ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خب، اینم یه روش انجام کاره
خب، بذار ببین درست متوجه شدم یا نه
بعد از اینکه دیشب رانندۀ فلیپه …رسوندت دَمِ هتل جوزفینا
اون پسره تعقیبت کرد؟
نه دقیقاً
«منظورت چیه، «نه دقیقاً؟
،بعد از اینکه راننده پیادهم کرد پیاده رفتم سمت محلۀ یونیورسیداد
…رفتم باری که قبلاً میرفتم. قبلاً که
دامیان آباسولو رو میشناختم
پس، اون نمایشی که شما ۲ تا …جلوی خانوادۀ کالرو اجرا کردین
لحظهای که وارد اتاق شدم همدیگرو شناختیم
از شانسِ خوبمون، پوششم رو لو نداد
…اون موقع بود که به ذهنم خطور کرد
دامیان میتونه» «توی کمک کردن گیدیون کمکمون کنه
و حاضره کمک کنه؟
در ازای یه چیزی آره - پول و هویتِ جدید -
دقیقاً
بهش اعتماد داری؟
آره
باهاش معامله میکنیم
مهم نیست، حالا که با کشتنِ اون پسره دوباره توجه پلیس رو جلب کردی
راستش، فکر میکنم نیازی نیست جِنی نگران این قضیه باشه
پلیس محلی کسی رو برای بازجویی پیدا نکرده
تنها چیزی که ازش مطمئنان اینه که
توماس آلونسو توی قطار با یه نفر دعوا کرده
ولی کسی مایل نیست …اون یه نفر رو توصیف کنه. پس
من بودم میگفتم شبیه روش نجوائــه
بهتره بگی از کون آوردم
چارهای نداشتم
اگر میرفت پیش فلیپه
همه چیز بِگا میرفت
بالاخره فلیپه میفهمه، وقتِ زیادی نداریم
لعنتی
چیزی که دامیان میخواد رو بهش میدم ولی نقشهش چیه؟ جدول زمانیش؟
قراره درست بعد از اینکه گیدیون رو به صورتِ رو در رو دید، یه پیامِ رمزگذاری شده برام بفرسته
و فکر میکنم ظرف ۲۴ ساعت آینده این اتفاق بیافته
حالت خوبه؟
خودت چه فکری میکنی؟
بهتره برم
لعنتی
ایکاش یکی از دوست دخترهای سابقِ منم بهم پول میداد
تا بتونم زندگیمو از نو بسازم
…آره، خب
اگر چیزی که میخوام رو تحویل نده کیر خرم دستش نمیدم
!حق نداری اینجوری با من حرف بزنی
بِکا
عزیزم، واقعاً دلم میخواد باهات حرف بزنم
برو رَدِ کارت
بِکا، لطفاً در رو باز کن
…ببین، من
همینجا میمونم تا آماده باشی حرف بزنی
…واقعاً متأسفم که - فراموشش کن -
چیزی مهمی نیست
چرا، مهمه
نباید کنترلمو از دست میداد
…آره ولی
من نباید، میدونی، حرفایی که زدم رو میزدم
نه. مهم نیست
هیچ عذر و بهونهای برای کاری که انجام دادم وجود نداره
و بهت قول میدم اتفاقی که دیروز افتاد دیگه هیچوقت تکرار نشه، باشه؟
حتماً
نظرت چیه، بعد از تمرینت، با هم باشیم؟
فقط خودمون ۲ تا. از نو شروع کنیم
شاید. فکر کنم تمرینِ امروز …خیلی طول بکشه. پس
تَتوئــه؟
آره
میخوای ببینیش؟
اسلحههات، روی پای چپتان
که بازم میگم، امیدوارم مجبور نشی ازشون استفاده کنی
…چرا
چرا تصمیم گرفتی اون پرندۀ کوچیک رو تَتو کنی؟
فکر کردم باحاله
کاش قبلش ازم میپرسیدی
من… بهتره برای تمرین آماده بشم
ولی سعی میکنم زودتر بیام
تا بتونیم با هم باشیم
خیلی خوب میشه عزیزم
دوستت دارم - آره، منم دوستت دارم -
« دامیان آباسولو »
یه ملاقات عجیب داشتم » « چیزی که میخواستی رو بدست آوردم. بیا پیشم
اینجایی - سلام -
« بازگـــشــت جاســـوس »
اگر مامانم میدیدت، میکشتت
فقط به این دلیل که تو کُمُدت بودم؟
اگر سکسِ خشن میکردیم، چیکار میکرد؟
خدای من. اصلاً این حرف رو نزن
منظورم اینه، ممکنه یهو ظاهر بشه و هر دومون رو بکشه
داری چیکار میکنی؟
وای
عکس قشنگیه
نه، فقط کنجکاوم. راجع به تو و مادرت
راجع به اینکه چی باعث شده شما ۲ تا از چری هیل در نیوجرسی بیاین اینجا
باید برم تمرین
مطمئنی نمیخوای برسونمت؟
نه. تیم سرویس داره
خب، دوباره کِی میبینمت
سلام بِکا. دوستت کیه؟
اسمم کارموئــه
اسپانیایی بلدی؟
آره، یکم
دوستات خیلی خوشگلان
…وای
ممنون
هی، میدونی چیه؟
بهنظرت میتونی برسونیم تمرین؟
چرا که نه
میدونی که میتونم
ممنون عزیزم
توی زمینِ تمرین میبینمتون
بفرما داخل
برات یه سورپرایز دارم
خب، اینجا مثل یه کپسول زمانـــه
بعضی چیزا هیچوقت تغییر نمیکنن
بلینیــه. غذای مورد علاقهت
بشین
امیدوار بودم سورپرایزت اسمِ اصلیِ گیدیون باشه
البته
دوستِ آمریکاییت… تونست پول رو برام جور کنه؟ و همینطور هویتِ جدیدم رو؟
پولت به یه حساب توی زوریخ انتقال داده شد
و مدارک هویتیت… ۲۴ تا ۴۸ ساعت زمان میبره
خب، حالا که منتظریم یه لیوان بخوریم؟
یه دونه
میخوام به سلامتی بگم
باشد که همه چیز داشته باشیم و بهخاطرش مجازات نشیم
درک میکنم تا وقتی که همه چیز تمام و کمال
انجام نشده باشه، نخوای بهم اطلاعات بدی
آنیا، هر دومون خوب میدونیم که بعد از اینکه چیزی که میخوای بدونی رو بهت بگم
دیگه نمیبینمت
باهام برقص
بیخیال دیما، نه
ببخشید که بیش از اندازه قدرِ این لحظههای کوتاهی که برامون مونده رو میدونم
از این آهنگ متنفرم - منم همینطور -
…ولی منو یاد - میدونم -
وقتی که اون سیمکای طلایی رو دزدیدیم
بارو میومد و مثل موش آب کشیده برگشتیم اینجا
خیلی خوب بود
تو مجبور نشده بودی به مدتِ ۳ ساعت
روی گونیِ برنج زانو بزنی
لذتِ بدون درد معنا داره؟
خدای من
اون مالِ یه دورۀ دیگه بود
دلت برای اون دوره تنگ نشده؟
نه. متأسفم. تنگ نشده
بهتره یه سر به آشپزخونه بزنم
چانسی، یه مشکلی پیش اومده
چی شد؟
دوست پسر سابقِ جِنی با شوکر بیهوشش کرد رفیق صدا و تصویرش رو از دست دادم
چی؟
علائم حیاتیش رو چِک کن - نه. بیهوشه داداش -
میدونی کجاست؟ - این بچه سؤالا چیه میپرسی -
بریم
دامیان - …بهم بگو اون آمریکایی کیه -
و گرنه این موش رودههاتو سوراخ میکنه
دامیان، لطفاً اینکارو نکن
لطفاً اینکارو نکن
میدونم تو همچین آدمی نیستی. لطفاً
مقاومت کن. نگام کن
نگام کن
تو چشمام نگاه کن دامیان
اسم اون آمریکایی که باهاش کار میکنی رو بهم بگو
نه
اسمش رو بهم بگو
نه
اسمش رو بهم بگو لطفاً
نه
!اسمش رو بهم بگو
نه
لطفاً - اسمش رو بهم بگو -
ادامه نمیدم
اسمش؟ - باشه. باشه. باشه، باشه -
…اسمش
دوباره. دوباره بگو آنیا. بلند بگو
چیزی نیست، چیزی نیست، چیزی نیست
من اینجام
چیزی نیست، چیزی نیست - آنیا -
متأسفم. واقعاً متأسفم
منو ببخش
پیامت رو تکرار کن
پیامت رو تکرار کن
یاروسلاو. نیستش
امکان نداره
نمیتونن از اون ساختمون خارجش کرده باشن
چیکار کنم؟
برو اقامتگاهِ مهمانها
دکتر آرتور اورلوف رو پیدا کن
پیداش کن و بکشش
ولی اگر دکتر اورلوف رو بکشم چطور میخوایم نمونه رو پیدا کنیم؟
ازم سؤال نپرس. برو. همین الان
نگاش کن
دوستش داری؟
دوستش دارم؟
خودم به سویین کمک کردم انتخابش کنه
واقعاً؟
داشتم دنبالت میگشتم
منم همینطور
میخواستی اون طفلکی رو همونجا وِل کنی؟
نخند. کارِ بدی بود
تو نخندی، منم نمیخندم
اجازه نده حواست پَرت بشه
از دختره استفاده کن تا به پدرش برسی
No comments yet. Be the first to leave one.