Mrs Playmen

Mrs Playmen

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mrs Playmen S01E02 720p NF WEB-DL DUAL DDP5 1 H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Mrs Playmen 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 117
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

وقت قبلی دارید؟ بله، با آقای ودرانی.

صداش می‌کنم. ممنون.

قتل‌های کاساتی: «نمی‌توانم تحمل کنم که عاشق کس دیگری باشی»

کارلو!

هی، آدِلینا. سلام.

سلام.

با سرمایه‌گذارهامون جلسه دارم.

سارو اینجا نیست، برای همین من اومدم. خوشحالم که تو هم اونجا هستی.

می‌دونی، برای من اولین باره.

آدِلینا، اونا نمی‌خوان تو رو ببینن. می‌گن وضعیت به اندازه کافی روشنه.

منظورت چیه؟

یه بدهی سنگین هست که باید پرداخت بشه. بانک ما دیگه نمی‌تونه خودش رو به خطر بندازه.

پس من باید چیکار کنم؟

می‌تونی با سارو حرف بزنی. قانعش کنی که بفروشه.

وضعیت مالی مجله دیگه قابل نجات نیست.

اینو به عنوان یه دوست بهت می‌گم نه به عنوان مدیر این بانک.

خطر از دست دادن خونه‌ات هم هست چون اون خونه رو به گرو گذاشته.

ببین، می‌تونم کمکت کنم.

می‌تونم مشتری‌هایی پیدا کنم که حاضرن قیمت منصفانه‌ای بدن.

تو برگرد به زندگی خودت.

برگرفته از یک داستان واقعی

انتشارات سارو بالسامو

هیچی. حتی نمی‌خواستن منو ببینن. فقط گفتن باید بفروشیم.

نگران نباش. سارو یه فکری می‌کنه و بهمون می‌گه چیکار کنیم.

بیاین روی شماره بعدی کار کنیم.

در غیاب شوهرم، ایده عالی زیادی ندیدم.

خب، اتفاقاً تو غیاب ایشون چند تا ایده به دست آوردیم.

مارکیز کاساتی استامپا توسط شوهرش کشته شد.

فقط یه لحظه.

می‌خواست به خاطر معشوقش ترکش کنه و اون هم هر دو رو با شلیک گلوله کشت.

بعدش هم خودش رو کشت.

بله، همه روم پر شده از این خبر.

پس می‌دونی که مارکیز ازش خواسته بود که لخت پوز بده...

...به قول معروف، به روش‌های خلاقانه و حتی با مردای دیگه هم بخوابه.

اگه بتونیم اون عکس‌های خصوصی رو پیدا کنیم و چاپشون کنیم...

داری اجازه می‌دی مدیر فروش در مورد چی چاپ کردن تصمیم بگیره؟

اون یه نفرو می‌شناسه که ممکنه داشته باشه.

البته اونا پول زیادی می‌خوان.

ولی ممکنه ارزشش رو داشته باشه.

نمی‌خوام از یه قتل سوءاستفاده کنم. تازه، ما از اون جور مجله‌ها نیستیم.

خانم بالسامو، اگه زود این کارو نکنیم، دیگه اصلاً مجله‌ای وجود نخواهد داشت.

خب، خانم؟

چند سانتی‌متر؟

لطفاً، کمی‌سازی کنید.

این چه سوال مزخرفیه؟ صداتو بالا نبر.

دارم یه خشونت رو گزارش می‌دم.

و شما از من در مورد لباسم و اینکه چرا تنها اونجا بودم می‌پرسین!

خب، آلت تناسلی متهم چند سانتی‌متر در شما نفوذ کرد؟

مارزیالی.

این مناسبه؟

زیر یه عمق نفوذ مشخص، نمی‌تونه خشونت جنسی محسوب بشه.

بلکه فقط هرزگی محضه.

دارم از قانون پیروی می‌کنم. خب، راه‌های زیادی برای پیروی هست.

اون به من گفت که برای یه مجله پورنوگرافی پوز داده.

من اینو نگفتم!

من گفتم عکسای خصوصی رو دزدیدن. خنگی یا چی؟

بنویسم «توهین به افسر دولتی»؟

شما فقط باید چیزی رو بنویسی که اون می‌گه. والسلام.

و همینجوری حرفش رو باور کنم؟

بریم. اونا براشون مهم نیست. خب، کلاً بی‌خیال همه چیز بشم؟

نه، نکن. خانم؟

اگه می‌خواین ادامه بدین، گزارش هنوز معتبره.

اسم دختر چیه؟

سلام السا، حالت چطوره؟

اون اینجا چیکار می‌کنه؟

آروم باش، السا. اونا از گزارش خبر دارن و یه پیشنهاد دارن.

بشین.

حرفای پدرت رو گوش کن.

بفرمایید آقا.

بله، از لحاظ فنی، ما به این می‌گیم «ازدواج اعاده حیثیت».

برای مواردی مثل این که یه مرد عقلش رو از دست می‌ده...

قانون بهش اجازه می‌ده که اوضاع رو درست کنه.

از طریق یه عروسی.

من باید باهاش ازدواج کنم؟

بله، مرد با زن ازدواج می‌کنه.

و مثل شوهرش ازش مراقبت می‌کنه.

شما آبروت رو حفظ می‌کنی.

در حالی که اون...

جرمش از بین می‌ره.

السا، من واقعاً بهت اهمیت می‌دم... بهم دست نزن!

بهم دست نزن!

شماها دیوونه‌اید.

صورت‌حساب‌هایی که خواستید، خانم. ممنون.

ببخشید، لِلا، می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

بپرس.

تو تنها زنی اینجا هستی به جز من و مدل‌ها.

نظرت در مورد «پلی‌من» چیه؟

من؟

آره.

ببخشید. لِلا، چاپخونه زنگ می‌زنه.

خیلی فوریه. متاسفم.

این روزا چند تا مشکل داریم.

باشه.

منظورت چیه که باید باهاش ازدواج کنی؟

ترجیح می‌دم خودمو بکشم.

البته.

هی، بیا بریم.

بیا بریم لندن، مثل همیشه که می‌گفتیم. بیا از این خراب شده بریم بیرون.

نمی‌تونیم بریم لندن. فقط پول یه بلیط هواپیما داریم.

پس تو برو. نگران نباش، منم بهت می‌رسم.

نه، من بدون تو نمیرم.

خب؟ می‌خوای چیکار کنی؟

می‌تونم؟

گوش کن، سارتی اینا رو برام فرستاده.

نگاه کن، شکسته‌ن.

بیانکی، حالا تو تعمیرکار دوربین شدی؟

کاش می‌تونستم، خانم بالسامو.

همینطور که پول خرید جدیداش رو نداریم.

نه برای ویراستارا، نه طراح‌ها و نه للا.

دو ماهه حقوق نگرفتن.

دلم برای اون زن می‌سوزه.

باید بفهمه اینجا جاش نیست. شاید زیادی بهش سخت گرفتی.

ببخشید.

یه دفعه بی‌پول و بی‌شوهر موند.

بفرما.

همه ما یه نقشی داریم که باید بازی کنیم.

هر چی زودتر بفهمیم، بهتره.

می‌فهمم.

عزیزم، به ماریا بگو می‌تونه شما رو تنها بذاره.

مراقب خواهرت باش.

پاستا تو یخچاله. آره عزیزم، گوش کن.

به ماریا بگو حقوق آخرش رو فردا بهش میدم.

زود برمی‌گرده. امیدوارم.

خداحافظ.

هزینه‌ها - خانه - دفتر - حقوق راننده - حقوق ماریا

عصر بخیر.

می‌خوام چند تا ماشین بفروشم. زود.

یک لامبورگینی میورا.

و یک مرسدس کابریولت مدل ۶۸.

ببخشید، اون دختره از ماندریونه اینجاست، می‌خواد باهاتون حرف بزنه.

ردش کنم بره؟ نه.

میشه بعداً بهتون زنگ بزنم؟

ممنون.

چه بلایی سرت اومده؟

بعد از اینکه عکسامو دزدیدی، فکر می‌کنی چی شده؟

بریم تو دفترم؟ چرا؟ خجالت می‌کشی بشنون؟

من از هیچی خجالت نمی‌کشم! هر بلایی سرم اومده تقصیر توئه!

می‌خوان منو بدن به همون پسره که بهم تجاوز کرده.

نمی‌خوام.

پول لازم دارم تا بتونم برم.

این... این وقت مناسبی نیست.

وقت مناسبی نیست.

می‌تونم یه چک بنویسم.

دیوونه شده؟

نه.

خانم، می‌تونم چند لحظه باهاتون حرف بزنم؟

تو اینجا صبر کن!

زود برمی‌گردم.

نمی‌تونی بهش پول بدی.

اگه بدی، ممکنه دوباره برگرده و بیشتر بخواد.

جدای از مشکلات قانونی احتمالی برای شما و مجله.

چه مشکلات قانونی‌ای؟

اگه اون دختر ما رو لو بده، پولی که الان بهش میدی...

مثل اعتراف به گناه می‌مونه بابت اتفاقی که براش افتاده.

البته اگه واقعاً اتفاقی براش افتاده باشه.

چه گوهی خوردی؟ چطور جرئت می‌کنی، دخترک؟

بیانکی! یه قرون هم به این زن دیوونه نده.

تو یه آشغالی! همه‌تون آشغالین!

گورتون رو گم کنید!

می‌خوای سرایدار خونه من بشی؟

خطر از دست دادن خونه‌مو دارم.

مجله ورشکسته شده.

دختری که بهش گوش ندادم مورد تجاوز قرار گرفت.

و نمی‌تونم بهش کمکی هم بکنم.

پس... آره.

می‌تونم یه کار تو کلیسا پیدا کنم.

هر کاری می‌کنم کافی نیست.

شاید خودم رو دست بالا گرفتم.

می‌دونی.

منم بعضی وقتا احساس بی‌فایدگی می‌کنم.

یه دختر اون توئه. تازه ازدواج کرده.

اومده پیش من.

خجالت می‌کشید. ظاهراً با شوهرش مشکل داره.

خودش رو تو حمام حبس می‌کنه و اون رو از خودش دور نگه می‌داره.

چرا داری اینا رو به من میگی؟

من چیکار می‌تونم بکنم؟

نه.

روکو، خواهش می‌کنم، این آخرین چیزیه که الان بهش نیاز دارم.

مطمئنم تو از من بهتر عمل می‌کنی، مگه نه؟

اگه مامان بفهمه عصبانی میشه.

اگه مامان ماریا رو اخراج نکرده بود، الان اینجا نبودیم.

سلام. سلام.

مدرسه اشغال شده

اینا رو پخش کنید.

تو دانشگاه ما هم به اعتراض شما نیاز داریم.

اون دوست‌دخترته؟

ای کاش.

خوشحالم که تصمیم گرفتی بیای.

و اینکه خواهرت رو آوردی. نمی‌تونستم تنهاش بذارم خونه.

اذیتت نمی‌کردم. خوبه که مراقبشی.

و همه می‌تونن کمک کنن، مگه نه؟ بالاخره داریم اشغال می‌کنیم.

چی رو اشغال می‌کنید؟ نه. بهت گفتم حرف نزن.

صبر کن.

ما داریم خودمون مالیات می‌بندیم تا اشغال رو تامین مالی کنیم.

می‌خوایم مردم رو دعوت کنیم که حرف بزنن.

هر کس به اندازه توانش، درسته؟

درست نیست در مورد این چیزا حرف بزنیم. هیچ کس حرف نمی‌زنه.

آروم باش، کلوتیلده.

فرض کن من یه کشیشم.

نمی‌دونم به اندازه کافی خوب خواهم بود یا نه.

Mrs Playmen subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Mrs Playmen

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left