The Holy Innocents

The Holy Innocents (Los santos inocentes)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Holy Innocents 1984 DVDRip Persian
കമന്ററി എഴുതിയത് bamdad
بامداد از تیم ترجمه پارس نویس

ടാഗുകൾ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
TS
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-06-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 57
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

تقديم به تمام عاشقان سينما

معصومين مقدس کارگردان: ماريو کامو بر اساس رماني از ميگل دليبس

. يه فنجون قهوه

! نييِوِس ! نييِوِس

، "بي"و "آ" خونده ميشه "با" ... "بي"و "اِ" خونده ميشه "بي"

، "با "آي" خونده ميشه "بي" يا "بو ... ... "وقتي با "اُ" باشه ميشه "بو

. ادامه بده - ... "سي" و "آ" خونده ميشه "سِي" -

، "با "اِ" ميگيم "سِ ... ... "با "آي" ميگيم "سي

، "سي" و "اُ" خونده ميشه "سُ" ... . "با "يو" ميگيم "سو

. خب اين اشتباهه

... "سي"و "آ" خونده نميشه "سِ"

و "کي" با "اُ" خونده نميشه ... ... "سُ" بلکه ميگيم "کُ"

. "و با "يو" ميگيم "کو ... - چرا اينطوريه، پدر؟ -

هيچ معنايي نداره ... ولي ارباب لوکاس ميگه

. اين مسئله بخاطر دستور زبانه ...

بايد از دانشمندها بپرسي ! که چرا اينطوريه

، "خي" و "آ" خونده ميشه "گا" ... "با "آي" ميگيم "خي

. مثله يه اسب ... . فکر کنم همين دستور زبانه

... "اگه "سي" و "آي" خونده ميشه "سي

، "و "اس"و "آي" هم خونده ميشه "سي ... پس چرا بايد دوتا رو داشته باشيم؟

! اينهارو از دانشمندها بپرس

. "و حالا ميرسيم به "دي - ... "دي" و "آ" خونده ميشه "دِي" -

... "با "اِ" ميگيم "دِ" يا "دي ...

با يکم سواد ميتوني . فقر رو از خودت دور کني

. اين دختر خيلي باهوشه

هم استعداد خودش رو داره . و هم استعداد خواهرش

کدوم خواهر؟

، اون دختر کوچولو ديگه کي هست؟

به چي فکر مي‌کني؟

. آروم باش، پاکو . کيرسه بيداره

. آروم باش پاکو . الان حوصله ندارم

. اونها استعداد تو رو دارن - . استعداد اونجا نيست -

! پاکو، آروم باش ديگه

، خدا حفظت کنه ، رگولا . خوب بخوابي

. کورکور خوشگل

! کورکور خوشگل

. تو ترسو نبودي، کورکور

. شکار رو بيار، آزارياس - . باشه -

... پاکو

حالت چطوره؟ - . خوبم آقاي پدرو -

خانواده‌ت چطورن؟ - . اونها هم خوبن -

مي‌خوام يکي از همين روزها بهت بگم . که خانواده‌ت رو به مزرعه بياري

به اندازه‌ي کافي . توي "رايا" بودي

من و رگولا واقعا . ازتون ممنون ميشيم

. ديگه بچه‌ها ميتونن به مدرسه برن

. يکي از همين روزها

. کورکور

. کورکور

. کورکور خوشگل

. ارباب جوان، کورکور مريضه

. پير شده، آزارياس

. بايد يه جوجه‌ي جديد پيدا کنيم - . ولي اين کورکور خودمونه، ارباب جوان -

! همه پرنده‌ها شبيه هم هستن

ارباب جوان، ميشه از شهر يه جادوگر بيارم؟

جادوگر؟ ... آزارياس، اگه ما فقط بخاطر يه پرنده

، بخوايم يه جادوگر پيدا کنيم ... . خرجش سنگين ميشه

، اينجوري نخندين، ارباب جوان . التماس مي‌کنم

. برادرت داره مياد

. من که کسي نميبينم - . برادرت داره مياد، رگولا -

اينو از اينجا ببر، ميشنوي چي ميگم؟

کجا داري ميري؟ - . مي‌خوام دفنش کنم -

. نييِوِس هم بالاخره ميره مدرسه . اون باهوشه، واسه خودش کسي ميشه

. به چشم خودمون ميبينيم

، پسرها هم ميتونن کار کنن . که اينم خوبه

. به چشم خودمون ميبينيم

. خونه يه اتاق ديگه هم داره

. دوباره ميتونيم جوون بشيم

. کورکور خوشکل

. خب، ظاهر و باطنش همينه

. باشه

. ما وسايل رو مياريم داخل

. صبح بخير، آقاي پدرو . ما اينجاييم تا به شما خدمت کنيم

. صبح بخير، پاکو از "رايا" چه خبر؟

. هيچي، آقاي پدرو - همسرت چطور؟ -

رگولا، به محض اينکه صداي ماشين . رو شنيدي بايد دروازه رو باز کني

ارباب‌ها خبر نميدن و . از انتظار هم خوششون نمياد

. خدمت کردن، وظيفه‌ي ماست - . سپيده صبح، بوقلمون‌ها رو ببر بيرون -

. برادر خانممه . توي مزرعه کار مي‌کنه

. مزرعه‌ي لاخارا . فقط چند روز پيش ما ميمونه، آقاي پدرو

خب بوقلمون‌ها رو ببر بيرون ... و محوطه‌ي مزرعه رو يه دستي بکش

. که بوي خيلي بدي گرفته ...

خانم مهربونه ولي دوست دارن . که همه چيز مرتب باشه

. خدمت کردن، وظيفه‌ي ماست

چيز ديگه‌اي هست، آقاي پدرو؟ - ... اين کاري واسه انجام دادن نداره -

... يه کار زنونه‌ست، ولي ... - چي، آقاي پدرو؟ -

. منظورم دختره‌ست . ميتونه توي کارهاي خونه به زنم کمک کنه

سخته که بخواد به تمام . کارهاي خونه برسه

. ما مي‌خواستيم بفرستيمش مدرسه

از اين کارها خوشش نمياد، درسته؟ . خب، ديگه بزرگ شده

. ببين چقدر باطراوت شده

. هر چي شما بگين، آقاي پدرو - . هر چي لازم داشته باشه در اختيارشه -

، اگه شما هم موافق باشين . ما فردا منتظرشيم

، ميتونه همينجا بخوابه ... اينطوري ديگه دل نگرونش نميشين

. اونم ديگه دلش واسه شما تنگ نميشه ...

، ميشاشم روشون ! اينطوري ديگه ترک برنميدارن

... يک، دو، سه

... چهار، پنج، شش ...

... هفت، هشت، نه ...

... ده، يازده، چهل و سه ...

... چهل و چهار ...

... چهل و پنج ...

چي شده، آزارياس؟

مريض شدي؟

. دختر کوچولو رو برام بيار

. کثيفه

. بيارش

. کورکور خوشکل

. کورکور خوشکل

چقدر اينجا ميموني؟

بچه شدي؟

چي شده؟

. ارباب جوان منو اخراج کرد - تو رو اخراج کرد؟ -

آخه چرا؟

. ميگه ديگه پير شدم

. نبايد همچين حرفي بزنه

. تو کنار خودش پير شدي

. صبح بخير

. روز بخير، ارباب جوان

ارباب، آزارياس ميگه . شما اخراجش کردين

تو کي هستي؟ کي اين موضوع رو بهت گفته؟

. من شوهر خواهر آزارياس هستم . ما توي مزرعه‌ي مارکيز هستيم

، من يکي از رعيت‌هاي کرسپو هستم . و شما بايد درک کنين

. متوجهم

، آزارياس دروغ نميگه . خودم اخراجش کردم

! يارو روي دست‌هاي خودش ميشاشه

نميتونم جوجه‌اي که اون . لخت مي‌کنه رو بخورم

. حال آدم بهم مي‌خوره

و اگه نتونه يه جوجه رو لخت کنه ... به چه درد ميخوره

که يه پيرمرد رو اينجا نگهداريم؟ ...

، حق با شماست، ارباب جوان ... ، ولي خودتون فکر کنين

، اون اينجا بزرگ شد ... . بزودي 61 ساله ميشه

. از بچگي اينجا بود

. صداتو روي من بالا نبر

اگه من 61 سال اونو نگهداشتم . پس مستحق يه جايزه‌م

من نميتونم يه آدم غيرعادي رو ... اينجا نگهدارم که قبل از لخت کردن جوجه

. روي دست‌هاي خودش ميشاشه ...

! چندش‌آوره

. بله، متوجهم ... ولي توي خونه

، با دوتا اتاق و سه تا بچه ... . جامون تنگه

، متاسفم . اينجا که خونه‌ي سالمندان نيست

اين بخاطر خانواده‌ست، درسته؟

... اگه اينطور ميگين

. ديگه کود نريز

. برو يه کار ديگه بکن

پس اين چي؟ - . ببر بذار سر جاي خودش -

! باز هم، رگولا . برادرت به هيچ دردي نميخوره

خب مي‌خواي چيکار کنم؟ ! عجب گيري افتاديم

، گوشه گوشه‌ي اين خونه‌ي بزرگ ... هر جايي، هر زماني

، شلوارشو ميکشه پايين ... ! و شروع به ريدن مي‌کنه

. خودت ميتوني جواب خانم رو بدي . اين از دختر کوچولو بدتره

، بگير دايي . اينو بشمار

... ،يک، دو، سه، چهار

... ،پنج، شش، هفت، هشت، نه ...

... ده، يازده، چهل و سه ... - . دوباره بشمار، دايي -

خنديدن به يه پيرمرد بي‌گناه . باعث رنجش خدا ميشه

، يک، دو، سه، چهار ... پنج، شش، هفت

... هشت، نه، ده ...

، برو پيش دختر کوچولو . فقط اون تو رو ميفهمه

. اونو بده به من

. ارباب ايوان بزودي مياد - کي گفته؟ -

. ديگه وقتشه

. دايي

. دايي

. ببين چي برات آوردم

. آب و غذا بيار ! آب هم بيار

. کورکور خوشکل

. کورکور خوشکل

. بعدا منتظرم باش

. سلام، کيرسه

. به سختي شناختمت

مي‌خواي بري مزرعه؟ - . با اتوبوس شماره يک ميرم -

. مي‌خواستم ناهار رو با تو بخورم

چرا کارتو ول کردي؟ - ... ترجيح ميدم توي کارخونه کار کنم -

تا مجبور نباشم ... . کثيف‌کاري ديگران رو پاک کنم

. مي‌خوام توي مادريد کار کنم - شغلي بدست آوردي؟ -

. يکي پيدا مي‌کنم

از زماني که دختر کوچولو فوت شده . اونها خيلي تنها شدن

ميدونستي مُرده؟ - . خودت تو نامه برام نوشتي -

چطور اين اتفاق افتاد؟

مسافرين ويلافرانکا ! و آلمندرالخو

... خانم

... خانم

کيه؟

. نييِوِس - . بيا اينجا -

. بيا نزديک‌تر

از چي ميترسي؟

. بذار دست‌هاتو ببينم

. برو

مي‌خواي همونجا بموني؟

. آقاي پدرو گفت به شما کمک کنم - . خب بخاطر همين اومدي -

، آشپزخونه رو تميز کن ... کف رو جارو بکش

و واسه شوهرم ... . ناهار درست کن

، کارتو خوب انجام بده . من بلند نميشم

، اگه اومد بهش بگو مزاحمم نشه . سرم درد مي‌کنه

، حتي اگه باورت نشه . از پر کردنش مطمئن نبودم

يه روز ايوان با دوتا ... گلوله و يه تفنگ قديمي اومد

و بهم گفت که هر شب ... ... گلوله‌ها رو جا بزن و دربيار

، از طريق لوله‌ي تفنگ ... ... پنجاه يا صد بار

، و اگه خيلي سريع شدي ... ... با حس بويايي

، و حافظه‌ت ... . اونوقت همه تو رو به چشم وردست ميبينن

The Holy Innocents subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left