ആദ്യത്തെ 142 വരികൾ.
باورم نمیشه فلوک اینقدر زود به اینجا رسیده
اگه یگریستها این قایق رو نابود کنن همچی واسه ما تموم میشه
چرا اینکارو نکردن؟
نمیدونم
اونا هنوز مطمئن نیستن که ما زندهایم و میخوایم جلوی ارن رو بگیریم
نابود کردن این کشتی آسونه،
ولی با نابودی دنیا
دهها سال طول میکشه تا تکنولوژی الانمون رو دوباره بسازیم
مطمئنم وقتی دنیا خالی از آدم بشه یه کشتی پرنده رو لازم دارن که باهاش سفر کنن
شاید هدفشون از اشغال بندر...
گرفتن آزومابیتو، کشتیها و متخصصهاشونه
ولی مطمئنم اگه بفهمن اینجاییم
تو یه چشم بهم زدن کشتی پرنده رو نابود میکنن
حتی اگه قدرت نه غول بنیانگذار رو هم داشتیم بازم متوقف کردن اونا سخت بود
ولی اگه اینجا بمونیم ممکنه نتونیم جلوی غول بنیانگذار رو بگیریم
بیا به فکر یه نقشه باشیم...
مجبوریم همهشون رو بکشیم
این تنها راه نجات اون کشتی پرندهاس
ما از قدرت غول خودمون و از سلاح شما استفاده میکنیم که اینکارو انجام بدیم
باشه؟
یه لحظه صبر کن
چرا؟
اگه همینطوری به بندر حمله کنیم آزومابیتو ممکنه توی تیراندازی گیر کنه
حق با اونه!
ممکنه اونا اقوام دور شما باشن،
ولی واسه ما دشمنهایی هستن که به سرزمینمون حمله کردن
نه
اگه بذاریم آزومابیتو بمیره بعدا تو دردسر میوفتیم، آنی
درسته؟
دقیقاً
احتمالاً من بتونم کشتی پرنده رو هدایت کنم
اما بدون مکانیکهای آزومابیتو،
این کشتی حرکت نمیکنه
بال اون خم شده تا حمل و نقلش راحت بشه
ولی باز کردن بالها واسه حرکت کافی نیست
قرار بود اونو اول به آشیانه ببرن،
و تعمیرش کنن
قبل از اینکه واسه عملیات ازش استفاده کنن
اینکار چقدر طول میکشه؟
نمیدونم
باید از آزومابیتو بپرسیم
که اینطور
پس باید از آزومابیتو محافظت کنیم
و اونقدر واسهشون وقت بخریم که بتونن کشتی پرنده رو آماده کنن
و مهمتر از همه،
میخواین بگین نمیخواین...
یگریستهایی که میخوان جلومونو بگیرن رو بکشین؟
من نمیخوام اونا رو بکشم
بعضی از اونا دوستامون از گروه تمرینی هستن
پس نقشه چیه؟
بگین
چطور باید آزومابیتو و کشتی پرنده رو نجات بدیم
و وقتی که دارن موقع وقت خریدن
بهمون شلیک میکنن؟
بگو دیگه، آرمین
نقشهات رو بهم بگو
درست مثل وقتی که منو گیر انداختی
هیچ نقشه دیگهای وجود نداره
یا این کارو انجام میدیم یا کشتی پرنده رو از دست میدیم
صبرکن
ما اینجاییم که جون آدما رو نجات بدیم!
ولی اولین نقشهمون اینه که دوستامون رو بکشیم؟
چرا این اتفاق داره میوفته؟
حق با توئه
برای شروع، شما لازم نیست اینکارو با ما انجام بدین
نه این کار و نه کاری که انجامش براتون سخته
اگه اون روز جای ما بودین،
شاید انتخاب نمیکردیم که وارد دیوارها بشین
برخلاف کاری که ما کردیم
همونطور که فکر میکردم، منم مثل توام
که اینطور...
پس منظورش این بود!
شما چهار تا لازم نیست بجنگین
فقط از یه جای امن با فالکو و گابی ما رو نگاه کنین
اگه یگریستها پیداتون کردن دفاع کردن از خودتون به عهده خودتونه
ولی به هیچ وجه وارد درگیری ما نشین
داری میگی یه جا بشینیم و کُشته شدن شما رو ببینیم؟
حرفش درسته. میشه اینکارو با حمله یه غول تموم کرد؟
من که دوست ندارم فقط یه تماشاچی باشم
بهرحال قبلاً یکی از یگریستها رو کُشتم
در ضمن، بشریت وقت زیادی براش نمونده
من غولها رو کنار ساحل دیدم که داشتن بخار میکردن
طبق سرعتشون ممکنه تا الان به مارلی رسیده باشن
احتمالاً نزدیکترین شهر شمالی مارلی تا الان نابود شده باشه
انتظار نداشتم به این سرعت از اقیانوس رد بشن
خدا میدونه تا الان چند نفرو کُشتن
بگو ارن یگر داره کجا میره؟
دستت رو میشکنم تا بهم بگی!
ماگات!
نترس
تو رو نمیکشم
خب، خیالم راحت شد
نظرم عوض شده
تا وقتی ندیدم این ماجرا چجوری تموم میشه دوست ندارم بمیرم
اگه منو با خودتون ببرین ممکنه بهتون بگم که مقصد ارن کجاست
اول باید کشتی پرنده رو نجات بدیم
الان وقت نداریم اونو شکنجه کنیم!
کانی
آرمین
میکاسا
جین
میخوام بابت رفتار دیشبم عذرخواهی کنم
ما اشتباه میکردیم
من در مورد عدالت زیاده روی کردم
حتی این اواخر سعی کردم رفتار خودمو توجیح کنم
همش بخاطر این بود میترسیدم
وجهه نفرت انگیز مارلی رو تو خودم ببینم
این مسئولیت شما نیست
اشتباهه که بخاطر اجدادت و گناهی که در گذشته انجام دادن، مجازات بشی
پیک، آنی، راینر
دلیلی وجود نداره که زیر بار نفرت این دنیا باشین
ولی...
ما این مسئولیت رو داریم که این اتفاق خون آلود رو به خاطر بسپاریم
و اونو به نسل بعد منتقل کنیم
ارن یگر میخواد همچی رو پاک کنه
نباید اجازه اینکارو بهش بدیم
تا وقتی که چشمهامون رو روی اینکارهای احمقانه ببندیم،
این جهنم تموم نمیشه
بخاطر همین بهتون التماس میکنم
فعلا از حماقت ما چشمپوشی کنین
درخواستت رو رد میکنم
...اینکه فقط با کنار بایستیم
اون بخار رو ببین
بعید میدونم تاریخ به اندازه امروز دچار تغییر شده باشه
و البته هیچ استثنایی برای هیزورو قائل نمیشیم
آخرین آثار تمدن پاک خواهد شد،
و یه سرزمین جدید متولد میشه
رها از تمام مشکلاتش
فقط کافیه همهتون به این جزیره کمک کنین
،خوشبختانه
.بهترين مهندساي هيروزو اينجا هستند
درسته؟
اگه نمي خواي کس ديگه اي از افرادت رو از دست بدي
بايد حواست رو جمع کني که دستوراي ما رو اجرا کنند
.نمي خوام وقتي اينقدر خوشحالي بزنم تو ذوقت
ها؟
ولي چه اتفاقي افتاده که اينقدر خوشحالي؟
اگه فکر مي کني جزيره بهشت ديگه ،امن و امانه
.دلم به حالت مي سوزه
فقط دارين دنياي خودتون رو کوچيک تر .مي کنيد
.کشتار حتما ادامه پيدا مي کنه .هميشه همينطور بوده
No comments yet. Be the first to leave one.