ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بوو ژست اثری از ویلیام ولمن
با هنرمندی گری کوپر
فیلمبردار روبرت کارسون بر پایه رمانی از پرسیوال کریستوفر ورن
تهیه کننده و کارگردان ویلیام ولمن
عشق یک مرد به یک زن شبیه ماه بدر و هلال می شود...اماعشق برادر به برادر به ماندگاری ستارگان و پر صلابت مانند سخن پیامبر است. ...ضرب المثل عربی
.بر اساس گزارشات قشون یاغی اعراب، یک ستون تحت فرماندهی سرگرد دو بوژولیاس در صحرا برای بازپس گیری قلعه زیندرنیوف پیشروی می کنند
!ایست
کجان همه "توورگ" ها و اون نبردی که می گفتی؟ به قتل رسیدن و یهو مردن؟
تو میدونی که اعراب همیشه جسدهای .مرده های خودشونو می برن، سرگرد
.بیدارشون کنید
.بله قربان
.برج مراقبت خالی است
.این مکان احتمالا توسط "توورگ" ها تسخیر شده، قربان
.نه، من فکر نمی کنم
.من می خوام نگاه دقیقتری بهش بندازم
.اگه من دوباره شلیک کردم، حمله کنید
.بله قربان
سرگرد"بوژولیز" با یک ستون امدادی از قلعه "توکوتو"
...با افسر خود تماس بگیرید و بگویید
.طنابت رو بده .میخوام برم بالای دیوار
،اگر ده دقیقه صدایی از من نشنیدید .حمله کنید
می تونم یه سوال بپرسم، قربان؟
آنها همه مرده اند
.مرده، قربان ؟ دقیقا. مرده
.این ممکنه یه تله باشه، سرگرد .بذارید من برم. شما خیلی مهم هستید
ممکنه من برم، قربان؟
بله
.از دیوار برو بالا و دروازه ها رو باز کن
چشمات رو باز نگه دار!
در مورد اون دو تیر چی، قربان ؟
میتونم این سوال رو از خود بپرسم "دوفور"
.نباید اینقدر وقتشو می گرفت
.نه قربان
.من قصد دارم خودم برم
اگه ظرف پنج دقیقه بیرون نیاین .اون مکان رو با خاک یکسان میکنم سرگرد
.خیلی خوب
:به رئیس پلیس اسکاتلند یارد اعتراف .لطفا منتشر کنید
من بدینوسیله اعتراف میکنم من کسی هستم که یاقوت کبود که به نام بلو واتر شناخته .می شود را از براندون عباس دزدیده ام
!شیپورچی
!شیپورچی
!شیپورچی!به من جواب بده
!شیپورچی
!شیپورچی
!ایست
.خوشحالم که می بینمتون، قربان
.متشکرم
.بیا اینجا
.هیچ موجود زنده ای اینجا نیست
نشانی از دشمن نبود؟
.نه قربان
آنها مرده اند
.بله قربان
شیپورچی کجاست؟
.اگه میخواین دنبالش بگردیم - .میخوام -
بدون شک، قربان
.اینجا یک مرد جوان هست که به آرامی مرده
.کنار اون یک گروهبان هست
.با یک سرنیزه فرانسوی که از قلبش عبور کرده
کجا، قربان؟
.بیخیال
من چند سؤال دارم که .می خوام بپرسم، قربان
.خودمم چند تا دارم
ما امشب داخل حصار اردو می زنیم
.فردا، من ته و توشو در میارم
.اگه لازم باشه که به اون دنیا سفر کنم
!ترورگ
پشت حصار پناه بگیرین
.متفرق شین و حصار پناه بگیرین
دوفر، من دو مرد میخوام برای تجدید .قوا به قلعه توکوتا برگردن
چشم قربان .ما میریم قربان
باشه
.به هر حال، یکی از شما باید دوام بیاره
.وقتی وارد صحرا شدین تقسیم شین
ستوان. سنت آندر رو پیدا کنید و سوار نظام سنگالی اونو بابیشترین سرعتی که میتونه بیارین
.بله قربان
!آتش بس
!آتش بس
!آتش بس
.نگاه کن سرگرد
اونجا شواهدی وجود دارد
از چی، قربان ؟
.من نمی دانم
دوفو، من چطور میتونم یک .گزارش در این مورد بنویسم
،اگر بگویم دقیقا چه اتفاقی افتاده
.اونا در دفتر مرکزی می گن من دیوانه شدم
حدود پانزده سال ...پیش در انگلستان .دربراندون عباس
!من فکر می کنم این یک بازی احمقانه است
.برای این اظهار نظر، گاسی مخوف
.شما را از کاپیتان به یک دریانورد معمولی تنزل می دهم
من چه مدت باید دریانورد معمولی باشم آدمیرال؟
.خوب، این کار زمان میبره
.میدونی دیگبی
جان یک کارگر خوب برای .یک دریانورد معمولی است
.این ایده خوبی نیست که اونو ترفیع بدیم
"درسته، "بوو .اون باید کارکردن رو متوقف کنه
.می دونستم یه اتفاقی میفته
آسیب دیدی؟
.ب..بله، قربان
.خب، به ساحل بیا
.و کشتی ها را بیار
خیلی صدمه دیدی؟
.بله، نه
حالت خوبه؟
...خوب
.حالا مواظب باش .ضربه خیلی سختی است
.به اون پا دست نزنید
بیا پیشمون
...دراز بکش .وایسا
.و ما زخم رو بررسی خواهیم کرد...
.میخوای...میخوای گلوله رو گاز بگیری
.این چیزیکه همیشه در کتاب ها انجام میدن
میخوام...میخوام بگیرم اگه .انجام بدم منو ترفیع میدی
.اگر فریاد نزنی
.من... من داد نمی زنم
من آماده هستم، کاپیتان
بشین روی اون - .بله قربان -
صبر کن تا عمه پاتریشیا .در این مورد بشنوه
.ایناهاش
.اونو بانداژ کن ایزابل
.ببین، دیگبی
.اون باید خیلی صدمه زده باشه
.نصف بیشترش بیرون نیومد
.تو خیلی شجاع هستی
.نه من نیستم
.من فقط می خواستم ترفیع بگیرم
.من به شما افتخار می کنم، جان
تو شوالیه خواهی شد و به تشعیع جنازه وایکینگ می روید.
نه! واقعا بوو؟ من... منظورم اینه، دریاسالار؟
.زانو بزن
من تور به سرجان ژست، به مقام .شوالیه ارتقاء درجه میدهم
.بلند شو جناب شوالیه .کشتی رو آماده کن، کاپیتان
چشم، قربان
.سر جان جاست
.یک دقیقه صبر کن
یک وایکینگ همیشه باید با یک .سگ زیر پاهاش سوزانده بشه
.یه دونه زیر میز اتاق مطالعه هست
.می رم اونو بیارم
ایزابل من فکر میکنم .این خیلی احمقانه ست
من با ملوانان معمولی صحبت نمی کنم
...جان، من
!سر جان
سر جان، من فکر می کنم تو .هم به احمقی بقیه هستی
.ایناهاش
خیلی خوب، کاپیتان
اون زیر پای سر جان بذار و .آتیش رو روشن کن و بذار بره
.بله قربان
!کلاه تون رو بردارید
!خبردار
.شیپورچی، مارش وداع رو بنواز
آیا گریه میکنی چون افتخار می کنی؟
یا چون زخمی هستی؟
.چون من افتخار میکنم
همینه، این همون چیزیه که وقتی نوبتم شد میخوام
من همه چیز برای داشتن یک تشعیع جنازه وایکینگ، با یک سگ زیر پاهام میدم
نواخته شدن مارش وداع
.اگه زحمت زیادی نباشه
.بوو، مشکل زیادی نیست
.هر وقت خواستی یکی برات می گیرم
.عمه پاتریشیا داره میاد اینجا
.صبر کن تا او در مورد پا جان بشنوه
.سرجان .و تو دهنت رو بسته نگه دار
بچه ها. می میخوام شما رو به یک دوست قدیمی خودم معرفی کنم
.کاپیتان هنری دو بوژولیس
.هنری، این مایکل ژست است
.حالتون چطوره، قربان؟
و دیگبی
.حالتون چطوره، قربان؟
.و جان، برادر کوچکتر
.حالتون چطوره، قربان؟
.و این ایزابل ریورز، تحت قیومیت من
.و آگوستوس براندون، برادرزاده سر هکتور
.حالتون چطوره، قربان؟
.عمه پاتریشیا، پای جان گلوله خورده
و بوو اونو با چاقوی قلم بیرون آورد.
!اوه، جان
،اون...اون چیزی نبود .عمه پاتریشیا
.این...این اصلا آسیب نزد
.بگذار ببینم، جان
.این یک عمل جراحی عالی هست
ما نمی تونستیم بهتر از اون در فارن لژیون انجام بدیم. یک شاخه از ارتش فرانسه که در سال 1831 ایجاد شده
بوو کدومتونه؟
.من هستم قربان
.شما خیلی خوش دست هستی
خب، من خیلی خوشحالم که .همه شما رو ملاقات کردم
.خداحافظ
،بزودی وقتی سنم برسه
.من قصد دارم به فارن لژیون ملحق بشم
.این دقیقا همان چیزیه که من فکر کردم
.منم همینطور
.اما البته، ما می خوایم که عمه پاتریشیا رو ترک کنیم
.درسته
.من فکر می کنم باید منصرف شیم
اون به یه مرد در اطراف خودش .نیاز داره که ازش مواظبت کنه
.من از خانوادت خوشم اومد، پاتریشیا
به خصوص ژستها؟
بله. چرا پرسیدی؟ - همه خوششون میاد -
اونا کی هستن؟ - یتیم هستند -
سه نجیب زاده جوان ثروتمند که .من به فرزندی پذیرفتم
.و فکر کنم آگوستوس وارث سر هکتور هست
،اگر سر هکتور اونو ترک کنه .همه چیز رو به ارث می بره
No comments yet. Be the first to leave one.