ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.یادت باشه، با کمرت بلند کن
و اگه داری ،یه چیز تیز حمل میکنی
مطمئن شو که بدوی
تا کمترین زمان ممکن .اونو دستت نگه داری
!ایمنی اتفاقی نیست، مردم
...این دیگه چیه
فکر کردم بودجهٔ بازسازی قصر رو .قطع کرده بودم
،اوه، ما بازسازی نمیکنیم
البته یه نقاشی دیواری خوب .به اتاق جلوه میده
،ما داریم برای پرسروصداترین ،خطرناکترین
:و آزاردهندهترین روز سال آماده میشیم
.سالگرد ازدواج پدر و مادرم
چیزی که انقدر آزاردهنده باشه چیه؟
اونا سکس پرسروصدا دارن، مگه نه؟ - .نه فقط پرسروصدا -
ببین، اونا برای هم ،هدیههای تماشایی میگیرن
که اینقدر اونا رو به وجد میاره
که سکسشون .برای شهر خطرناک میشه
،آره. پارسال ،اونا اونقدر عاشقانه عشقبازی کردن
که یه زلزله به پا کرد .که نصف قصر رو نابود کرد
من هنوز میتونم جیغهای لذتشون رو
.تو کابوسهام بشنوم
!وقت روز بزرگه
خب، برنامهٔ امسال چیه؟
،رژهٔ سکسی، کارناوال آلت مردانه تبدیل کردن خودت به یه هشتپا
تا تو و مامان بتونید... چرا دارم برای این کار ایده میدم؟
منظورت چیه؟
اشتباه شمردم؟
امروز سالگرد تو و مامانه نیست؟
،نه، اون فقط سالی یه بار اتفاق میافته
که دقیقاً همون قدر طول میکشه تا جای شلاقهای
سالگرد ازدواج پارسال .از بین بره
چطور تونستم فراموش کنم؟
!تو خیلی از من کار کشیدی
تنها کاری که تو این ماه ازت خواستم
.انجام بدی حموم کردنه
.و حالا من فوقالعاده خوشبو هستم
.این منو کلاً گیج کرده
،صبر کن، اگه فراموش کردی :پس چرا گفتی
وقت روز بزرگه"؟"
.چون وقتی تو سگ گنده باشی، همیشه روز بزرگه
اگه مادرت بفهمه ،من هیچ برنامهای نریختم
.منو میکشه
یا بدتر، شلاقهای سالگردمو .بهم نمیزنه
اونوقت چطور سال بعد یادم میمونه؟
.این یه فاجعهست که داره بزرگ و بزرگتر میشه
ممکنه مادرت هم فراموش کرده باشه؟
!وقت روز بزرگه
...چون تو سگ گندهای یا
.سالگردت مبارک، شلاب
!آره
SANDS Movie :ارائه شده توسط
✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦
« کــراپــوپــولــیــس »
.فقط یه کم دیگه
اگه هدیه ،همین چشمبند باشه
.برای من کافیه - .اوه، احمق نباش -
هدیههای سالگرد ازدواج ما کی چیزی کمتر از باشکوه
و همیشه سخت برای پیشی گرفتن بوده؟
روح اصلی .این تعطیلات همینه، آره
.حالا، بالا رو نگاه کن
!نیکس، آمادهایم
از الههٔ شب کمک گرفتم
.تا بتونی هدیه رو ببینی
.من پیرتر میشم
.روزها کوتاهتر میشن
!تو برام یه دنبالهدار ساختی
آسون نبود، ساختن یه گلولهٔ برفی غولپیکر و کثیف شبیه تو
و پرتاب کردنش تو فضا
که فقط یک بار ،هر سال تو سالگردمون ظاهر بشه
اما فکر کنم .خیلی خوب از آب دراومد
.به پشت من نگاه کن
!داره واقعاً میدرخشه
و امیدوارم برای شلاق خوردن
.بعداً آماده باشن
.ممنونم، عزیزم. فوقالعادهست
و حالا، منتظر هدیهٔ تو هستم
،با انتظارات تقریباً غیرممکن
و میدونم که این بار باید مناسب
.یک همسر، الهه و ملکه باشه
.بله، ناامید نخواهی شد
.باشه، ممنون عزیزم .کارمون تمومه
.خب، برگشت به کار
.من بهشون میگم پوشانگشتی
.مثل توگا، اما برای انگشتهای پا
.فکر کنم هنوز هم همون کلمه باشه
،خلاصه .اونا پاهاتونو گرم نگه میدارن
.و بدبو
!منم هستم
.دافنی باهام بهم زد
!اوه، نه اون نیمف چوبی کوچولو؟
گفت که ما برای هم مناسب نیستیم
!و از توضیح دادن خودداری کرد
کل بحث در مورد این موضوع رو
!فقط بعد از، مثلاً، ۳ ساعت قطع کرد
اون چیزی که هیپو دوست داره باشه چیه؟
منطقی؟ - .آره -
.اون حتی سعی نمیکنه اون کارو انجام بده
.فکر نمیکنم حالش خوب باشه
میدونی چیه؟ .مدل پای جدید میتونه صبر کنه
بیا برادرمونو .از این وضعیت دربیاریم
،ازم میخوای چیکار کنم
،نقش آدم دوستانه خوشمشرب و اهل مهمونی رو بازی کنم
و بهش خوش بگذره؟
کل شب رو مشغول نوشیدن و شیطنت باشیم؟
،منظورم اینه که .من با شیطنت مشکلی ندارم
.فقط دارم میگم
شاید به چیزی بیشتر از این نیاز باشه
.تا حال این بابا رو خوب کنه
!از سر راهم برو کنار
من کاملاً بیچاره میشم اگه نتونم
یه هدیهٔ محشر برای مادرت پیدا کنم
تو این صندوقچه .پر از شگفتیهای جادویی
.این که هیچی نیست
.غول چراغ جادو
.خیلی مبتذله
!پیداش کردم
.باید راه کوتاهتری برای گفتن این باشه
گفت غول چراغ جادو؟
!سالگردت مبارک، دلیریا
یه چوب؟
.احتیاجی نبود
.این فقط یه چوب نیست
.این یه چوب سفر در زمانه
کرونوس اینو بهم داد بهعنوان تشکر
برای اینکه تو یه چیزی "به نام "جنگهای صلیبی
یار کمکیاش بودم؟
.وقت خونینی بود .اما پر از آدمهای جذاب متعصب
،خلاصه این برای یک رفت و برگشت
.به زمانی به انتخاب خودمون خوبه
.آه، سفر در زمان
...یکم بیشخصیته، اما فرض میکنم
.حرفم تموم نشده بود
من میخوام از این چوب استفاده کنم ...تا ما رو ببره به
.اولین سالگرد ازدواجمون...
خب، من هیجانزدهام ببینم
.داری با این کار به کجا میرسی
بله، چون، معلومه که
یه نقشهٔ کاملاً طراحیشده وجود داره
که این دیدار جادویی با خودِ گذشتهمان
.فقط بخش کوچکی از آن هست
بعدش چی؟ بهشون ملحق میشیم؟
،خب، از لحاظ فنی .نباید تعامل داشته باشیم
کرونوس واضح گفت که این بیشتر .یه وضعیتِ نگاه کن-دست نزن هست
اما اگه قرار نباشه ،یه کم قانونشکنی توش باشه
چه جور هدیهای میشه؟
.سلام بر شما
حالا، فهمیدن این ،برای شما سخته ...اما
.شما خودِ ما از آیندهاید
.بیا بغلم. با ما بنوش
بنگرید! من اینجا هستم تا
!آرزوهای قلبی شما را برآورده کنم
و شاید تو این راه چند تا دوست هم پیدا کنم؟
.قوانین سادهاند
،آره، آره .ما به قوانین نیاز نداریم
.ما قبلاً پیش غول چراغ جادو رفتیم
،فقط، همه .یادتون باشه مراقب باشید
اینجور آدما رسماً موذی هستن
.و عاشق اینن که آرزوها رو خراب کنن
.اوه، نه، نه، نه، من نه
نه، من اصلاً .اونطوری کار نمیکنم
من واقعاً کمتر روی کلمهٔ آرزو تمرکز میکنم
.تا روحش - .حتماً -
راسته! من ۲۰۰۰ ساله !تو گلدونم
نمیخوام فرصت پیدا کردن .دوستای جدید رو از دست بدم
.خیلی خب
هدف ما اینجا اینه که .به برادرمون کمک کنیم
.من به کمک نیاز ندارم .یه غول چراغ جادو پیدا کردم
.آره، این روحیه رو دوست دارم
،صبر کن تو قرار نیست کاری کنی که دافنی
دوباره عاشقت شه .یا همچین کارای چندشآوری
.معلومه که نه .من که روانی نیستم
.یا حداقل اون نوع روانی نیستم
دافنی گفت .ما برای هم مناسب نیستیم
.بله، درسته
که یعنی .یه ایرادی تو منه
!دقیقاً صبر کن، نه، چی؟
،خب، یک سال بعد اوضاع
بین خودِ جوانترمون چطوره؟
.اوه، الهی بوده
،بیثبات، پرشور .درام دائمی
،تو یه گلدون .ما به طرز وحشتناکی ناسازگاریم
.اون یه الههست، من یه هیولا
،اون پیر نمیشه .من برای اون اساساً یه بچهام
،اون بادومزمینی دوست داره .من با پوستهاش مشکل دارم
اما این چیزیه .که یه رابطه رو هیجانانگیز میکنه
عشق ما اولش واقعاً آشفته و داغ شروع شد، نه؟
.در واقع، خوب شد اومدید
اوضاع بین ما ،کمی زیادی راحت
.زیادی کسلکننده شده بود
آیا من دارم به چیزی فکر میکنم که تو داری فکر میکنی؟
.خب، مطمئناً امیدوارم اینطور باشه
نظرت در مورد یه "شلابسوآپ" کوچیک چیه؟
من امروز رو ،با دلیریای تو میگذرونم
.و تو با دلیریای من
.تنها قانون، قانون نداشتن
من هیچوقت
یه جابهجایی زمانی کوچیک رو رد نمیکنم. یا میکنم؟
.نه، اون ثابت میمونه
.اوه، پس کار تمومه
ما شلابهامونو برای یه روز عوض میکنیم، و میتونیم
No comments yet. Be the first to leave one.