ആദ്യത്തെ 156 വരികൾ.
تیم ترجمه انیمه سیتی با افتخار تقدیم کند
کانال ما:@Animeciti
نمی تونم... وقت رفتن من نیست.
حالمون خوب میشه
باید جایی بهشتی تو انتظار ما باشه.
نه…
آریا نمیتونی بری
تیم بی، شروع به نفوذ کنید. تیم ا، مسیر روشن کنید.
.عجله کن. این یه مته نیست، مومو
.ببخشید
!باشه برو
این خون آشام ها رو نابود کنید که تو سایه ها کمین می کنن
چرا ما رو تنها نمیذاری؟
!آتش
!میرنا
.کارت خوبه .مطمئنم مثل امثال اون هم هستن
.اونا رو بیاد و از بین ببرید
.ممنونم
.لطفا، بهت التماس می کنم
من گاز نگرفتم
،سرنوشت خودت رو اینجا و الان قبول کن تبدیل شروع به سایه زدن تو شب کن
به عنوان یه خون آشام خونخوار
...مامان
.بیا بریم- آره-
!امنه
!امنه
خون آشام ها؟
.حرکت نکن! اون بذار زمین
.ممکن کسی اون رو بشنو
!بس کن
!مامو
چرا شلیک نکردی؟
.بچه بود- !حرف مفت نزن-
ما به سختی شانس مبارزه داریم .وقتی که اون دارو به طور کامل اثر میذاره
گزارش نویسی. منطقه بوده…
متاسفم.
خب همه منابع رو جمع آوری کنید و شروع به برگشت کنید
.لعنتی با صدا زدن آزاردهنده بس هست
.شبیه گریه خون آشام ها هست
یک زمستان، خیلی وقت پیش…
خون آشام ها ناگهان ظاهر شدند، با خودشون یه طاعون آوردند.
با فراوانی خون،
اونا تونستند ضرب شوند با سرعت هشدار دهنده
نوع بشر همتای برای قدرت تقریباً جاودانه اونا نبود.
خیلی زود، ما بیشتر زمین خودمون رو از دست داده بودیم.
و به این ترتیب، در یک شهر کوچک جمع شدیم و دیواری از نور ساخت.
تو اونجا با امید از یکدیگه محافظت کردیم برای افزایش شانس بقای ما
خون آشام ها در هر سایه ای در کمین هستن.
از ترس هشدار دادن به حواس تیزشون،
موسیقی و هر ظاهر دیگه ای فرهنگ اون گونه که ما می شناختیم،
اکیدا ممنوع شدند.
زندگی ما اینطور گذشت بدون هیچ گزینه دیگه ای تو دید
عملیات عصر به زودی شروع میشه.
اعضای خدمه باید به سرعت به ایستگاه های خودشون برگردند.
جای زخم روی گوش تو چطور هست؟
.مشکلی نیست
حتما ضدعفونیش کن وقتی به خونه رسیدی
.آره ممنونم
.می دونم که باید بیشتر تلاش کنم تا نقشم رو ایفا کنم
.تو واقعاً در کار با دستا های خودت مهارت داری
چی دزدیدی؟ به من نشون بده
.متاسفم
.مامو
.ببین
این رو از کجا گرفتی؟
باز آوردمش این راز کوچک من هست
.می تونی اینو داشته باشی، مامو- واقعا؟-
،واقعا تعمیرش کن چون میخوام بهش گوش کنم
.من همینطور
-10687. !آره-
.فرمانده کل قوا می خواد تو رو ببین
.دریافت شد
.10687 اینجا
.همانطور که خواستید
.این یه دستور هست
تو در حال تعیین مجدد برای کار در دفتر اجرایی هستی
.از فردا اونجا کار می کنی
.من در حال گرفتن نقش فعلیم هستم میتونستم اونجا بمونم
مدیریت پسماند جایی برای فارغ التحصیل از دانشکده نظامی نیست
من به تو ،اول در کار رده پایین یک موقعیت اختصاص دادم
چون نقش مدیر برای یه دانشجو مخالفت زیادی با خودش میاورد
می فهمی؟
آره. طبق دستو از فردا فرمانده اونجا کار می کنم
-پس- شنیدم طبق شایعات-
که دختر فرمانده .برای شلیک به یه خون آشام تردید داشت
!ولی اون دختر بچه بود
ارزش ریسک کردن رو زندگی دوست های خودت رو داشت؟
به این نگاه کن
این جنگ ادامه داره به دست این خون آشام ها
شهر ما در آستانه نابودی هست.
میانگین طول عمر کوتاه میشه با محدود شدن منابع ما
اگه اونا رو نکشیم، ما رو خواهند کشت. جنگ تنها گزینه هست.
می فهمی؟
بس کن، خوب
نمیتونم ادامه بدم- .چی میگی-
.تازه داریم شروع می کنیم
.پس حدس میزنم که این مورد مورد علاقه فعلی فاین ساما باشه
.اون بی ثبات هست. من مطمئنم که اون به زودی خسته میشه
به اون نگاه کن و وظایف ملکه ای اون رو و رقصیدن روزهای دور نادیده بگیرید
حال بهم زنه
.خوب
.وای نه. ای وای
.همینجا صبر کن. من برای هوای تازه بیرون میرم
.لینگ ساما
لینگ ساما
.خب خب. صبر کن برای نوبتت
من شنیدم که شورا در حال برنامه ریزی هستن .به زودی یه تهاجم دسته جمعی رو اجرا کنیم
پس ما در حال جمع آوری نیروهای خودمون و برنامه ریزی برای یه ضد حمله هستیم
.ولی نیروهای ما کمبود دارند دوست داریم با ما باشی توهم
مدتی بود که تو رو ندیده بودم و می خوای در مورد اون صحبت کنی؟
ما امروز متحدان خودمون رو خارج از شهر از دست دادیم
ما باید .تا اونجا که ممکن سربازان انسان شکست بدیم
.به هر وسیله ای که لازم باشه
بهت گفتم علاقه ای ندارم
انتظار داری چی رو پشت سر بذارید
اگه نابود کنی همه چیز تو این دنیا زیباست؟
.ما این جنگ رو شروع نکردیم. این انان ها بودند
همش همینطوره
.بدون پرسیدن چیزهای من رو مطالعه نکن
.یک ذره ظرافت تو وجود نداره
حدس میزنم هنوز خون نمیخوری
فکر میکنی تا کی تو می تونی در اطراف موضوع برقصی؟
.به تو هیچ ربطی نداره- !حتما همینطوره-
تو تحت مراقبت من هستی-
خوب، استراحتت تموم شد؟
اینو بنوش
حتی تو نمی تونی اون رو با هم بدون داشتن خون نگه داری
،اون چیر که من می خوام، خب
برای اینکه دوباره خودت باشی
تو واقعی
.فعلاً همین هست
خیلی تاثیر گذاره
آره
ما یه لانه خون آشام تو کوه های شمالی پیدا کردیم
.نیروهای ای به منطقه اعزام شدند
این کمی عجولانه به نظر می رسه،اینطور فکر نمی کنی؟
.نمی تونم تصور کنم که موفق شن
اگه می تونستم توجه تو رو جلب کنم
این دارو .که در بین اونا محبوب بوده هست
توانایی های فیزیکی اونا رو افزایش می ده به قیمت مرگ
وسیله ای برای راه اندازی یک حمله انتحاری هست
با استفاده از این روش، نزدیک به 100 نفر از اونا جون خودشون رو فدا کردند.
این نشون میده که اونا ناامید هستن برای استفاده از همچین تاکتیک های افراطی کافی هست.
ما باید سریع به لانه اونا حمله کنیم .و این رو یک بار برای همیشه حل کنیم
شنیدم دخترت رو به نقش مدیر ارتقا دادی
ظاهراً فارغ التحصیل شده از .آموزش نظامی با رنگ های پرواز هست
باید به داشتنش یه بچه مثل اون افتخار کنی من حسودیم میشه
.نیازی به چاپلوسی نیست معاون فرمانده
،مهمتر از اون شنیدم که روی یه برنامه کار می کنی
برای خنثی کردن خون آشام ها با یه سلاح جدید طراحی شده
من تلاش تو رو برای کسب اعتبار اضافی تحسین می کنم
.با این حال، این وظیفه من که اونا رو نابود کنم
.سرت به کار خودت باشه و از من پیروی کن
.بابت سختکوشی تو ممنونیم
تشریفات رو وله کن
.کار خودت رو تموم کن و برو خونه
No comments yet. Be the first to leave one.