Escape at Dannemora

Escape at Dannemora

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Escape at Dannemora S01E03 480p WEBRip x264 RMTeam
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
► ترجمه از: عــرفـان مـرادی ◄ | NightMovie.Co

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-12-02
ഡൗൺലോഡുകൾ: 38
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫این همه پول خرج کردم

‫«ماه مارس»

‫دیگه الآنه که بیاد منو بُکشه

‫نه، واسش شام بپز

‫چراغا رو خاموش کن، ‫چندتا شمع روشن کن

‫بعدش قبض کارت اعتباری رو بذار روی میز

‫- اوه آره، این خوبه ‫- نه، شغلت رو نگه میداری

‫فقط باعث میشه ظاهرش ... ‫اوه، صحبت از این شد

‫می‌دونم عاشق تاپ توی حیاط هستی

‫اما به صندلی راحتی هم فکر کن

‫- واسه ایوان؟ ‫- آره

‫نمی‌دونم. یه جوری ...

‫حس مسخره بودن بهم میده

‫تو قرار نیست

‫همیشه روش بشینی

‫فقط احساس بدی بهش دارم

‫اهل کجایین؟

‫ببخشید؟

‫اوه

‫اهل کجایین؟

‫من یه خونه توی «سارانک لیک» دارم

‫امم.

‫اوه، آره، پس شما ‫مسافرای تابستونی هستین

‫خب، در واقعا اون مسافر تابستونیه

‫من طراح وسایل خونه‌اش هستم

‫خانواده‌ی من 300 ساله که اینجا زندگی می‌کنن

‫- اوه ‫- اوه، خوبه

‫آره، می‌تونم ببینم چرا این شهر ‫خیلی خوشگله

‫- خدای من ‫- اوهوم

‫دیشب به اون رستوران کباب فروشی رفتیم

‫و به ما کیک هلوی مجانی دادن

‫اوه، آره، خیلی خوب بود

‫- خیلی خوشمزه بود ‫- عالی بود

‫می‌دونی چیه؟ ‫قبل از اینکه یادم بره ...

‫ازت می‌خوام از اون پارچه‌ها

‫واسه دوتا مبل‌ی که توی اتاق نشیمن ‫کنار هم هستن، استفاده کنی

‫- ممنون ‫- خواهش می‌کنم

‫این جای مقدس ماشین منه

‫مایا بچه‌ی منه ‫ولی این ماشین بچه‌ی ماشینی منه

‫جف می‌خواد گاراژ رو تعمیر کنیم

‫چون اونجا جای خصوصیشه

‫ولی من دوست دار اتاق خواب رو درست کنیم

‫چون اونجا خای خصوصی هردومونه

‫95درصد اوقاتی که توی اتاق خواب هستم

‫در حال خوابیدنم

‫کی اهمیت میده چه شکلی باشه

‫بنظرتون چه واکنشی نشون میدن

‫وقتی بفهمن

‫این اتفاق نمیوفته؟

‫خدای من

‫بگا رفتن

‫خیلی خلاقانه‌اس، مرد

‫اینجوری توجه‌ها رو جلب می‌کنن

‫اینجوری شوها معروف میشن

‫- واقعاً؟ ‫- امم

‫اون گری ترسوی مادر بخطا

‫آه ...

‫اون دیوونه‌اس، می‌دونی؟

‫هر شب ساعت سه بلند میشه ...

‫جیغ میزنه

‫مثل ساعت کوکی

‫شرط می‌بندم ربطی به دوران بچگیش داره

‫خب،

‫می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم

‫تو می‌تونی به دیوید کمک کنی ‫به سلول قبلیش برگرده

‫ما تازه از اونجا بیرونش کردیم

‫واسمون وجه‌ی بدی داره

‫خب،

‫خودت بیرونش کردی

‫خودتم می‌تونی برشگردونی

‫نمی‌دونم

‫فکر می‌کردم همینو بگی

‫- ببخشید ‫- بله؟

‫کجا می‌تونم وسایلی رو پیدا کنم ‫که باهاش بِبُرم؟

‫- اره و این چیز ‫- آه، از این طرف

‫چجور اره‌ی می‌خواین؟

‫خودم می‌تونم پیداش کنم

‫آسون‌تره اگه بهت نشون بدم

‫چی می‌خوای بِبُری؟

‫راستش واسه دوستمه

‫اون آقا چی داره می‌بُره؟ یا شایدم خانومه؟

‫چوب

‫اره کراسکات خوبه؟

‫آره

‫می‌تونم تفاوت‌شون رو بهت نشون بدم؟

‫نه. نه، ممنون

‫مطمئنی؟

‫اوه، این چیزیه که نیاز دارم

‫- عالیه ‫- خیلی‌خب

‫می‌دونی که اینا اره آهن‌بُر هستن؟

‫فقط حسابشون کن.

‫باشه.

‫میشه 28 دلار و 21 سنت

‫امم

‫می‌خوای برشگرونی؟

‫فقط با این کارت بکش

‫باشه

‫رسید می‌خواین؟

‫نه

‫خیلی‌خب، مشکلی ندارم. ‫مشکلی نداریم

‫مشکلی نداریم، آره

‫لایل، شرمنده دیر کردم

‫مجبور شدم همبرگر بگیرم ...

‫هی

‫تونستی سلولم رو برگردونی؟

‫خب،

‫با جین حرف زدم

‫خوبه

‫چی گفت؟

‫خب، گفت روش کار می‌کنه

‫خیلی‌خب، یعنی چی؟

‫تو چی گفتی؟

‫دارم حلش می‌کنم

‫آتیش! ‫همین الآن برین بیرون!

‫هی، 6 نفر اون بالا هستن، نگهبان

‫لعنت

‫آروم باشین. ‫برین عقب

‫- برین عقب ‫- برین عقب

‫آروم باشین، بچه‌ها. ‫آروم باشین

‫لایل!

‫یالا! ‫داری باعث میشی دیر کنم

‫آره. ‫آره، باشه

‫آره، آره. ‫صبرکن، صبرکن

‫صبح بخیر

‫باشه

‫اوه، جین. ‫خوبه

‫دارم یه همبرگر واسه ریکی مت ‫تو یخچال میذارم

‫اگه بتونی بعد کار بهش بدی ‫عالی میشه

‫همم. چرا؟

‫می‌خوام صلح رو توی خیاط‌خونه برقرار کنم

‫ممنون، جین

‫هی، رفیق

‫جین

‫- ممنون، بو ‫- خواهش می‌کنم، رفیق

‫سلام، جین

‫وارد سلول 6 میشم. ‫وارد سلول 6 میشم

‫تق تق

‫بسته مخصوص داری

‫بیا. ‫گوشت توئه

‫ازم خواست بذارمش توی یخچال

‫نه، می‌تونم الآن درستش کنم

‫اوه، اونجا رو ببین

‫یه نفر سلول گری ترسو رو آتیش زده!

‫حالا از اینجا رفته

‫- آره ‫- همم

‫بنظرم آدمای زیادی هستن ‫که از اون یارو خوششون نمیومد

‫یکم گوشت می‌خوای؟

‫نه، ممنون

‫نه، من و روث قراره بریم ‫بال مرغ بزنیم

‫عالیه

‫هی، درک می‌کنم ‫آره، یالا. نه ...

‫لعنت

‫گفتن تا الآن آماده میشه

‫تقریباً تمومه، رفیق. ‫ولی می‌تونی بیای تو

‫پیکولو

‫برو اون دستور پخت گوشت رو ‫از رائول واسم بگیر

‫زود باش

‫کارت عالی بود

‫ممنون

‫خوش برگشتی

‫کون لقشون

‫چیزایی که واست آوردم کار کردن؟

‫آره

‫نقاشی قبلی رو همین دیشب تموم کردم

‫خوبه

‫ببخشید

‫لعنت

‫هی

‫چی لازم داری، اودل؟

‫دوتا شکاف دهنده‌ بهم میدی؟

‫باشه

‫ممنون

‫خواهش می‌کنم

‫می‌دونی هر زمستون ‫خبری از یه مرد می‌شنوی

‫که موقع پارو کردن برف

‫سکته می‌کنه؟ ‫همیشه فکر می‌کنم ...

‫"چرا اون یارو نمی‌تونه لایل باشه؟!"

‫آه، لعنت

‫رنگم رو ریختم. ‫لعنت

‫امکان نداره!

‫نمُرده بود. ‫دروغ نمیگم

‫اون برگشت و رفیقم بهش شلیک کرد

‫- سلام، حالتون چطوره، دوستان؟ ‫- خوبیم

‫خوبه. می‌تونم واسه شروع ‫نوشیدنی واستون بیارم؟

‫- یه دونه آبجو واسه من بیار ‫- یه دونه آبجو

‫- منم آبجو می‌خورم ‫- حتماً

‫من آبجو رو با شیشه‌اش می‌خوام

‫آره، مشکلی نیست. ‫و شما خانوم؟

‫مارگاریتا چقدره؟

‫- اوه ‫- 5هزار دلار

‫چقدر باکلاس!

‫متصدی بار می‌دونه چطور درستش کنه؟

‫آره، من جزو اعضای رستورانم

‫اگه خانومم مارگاریتا می‌خواد ‫واسش مارگاریتا بیارین

‫خیلی‌خب، عالیه

‫الآن باهاش برمیگردم

‫خیلی‌خب، ممنون، عزیزم

‫می‌خوام برم یه آهنگ از دستگاه صدا انتخاب کنم؟

More Farsi Persian subtitles for Escape at Dannemora

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left