The Slime People

The Slime People

Arabic സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Akagami no rayukime Episode 03[720p][480p]
കമന്ററി എഴുതിയത് Hideyuki
This Is "SubStation Alpha"(SSA/ASS) type not (SRT) type >>> www.hdmd4allz.tk <<<

ടാഗുകൾ

720p
720
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-10-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 47
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Arabic സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 167 വരികൾ.

بازم پشت میز خوابم برد ‏،‏

عجب هوایی‏.‏‏.‏‏.‏

نوری که در این شهر و کشور بر من می تابه‏.‏‏.‏‏.‏

جایی که انتخابش کردم‏.‏‏.‏‏.‏

در وجودم حس تازگی میده ‏.‏

AnimWorld Presents

Ayan0 & hossein 2 کاری از

"قسمت سوم: زمان درخشنده‌ی قول"

بفرمایید‏.‏

حله‏.‏

اوه ‏،‏ بانو شیرایوکی‏.‏

سلام ‏!‏

امروزم اومدید دیدنِ پرنس زِن ؟

نه‏،‏ میتسوهیده سان و کیکی سان ازم خواستن که بیام ‏.‏

اوم ‏،‏ کنجکاوم بدونم

اون چیزی که گردن اون مرد آویزون بود چیه؟

اوه ‏،‏ اون یه کارت شناسایی ـه ‏.‏

شناسایی ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

تمام کسایی که در قصر کار میکنند‏،‏

بدونِ این حق ورود به قصر ندارن

هرچند ‏،‏ بانو شیرایوکی ‏،‏ شما مشکلی ندارید

پرنس همه چی رو بهمون گفت ‏.‏

برید داخل و جلوی درب ورودی منتظر باشید‏.‏

خیلی ازتون ممنونم ‏.‏

با پرنس رفیق شد بعد ‏.‏‏.‏‏.‏

شیرایوکی سان جذاب نیست ؟

کافیه ‏،‏ برگرد سر کارت ‏.‏

تو هم موافقی ‏،‏ نه ؟

قربان‏،‏ با پرنس کاری داشتید؟

بله‏.‏

واقعاً متاسفم‏،‏ اما ایشون با یک نفر قرار دارند‏.‏

یک نفر ؟

بازم این دخترِ؟

وای ‏،‏ چقدر قشنگن ‏،‏

اون هیچ جایگاه اجتماعی درست درمونی نداره‏.‏‏.‏‏.‏

این دختر مو قرمز ادعای دوستی با پرنس داره‏.‏‏.‏‏.‏

چه رنگِ حال بهم زنی ‏.‏‏.‏‏.‏

امروز تو رو دعوت کردیم تا به زِن کمک کنی‏.‏

چیزی شده ؟

دیروز بعد از اینکه کارهای دفتریش تموم شد‏،‏

دزدکی برای دیدن محلی رفت بیرون‏،‏

قائمکی رفت؟

.خوب ‏،‏ کار همیشگیشه

اما این دفعه خیلی دیر به قصر برگشت‏،‏

.و بعدش هم وزرا حسابی ازش گلایه کردند

حالا زِن ناراحته ؟

نه ‏،‏ راستش‏.‏‏.‏‏.‏

اون تصمیم گرفت پشیمونی خودشُ نشون بده

برای همین خودشُ در دفتر حبس کرد تا بدونِ استراحت کار کنه ‏.‏

شیرایوکی ؟

می خوای چیزی بهم بگی؟

نه ‏،‏ نمی خوام چیزی بگم .ولی خودمم

زِن‏،‏ شیرایوکی به در خواست من و کیکی اومده اینجا‏،‏

‏"‏اگه یه وقت من خوابم برد شیرایوکی مواظب باشه ‏"‏

خودت اینُ نمی خواستی ؟

دلیلش اینِ شماها اجازه میدید خوابم ببره‏!‏

قبلش که اسم ‏"‏شرایوکی‏"‏ رو داشتی روی تمام اسناد می نوشتی

به خاطره این نبود که نمی تونستی باهاش وقت بگذرونی ؟

مدرکی داری نشون بدی؟

قبل از اینکه همه رو ‏"‏شیرایوکی‏"‏ جواب بدی باید استراحت کنیـ‏.‏‏.‏‏.‏

میتسوهیده ‏،‏ بعداً هم میتونیم حرف بزنیم‏.‏

اوم ‏.‏‏.‏‏.‏ بهترِ امروز برم خونه مگه نه ؟

مزاحمت نمیشـ‏.‏‏.‏‏.‏

زِن ؟

شما دوتا خیلی نامردید‏.‏

می دونیم ‏،‏ قربان‏.‏

شرمنده که اونها تو رو تا اینجا کشوندن‏.‏

عیب نداره‏،‏ تو سخت کار میکنی‏،‏

این چیزیِ که وقتی از قصر دور میشم اتفاق میوفته‏،‏

احساس میکنم فقط لقب پرنس دارم ‏.‏

دلیلش این نیست که زیادی به خودت فشار میاری؟

بیشتر از معمول کار کردم‏،‏

نمی خوام در آینده واسه چیزی از من گِله ـمند شن‏.‏

زِن‏.‏‏.‏‏.‏

میزکار مهم نیست‏.‏

.فقط نادیده گرفتن جریانات بیرون قصر خیلی راحته

این کشور ‏،‏ کلارینس ،بیرون از دیوارهای قصر هم ادامه داره

جاییِ که عاشقشم‏.‏

زِن ‏،‏ تو کشور خیلی خوبی داری‏.‏

راستی ‏،‏ زن‏.‏‏.‏‏.‏

چیه ؟

می خوای چرت بزنی؟

آره یکم‏.‏

می خوای اینجا منتظر بمون تا میتسوهیده بیاد ؟

اوهوم‏.‏

ممنون‏.‏

باید خیلی خسته باشی‏.‏

زِن دائم در حال مبارزه ـست با اینکه به عنوان یه پرنس زندگی میکنه‏،‏

منم باید سخت تلاش کنم تا به هدفم برسم ‏.‏

آره‏!‏

اِه؟ پس این همون دختر مو قرمزِ که با پرنس زِن دوسته؟

زِن‏،‏ خوابیدی؟

زِن‏.‏

شیرایوکی کجاست؟

میتسوهیده بُرد بیرون‏،‏ اونم رفت خونه ‏.‏

آها‏.‏‏.‏‏.‏

انگار اینُ جا گذاشته‏.‏

پرنس زِن‏،‏ معذرت می خوام مزاحم اوقاتتون میشم‏.‏

اوه‏،‏ بفرمایید ‏،‏ لُرد هاروکا‏.‏‏.‏‏.‏

ملاقات با افراد بیرون قصر بی دقتی ـه؟

شما نباید موقعیت خودتون به عنوان شاهزاده این کشور فراموش کنید‏.‏‏.‏

باید در انتخاب نزدیکان ـتون دقت به عمل بیارید ‏.‏

برای محافظت از خودم مجبورم ، نه ؟

فهمیدم‏.‏

اگه متوجه شدید ‏،‏ از دعوت کردن اون دختر بی اصل و نسب به داخل قصر خودداری کنید‏.‏

اذیتتون میکنه ؟

دخترِ حتما انتظاراتی داره‏،‏ تا ازتون سوء استفاده کنه‏.‏

اگه دنبالِ موقعیت خوب برای خودش باشه‏،‏

یا ازتون بخواد به پادشاه معرفیش کنید چی؟

می خواید چیکار کنید اگه همچین چیزهای خودخواهانه ای بخواد؟

،خودش رو به یه آدم قوی بچسبونه .و سعی نکنه با قدرت خودش جلو بره

همراهی با همچین دختری فقط باعث میشه مورد انتقاد زیردستان خودتون بشید ‏.‏

سودی براتون نداره‏!‏

سعی نکنه با قدرت خودش جلو بره، هان؟

که اینطور‏،‏ پس اگه این دختر بدونِ این انتظارات باشه چی؟

عالیجناب ‏،‏ شما این دخترُ از کجا پیدا کردید؟

.دارم ازت میپرسم وجود همچین فردی مشکلی داره یا نه

اگه میگید همچین دختری وجود داره پس من باید حتماً ملاقاتش کنم‏.‏

اون اومده بود اینجا‏،‏

لُرد هاروکا‏،‏ اونُ ندیدیش؟

عالیجناب‏،‏ من نیومدم اینجا که با کلمات بازی کنم‏!‏

منم بازی در نمیارم‏،‏ لُرد هاروکا‏!‏

فهمیدم‏.‏

امیدوارم حقیقت چشمانِ شما رو باز کنه ‏.‏

بااجازه ‏.‏

زِن؟

باید یه هوایی عوض کنم برم یکم ورزش کنم ‏.‏

واقعاً که‏،‏ پرنس‏.‏‏.‏‏.‏

نتونستم نظرشُ عوض کنم‏.‏

چاره ای نیست جز اینکه مستقیماً با این دختر حرف بزنم‏.‏

بله‏،‏ قربان‏.‏

حالا‏،‏ نوبتِ من؟

شبیه گیاه شیروناگی ـه اما شکل برگهاش یکم فرق داره‏.‏‏.‏‏.‏

گمونم تو دانشنامه بود‏.‏‏.‏‏.‏

ها؟ نکنه اتاق زِن جا گذاشتم؟

چی؟‏!‏

نباید اجازه بدیم شیرایوکی وارد شه؟

برای چی؟

بانو شیرایوکی به عنوان مهمان شخصی پرنس زِن وارد قصر میشن‏.‏

این یه دستورِ‏.‏

چی‏،‏ غیر ممکنه‏!‏

این یه دستور از پرنسِ‏.‏

با توجه به رفتار شیرایوکی" ،و اعتراض زیردستانم

".ایشون دیگه اجازه ورود به قصر ندارند

این‏.‏‏.‏‏.‏

لطفاً تصمیم پرنس درک کنید‏.‏

متاسفم‏.‏

هوی‏،‏ یه لحظه وایسا‏!‏

پس‏،‏ باید بدونی ما الان به بانو شیرایوکی اجازه ورود دادیم

چی؟‏!‏

قبل از اومدنت‏.‏

گفت که کتابشُ در قصر جا گذاشته‏.‏‏.‏‏.‏

نکنه به پرنس بگه ‏.‏‏.‏‏.‏؟

حرفامُ شنیده؟

به زن اعتراض کردند؟

اما این دستور واقعا از جانب زنِ ؟

،اگه امروز قصر ترک کنم دیگه نمی تونم به دیدنش بیام؟

غیرممکنه زِن همچین کاری بکنه‏.‏

من باید از خودش بپرسم‏.‏

آهای تو ‏،‏ صبرکن‏.‏

موهای قرمز‏.‏‏.‏‏.‏

شما شیرایوکی هستید؟

اوه‏.‏‏.‏‏.‏بله‏.‏

همونطور که فکر میکردم‏.‏

.شنیدم شما مهمان پرنس هستین

.از اینکه توقیفتون کردم عذر میخوام

.چیزی نیست

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left