Revolutionary Sisters

Revolutionary Sisters (오케이 광자매)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Revolutionary Sisters E25 Sarah First Sub
കമന്ററി എഴുതിയത് sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-06-18
ഡൗൺലോഡുകൾ: 36
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ ....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ‫ ::::: تـقـدیم می کنـد ::::: ‫

‫(قسمت 25)

‫(دفتر)

‫(دفتر)

بله ، هیون وو هستم

‫رئیس؟

الان با یکی از موکلام

‫اسناد رو میزه ،

میتونی تحویل رئیس بدی؟

فرصت شد بهش زنگ میزنم

باشه

برنامه دادگاه فردا که تغییری نکرده؟

‫باشه ،فهمیدم.

‫منظورت چیه؟

کاملاً مشخصه که با انگیزه ی قبلی بهش نزدیک شده باید ازش دورش کنی

رو چه حسابی این حرفُ میزنی؟

یه جای کار میلنگه اصلاً تو سطح شما نیست

‫- مدرکم داری؟ ‫- مدرک؟

چیزی ندارم

اما فکر کنم دوست دختر داره

تاریخ مراسمم تعیین کردن ‫عروسی آخر همین هفته ـست .

‫چی؟

‫عروسی ؟ آخر همین هفته ؟

!امکان نداره

‫این درست نیست !

باید جلوشُ بگیری

وقتی اون نمیتونه حقیقتُ ببینه این تویی که باید مسیر درستُ نشونش بدی

از نظر خانواده تائید شده ـس

راستشُ بگو چرا اینکارُ میکنی؟

نگو که هنوزم بهش یه حسایی داری

نه

این درست نیست

بابت کاری که در حقش کردم احساس گناه میکنم

میخوام به زندگیش سرو سامون بده

و اگه عکس این اتفاق بیوفته چطور میتونم با خودم کنار بیام؟

فکر کردم میتونی کمکم کنی

باید جلوی این ازدواجُ بگیری

‫نباید با همچین مردی ازدواج کنه!

...نمیخواستم اینُ بگم

ولی مدتهاست که دوسش داره

‫حتی قبل از طلاقتون

یعنی این احساس مربوط به قبل از طلاقِ؟

....میخواد با اینکارش زندگی خودشُ

خانواده رو مدیریت کنه

توام بیشتر از این اوقاتمونُ تلخ نکن

اون اینجا چیکار میکرد؟

...راستش

هیون وو چند بار اومد تا درمورد تو حرف بزنه

چه هیون وویی توام

توقع داری چی صداش کنم

احمق

اون احمق اینجا چیکار میکرد؟

اون "احمق" میخواست جلوی ازدواج تو رو بگیره

‫چی؟ چرا؟

به داماد آینده مشکوکه

داره راجبش تحقیق میکنه میگه دوست دختر داره

‫دوست دختر؟ اون فقط چشمش به منه

میدونی چند وقته پاپیچمه؟

منم همینُ گفتم

میترسه مبادا تصمیم عجولانه ای بگیری

اونی بریم پرسُ جو کنیم؟

هر چی باشه یه وکیله تـیـزتـر از ماس

‫تو طرف کی هستی؟

واقعاً که

تحقیق؟ فکر میکنی کی هستی؟

این خلاف قانون نیست؟

یه وکیل حق اینُ داره که تحقیق کنه؟

اونوقت شایع پراکنی اونم به دروغ کار قانونیه؟

‫وقتی رو پرونده ای کار میکنیم ،

تمام جوانبشُ در نظر میگیریم

‫ما بدون دلیلُ مدرک نمیتونیم به دادگاه بریم.

چقدر خوبه که قانونُ میدونید ‫آقای با هیون وو.

انقدر با من کل کل نکنُ به حرفام گوش کن

...بنظر منکه

آدم عجیبیه

‫نباید با کسیکه هیچ شناختی ازش نداری ازدواج کنی ‫باید یکم وقت بذاری....

کافیه تو این وسط چیکاره ای؟

از کِی تا حالا برات مهم شدم؟

حسودیت میشه؟

یا نکنه از این ناراحتی که دارم با یکی بهتر از تو ازدواج میکنم؟

دردت چیه؟

نه خودت منُ میخوای نه میخوای مالِ یکی دیگه باشم، آره؟

‫گوانگ نام آ

واقعاً دلم میخواد خوشبخت شی

میخوام یه زندگی شادُ تجربه کنی

هنوز مطمئن نیستم ولی حدس میزنم قضیه بو داره

‫شنیدم عروسی این هفته ـس.

عقب بنداز خودم بررسی میکنم

خـیـلیـم عـالـی

گفتی وُکلا دلیل و مدرک دارن؟

‫پس برام مدرک بیار

‫کجا میری؟

‫- با این عجله. ‫- چی؟

‫خُب .. یه سری کار عقب مونده دارم

‫یاااااا !

‫"سلام. من خواننده هان یه سولم."

خوبی؟خوبی؟

‫- آره،خوبم. ‫- باشه.

‫ساعتُ ببین. پس چرا نیومد؟

الاناس که بیاد

نکنه مریضی چیزیه؟

شوهر که نداره تکُ تنها با دخترش زندگی میکنه

اونکه کسیُ نداره اگه یهو بمیره چی؟

بمیره؟

تو دیگه چه خری هستی؟

مادرشم، چیه؟

‫(سرآشپز)

الـو؟

زنده ای؟

دیدم نیومدی گفتم زنگ بزنم یه خبری بگیرم

اومـو شرمنده عزیزم

‫میخواستم بیام دیدم جوراب ساق بلند ندارم

گفتم نیام بهتره

‫جوراب ساق بلند؟

‫( بیا بیرون )

‫این چیه دیگه؟

! اومـو ! اومـو ! اومـو باورم نمیشه

‫اومو اوموا اومو! ‫ایول! ایول!

‫اینهمـه؟

‫سیاه،سفید،کرمی ! همه ـشُ گرفته

‫محشره!

‫(آقای پارک)

چند تا عکس براتون فرستادم یه نگاهی بهش بندازید

یاااا

‫چیه؟

کارِت تموم شد؟ غذا بخوریم یا نوشیدنی؟

هرچی تو بگی

راننده شخصی چیزی هستی؟

نمیدونم چرا یهو گرسنه ـم شد

خوبه امروز باهم غذا میخوریم

‫من سوشی میخوام یه جا رو میشناسم نصف قیمت

‫چقدر همراته؟

‫من 3.6 تا دارم.

‫منم 6.3 وون دارم.

رو هم رفته میشه 9.9 وون

‫بیشتر نداری؟

همینه که باهات قرار نمیذارم

همین الانشم که باهمیم

فکر کردی عاشق چشمُ ابروتم؟ دارم باهات وقت میگذرونم

در حد یه ایستگاه اتوبوسی نه ترمینال

همینکه گذرت بهش میوفته خوشحالم

میتونی یه چند تیکه بخوریم بریم بچشیم

به جـیـبـمـون نگاه کنُ انتخاب کن

‫اون 1.5 وونِ .

فهمیدم

کوری؟

بذار خودم انتخاب کنم

اینام مالِ تو

من همین یکیُ میخورم

دیگه صداش در اومد

باشه واسه خودت

همین واسه من کافیه

من سیرم، تازه صبحانه خوردم من خوبم، تو بخور

غذاتُ بخور تو یه بسته رامیونم بهت جواب نمیده

گفتم که خوبم خودت بخور

یاااا چجوری دلت اومد بریزیشون؟

واقعاً که

به خاطر تو چه کارها که نکردم

یادم نبود واسه همین کاراته که نمیخوام ریختتُ ببینم

دیگه بهم زنگ نزن

‫یااا! یااا! ‫لی گوانگ ته!

‫گوانگ ته ، صبر کن!

فکر کن ندیدیم

نمیتونم یه همچین فکری کنم

من به رئیسم دروغ نمیگم

در ضمن فقط رئیس نیست

منم به عنوان یه دوست خوش ندارم ببینیش

این مشکل منه

بیا اینُ بخور

‫گوانگ ته ، صبر کن!

انگاری زیادی مونده

هیونگ، حالت خوب نیست؟

‫نه خوبم

اوکی، بیا از اول شروع کنیم

هی، بیا یه ده دقیقه استراحت کنیم

‫چیه؟ میخوای ببوسـیم؟

راستشُ بگو رفته بودی سر کار؟

‫نه

چت شده؟

کجا به این حالُ روز افتادی؟

‫داشتم چند تا وسیله جا به جا میکردم که ....

حالا مگه چی شده؟

‫تو چرا انقدر احمقی؟

مگه نمیخوای خواننده شی؟

باید رو کارت تمرکز کنی

با این وضعیت که نمیتونی خواننده شی

باید یه جوری خرجمُ دربیارم یا نه

به اون وام مربوط میشه؟

خودم پسش میدم

‫نگران نباش یه جوری حلش میکنم

یه خواننده با بدنش کسب درآمد میکنه نباید به بدنت اسیب برسونی

دیگه بدنت مالِ خودت نیست باید مراقبش باشی

‫داری اعصابمُ خورد میکنی.

میدونی روزیکه تو بیمارستان بستری شدی چه حالی داشتم؟

"اگه چیزیش بشه؟"

"اگه دَووم نیاره"

آیگو اینم شد فکر؟

تکرار نمیشه

مراقبم

‫(مادر)

More Farsi Persian subtitles for Revolutionary Sisters

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left