ആദ്യത്തെ 158 വരികൾ.
بچرخ. گفتم بچرخ!
اسلحتو بده
حرکت نکن!
برو
گفتم برو ، آه
- کسی طبقه پایینه؟ - نه
حرکت نکن
درو باز کن !
لعنت
برگرد ، بچرخ
عجله کن
عجله کن
بجنب! ، حرکت کن ! کیف رو ببند
این جا دو تا مرد داریم به بقیه بگو ، اونا طبقه پایین هستند
بجنب ، تقسیم میشیم گفتم حرکت نکن
ام آر آی قفسه سینه تومور های کوچک رو نشون میده در ریه های شما
که به نظر می رسد سرطان برونشوژنیک دارید
زیر دیپلم حرف بزن
چقدر دیگه زندم ؟
نه ، اینجا دست نخورده
بله ، به نظر خوب میاد ، اینطور نیست؟
آره ، خوبه.
باشه ، بنابراین برای مهمانان ...
ما اینجاییم...
- جرمی؟ -مناسبه
عالی
بنابراین برای طرح ریزی من دارم در مورد ...
- حدودا اینجا؟ - آره
- این مناسبه برای شما ؟ - بله ، خیلی خوب
مشکل چیه؟
ساراست؟
من مثل پدر شما خیلی کار کردم این چیزی نیست که من برای سارا می خواستم.
من می خواهم اون بیاد اینجا ، به شهر ، یا حتی به پاریس بروید
بره کلاس نقاشی رویاهاشو دنبال کنه
مشکلی هست؟
من دیگه رفتنی ام ، کاترین .
تو وضعیت بحرانی ای هستم
من هنوز پول ماشین ها رو پرداخت نکرده ام.
زمستون بدی داشتم چهار ماهه نتوستم پرداخت کنم
حس می کنم زندگیمو از دست دادم دارم تلاشمو می کنم درستش کنم
می خوام بفروشمش
می خوام کارخونه چوب بری پدرتو بفروشم
شوخی می کنی ؟ اون کارخونه دار و ندارته
می خوام یه نفسی بکشم
می خوام بفروشمش می خوام سهم تورو بدم
سعید ، من 16 سالم بود اون جنگلو ترک کردم
با خواهر من ازدواج کردی
اون دوستت داشت
پدر من تجارت رو بهت یاد داد ، اما ...
- هیچکدام از آنها امروز با ما نیستند. - این میراث توعه. این متعلق به توعه
سارا سهم خودشو خواهد داشت
من فقط مدیر هستم
صبر کن. به من بگو...
زندگی عشقیت چطوره؟
در حال حاضر ، من اینی که میگی رو ندارم
مرد ، اون پنج بار زنگ زده
خیلی بد شد
مهم نیست
کاری که می گم رو انجام بده ما مواد رو نگه می داریم و خودمون می فروشیم.
ما باید راه حل دیگه ای پیدا می کردیم .
ما کاری که گفتم رو انجام میدیم
از مزیت استفاده کنید از فروش انحصاری در تمام فروشگاه های ما
بیایید ببینید مارو امروز در طبقه دوم
چه خبره؟
چه خبره ؟ اون چیه ؟ عصر بخیر داداش ، حالت چطوره ؟
مهدی، تو بهم گفتی بیا ، منم اومدم
خوبه . عالیه
این ماشین کیه؟
رئیسم
تو ماشین منو واسه 2روز برمیداری
توی جنگلتون قایمش میکنی و این یکیو بهم قرض میدی
داری باهام چیکار میکنی؟ دارم میگم ماشینه رئیسمه
باشه گرفتم
و دارم بهت میگم ما قراره عوضشون کنیم تو قراره یه لطفی در حقم بکنی
میتونی یه لطفی در حقم بکنی؟
باشه؟
تو برادر نا تنیه منی، نیستی؟
تو از خون منی
تو از خون منی
این خانوادست
اینجا دیگه بحث خونه
-برو کنار -چیکار داری می کنی؟
کوکائین تو ماشینه، باشه؟
-لعنت -یعنی چی لعنت
لعنت به تو
لعنت
این چه گندیه مهدی؟
من بهت نیاز دارم
من با عفو مشروط بیرونم
تو اینو میدونی
من بخاطر ریده کاریه بگا نمیرم. تمام
من به مامان چی قول دادم؟
-من بهش چی قول دادم؟ -تمومش کن
یعنی چی تمومش کن؟ من به مامان چی قول دادم؟
این تنها راهیه که میتونیم بکشیم بیرون
خورشید، دریا
الان وقتشه
الان اتفاق میوفته
یالا
میبینیم تو ماه های اینده چه اتفاقی میوفته
بلاخره، خبر اصلیمون
یک سرقت در مرکز پلیس به فاجعه تبدیل شد
4مرد مسلح ماسک زده وارد حوزه میشن
و 8کیلو کوکائین و میدزدن
-اون کسخل -2تن کشته شدن
اینجا چیکار میکنی؟
داشتم یه قدمی میزدم. خوابم نمیبرد
بیا اینجا یه کمکی بهم بکن
-مشکلش باتریه؟ -نه باتریش نوئه
یه چیز دیگش خراب شده
یالا
یالا
اینجا
مرسی که اومدی
-میدونم اونطرف کار داری -نه، این خیلی زیاده
همینقدر میارزه
ببین
فراموشش کن. کار نمیکنه
فکر کردم ترک کردی
ترک کردم
راستش می خواستم ازت بپرسم...
افسر نگهبانم تعقیبم میکنه
ازم می پرسه که کار ه جانبی ای هست
متاسفم که بازم دارم با این موضوع اذیتت میکنم ولی این برام مهمه
راجبش صحبت میکنیم
باشه
کجا میری؟
جی میخوای؟
هنوز به کارخونه چوب بری علاقه داری؟
حتما خیلی بگا رفتی که اینو ازم می پرسی
به قیمتی که 3 سال پیش بهم پیشنهاد کردی میفروشمش
میدونی کجا پیدام کنی
فعلا
دسترسی عموم ممنوع
یانیس
رفتم پیشه لافرو
ازش خواستم...
که چوب بری و بخره
کاری که بهم گفتی و کردم
غرورم و کنار گذاشتم
تو نمیتونی اینجا بمونی
نه
باید به ایندت فکر کنی
میتونی با پولش تو کلاسای طراحی ثبت نام کنی
من قراره یه کلبه تو جنگل بسازم
8 کیلو کوکائین از مرکز پلیس دزدیده شد
امروز صبح حوالیه 11:30
4 مجرم وجود داشتن
میدونیم چطوری فرار کردن؟
گش کن، در حال حاضر چیز زیادی نمیدونیم
4 نفر تو یه ون بودن
که به نظر میومد دوربین های نظارتی همشون و گرفت
در دیوار بیرونیه پارکینگ پلیس
فکر کنم منو احمق فرض کردی
نه؟
برای بار اخر میپرسم
مواد من کجاست؟
برو تو کارگاه یکم نفت بیار
No comments yet. Be the first to leave one.