The Summer I Turned Pretty

The Summer I Turned Pretty

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Summer I Turned Pretty S01 E07 720p WEB h264-KOGi
The Summer I Turned Pretty S01 E07 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Summer I Turned Pretty S01 E07 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Summer I Turned Pretty S01 E07 HDR 2160p WEB H265-GLHF
The Summer I Turned Pretty S01 E07 1080p WEB H264-CAKES
The Summer I Turned Pretty S01 E07 720p WEB H264-CAKES
The Summer I Turned Pretty S01 E07 WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് Farahnak
█⫸ ‫Digimoviez.com | محمدعلی sm و امیر فرحناک

ടാഗുകൾ

web
HD
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-07-04
ഡൗൺലോഡുകൾ: 109
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫صبحت‌بخیر، بلی

‫لعنتی. دیرم شده؟

‫نه بابا

‫واسه امروز آماده‌ای؟

‫اصلاً

‫معلومه که آماده‌ای

‫- اگه بخورم زمین چی؟ ‫- نمی‌خوری

‫فقط سفت دست جرمایا رو بچسب

‫نمی‌ذاره بیفتی

‫- درسته ‫- راستش

‫هنوز باورم نمیشه مخش ‫رو زدی که باهات بیاد

‫به زمین و زمان قسم خورده بود که هیچوقت ‫حاضر نمیشه به این جور مراسم‌ها بره

‫گفت اشکالی نداره

‫خب، حاضره همه‌کاری واست بکنه

‫جفت‌شون

‫همه‌چی مرتبه؟

‫آره

‫من مجبورت کردم بری این مراسم؟

‫می‌تونی راستش رو بگی بهم

‫اولش شاید آره

‫نه، می‌خواستم خوشحالت کنم

‫به‌خدا اگه دوست نداری،

‫لازم نیست امشب بریم، باشه؟

‫نه، خودم می‌خوام برم

‫می‌خوام کاری که شروع کردم رو تموم کنم

‫و افتخار می‌کنم که این ‫رو به بقیه نشون بدم

‫خیلی دوستت دارم خوشگل خانم

‫خب دیگه...

‫یادت باشه وقتی خواستن ازت ‫ عکس بگیرن، بگو «آلو»

‫گونه‌هات خوشگل میشن

‫- آلو؟ ‫- آلو

‫کلک قدیمی‌ایه که از مدونا یاد گرفتم

‫یا دوقلوهای اولسن بودن؟

‫اونا دیگه کی‌ان؟

‫آدمای معروفی‌ان. نمادهای مُد

‫اوایل هزاره‌ی جدید دست اونا بود

‫خواهرای اسکارلت ویچن

‫آره دیگه

‫خب دیگه، پایین منتظرتم

‫برات سورپرایز دارم

‫همون لباسه که می‌خواستم رو گرفتی؟

‫ممنون

‫واقعاً ازت ممنونم. باورم نمیشه

‫از مامانت تشکر کن

‫فکر اون بود

‫من برم یه سری به کفشات بزنم. ‫گذاشتم‌شون تو فریزر تا جا باز کنن

‫باشه

‫باورم نمیشه لباس رو برام گرفتین

‫آخه انگار تو لباس قبلیه اصلاً راحت نبودی

‫من...

‫فکر کردم نفهمیدی

‫من مادرتم

‫می‌شناسمت

‫می‌دونم نمی‌خواستی پیش‌نما باشم

‫نمی‌خواستم، ولی...

‫رها کردنت خیلی برام سخته

‫استیون، اینجا چی‌کار می‌کنی؟

‫بد باختم

‫- بگو ببینم ‫- اون بازی پوکر با لیام بودش...

‫هرچی داشتم رو باختم

‫کل پولی که تو تابستون ‫جمع کرده بودم، پوچ شد

‫حتی دیگه نمی‌تونم پول کت‌شلوارم رو بدم

‫ببخشید، ولی نمی‌تونم باهات بیام

‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- همش داشتم می‌باختم

‫گفتم شاید بتونم پسش ‫بگیرم ولی هر دست

‫فقط بدتر و بدتر میشد

‫اون‌وقت بلند نشدی؟

‫معلومه که نه، چون می‌خواستی لیام

‫و بقیه فکر کنن خیلی باحالی

‫به احساسات من فکر نکردی

‫شیلا، واقعاً معذرت می‌خوام

‫استیون، مراسم امشبه

‫می‌دونم

‫باشه، پولت رو من میدم

‫نه، نه. از تو پول نمی‌گیرم

‫مامانت چی؟

‫مامانم می‌کشه منو

‫آره، مثل من که دلم می‌خواد بکشمت

‫استیون، خواهش می‌کنم راستش رو بگو

‫اصلاً دلت می‌خواد با من بیای این مراسم؟

‫آره، آره

‫بیشتر از هرچیزی

‫فکر کنم یه کت‌شلوار قدیمی ‫از بابام داشته باشیم

‫می‌تونی اون رو بپوشی

‫اندازمه؟

‫آخه...

‫نه، نه، نه راست میگی

‫راست میگی. ببخشید

‫اینطوری خیلی خوب ‫میشه. واقعاً لطف کردی

‫شیلا، اصلاً دلم نمی‌خواد ‫این مراسم رو از دست بدم

‫خیلی احمقی

‫آره، آره

‫آره، آره

‫سلام، صبح‌بخیر

‫چندتا از اون مافین خوبا رو گرفتم

‫عه...

‫سیرم. ممنون

‫- باشه ‫- بلی، دیگه باید راه بیفتی

‫و همه هم باید از اتاق‌هاشون بیان بیرون

‫نقاشی‌ها رو تموم کردم

‫و امشب بعد مراسم می‌خوام نشونش بدم

‫- میشه این رو بذاری تو اتاق لورل عزیزم؟ ‫- آره

‫- بدو دیگه ‫- مگه قرار نبود من رو ببری؟

‫با سوزانا دارم میرم، واسه همین گفتم

‫خودت می‌تونی بری

‫- واقعاً؟ ‫- فقط یه چندتا کوچه اونورتره

‫- البته اگه نمی‌خوای طوری نیست ‫- چرا. می‌خوام

‫آروم میری، پشت چراغ وایمیسی، سر هر تابلو ایستی هم چهار ثانیه توقف می‌کنی

‫بلدم

‫- یه چند ساعت دیگه تو باشگاه می‌بینمت ‫- باشه

‫- میگما ‫- بله؟

‫بترکونی

‫اینطوری که بد میشه

‫بترکم که نمی‌تونم کل شب رو برقصم

‫منظور اینه موفق باشی

‫مثل همون حرفایی که بقیه می‌زنن...

‫مهم نیست چه اتفاقایی افتاده، ‫ولی جر انتخاب درستی بود

‫آره، می‌دونم

‫نگران نباش. بهترین رقصنده‌ها ما میشیم

‫نه، قضیه این نیست

‫چیه پس؟ از این که دخترا رو می‌بینی ترسیدی؟

‫نه، دیگه تا الان همه باید ‫فهمیده باشن چیشده

‫احتمالاً همه‌شون ازم متنفر شدن

‫می‌خوای بیام پیشت؟

‫می‌تونم آرایشگر/بادی‌گاردت باشه

‫نه، اجازه نداری بیای تو اتاق ‫سبز. مخصوص دختراس

‫مطمئن باش بلی، تو می‌تونی

‫باشه؟

‫کل شب رو کنارتم

‫و اگه کسی زر مفت زد،

‫چی‌کار می‌کنی؟

‫میگم، «هی، حرفت اصلاً جالب نبود»

‫بعدش هم دستت رو می‌گیرم

‫و به دور از همه می‌رقصیم

‫باشگاه می‌بینمت

‫مراقب خودت باش

‫یعنی چی؟ مسخره می‌کنی؟

‫- تو و جرمایا؟ ‫- یهویی شد

‫کِی؟ یعنی همین حالا؟

‫حدود یه هفته‌ پیش

‫خدایا... شوخیه؟

‫اَیی، حالم بهم خورد. می‌خوام بالا بیارم

‫خدایا. بعدش تو این مدت

‫مخفی‌کاری می‌کردین

‫و به من هیچی نمی‌گفتین؟

‫آخه چه ربطی به تو داره، استیون؟

‫یعنی الان عاشق همدیگه‌این؟

‫نه! نه، نمی‌دونم

‫فقط یه چندباری همدیگه رو بوس کردیم

‫فقط... وایسا ببینم

‫پس کانرد چی میشه؟

‫- چی چی میشه؟ ‫- نمی‌دونم

‫ شاید این که از ده سالگی مثل ‫بچه‌ها همیشه دور و برش بودی رو میگم

‫خب الان دیگه ده سالم نیست

‫- آره، خیلی هم بزرگ‌تر نشدی ‫- جداً؟

‫چون شیلا هم هم‌سن منه،

‫یعنی اون هم بچه‌س و تو هم آشغالی

‫و تازه می‌دونی دیگه کی همسن منه؟ تیلور

‫- مرتیکه ریاکار ‫- خب دیگه

‫فهمیدم

‫فقط نمی‌خوام که اوضاع بین‌مون خراب بشه

‫اونا مثل برادرهامون می‌مونن بلی

‫فقط روی تو تاثیر نمی‌ذاره

‫می‌دونم

‫ولی تو تعیین نمی‌کنی که با کی باشم

‫انتخابش با خودمه، و ‫جرمایا رو انتخاب می‌کنم

‫مجبوری بهم اعتماد کنی

ای جونم

‫بریم

‫سلام

‫سلام، چه‌خبر؟

‫یعنی خیلی زحمت میشد ‫که بگی با خواهرمی؟

‫- خودش گفت؟ ‫- نه، خودم دیدم داشتیم همدیگه رو بوس می‌کردین

‫نمی‌خوای که کتکم بزنی؟

‫- اتفاقاً دارم بهش فکر می‌کنم ‫- ببین، استیون

‫- واقعاً دوستش دارم ‫- داوش، تو خیلی‌ها رو دوس داری

‫مگه دیدی که این تابستون ‫دختر یا پسری رو بوس کرده باشم؟

‫آره داوش، تو مهمونی نیکول ‫داشتی از اون پسره لب می‌گرفتی

‫باشه، ولی اون مال یه ماه پیشه

‫استیون، هیچوقت اذیتش نمی‌کنم

‫به‌خدا راست میگم. آخه بلی خودمونه

‫خب، به‌هرحال باید بهم می‌گفتی

‫آره

‫ببخشید

‫اَیی، حداقل جلوی من از این کارا نکنین

‫اه، خط چشمم خراب شد

‫کسی تیغ داره قرض بده؟

‫- بفرما ‫- واقعاً ممنونم عزیزم

‫ممنون

‫بلی، اومدی

‫بیا، یه‌جا برات نگه داشتم

هی

‫واقعاً باید باهمدیگه حرف بزنین

‫نیکول، واقعاً معذرت می‌خوام

‫به‌خاطر چی؟ کانرد؟

‫دیگه تموم شد. الان با یکی دیگه‌م

‫میشه توضیح بدم چه اتفاقی افتاده؟

‫من رو کانرد کراش داشتم... از موقع بچگی

‫و اون هم همیشه من رو ‫مثل خواهر کوچیکش می‌دید

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left