ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خب همگی بهگوش
همین الان یه خبر از دفتر هنگکنگ شنیدم
و توی بازار آسیا یه فرصت بزرگ پیش رومونه
میدونم که همین یه ساعت پیش یه قرارداد ،عظیم با چینیها بستیم
ولی من همچنان تشنهی فرصتای بیشترم
جوک گفتم
خب مشکلی نیست
،جوک خوبی بود قربان من عاشق جوکهای شمام
جداً؟
کدوم... کدومیک از جکهام
جوک موردعلاقهی توئه؟
...خب
اه... از اون یکی خوشم میاد که
...جایی که شما میگین آخر هفته تعطیلیم
!اوه - و بعدش... همگی ما برنامه میچینیم -
و بعد شما روز شنبه به ما زنگ میزنی
"و میگید که " باید برگردید سرکار
بویژه بخاطر ریچاردسون که جشن عروسیش رو از دست داد
...ریچاردسون، به همه بگو
چرا... چرا من ریچاردسون رو نمیبینم؟
...جکسون، ریچاردسون کدوم گور
جکسون کدوم گوریه؟
منو ببخشید قربان
ولی... من میدونستم که شما با کسایی که حامل خبر بد باشن
،خیلی سخت برخورد میکنین پس خواهش میکنم توجه داشته باشید که
من اینجا فقط خبررسانم
!بِـنـال
جاسپر مککیبی" به همه زنگ زده" و سعی کرده کارمندارو جذب کنه
،جاسپر مککیبی، اون مدیر مالی کودن داره آدمای منو شکار میکنه؟
!نهایت گستاخیه
با همه تماس گرفته شده؟ چون کسی به من زنگ نزده
،اگه این آقا دنبال جنگـه پس ما هم یه جنگ تقدیمش میکنیم
،ولی بجای شکارکردن بدترین کارمندای من
باید دنبال یه راه خیلی بهتر باشه
،میخوام بگم جذب کردن تامپسون، ساکس
و اون مککورنیک حیفنون؟
من هنوزم اینجام قربان
اوه باشه
خب پس به کار عالی خودت ادامه بده مککورنیک
...اریک... یه لیست از اریک دیگه کدوم گوریه؟
خیلی خب همگی میتونید آخر هفته تعطیل باشید
!ایـول - جوک گفتم -
آه
ارائهاي مشترک از تيمهاي ترجمهي IMDb-Dl و CafeFilm
آره آره پسر، بازیافت دونات
عالیه. باید احساس خوبی نسبت به خودت داشته باشی
کار خوبی داری میکنی خوشتیپ
ممنون. تو الان بهم گفتی خوشتیپ؟
هی، میدونی من وقتی بخوام شنگول بشم دوست دارم چکار کنم؟
دوست دارم راجع به اتفاقات آواز بخونم
میدونی، به خودم یکم تم آواز میدم
...مثلا
تو جاسپر مککیبی هستی، پیغمبر پالو آلتو شهری در حوالی سانفرانسیسکو) (که به ثروتمندی شهره است
آره، خب من فقط میخوام بدونی که
من... من چیزی فراتر از یه رفتگرم
درسته
میخوای اون بالاها برسی
بفرما خوشکلپسر
جوون خوشکلی هستی
!بوووپ
اوه جناب شما متوجه نیستی
من که... 100 دلار؟
!یا خدا
بچهها عمراً حدس بزنید الان تو لابی کی رو دیدم
جاسپر مککیب
"وای خدای من برودی، بیشتر توضیح بده"
باشه
خب اون بهم 100 دلار داد و بهم گفت خوشتیپ
اوه چقد عالی"
باید حس خیلی خوبی "به خودت داشته باشی برودی
عزیزم، ما وقت واسه صدای ثانویه نداریم، خب؟
جدیداً چهار نفر از طبقه بالا ناپدید شدن
...ریچاردسون، تامپسون، مارتینز، جکسون
همشون آدمای خوبیـن که وسایلشون رو با خودشون نبردن
یا الان دیگه میشه بشون گفت وسایل ما
دریک میدونی چیه؟
یهخرده ترحم داشتن
...واسه این آدمایی که فقط !اوه هندزفری
تمام این آدما توی گروه من بودن
اولاش بهمون میگفتن سه تنفگدار
ولی وقتی که مارتینز و جکسون رو وارد گروه کردن
"بهمون گفتن "پنجتا جکسون
که هیچوقتم قبولش نداشتم چون تمام کارها با من بود
من اسم "دار و دستهی برودی" رو پیشنهاد دادم ولی هیچوقت سر زبونا نیفتاد
بگذریم، شماها متوجهین اینجا داره چه اتفاقی رخ میده؟
از خودبیخودشدن یه احمقه
کتاب مقدس دربارهی روزی بهمون میگه که یه کسخل پرمدعا
با مخ سقوط میکنه توی جهنم و تا ابد میسوزه
که بنظر میاد زمان خیلی زیادیه
بهرحال، سفر به جهنم خوش بگذره
درواقع نه
جاسپر مککیب این آدمارو کشونده سمت خودش
که معنیش اینه که یه روزنههایی واسه بازگشت به طبقه بالا باز شده
که اینجور بوش میاد که منزفیلد به بندهی حقیر نیاز پیدا میکنه
موفق باشی
بری دیگه برنگردی
هی جاسپر مککیب داره شکار میکنه، ها؟
آره چهار جکسون رو برد
چی؟ اسم جکسون رو نگه داشتن؟
اصلا اسمی از "دارودستهی برودی" آورده شد؟
فقط میدونم که با همه این بالا تماس گرفته شد
واقعا؟ همه؟ - من نه -
هنوز
حتما داره براساس حروف الفبا پیش میره
نرسیده W و هنوز به حرف
خب "زیمرمن" که رفته
پس ممکنه با آسیاییها یه مشکلی داره
کسی "چنگ" رو ندیده؟
گندش بزنن
خیلیخب گوش کنید
:معمولا توی یه جنگ وقتی ژنرال میگه
"سربازان، ما چندتا از آدمای خوب رو از دست دادیم" این یه بحث مهمه
ولی الان مسأله این نیست
ما فقط چندتا آدم ضعیف رو از دست دادیم ،مثل زیمرمن، چنگ
و مککورنیک حیفنون
من هنوز اینجام قربان
!محض رضای خدا جلوی چشم من باش
خیلیخب همگی توی اتاق جنگ
اوه عاشق اینم که دفترش تبدیل به اتاق جنگ میشه
حواست باشه! فقط سربازا
هی
منم یه سربازم
البته که یه سربازی
ممنون پسر
یه قهوهشکلاتی دوبل میخوام
و مایلم که پیشاپیش بخاطر رفیقم عذرخواهی کنم
بله
،و منم میخوام این فنجون که از خونه هم آوردمش چون
اصولاً مخالف اتکا به صنعت گستردهی قهوه هستم
از آبجوش سرریز بشه
ضمنا میخوام یه عالمه از این نیها بردارم
بعضیاشو الان استفاده میکنم و بقیهشم بعداً واسه کاردستی
واقعا باید بذاری اون یارو قهوهچی واست آمادش کنه
خب اونا آب رو روی صافی کثیف لبریز میکنن
و انتظار دارن من بایستم و ازشون قدردانی کنم؟
نه ممنونم
من این دور و بر زیاد دیدمت
من این دور و بر زیاد میپلکم
خداحافظ
خدای من، چه فکری پیش خودم میکردم؟
اون یارو اصلا به تریپ من نمیخوره
کی؟ دریک؟
نه، اون ریشوئه
این آوارهـه که کنار روزنامهها ایستاده؟
نه اون یارو که داره فلاسکش رو پر میکنه
هاروارد؟
اوکی، خوبه. واقعا؟
بنظر خیلی معرکه میاد
شرط میبندم معرکست. معرکه نیست؟
...اون
،میدونی، توی راه و روش مخصوص خودش
واقعا معرکست
اون... باهوشه
و بامزه
یکمی عجیب غریبه
دوست پسر کالج من
یکی از طرفداران سرسخت هریپاتر بود
که به زبان "پارسلتانگ" صحبت میکرد
و هر آخر هفته "کویدیچ" بازی میکرد
پس منم میتونستم واسه یکم تغییر یهخرده عجیب غریب بشم
اوکی، خب پس باید بزاری من یجور تورو با هاروارد جور کنم
اینکارو واسم میکنی؟ - رفقا همینکارو میکنن -
و ضمنا خوراکم این چیزاست
هفتتا دوست پسرِ آخرِ بهترین دوستم رو من براش جور کردم
اوکی، جدی بگم. اون توی تنهایی میمیره
ولی مورد تو آسونه
متوجه نمیشم
چطوری اون دقیقاً زیر دماغ من آدمای منو میدزده
اوه راستش قربان، این سرباز
واسه شما یه مقدار اطلاعات راجع به جاسپر مککیب گیر آورده
مشخص شده که اون توی لابی ساختمون ماست
...پس چیزی که فکر میکردم باید انجام بدیم - توی لابی ساختمون ما؟ -
آره - بریم واسش -
امروز روزی نیست که بشه سربسر من گذاشت
...اوه... بسته شو، بسته شو، بسته شو
اوه شمارو اونجا ندیدم قربان
،جناب ون، وقتی که یه آسمونخراش میخری
همیشه اولین کار برو سراغ ریموت آسانسور
جاسپر مککیب
رمینگتون منزفیلد
چقدر عالی که بالاخره دیدمت
چکار کنیم؟ دست بدیم؟ بغل کنیم؟
من با دست دادن راجع به یه مرد قضاوت میکنم
آره، آره
مثل یه کیسه هاتداگ نیمگرم
جرات به خودت دادی که اومدی توی ساختمون من
...آها راستی
،صحبت از ساختمونت شد
میشه یه برادری در حقم کنی رمز وایفای رو بدی؟
چون خط موبایل اینجا افتضاحه
آره
"پسوردش اینه: "برو درتو بزار همش با حروف درشت
حالا گورتو از ملک من گم کن
ملک تو درواقع از اون آسانسور شروع میشه
و میدونی که، توی محدوده سانفرانسیسکو لابی
درواقع بعنوان یه مکان عمومی ازش اسم برده میشه
به این اشاره کردم که رشته برنامهریزی شهری رو بعنوان رشته فرعیم انتخاب کردم؟
ضمناً گاهی شیپور هم میزنم
وای خدای من، این یه مرد دوباره متولدشدست
فوق العادست چون من قراره که
No comments yet. Be the first to leave one.