخش داستاني از گوستاو بيکر شده بود
شاعر رمانتيک اسپانيا
!زنداني ها جلوي ديوار
رديف اول، در جاي خود
آماده، هدف
!مرگ بر آزادي
!مرگ بر فرانسه
!آتش
.گرسنمه
عليرغم زخمش و اهتمام شواليه براي انتقام
کاپيتان با افسران زير دستش شرط بست
که مي تواند جسد دونا الويرا .را به تختش بياورد
،چيزي قادر نبود جلوي اصرار او را بگيرد
و يک شب .او نقشه مهيبش را اجرا کرد
دستان اسرارآميز مرگ
صورتش را در بر گرفته بود
صورتي که به تازگي و طراوت .يک گل رز بود
زير او سنگ قبرش را يافتند
سنگ قبري پوسيده برخلاف جسد پارافرلين
اين يعني چه؟
"پارافرنالينا" يک گياه خوشبوئه؟
پس يعني گلستان نه اين هم نيست -
معني اش ميشه يک دوره قانوني مشخص .براي مالکيت يک زن متاهل
"اما در انگليس کلمه "پارافرنالينا .معني گسترده تري داره
در انگليس يعني هر نوع مايملک ملموس شخصي
حتي نخ ماهيگيري
.يا وسايل خياطي
کجا بودي؟ - رفته بوديم روي پل دوچرخه سواري -
الان هم ميخوايم بريم سرسره بازي
زود بر مي گرديم
تو خيلي خوب سر مي خوري
فکر مي کنم تو رو ميشناسم اسمت چيه؟
ورونيک
و تو؟ - والري -
بله البته
چون شما دو تا خيلي خوبين
مي خوام يه هديه عالي بهتون بدم
با من بيان - دوچرخه هامون اونجاست -
.بريم
،و حالا
مي خوام بهتون يه سري عکس هاي خيلي زيبا نشون بدم
اما نبايد اين عکس ها رو به کسي نشون بدين
اگه اين عکس ها رو مي خواين بايد قول بدين
نگاه کن
مال تو
به رفقات نشونشون بده
اما به آدم بزرگها نشون نده
اينو که يادت مي مونه؟
عاشق تناسب هستم
هنري
برگشتي؟
منظورت چيه؟ من که اصلا بيرون نرفته بودم
احساس نميکني حالت بهتره؟
نمي دونم چه ام شده عصبي ام، خسته ام
درسته
خودم اين اواخر متوجه شده بودم
از وقتي شروع شد که ورونيک براي تعطيلات رفت کنار دريا
بيا ما هم بريم لب ساحل
چرا ساحل؟ دريا ديگه دريا نيست
سلام مامي
ببين يه نفر چي بهم داد
ديروز تو خيابون از کنارت رد شدم و تو حتي منو نشناختي
شب قبل خوب نخوابيده بودم
تا حالا بهت نگفته بودم اما بعضي اوقات تمام شب رو خوابم نمي بره
بايد يه چک آپ بکني فقط براي اينکه مطمئن بشي
"نگو "چک آپ :يه لغت فرانسوي خوب براي اين کلمه هست
معاينه عمومي بدن
خيلي طولانيه "معاينه عمومي بدن"
چه کاپ تلفظش راحت تره
عجله داري؟
فرانسوا
بيا اينجا
اينها رو از کجا آوردي؟ - يه مرد خوب اونها رو بهم داد -
اجازه دادي اون با غريبه ها حرف بزنه؟
من چيزي نديدم نمي دونم
مرده به نظر خيلي خوب ميامد حتي به ما کيک هم داد
قبلا بهت اخطار داده بودم
فقط دلم مي خواد يه بار ديگه از يه غريبه چيزي قبول کني
!گوش کردي چي مي گم
وقت عصرونه اشه بله، خانم -
رسوايي آوره
بذار ببينم
مي شناسيش
نفرت آوره، اما چکار مي توني بکني؟
ديگه دارم پير ميشم
نمي تونم که هميشه نگام بهش باشه
اينو نگاه کن
يادت مياد؟ ميلان
خونه والدينت
آره اون وقتها خيلي جوون بوديم
!اما با شکوه بود
...و نمي خواي که
هيس، ورونيک ممکنه گوش وايستاده باشه
باورنکردنيه
حال بهم زنه
تهوع آوره - انتظار چي رو داشتي؟ -
اين يکي رو ميشه بي خيال شد
اين يکي شرم آوره
اين يکي براي امل هاي عقب مونده ممکنه خوب باشه به درد من نمي خوره
نه، اين نه
بذار ببينمش - نه نميشه - براي چي؟ -
چرا نه؟
بذار ببينمش
حق با توئه
اين ديگه زياده رويه
مستخدم رو صدا کن
فرانسوا
مي خوام بي خيال شام بشم و زود برم بخوابم
باز هم مي گم تو بايد بري دکتر
بيا بگيرشون - ممنون، بابا -
مي تونم اونها رو با چند تا عکس عنکبوت عوض کنم؟
هر جور ميلته
خانم کاري داشتن؟
بعد از حادثه امروز بهتره ديگه اينجا کار نکني
اما آقا من بيکار ميشم - به من ربطي نداره -
اين چيزها رو به زنم بگو بعد برو بيرون
متاسفم، اما تحت اين شزايط من نمي تونم هيچ کاري برات انجام بدم
البته مي توني شب رو بموني
بيا درمورده تسويه حساب باهات کار دارم
اين يه عنکبوت آبيه - خيلي خوب عزيزم -
اين يکي رو من کشيدم عنکبوت گرگي
نه عزيزم اين يه عنکبوت اتاقه
ناراحت کننده است اما جونوريه که تو فرانسه پيدا نميشه
هلن
کافيه
جدا کافيه
ببخشيد آقاي فوکو
اما اين تخصص من نيست
جفتمون داريم وقت تلف مي کنيم
اما چکار بايد بکنم
جسما، هيچ مشکلي نداري
اگه مي خواي درمورد روياهات صحبت کني برو پيش روانپزشک
اگه مجبور بشه مي تونه ماه ها و سالها به حرفات گوش کنه
دکتر، اون يه رويا نبود نامه پستچي رو من دارم
ببين
دکتر - بله؟ -
مي تونم يه لحظه مزاحمتون بشم؟
نمي توني صبر کني؟
خيلي فوريه
ببخشيد
پدرم خيلي مريضه
چش شده؟
تازگي دوتا حمله رو رد کرده خيلي پيره
دوست دارم برم ببينمش
الان خيلي سرمون شلوغه
خيلي طول مي کشه؟
دو روز به محض اينکه بتونم برمي گردم
باشه پس - ممنون دکتر -
ببخشيد خانم، تو جاده روباهي نديدين؟
روباه؟ نه
هيچ روباهي از جاده رد نشد؟ - من چيزي نديدم -
!چي بهت بگم
هيچ روباهي اين اطراف هيچ وقت نبود
اطلاعات دست اول داشتم قربان شايد به خاطر طوفانه
و سي مايل راه بايد برم
وقت تلف کردن کافيه. بريم
ببخشيد خانم شما به طرف آرجنتون ميرين؟ بله
مواظب باشيد. زمين لغزنده هست ممکنه از جاده خارج بشين
خداحافظ مادام
بريم
مي تونم از تلفنتون استفاده کنم؟
بخاطر توفان تلفن ها قطع شدن
حالا چکار کنم؟ اتاق دارين؟ - البته، جلو يا عقب ساختمون -
مهم نيست، زياد نمي مونم
شام ميل داريد؟
نه فقط يه خورده شير و ميوه
يه دقيقه فرصت بدين برين خودتونو خشک کنيد
عجب بارون جهنمي ايه
ظاهرا جاده آرجنتون رو آب گرفته
بشينين خانم
ما هم اينجا گير افتاديم
اهل همين اطرافيد؟ - خانواده ام هستند، شما چطور؟ -
خيابان جوزف موناستري بايد بشناسيدش
با پدرم اونجا بودم
به ديدنش ميرم. مريضه کي ميدونه که من ميتونم اونو زنده ببينم يا نه
چش هست؟
براش نگرانم
قلبش بيماري دوران ما
تشويش، اضطراب
مسافرت
پدرم يه مزرعه کوچک داشت هرگز مسافرت نمي کنه
روزنامه نمي خونه تلفن نداره
اگه هممون به سنت جوزف نذر کنيم
و روزي 30 دقيقه رو براي مديتيشن بذاريم
هيچوقت مريض نميشيم
بطور حتم
اتاقتون حاضره خانم
از اين طرف
ببخشيد مادام
پتوي اضافه نمي خواين؟
نه، پنجره رو مي بندم
آب داغ هست؟ - البته -
بيدارتون کنم؟ - لازم نيست -
پس شب بخير مادام
No comments yet. Be the first to leave one.