Family Guy

Family Guy

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 24

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Family Guy S24E04 Bringing Up Brady 720p HDTV AAC2 0 x264-Slurpuff
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 24 قسمت 4 Family Guy 1999 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

hdtv
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-03-02
ഡൗൺലോഡുകൾ: 80
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

انگار این روزا هر چی که می‌بینی

فقط خشونت تو فیلم‌هاست و سکس تو تلویزیون

پس اون ارزش‌های اصیل و قدیمی کجا رفتن؟

همونایی که بهشون تکیه می‌کردیم؟

خوش‌به‌حال‌مون که یه «مرد خانواده» هست

خوش‌به‌حال‌مون که یه مردی هست که واقعاً می‌تونه

تموم اون کارایی رو بکنه که ما رو

به خنده و گریه میندازه

اون... یه... مرد... خانـ... واده‌ست

آخ، یکشنبه تو «کلم». بدون خانواده

فقط فوتبال، گوز و رفیق‌بازی

هی جروم، می‌شه صدای تلویزیون رو زیاد کنی؟

هیچی مثل یه آگهی تبلیغاتی سراسری نیست

که آخرش یه صدای محلی درب‌وداغون میاد روش

شورولت بلیزر جدید. برای تمام جاده‌ها

تمام فصل‌ها. برو بگرد

از تخفیف‌های «نمایشگاه ماشین سرونی» خرید کنین

مسیر یک، پاتاکت

و اینم از بازی دنور که تموم شد

جایی که پتریوتس پنجمین باخت پشت‌سرهمش رو تجربه کرد، ۴۱ به

اه، متنفرم از اینکه مردم دنور بقیه بعدازظهر رو خوشحالن

در حالی که ما باید زانوی غم بغل بگیریم

تازه اونجا ساعت فقط ۲ بعدازظهره. به وقت کوهستان

این بشر قشنگ ساعت‌های محلی رو فوله

تنها چیز خوب بازی، گوش دادن به تام بردی بود

آره، باحاله که تو جایگاه گزارشگراست

بچه‌ها، هفته دیگه بازی رو تو فاکس‌بورو گزارش می‌کنه

باید بریم

نمی‌دونم والا

ترافیک مسیر یک فاجعه‌ست

می‌دونی چی فاجعه نیست؟

تخفیف‌های مسیر یک

تو نمایشگاه ماشین سرونی در پاتاکت

حرف مرده رو شنیدی دیگه، داریم می‌ریم

برایان، تشویقی

کجاست؟ کجاست؟ من پسر خوبی بودم

آره، تشویقی در کار نیست

فقط کمک می‌خوام یه تشک رو جابه‌جا کنیم

این کار رو نکن! اصلاً نمی‌فهمی چه حالی داره

باشه، بابا، حالا هر چی

خلاصه، پای روپرت یه جوری بین لبه گهواره

و تشک گیر کرده

انگار دستبند هم به میله‌ها زده

آره، اون یه قضیه‌ش جدائه. فعلاً بچسب به تشک

کمکم کن اینو جابه‌جا کنیم تا آزادش کنیم

این دیگه چه صیغه‌ایه؟ برایان، این گهواره جا سیگاری داره؟

ظاهراً آره. این گهواره مال عهد بوقه؟

خب، فکر کنم خیلی از وسایل اینجا دست‌دوم باشن

از مگ و کریس رسیده. قبل اونا هم مال پیتر و لوئیس بوده

صبر کن ببینم، یعنی پدرو مادرا موقع خوابوندن بچه سیگار می‌کشیدن؟

نه، بچه وقتی پدرو مادر سر کار بودن سیگار می‌کشیده

یادت نرفته که، اون موقع‌ها پرستار بچه مد نبود

اه. من لایق وسایلی بهتر از این خرت‌وپرت‌های دهاتی‌ام

خب، شاید اینجا به یه نونوار کردن نیاز داشته باشه

می‌دونی چیه؟ می‌برمت آیکیا

اون دیگه چیه؟ یه فروشگاه لوازم خونه‌ست

که مردم می‌رن اونجا کوفته‌قلقلی بخورن و با زن‌هاشون دعوا کنن

آهان، فهمیدم. همون‌جا که نزدیک فرودگاهه

آره، همیشه نزدیک فرودگاهن و هیچ مغازه دیگه‌ای هم دوروبرشون نیست

اوه اوه. فکر کنم نگه داشته تا جت‌ها از بالای سر رد بشن

پسر، امروز واقعاً دیر کردن

بهترین کشور دنیاست، مگه نه؟

زل می‌زنم تو چشمات تا جواب بدی

اوه، صد در صد. یا عاشقش باش یا بذار برو

سوپ! سوپ داغ بخرین

مگ؟ تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

خب، هر سه سال یه بار مجوز فروشنده‌ها تموم می‌شه

واسه همین هر سه سال یه ارزیابی مجدد

خلاصه، خلاصه‌ترش کن مگ

برای کار درخواست دادم و قبول شدم

آره. این دقیقاً همون قدریه که مردا دوست دارن یه داستان طول بکشه

لطفاً اینو به بقیه هم‌جنس‌هات هم بگو

خب، کی یه «کلم‌مالِ» خامه‌ای می‌خواد؟

اِ... گیگیتی؟

بچه‌ها، اینو نگاه کنین. بردی تو جایگاهه

خدای من، چقدر جذابه

آره، قبلش دیدمش

دقیقاً همون‌جایی که ظرف سوپم رو پر می‌کنم

صبر کن، دیدیش؟ بذار چشمات رو بو کنم

مگ، باید ما رو ببری اون تو

نمی‌دونم، امنیتش خیلی بالاست

اوه، من تو مخ زدن سلبریتی‌ها استادم

می‌دونی، من قدیما واسه ادی مورفی

پیتزای نصفه‌شب و فاحشه جور می‌کردم

الو؟

پیتر، دو تا «گوشت‌دوست» می‌خوام

بازم می‌پرسم، منظورت پیتزاست

یا فاحشه؟

اصلاً ولش کن، دو تا «هاوایی» می‌خوام

فقط حواست باشه داغ باشن

فکر کنم سیستم‌مون اون‌قدرها هم که باید جواب نمی‌ده، ادوارد

پسر، اینجا چقدر شلوغه. اینا دیگه کی‌ان؟

بیشتر خانواده‌های ناتنی که دارن برای اون خونه ارزون‌تری که

بعد طلاق گرفتن، وسیله می‌خرن

بار دوم که ازدواج می‌کنی، چیزایی می‌خوای

که ارزش جنگیدن نداشته باشن. خب، رسیدیم

اتاق خواب بچه‌ها

اوه، اینا واقعاً قشنگن

انگار تو دهکده المپیکِ

یه کشور درب‌وداغونم

از این تخت خوشم میاد، «کوک‌ساوفال»

اوه، شرمنده. اون فعلاً موجود نیست

ولی می‌تونیم ۶ تا ۸ هفته دیگه براتون بیاریم. جدی؟

آره، همیشه اون چیزی که می‌خوای همونیه که

تو انبار نداریم. این قول آیکیاست

بیشتر شبیه تهدیده

اِم، فکر کنم یه مرز باریکی بین این دو تاست

اوه، راستی، یکمی هم سرهم کردن لازم داره

این «یکمی» یعنی چقدر؟ همه‌ش

باشه، یه لحظه به ما وقت بدین

مشکلی نیست. منم به هر حال به زودی استعفا می‌دم

می‌دونی برایان، یه فکری به سرم زد

به جای اینکه اینا رو سفارش بدیم بیارن خونه

می‌تونیم کلاً همین‌جا رو بکنیم خونه‌مون

منظورت چیه؟ می‌خوای اینجا زندگی کنی؟

خب، فکرش رو بکن

هر شب می‌تونیم تو یه پذیرایی متفاوت باشیم

و هر صبح تو یه آشپزخانه جدید

نمی‌دونم والا. و برایان، اونجا رو ببین

یه کلکسیون کامل از ظرف‌های سگِ پایه‌دار

وای، دیگه لازم نیست مثل یه گربه آشغال

صورتم رو تا کف زمین بیارم پایین. می‌دونی چیه؟ من پایه‌ام

ببخشید، این تخت تو انبار موجوده؟

چی؟ من اینجا کار نمی‌کنم

نه، می‌دونم. من اینجا کار می‌کنم، فقط هیچی نمی‌دونم

و اینم از پایان کوارتر سوم

بعد از پیام‌های بازرگانی برمی‌گردیم

کیه؟

سلام، بله، ما خانواده‌ی همونایی هستیم

که «آرون هرناندز» کشتشون

و اومدیم توپ فوتبال امضا شده‌مون رو بگیریم

اوه. خب، حداقلش اینه که حقتونه

هی، تام

ای وای. اصلاً نمی‌فهمم چه اتفاقی داره می‌افته

خب تام، منطقه زمانی محبوبت برای بازی کردن کدوم بود؟

این همون سوالی بود که تو آسانسور

براش «ذوق‌زده» بودی؟ اوه، کی رو داریم سیاه می‌کنیم؟

نمی‌تونیم بهت دروغ بگیم، تام

ما فقط یه مشت آدم مستیم که وقتی با قهرمان‌مون حرف می‌زنیم

از استرس آروغ می‌زنیم

خب... ۳۵ برد و ۱۳ باخت تو پلی‌آف، هان؟

می‌شه به نگهبانی زنگ بزنیم؟ نگهبانی

بزنین به چاک، ای احمق‌ها

معذرت می‌خوام، من بهشون گفتم مزاحمت نشن

وای، ساعدهات خیلی عضلانی‌ان. تمرین‌های قدرتی انجام می‌دی؟

نه، ولی تو باشگاه یه کلاس «ملوان زبل» می‌رم

هه. ملوان زبل

این یکی از شش تا ارجاع فرهنگ عامه‌ایه که بلدم

مدیونتم که نجاتم دادی

می‌دونی، چند روزی تو شهرم

شاید بتونم دعوتت کنم یه قهوه بخوریم

در حالی که من یه مایع قهوه‌ایِ قارچی به دمای محیط می‌خورم

عالیه

اه، صحبت از مایعات قهوه‌ایِ هم‌دمای محیط شد

باید برم تو توالت طبقه میانی یه حالی به خودم بدم

ببین، وقتی فروشنده‌ها سوپ کلم اضافه می‌آرن

خلاصه، خلاصه‌ترش کن مگ

اوه مگ، واقعاً بهت افتخار می‌کنم. قرار با تام بردی

خب، من می‌دونم تام بردی ورزشکار محبوبمه

ولی تو هنوز دختر نوجوان منی

واسه همین فقط اینو می‌گم که اگه خواست بهت دست‌درازی کنه

سعی کن یه انگشتر سوپربول ازش بلند کنی

بابا! بیخیال پیتر

بیخیالِ چی؟ من اینو از روی تجربه با تو می‌گم، لوئیس

مگ، شاید اینو ندونی ولی مامانت اون پایین

دقیقاً مثل اون گیاه فیلم «فروشگاه کوچک وحشت» می‌مونه

بچه‌ها، فقط یه قهوه‌ست

قرار نیست که با هم ازدواج کنیم

ازدواج با تام بردی؟

وای، بالاخره یه پسری خواهم داشت که بتونم بهش افتخار کنم

سلام. می‌خوام کلمه «فاحشه» رو روی سینه‌ام تتو کنم

می‌خوای از بابات انتقام بگیری؟

صحنه قبلی رو دیدی، نه؟

آره، طرفدار پرپاقرصشم

آره، راستش من عکس‌های زیادی از برادر کوچیکت رو

روی قوزک پای آدم‌های چاق تتو می‌کنم

اوه، منظورت این یاروئه؟

ایول

اه، اون‌قدر ماهی صبحانه خوردم

نگرانم که دیگه برای ماهی ناهارم جا نداشته باشم

شاید برم یه قدمی بزنم. ببینم فلش‌ها منو کجا می‌برن

دیروز، منو بردن سمت یه سری آثار هنری که

هر دندان‌پزشکی به داشتن‌شون افتخار می‌کرد

اوکی، خوبه. منم شاید برم ادای نوشتن رو دربیارم

پشت یکی از اون کامپیوترهای مقوایی

تو یکی از اون اتاق کارهای الکی

از زندگی‌مون خوشم میاد

خیلی خب مگ، تو قهوه‌ت رو با تام بخور

منم می‌رم سفارش تلفنی یکی رو کش برم

و بذارم خودش نگرانش بشه

تا برای راجیو؟ بله قربان ۱۲

وای، پشمانم! تام بردی؟

بـ-باید به برادر نیمه‌کرَم زنگ بزنم

بیلی! بیلی

بیلی، تام بردی همین الان اومد تو دانکین دوناتس ما

تام بردی! نـ-نه، نه، بهش نمی‌گم «بندیکت آرنولد»

بیلی، من بهش نمی‌گم بندیکت آرنولد

برادرم بیلی فکر می‌کنه تو بندیکت آرنولدی

خب، نیوانگلند همیشه برای من مثل خونه می‌مونه

این چیزیه که بهم گفتن باید بگم

More Farsi Persian subtitles for Family Guy

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left