Hawkeye

Hawkeye

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Hawkeye S01 COMPLETE XviD-AFG
Hawkeye SEASON01 COMPLETE WEB H264-TVD
Hawkeye SEASON01 COMPLETE XviD-AFG
Hawkeye SEASON01 COMPLETE WEBRip-SWTYBLZ
Hawkeye SEASON01 COMPLETE WEBRip-PHOENiX
Hawkeye SEASON01 COMPLETE WEBRip x264-ION10
Hawkeye SEASON01 COMPLETE WEBRip XviD-RMX
Hawkeye SEASON01 COMPLETE 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
കമന്ററി എഴുതിയത് Amir.Farahnak
█⫸ تمامی قسمت‌های فصل یک | DigiMoviez.com

ടാഗുകൾ

XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-12-29
ഡൗൺലോഡുകൾ: 45
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

«قسمت یک: هرگز با قهرمانت دیدار نکن»

‫به امضاشون نیاز داشتم

‫دارم می‌گم، مشکلی نیست

‫باید یه‌کم صبر کنیم ‫وضعیت بازار عوض می‌شه

‫و همه‌چیز روبه‌راه می‌شه

‫باشه، پس باید پنت‌هاوس رو بفروشیم

‫نه. نمی‌خواد

‫- این کار... ‫- چی؟ یه راه‌حل واقعیه؟

‫شاید چون اینجا بزرگ شدی، ‫عادت کردی که

از آسمون برات راه حل نازل بشه، ‫ولی این‌طور نیست

‫باید به دخترت هم فکر کنی

‫خودم حواسم هست، اِلِنور

‫لعنتی

‫می‌خوای بری؟

‫خودمونو می‌خوایم گول بزنیم؟ تو برو

‫کیت؟

‫دارم میام تو

‫نباید یواشکی گوش می‌کردی

‫پس چه‌جوری بفهمم چی می‌گین ‫وقتی اونجا نیستم؟

‫نمی‌دونم چطور باهات بحث کنم

‫چقدرش رو شنیدی؟

‫نمی‌خوام از این خونه برم

‫اینا رو هم شنیدی پس؟

‫- لازم نیست ‫- از کجا می‌دونی؟

‫مامانی گفت این چیزا همین‌طوری ‫از آسمون نازل نمی‌شن

‫خب، آره، ولی آب‌وهوا تغییر می‌کنه

‫بعضی‌ها تنها چیزی که ‫می‌تونن کنترل کنن رو فراموش می‌کنن،

‫تصمیم‌هایی که در مواجه باهاش می‌گیرن

‫تو اگه توی توفان باشی چی‌کار می‌کنی؟

‫کاری که همیشه می‌کنم

‫از تو مراقبت می‌کنم

‫حالا، چطوره بری با مامانت ناهار بخوری؟

‫سریع فکر کن

‫می‌رم طبقه پایین توی دفترم

‫می‌دونی، مامان‌ها هم می‌تونن ‫خیلی باحال باشن

‫شرط می‌بندم نمی‌دونستی ‫که می‌تونم همچین کاری بکنم

‫خنده‌ت گرفت

‫یالا

‫برو بازی چکرز رو بیار که فضا رو عوض کنیم

‫- باشه. آره ‫- نه؟

‫باشه، من می‌رم پایین، الآن برمی‌گردم

‫باشه

‫مامانی!

‫مامانی؟ مامانی، چه اتفاقی داره میفته؟

‫مامانی!

‫بابایی، کجایی؟

‫بابا؟

‫بابا. بابایی، کجایی؟

‫مامانی!

‫کیت!

‫باید از اینجا بریم

‫بابایی حالش خوبه؟

‫بابا!

‫بابا! بابا!

‫ بابایی!

‫واقعاً متأسفم، عزیزم

‫اگه برگردن چی؟

‫برنمی‌گردن

‫از کجا می‌دونی؟

‫چون قهرمان‌ها بهشون نشون دادن که اگه بیان ‫چی می‌شه

‫و با اینکه این قضیه ترسناکه،

‫ولی من هنوزم خوش‌شانس‌ترین زن دنیام

‫چون بهترین دختر کوچولوی دنیا رو دارم

‫که اون‌قدرا هم کوچولو نیست

‫باید از خودمون محافظت کنم

‫کیت، این کارِ منه

‫باشه؟

‫هرچی که نیاز داشته باشی، من کنارتم

‫یه تیر و کمون لازم دارم

‫بجنب!

‫ کیت، مراقب باش

‫ اگه گیر بیفتیم، قطعاً از تیم تیراندازی ‫ می‌اندازنت بیرون

‫آره، می‌دونم. ولی شرط شرطه، گریر

‫باشه، پس سؤال اصلی

‫خودِ زنگ عقب و جلو میره، ‫یا اون بیلبیلکِ آویزونش تکون می‌خوره؟

‫قاعدتاً خود زنگ

‫می‌دونی... مخالفم

‫به‌نظرم اون چیزِ آویزونه

‫ راستی لباس قشنگیه، کیت

‫آره، خب،

‫بعضی‌وقتا، باید متناسبِ شرایط لباس بپوشی

‫ می‌دونم شرط بستیم،

‫ولی مطمئنی اون تیر ‫آسیبی بهش نمی‌زنه؟

‫نه

‫خب، چه ضدحالی بود

‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه، فقط وایسا

‫وایسا

‫بذار اینو نصب کنم. یه ثانیه صبر کن

‫وای خدا! معرکه بود!

‫عالی بود، کیت

‫چیزی نیست

‫نه؟ خب، متمایزش می‌کنه. ‫همۀ زنگ‌های مشهور روشون تَرَک داره

‫خیلی‌خب، این خوب نیست

‫ ولی می‌تونست بدتر باشه

‫این بده

‫تکون نخور!

‫بابا؟

‫بابا؟

‫سمعکت رو خاموش کرده بودی؟

‫نه، عزیزم، می‌دونم تهش چی می‌شه

‫خودم بین اونا بودم

‫می‌دونی کی اونجا نبود؟ ‫اون یارو

‫مرد مورچه‌ای

‫خیلی خفن به‌نظر میای ولی

‫نکتۀ مثبت محسوب می‌شه

‫الآن برمی‌گردم

‫هوم

‫اوه، یه سلفی خیلی عالی می‌شه، رفیق

‫بچه‌هام از خود بی‌خود می‌شن. ‫خب، شما موردعلاقه‌شونی

‫آره...

‫الآن واقعاً وقت مناسبی نیست

‫الآن بهتره؟

‫وای

‫- هی، حالت خوبه؟ ‫- اوه، آره

‫آره، آره. فقط خواستم بیام بیرون که...

‫یه هوایی تازه کنم، همین

‫می‌دونی اشکالی نداره اگه نمی‌خوای ‫نمایش رو تماشا کنی. یعنی...

‫می‌دونم همه دلشون براش تنگ شده، ولی...

‫اون بهترین دوستت بود

‫بیا اینجا، عزیزم

‫کلِ این ماجرا کمی مسخره‌ست، مگه نه؟

‫خیلی مسخره‌ست

‫- بخشِ هالکش عالی بود ‫- آره، منم از هالک خوشم اومد

‫سلام، بابا. سلام، لایلا

‫سلام، بچه‌ها! چه خبرا؟ ‫اینجا چی‌کار می‌کنین؟

‫چرا همه به‌خاطر هرچیزی ‫می‌خونن و می‌رقصن؟

‫نمی‌دونم

‫ولی توی نیویورک کریسمسه. ‫و دیگه از اینجا می‌ریم. نه؟

‫- آره ‫- خب، بریم

‫- خیلی‌خب ‫- بریم به مامان نشون بدیم چه چیزایی از کَفِش رفته

‫- آره ‫- بجنب، رفیق

‫سلام، مامان!

‫ سلام، عزیزم! دلم برات تنگ شده بود

‫ - توی شهری؟ ‫- آره، توی شهرم

‫می‌خواستم یه سر برم خونۀ خودم ‫و بعد بیام دیدنت

‫ اول میای اینجا، لطفاً؟ ‫ جک اومده

‫ می‌خوام درباره یه موضوعی باهات حرف بزنم

‫باشه، باشه. ‫زود می‌بینمت، مامان

‫شب خوش، خانم بیشاپ

‫چه خبر؟ خوب؟ زن و بچه‌ها، همه خوبن؟

‫عالی، عالی، کریسمس مبارک!

‫- سلام، عزیزم ‫- سلام، مامان

‫اینجایی

‫اوه، خیلی قشنگ شدی

‫برای چه مناسبتی این‌قدر خوشگل کردین؟

‫حراج خیریه

‫می‌دونم، مگه نه؟

‫اون‌همه آدم‌های فقیر و مؤسسات ‫که به پولدارترها اتکا کردن

‫منظورم این نبود

‫به همون اندازه که دوست دارم ‫برای تعطیلات بیای اینجا،

‫از اینکه قراره یه برج ساعتِ غیرقابل‌تعویض رو ‫جایگزین کنم، هیجان‌زده نیستم

‫برج ناقوس بود

‫رئیس اون بخش گفت ‫یه زنگ و یه ساعت داشته،

‫و از اونجایی که آدم بلندپروازی هستی، ‫زدی جفتش رو نابود کردی

‫چی‌کار کنم که جبرانش کنم، مامان؟

‫برای شروع کارت‌های اعتباری‌ت رو مسدود کردم،

‫و درباره این برجی که نابود کردی ‫قراره کلی صحبت کنیم،

‫بدون شوخی

‫می‌دونم جوونا فکر می‌کنن شکست‌ناپذیرن،

‫و همین‌طور آدمای پولدار ‫و تو همیشه جفتش بودی

‫پس از طرف کسی که این‌طور ‫نبوده قبول کن که نیستی

‫آسیب می‌بینی

‫پس لطفاً نرو بیرون دنبالش

‫شرمنده، مامان

‫شرمنده

‫باشه

‫اینو از بابات به ارث بردی

‫چطوره با پوشیدنِ اون لباس قرمز توی اتاق‌خوابت

‫و اینکه امشب باهام بیای، جبرانش کنی؟

‫باشه، خب،

‫یه چیز دیگه،

‫یه مدال جدید برای جعبه

‫قهرمانی مسابقات هنرهای رزمی آمریکا

‫تو محشری. هنوز یادمه که تو ۱۵ سالگی ‫کمربند مشکی گرفتی

‫شاید بهتره چندتا از مدال‌های بچگی‌تو برداری ‫که جا باز بشه برای بقیه

‫- اونا رو دوست دارم ‫- منم، عزیزم

‫منم دوست دارم

‫داستان این شمشیرها چیه، مامان؟

‫عزیزم، این ترمی که نبودی ‫یه تغییراتی انجام دادیم

‫جک؟

‫اوه

‫چه سورپرایز غیرمنتظره‌ای

‫همۀ سورپرایزها غیرمنتظره‌ان

‫درست که نیست، هست؟

‫از دیدن دوباره‌ت خوش‌وقتم، کیتی

‫توی دهنت بود

‫آره بود

‫نباید دیر کنیم، پس برو لباستو عوض کن

‫توی هتل همدیگه رو می‌بینیم و ‫اونجا حرف می‌زنیم. باشه؟

‫- بریم؟ ‫- بریم

‫توی مهمونی می‌بینیمت

‫اونجا می‌بینمت، عزیزم

‫خیلی حرفا باید بزنیم

‫شبیه دیوونه‌ها شدی

‫کاملاً دیوانه شدی

‫کس دیگه‌ای هم گرسنه‌ست؟

‫چندتا خرچنگ دیگه یا شاید چهارتا؟

‫- چطوره؟ ‫- آره. من می‌تونم سه تا بخورم

‫- نه ‫- بی‌خیال، بابا

‫برای ۳۰ نفر غذا سفارش دادی

More Farsi Persian subtitles for Hawkeye

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left