ആദ്യത്തെ 157 വരികൾ.
تــرجــمـــه و زيـــرنـــويـــس ايمان: Im@N 24 اميرحسين: amirex
...پس اين
همون ماده ي جهش دهنده ايه که ما رو به اين شکل در اورده
بيايد يه ذره شو بخوريم
چي؟ که چي ميخواي اين کارو بکني؟
چون اگه يه جهش يافته دوباره جهش پيدا کنه، يه اَبَر جهش يافته ميشه
!شايدم يه تيکه ماده ي چسبناک تو پياده رو
بهرحال يه ارتقايي توش هست
بچه ها اين خبر خوبيه
هر کي اون آدما رو ربوده يه جورايي به اتفاقي
که 15 سال پيش به سرمون اومد ارتباط داره
چطور امکان داره؟
براي روباتهاي فضايي هيچي غير ممکن نيست
بيخيال
چيزي به اسم روبات فضايي وجود نداره
اِه آره؟؟
اگه چيزي به اسم
روبات فضايي وجود نداره راجب اين چه توضيحي داري؟؟
آخ، صورتم
اين ماسکش چقدر محکم چسبيده
مايکي" بس کن، اين که ماسک نيست"
خيله خب، اون فضايي نيست
ولي اونا که روبات فضايي ـن
خب ديگه، وقت جواب پس دادنه
تو کي هستي؟ و اينجا چکار ميکني؟
اسمم "اسنيک" ـه و حرفي ندارم به
شما عوضيا بگم
اِه، پس معلومه ما رو خوب نشناختي
ببين، ما هم مثل آدماي عادي بوديم
تا اينکه اين رومون ريخته شد
داري... چيکار ميکني؟
يه بازي باحال که اسمشو ميذارم
جهش انتخابي
حالا تو يا يه لاک پشت خوشگل شبيه من ميشي
...يا اينکه
" يه بي ريختي ميشي شبيه "مايکي
ديگه بستگي به شانست داره
!باشه، باشه
اونا همديگه رو "فضايي" صدا ميکنن
اونا از همه جاي دنيا دانشمندا رو جمع کردن
انگار نقشه ت کار کرد
!خب معلومه !تو دوست داري شبيه "مايکي" باشي؟
!من اينجام
با اون دانشمندا ميخوان به چي برسن؟
من نميدونم
...فقط ميدونم دارن
از شهر ميبرنشون بيرون ... ولي نميدونم کجا
خيلي باحال شد باباي دختره يه دانشمنده
من يه دانشمندم
اون عاشقم ميشه
!بعيد ميدونم به تو بخوره
الان اونا کجان؟
بنظر يه 20 تايي اون پايين هستن
آره، تازه اينايي که ديده ميشن 20 تان
خيله خب! ميريم ترتيبشونو ميديم
همينجوري نميشه حمله کرد ما نقشه ميخوايم
واسه چي؟ - يه ذره فکر کن، مغز فندقي -
جون کلي آدم بي گناه در خطره
اگه خراب کنيم، همشون ميميرن
خب خراب نميکنيم
بخاطر اون پيتراهام که شده من ميرم
چيه؟
مگه فقط من گشنمه؟
!الان "اسنيک" کجاست؟
اوه نه
ديدمش
شايد از رو ديوار رفته - خودم ميرم دنبالش -
!بعيده از اين طرف رفته باشه
خيله خب ديگه، بذاريم بره پي کارش
اوه، رهبرمون تويي
پس تو ميگي ولش کنيم بره
الان اين حرفت کمکي نميکنه - من که نميخواستم کمکي بکنم -
خيله خب، تو ميگي من رهبرم، باشه
پس ميريم اونجا، مجهز ميشيم
"و نصف شبي با وَن "اسنيک
در ورودي رو ميترکونيم
همه فکر ميکنن اونه که ماشينو ميرونه اونوقت ميريم تو
بعدش ترتيب فضايي ها رو ميديم؟
بعدش ترتيب فضايي ها رو ميديم
!من ميميرم برا يه پايان خوش
ميدونم که نگرانمي
ببين، من بهت دروغ نميگم
ما تاحالا تو همچين درگيري قرار نداشتيم
معلوم نيست چه اتفاقي بيفته
ولي لازم نيست نگران چيزي باشي
من موفق ميشم
دوستت دارم رفيق
تو داري با لاک پشت خونگيت حرف ميزني؟
!نخير! خفه شو
واقعا جالبه
!لهت ميکنم
!ميترکونمت
بنظرم اين نقشه عملي ميشه
نقشه هاي از قبل طراحي شده موقع درگيري با دشمن بدرد نميخورن
همش بستگي به واکنش لحظه اي خودتون داره
اين چيزيه که موفقيت تو و برادرات رو تضمين ميکنه
استاد، فکر ميکنيد من برا اين کار آماده م
لئوناردو"، من به يه دليل تو رو رهبر کردم"
به چه دليلي؟
به عهده ي خودته کشفش کني
اين کار جوانب زيادي داره
اگه يه چي خراب بشه چي؟
شکست يه احتماله
"که هر رهبري بايد باش روبرو بشه، "لئونارو
اين چيزيه که بايد تو مبارزه ي آخرم
تو ژاپن با "شردر"، درنظر ميگرفتم
"تا چند سال پيش، "اوروکو ساکي که بعدا اسم خودشو "شردر" گذاشت
دوست من بود، ولي عشق يه زن
بينمون قرار گرفت
اون نتونست قبول کنه و حسادتش
باعث شد به من حمله کنه
و اون روز نتونست شکستم بده
اما دنياي من جلو چشمم نابود شد
چون اون مبارزه جون معشوقم "تانگ شن" رو گرفت
"و همينطور دختر بچه م "ميوا
ولي اين واسه من يه نقطه قوته شما همه چيزتونو از دست دادين
من خيلي چيزها از دست دادم
خونواده م، خونه م، اسم و رسمم
ولي خيلي چيزها هم بدست آوردم مثل شما چهار تا
نگران نباشيد، ما از پسش برميايم
برگرد اينجا
هي، تو نميتوني همينطوري ما رو اينجا نگه داري
ما يه حق و حقوقي داريم
بعيد ميدونم به حرفات اهميتي بدن
نميتونيم همينطوري اينجا بشينيم
ما بايد يه کاري بکنيم
مثلا چه کاري؟
!آخ آخ دلم
دردش غير قابل تحمله
!الان بنظرم ميتونيم بشينيم
هر لحظه ممکنه سر برسن
فضايي، اونايي که قراره
به اين مکان بيان، نزديک شدن؟
اطلاعات کافي ندارم، فضايي
اينو از فضايي ميپرسم
...تو ميدوني اونايي که
قراره بيان اينجا، بهمون نزديک هستن يا نه، فضايي؟
اونا لاک پشتن
!صداشون کنيد لاک پشت "لاک پشت ها اينجا هستن؟"
نور يه ماشين ديده ميشه و از اون چيزا داخلشه
که شما دوست داري "لاک پشت" صداش کنيم
و دارن به اين مکان ميان !"که شما دوست داري بهش بگي "اينجا
معلومه چي داري بلغور ميکني؟
اونايي که قرار بود با اون ماشين به اين مکان بيان
تو ماشين نيستن
پس اونا که بهشون ميگن لاک پشت، الان کجان؟
چه شانسي داشتيم اون وَن ـه اومد حواسشونو پرت کرد
"اون نقشه مون بود "مايکي
"اون موقع ما ميدونستيم "اسنيک تو اون کوچه مخفي شده
من و "راف" جلوش وانمود کرديم ميخوايم سوار اون وَن بشيم
ولي ما که تو اون وَن نبوديم
تو فقط به بالا رفتنت ادامه بده
بـــــله
واو، تا حالا همچين چيزي نديده بودم
از يه آلياژايي استفاده کردن که تاحالا نديدم
!اوه اوه، آلياژايي که تاحالا نديدي
!چه مُعظل بزرگي
No comments yet. Be the first to leave one.