ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
جکس داره دبی رو تهدید میکنه
در این باره کاری از دستت برنمیاد؟
قوانین عادی برای جکس صدق نمیکنه
آره، دخترت به گا میره
با من حوصلت سر میره
اوه، من که شک دارم - آره، سرمیره -
و بعدش منو ول میکنی، ولی مجبوریم باز با همدیگه کار کنیم
و اینجوری واقعا ضایه میشه
هفت سال تو راس امور باشی
هیچکس نمیتونه بدون اینکه برا خودش چندتا دشمن بتراشه، این همه مدت تو راس بمونه
توی بخش عمومی زیاد ازت حرفی نشنیدم
نگرانم میکنه
همچنین مامورا متوجه تغییرات خیلی زیاد توی زندانیا شدن
همون زندانیایی که دنبال تغییر بودن
میخوای با من در بیفتی؟ پس با من دربیفت
به خودت جرات نده که از خانوادهام استفاده کنی
خودتو تو موقعیت درهمی قرار دادی
در حال حاضر زنا چشمشون به توئه
وکلیم داره کاغذبازیای طلاقمونو انجام میده
به بریدون بگو بیاد دیدنم
وقتشه
وقتشه که با دبی بهم بزنی
همینه، بومر
سکسی باش
آره، یالا
کونت تکون نمیخوره
خودش بود - نه نبود -
کونتو بچرخون
دارم همین کارو میکنم
اوه، بومز. مثل سگی شده که داره ورجه وورجه میکنه
لیز داره میچرخونه لیز داره میچرخونه
هی رئیس، هی رئیس ببینم چیا بلدی
خاموشش کن
!خاموشش کن
اوه، عن اخلاق
بی؟ - هان؟ -
باید بری درمانگاه
مشکلی هس؟
فقط همین الان باهام بیا، لطفاً
به نظرتون میخوان ازش تست اعتیاد بگیرن؟
نمیدونم
کار اشتباهی کردم؟
نه، هیچ کار اشتباهی نکردی فقط میشه باهامون بیای، بی؟
چی شده؟ میشه همینجا بهم بگین؟
بیا اول بریم درمانگاه
..خب، فقط
نه. میخوام همین الان بدونم
بی
میشه فقط... میشه فقط همین الان بهم بگین چی شده؟
یه مسئلهی شخصیه، بی
دربارهی دبیـه؟
حالش خوبه؟ کجاس؟
میشه یکی بهم بگه که حالش خوبه؟
!تورو خدا! هیچکس نمیگه؟
!فقط بهم بگین! خواهش میکنم
!حالش خوبه؟ تورو خدا
بهم بگین خواهش میکنم
ببین، نمیتونیم اینجا این کارو بکنیم
!خواهش میکنم - فلچ کجا رفت؟ -
تورو خدا! یکی یه حرفی بزنه
!بهم بگو
سلام
شیر میخوای؟
آره
بیچاره بی. نمیتونم تصور کنم داره چی میکشه
باید قبل از اینکه کارش به اینجا بکشه به دخترش فکر میکرد
دیشب، همسرت دبی رو بیهوش تو اتاقش پیدا کردن
بعد آمبولانس رسیده و هرکاری از دستش برمیومد انجام داد
اما متاسفم بی خیلی دیر شده بود
هنوز منتظر گزارش سم شناسی هستن
اما اینطور که از ظاهر قضیه پیداس
علت مرگ، اوردوز ناشی از هروئین بوده
آه، دبی... دبی مواد مصرف نمیکرد
توی تختش یه سرنگ و روی دستش جای تزریق هس
...نه، نه، نه، نه، نه، نه. اون
نه، باید اشتباه شده باشه. اون نبوده
متاسفانه اینطور نیس، بی همسرت هویت جنازه رو تایید کرد. متاسفم، بی
باید برم باهاش حرف بزنم
نمیتونی باهاشون صحبت کنی. متاسفم
یه کم آرامبخش اینجا لازم داریم
آروم باش
!دبی - چیزی نیس -
میخوان بهت آرامبخش بزنن، باشه؟
!نه! نه! نه
نه، حالم خوبه، حالم خوبه - خوبی؟ -
حالم خوبه
حواسم بهش هس - حالم خوبه -
بی، بهت تسلیت میگم
میخوام با هری حرف بزنم
باید با هری حرف بزنم
باشه
الو
هری؟
دب اونجاس، آره؟
هری؟
هری، اینا یه حرفایی دارن میزنن
اشتباه میگن، درسته؟
هری؟
اونجاس؟ میشه بهش... حالش خوبه؟
هری، یه چیزی بگو
!یه چیزی بگو
من پیداش کردم
کجا؟ کجا پیداش کردی؟ الان کجاس؟
نمیدونم
یعنی چی نمیدونی؟ دختر کوچولوی من کجاس؟
بهم گفتن که از بیمارستان برم
کاری نبود که بتونم انجام بدم
باید بری اونجا و پیشش باشی
باید یکی مواظبش باشه
فقط برو اونجا و پیشش باش الان خیلی تنهاس
هری؟
هری؟
!تورو خدا، نه
!تورو خدا، نه
کدوم گوری رفتی؟
ویل اوضاع رو کنترل میکرد
لازم نبود هر دوتامون اونجا باشیم - تصمیمش با تو نبود -
درسته فرمانده
یه دفعهای ناپدید شدی هر اتفاقی ممکن بود بیافته
عذر میخوام
حالا بهم میگی؟
چیو بگم؟
چی انقدر مهم بود که باید انقدر سریع میرفتی بهش رسیدگی میکردی؟
اشتباه کردم - ...یه بار دیگه از این کارا بکنی -
نمیکنم
...دوباره عذرخواهی کنم یا
نه، کارمون تموم شد
قربان - فلچ -
از اینکه میبینم با افسرا انقدر خوب کنار میای، خوشحالم
به نظر خوب استراحت کردی حتماً تعطیلات خوبی بوده، درک
سه هفته با لورن و بچهها توی بهشت بودم معلومه که خوب بوده
خوشحالم که برگشتم
بابت کارایی که کردی - خب، ممنون -
شنیدم حسابی درگیر کارای زنا بودی
اتفاق غیر معمولی نیافتاد
خب، اگه این چند هفته اخیر رو به عنوان چیزای معمولی در نظر میگیری
پس باید دربارش حرف بزنیم
الان؟
مگه اینکه واسه شام بخوای برگردی خونه
هی، فلچ
!فلچ
ببخشید
اشکالی نداره
فقط میخواستم بگم دیشب که فیلم دیدیم خیلی بهم خوش گذشت
آره. خوب بود
امشب بیا اونجا
ببخشید چی؟ - آره، من آشپزی میکنم -
چی هوس کردی؟
..آم
نه، خیلی خوب به نظر میرسه اما احتمالاً امشب رو باید پیش مامانم باشم و بمونم خونه
باشه
خب، فردا شب چطوره؟
فردا شب. خیلی خوبه
خیلهخب، فردا شب. خوبه
آره
شب بخیر - شب بخیر -
هر چی زودتر اسمیت رو برگردیم به سلولش، بهتره
منتظر نظر یه روانشناسم
اگه آرومتر شد بفرستش بره زندانیا ازش مراقبت میکنن
اون حلقه... یه کم غیرقابل منتظره بود
آره. نه. نه واقعاً
نمیدونستم با کسی دوستی
هوووم
ازدواج. چیز خیلی سختیه
قبلاً دوبار انجامش دادم
نه، برنامه دارم فقط یه بار انجامش بدم
منم داشتم
...اما بعد فهمیدم که
حواسم پرت شده
از فکر به اینکه دوباره طلاق بگیرم، لذت نمیبرم
خب، یاد گرفتم درباره این موضوع باهوشتر از این حرفا باشم
اجازه بده حواست پرت بقیه بشه
اما مطمئن بشو خوش و بشت با یکی دیگه تو مخمصه نندازتت
هوووم؟
داری بهم پیشنهاد سکس میدی؟
میخوای بدم؟
تا وقتی که ازم شکایت نکنی، نه نمیخوام
من فقط ازت حمایت میکنم و توقعی ندارم، اریکا
همین
ببخشید. من اشتباه برداشت کردم
همگی توجه کنید. همگی توجه کنید
شمارش کامل شد
میدونم در حال حاضر هضم این موضوع
به نظر سخت میاد اما بهت کمک میکنیم باهاش کنار بیای
اگه دوست داشته باشی میتونم به یه مشاور بگم بیات باهات صحبت کنه
من وقت مشاوره ندارم
باید برم مراسم خاکسپاری رو ترتیب بدم
میتونم تا بعد از مراسم خاکسپاری این طرفا باشم؟
بی، نمیتونی به اون مراسم بری
چرا؟
تو یه مجرم فوق خطرناکی
چون بازداشت شدی ریسک زیادی داری
شوخی میکنی
من مادرشم
متاسفم
ببین، اگه سابقهات تو اینجا پاک بود شاید میتونستیم یه کاریش کنیم
اما قاچاق مواد به داخل زندان
تورو از هرگونه تجدیدنظری محروم کرده
اون دختر منه باید تو مراسم خاکسپاریش باشم
میدونم. متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.