The Mad Women's Ball

The Mad Women's Ball (Le Bal des folles)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Mad Womens Ball 2021 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NPMS
The Mad Womens Ball 2021 FRENCH WEBRip x264-VXT
The Mad Womens Ball 2021 FRENCH WEBRip XviD MP3-VXT
The Mad Womens Ball 2021 FRENCH 1080p WEBRip x264-VXT
The Mad Womens Ball 2021 FRENCH 1080p WEBRip x265-VXT
കമന്ററി എഴുതിയത് Reyez
█╠► Reza Reyez

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
1080
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-09-17
ഡൗൺലോഡുകൾ: 55
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫منو ببخشید پدر

‫کجا بودی؟

‫با دوستم ژوزفین

‫ژوزفین کیه؟

‫اصلاً اسمشو نشنیدم

‫نمی‌شناسیدش

‫خدایا، غذایمان و کسانی که ‫آن را درست کرده‌اند را، نگه‌دار

‫و به کسانی که غذا برای خوردن ندارند، ‫روزی برسان

‫آمین

‫آمین

‫دعا کردن برات خنده‌داره، تئوفیل؟

‫نه

‫فردا اینجا نیستم

‫میرم مناظرۀ «دی‌بِیل»

‫خوبه، می‌تونی توانایی‌ت رو بالا ببری

‫فرانسه به مردان باهوش نیاز داره

‫من چی؟

‫همین که تو ادارۀ پدرت شروع به کار کنی،

‫دوستان سطح بالات به دردت می‌خورن

‫یه کار خوب،

‫یه ازدواج خوب...

‫همش همینو برات می‌خوام

‫چشمم آب نمی‌خوره تو سالن مناظره ‫بتونه واسه خودش همسر پیدا کنه

‫منم میشه بیام؟ ‫ هیچ‌وقت به سالن مناظره نرفتم

‫سالن د بیله؟

‫ اگه دوست داری. چرا که نه.

‫امکان نداره

‫کی هستی؟

‫زهرمو ترکوندی

‫الان میام

‫خیلی زود می‌بینمت، عزیزم

‫نه، همینجوری خوبه

‫شب بخیر

‫شب بخیر، عزیزم

‫اوژنی

‫بگو ببینم...

‫تو واقعاً تو مراسم ختم ویکتور هوگو بودی؟

‫درسته؟

‫بله، مادربزرگ

‫فوق‌العاده بود. خیلی شلوغ بود

‫حتماً همینطوره

‫دیگه می‌تونی بری

‫بله...

‫- صبر کن... ‫- می‌دونم

‫نمی‌فهمی...

‫بعداً

‫یه شب دیگه

‫کِی می‌تونم ببینمت؟

‫نه اوژنی، نه!

‫پدر مخالفت کرد، منم همینطور

‫به این مناظره نمی‌برمت

‫اگه پدر بفهمه چی؟

‫دختری مثل تو؟ ‫تابلو میشی

‫حرف در میارن...

‫میشه خفه شی؟ ‫مناظرۀ تو به هیچ‌جام نیست

‫بشینم چند ساعت با تو و دوستات حرف بزنم؟

‫ترجیح میدم بمیرم!

‫سرِ راه، جلوی کافه پیادم کن

‫باید هوا بخورم، کتاب بخونم و سیگار بکشم... ‫خواهش می‌کنم، تئو!

‫- ولی اگه پدر... ‫- اون چی؟ اون که اینجا نیست

‫لوئیس بریم «مون‌مارتر»

‫چشم خانوم

‫مون‌مارتر؟

‫جدی که نمیگی؟ مون‌مارتر؟

‫یادت باشه: من نه دیدمت نه آوردمت

‫خودتم باید برگردی خونه

‫چیه؟

‫هیچی. فقط نگات می‌کنم

‫خب؟

‫چون خوشتیپی

‫احمق نباش

‫گردنم نازکه، چهارشونه هم نیستم،

‫پاهام درازن و بالا تنه‌م کوچیک...

‫کجام خوشتیپه آخه

‫ولی بنظر من خوشتیپی

‫همونطور که گفتم. تو یه دختر احمقی

‫می‌‌دونم

‫سلام. یدونه «بریوش» لطفاً.

‫میشه پنج سانتیم

‫ممنون

‫به سلامتیت

‫«فردا، اول صبح ‫وقتی زمین سفید است...

‫من میروم

‫خودت خواهی دید. ‫ و می‌دانم که منتظرم می‌مانی»

‫داری «کونتاپلاسیون» می‌خونی؟ ‫ (نوشتۀ ویکتور هوگو)

‫عاشق اون قسمتم

‫« و وقتی رسیدم، بر سر مزارت...

‫یک دسته برگ سبز و شکوفۀ خلنگ می‌گذرام

‫درسته؟

‫میشه بشینم؟

‫بله. «کونتاپلاسیون» هستش

‫ولی نمیشه اینجا بشینید

‫دوست دارم تنها باشم. دارم کتاب می‌خونم

‫ممنون

‫شرمنده که سوء تفاهم پیش میاد. ‫ولی گمونم شما داشتین به من نگاه می‌کردین

‫کم پیش میاد دختری ببینید ‫در حالی که داره شعر می‌خونه...

‫سرشو بچرخونه و به مردی که اونم ‫داره کتاب می‌خونه، نگاه کنه

‫من به شما نگاه نمی‌کردم

‫متوجهم

‫خب...

‫پس میرم

‫داشتم به کتابتون نگاه می‌کردم

‫راستی؟

‫پس داشتین بهم نگاه می‌کردین

‫نه!

‫چرا! چون کتاب دست من بود

‫کتاب دست من بود. ‫درست همینجا بودم. پشتش

‫داشتم به کتابت نگاه می‌کردم

‫«مرد، از سه چیز آفریده شده

‫اول، بدن، وجود مادی ‫که شبیه به حیوانات است

‫و از همان زیست نیرو زنده شده

‫دوم، روح

‫جانی که بدن شاملش میشه

‫سوم...

‫ارتباط بین بدن و روح»

‫تو به بدنم نه، بلکه به روحم نگاه می‌کردی

‫ببخشید

‫انگار ناراحتت کردم

‫نه

‫نه اصلاً

‫خوشم اومد

‫خیلی خوشم اومد

‫بگیر

‫مال تو

‫نمی‌تونم قبولش کنم

‫دارم بهت قرض میدم

‫می‌تونی پسش بدی

‫قول؟

‫قول

‫ممنون

‫اون چیه؟

‫یه کتاب شعر دیگه؟

‫«کتاب ارواح»

‫واقعاً؟

‫به همرا یادداشت کوچکی از ارنست!

‫انگار خواهر ما داره ‫دوستای نازنینی رو پیدا می‌کنه

‫ نه!

‫اوژنی کلری، ‫تو مون‌مارتر روزگار می‌گذرونه

‫صفحه‌مو گم کردی

‫دوستات انحصاری روی زندگینامه روح ندارن

‫اگه آدمایی که به کافۀ شمال پاریس میان ‫رو ببینی، برق از سرت می‌پره

‫مطمئنم می‌پره

‫میشه یکم دیگه بمونم؟

‫آره. ولی ساکت باش

‫بازم میری دیدنش؟

‫- کی؟ ‫- کی؟

‫ارنست. شاعره

‫همونی که دل از خانوما می‌دزده...

‫دستات سرده

‫درسته دیگه برای رجز خونی ‫ وسط میدون جنگ پیر شدم

‫ولی به کشورمون کمکم کردم تا ‫با نظم و عدالت پیشرفت کنه

‫نشان افتخارتون برای دفتر ما ‫لطف بزرگی خواهد بود

‫تمام سعیمو می‌کنم تا...

‫- کپکت خروس می‌خونه، اختنس ‫- آره.

‫دارم اشرافی میشم ‫ (در فرانسه، زنان جوان، طیِ مراسمی ‫معرفی می‌شوند تا مورد پسند مردان قرار بگیرند و ازدواج کنند)

‫ماه بعد مراسم معارفه در محلۀ نایل ‌ـه

‫معرفی، مثل یه اسب تو بازار؟ ‫دندوناتم نگاه می‌ندازن؟

‫مبارکه، چی می‌پوشی؟

‫لباس شبی که توسط «دوسِت» طراحی شده

‫- ابریشمی. ‫- شک ندارم که خوشگل میشی

‫منو اونطوری می‌بینی، اوژنی؟

‫یه اسب عروسکی؟

‫منظور خواهرم این نبود. بلکه برعکس

‫ببخشید اُختنس، نمی‌خواستم آزرده خاطرت کنم

‫فقط بنظرم این مراسم تحقیر کننده‌ست. همین

‫- ولی من قضاوت نکردم ‫- چرا کردی!

‫دقیقاً داری همین‌کارو می‌کنی!

‫اُختنس...

‫چیکارش کردی، بهش چی گفتی؟

‫- همیشۀ خدا باید منو شرمنده کنی ‫- پدر، نمی‌خواستم...

‫یه کلمه نشنوم

‫شغلم و اسم و رسممون تو خطره

‫یکم عاقل باش. کودن

‫ممنون. ماخته

‫باعث افتخاره، بانو اوژنی

‫جلوتر

‫جلوتر

‫نه، بیا عقب

‫به راست، بپا، لوئی!

‫به راست، نه. به راست

‫- سنگینه، اوژنی ‫- خودشه

‫- اینجا؟ ‫- آره

‫مطمئنی این همون جای همیشگیه؟

‫آره، کاملا مطمئنم

‫بریم سراغ دکوراسیون

‫باشه

‫روبان‌ها کجاس؟

‫اون پشت توی صندوق بزرگه

‫- این؟ ‫- آره

‫چطوری برش دارم؟

‫میشه بیای کمک؟

‫این یکی...

‫اوژنی، بیا کمک، من نمی‌تونم

‫اوژنی؟

‫اوژنی؟

‫اینجام

‫باهام بمون

‫باهام بمون

‫بگو چه کاری از دستم بر میاد

‫تموم شد. تموم شد...

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left