The Others

The Others (Les Autres)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Les autres 1974 DVDRip
കമന്ററി എഴുതിയത് 141
مترجم اسپینوزا ارائه ای از کانال تلگرام https://t.me/Cinema141

ടാഗുകൾ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-07-31
ഡൗൺലോഡുകൾ: 24
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

!کات

!هي، پيرمرد

تقريباً هرسال به تورن مي‌اومدم .تا توي روستاي پدربزرگم بمونم

...اون رسيده بود - !کافيه -

ساخته شده توسط فراماسون‌هاي ...قرون‌وسطايي براي اطمينان از انتقال

...نمادها و آموزه‌هاي هرمتيک

کليساهاي بزرگ ما تأثير چشمگيري ...در بسياري از

نمونه‌هاي متوسط از معماري .مدني يا مذهبي داشتند

در ستون غربي رواق ...يک مجسمه حجاري شده کوچک مي‌بينيم

که يک دايره سنگي را در .دستان خود نگه داشته است

فلامل دايره‌اي از سنگ مرمر سياه ...داشته است که

با يک گچ بري طلايي ريز به .شکل صليب درج شده است

!بکشش

!بکشش

!بکشش

!برو - !کات -

مضامين هرمتيکي استايلوبات در ...دو رديف با هم همپوشاني دارند

.که در سمت راست و چپ رواق قرار دارند

...رديف پايين از دوازده مدال و رديف بالا

.از دوازده پيکر تشکيل شده است

مي‌بينيد؟ اين کاراکترها را نشان مي‌دهد ...که روي ستون‌ها نشسته‌اند

و داراي شيارهاي عمودي هستند که ...گاه مقعر، گاه زاويه‌اي هستند

.و بين ستون‌ها در قوس‌هاي مثلث-دايره‌اي قرار دارند

.فکر مي‌کردم رفتي حومه شهر

...اون روز از کنار کتابفروشي رد شدم

و کارمند اونجا بهم گفت که رفتي .حومه شهر که استراحت کني

.آره

.سعي دارم کمي استراحت کنم

.کات

کتابخانه آمريکايي‌ها

ديگران

مترجم: اسپينوزا

.اين کتاب اوويد

.ولي لزومي نداره بخرينش

.ترجمه تورنيه هنوز هم بهترينه

.ولي اون يکي جديدتره - .و گرون‌تر -

اين روزها مردم پول زيادي .خرج کتاب مي‌کنن

!بچسبين به تورنيه

.باشه، درموردش فکر مي‌کنم .منو ببخشين، برمي‌گردم

.ديگه برنمي‌گرده

.متيو، پدرت مي‌خواد خودشو ورشکست کنه

يه ترجمه خوب از اوويد نمي‌خواي؟ .بهت تخفيف ميدم

کي کمک مي‌کنه لباس بپوشم؟

.واسه امشب يه لباس مي‌خوام

مجاز هستي با من برقصي؟

.اين مرد، اون زن رو داره .نه اون مرد، نه تو

کدوم مرد؟

.و بعد مي‌ميرم

،اگه ما سايه ميندازيم .بايد طرف تاريکي هم داشته باشيم

.تغيير کن، خانم، از تاريکي

.بي‌خيال، متيو .تاريکي مال منه

.پس بعد مي‌بينمت

.ويدال مي‌خواد يه بازي ديگه بکنه

.موافق نيستم .اون ميبازه

کي از درون يه بازي شانسي خبر داره؟

توي بازي پوکر، ورق‌ها اهميت کمتري .از ورق‌باز دارن

کمتر از شانس؟

.نه، ورق‌باز هست که اهميت داره

.هر زمان بخواي، بهت نشون ميدم

.ويدال برا خودش يه شريک داره

.الان دو نفرشون مي‌خوان منو شکست بدن

.خدا بزرگه

منو همراهي مي‌کني؟ - .البته -

مياي؟ - .آره -

آقاي اسپينوزا، اينجا چيکار مي‌کنين؟

.متيو برنگشته - !خوش به حالش -

.تقريباً ساعت ده شده

يه چيزي رو مي‌دونين؟ .امشب خوابتون رو ديدم

.توي يه جشن لباس بودين

مي‌خواستين به يه آينه بزرگ .در پشت اتاق برسين

.توي خطر بودين

.بايد از بين يه جمعيت رد مي‌شدين

ولي اون مردم هم داشتن به .طرف آينه فشار مياوردن

.نمي‌توني بگي امشب کار نکردم

تونستم 2300 فرانک توي بازي پوکر .مقابل يه کودن، ببازم

.و ورق‌هاي بهتري داشتم

.متوجهم .اين يه پيروزيه

.احساس منم همينه

.بيا جشن بگيريم !پول رو بده

واسه پرداختنش؟

شوخي‌هات به نظر طوري هستن .که همه جدي مي‌گيرن

.يه نوع خاصي از شوخ‌طبعيه .زودباش، بريم

از اين گذشته، پوکر بازي کردن وقتي يه آدم .نيمه بازنده هستي، خودش يه ايده‌ي حسابيه

.من هميشه تو رو سرکيسه کردم

.وقتشه اون لباس رو دربياري

.دوستش دارم، ديگه درش نميارم

.خوبه، همه چيز آماده‌ست

...هنرپيشه‌ها، صحنه‌ها

.يه گروه عالي

.حتي سياهي‌لشکرها رو يکي يکي انتخاب کردم

...الان داريم کار لباس رو تموم مي‌کنيم

.همينطور سه تا صحنه

.خداي من، فوق‌العاده‌ست

.اون‌ها از يه دنياي ديگه هستن

...يه کلمه از فيلمنامه‌ي تو رو نمي‌فهمن

با اين حال، هرچي خواستم .در اختيارم گذاشتن

مي‌دوني، کلي پول خرج کردن؟

...به هرحال، اگه پيش‌پرداخت مي‌خواي - .نه، به پول نيازي ندارم

.فيلمنامه‌ت عاليه، متيو

.و مي‌خوام يه فيلم عالي ازش بسازم

.آدم نمي‌تونه چيزهاي عالي بنويسه، دورتن

.آدم نمي‌تونه فيلم‌هاي عالي هم بسازه

.با اين لباس‌ها، اون آدم سابق نيستي

...ولي انتظار داشته باش که کاراکترت داشته باشه

.خداحافظ، آندره

...آقاي اسپينوزا

انيس، روز گذشته متوجه چيزي شدي؟

منظورم اينه... چيزي توي صدا يا چهره‌ش بود؟

مي‌دوني، زماني که اومدي باهام حرف بزني؟ متوجه چيزي شدي؟

.من متوجه چيزي نشدم

...آقاي اسپينوزا، شما بايد - مي‌دوني من چم شده، انيس؟ -

.انگار متيو هيچوقت پسر من نبوده

.انگار من اصلاً راجر اسپينوزا نبودم

.شب قبل حتماً به خونه‌م اومده

.ولي نديدمش - پس از کجا مي‌دوني؟ -

.صبح اين تکه کاغذ رو پيدا کردم

.دست خط خودشه

من حتي چهره‌اي که داشتم را .به خاطر نمي‌آورم

مي‌دونين متيو يه فيلمنامه نوشته بود؟

.و دورتن مي‌خواست ازش فيلم بسازه

.من يه نقش داشتم

.نقش اصلي

.الان اين‌ها اهميتي نداره

.هيچوقت ياوه‌سرايي نمي‌کرد

.بذار فکر کنيم که بدون حرف از پيشمون رفت

.بهم گفتن يجورايي عجيب شده

خودکشي هميشه آدم رو .به قاتل خودش تبديل مي‌کنه

.يه نوع انتقامه

.من پدر متيو اسپينوزا هستم

.لطفاً دنبالم بياين

...ملاقات من ممکنه شما رو غافلگير کنه

ولي از وقتي پسرم مُرد .سعي داشتم دوستانش رو ببينم

...مي‌دونين، خانم، حالا فکر مي‌کنم .اون‌ها اونو بهتر از من مي‌شناختن

.فکر نکنم داشته باشم .اشخاص کمي سراغشو مي‌گيرن

اگه بخواين مي‌تونم سعيم رو .بکنم و براتون پيداش کنم

.اينطور نباشين، آقاي اسپينوزا

.حالم خوب نيست

.انگار مريض شدم

.نمي‌دونم چندبار همديگه رو ديديم

.در کل زياد نيست

از پرخاشگر بودن لذت مي‌برد .با اين حال حس ما اين بود که خيلي صميميه

.يه دوست بود

.روز قبل توي باشگاه ديدمش

.مي‌دونم

.يه جشن لباس بود - .آره، مي‌دونم -

.رقصيديم .به نظر خيلي سرزنده بود

.بعد درمورد پوکر حرف زديم - .متيو چندان بازي خوبي نداشت -

.بيش از همه، به شانس معتقد بود

،واسه اينکه متوجه اشتباهش بشه .مورو به بازي دعوتش کرد

.عجيبه

.اون موقع اين‌ها مهم نبود

.لوسيان مورو، آقاي اسپينوزا

.لطفاً بنشينين

.عذر مي‌خوام، بايد برم

.بيا بنشين، لوسيان

اون يارو اينجا چيکار مي‌کرد؟

.زودباش، انيس

.بنشين، لطفاً

!بيا

چيکار مي‌تونم بکنم، انيس؟

.حالم داره بدتر و بدتر ميشه

اگه چند روزي برم چي؟

.مي‌تونم به حومه برم

.خب پس الان تو رئيسي

شايد خواهرت بتونه بياد .بهت کمک کنه

.البته، آقاي اسپينوزا .مي‌تونين بدون نگراني برين

حالتون چطوره، آقاي اسپينوزا؟

پس مورو رو مي‌شناسين؟

.بهم معرفي شديم

.وکيل تهيه‌کننده‌هامه

.اون يارو يه لاشخوره

آقاي اسپينوزا، نمي‌خواين بريم به خونه‌ي من؟

.همين بغله

.مي‌تونيم در محيط ساکت‌تري صحبت کنيم

مي‌دونين درمورد چيه؟

نه، متيو هيچوقت درمورد .فيلم به من چيزي نگفت

.چيزهايي بود که به من نگفت

.يه مرد مي‌ميره

،و از اون لحظه به بعد ...اتفاقات وحشتناکي واسه همسرش مي‌افته

واسه دوستانش، واسه اون کساني که .روزهاي آخر باهاش بودن

مي‌دونين، انگار که مرگ .يه نيروي جادويي بود

انگار تمام اشخاص ديگه .به مرگ آلوده شدن

.حيرت‌آوره

و ظاهراً خوب پيش ميره؟

آره! حتي شروع کردن .و به ما پول ميدن

.يه پيش‌پرداخت به متيو پيشنهاد داده بودم

شما، دورتن؟ بهش پول پيشنهاد دادين؟

کِي؟

روز قبل، واسه چي؟

.هيچي، همينطوري

.همه‌چيز برنامه‌ريزي شده

.حتي نگاتيو خريديم

در واقع... تنها مشکلي که بايد حل بشه .مربوط به بياتريس هست

.بياتريس الن

قرار بود نقش اصلي رو بازي کنه .و الان ديگه نمي‌خواد

.اوضاع با اون خوب پيش نميره

.فکر مي‌کردم رفتي حومه شهر

...اون روز از کنار کتابفروشي رد شدم

و کارمند اونجا بهم گفت که رفتي .حومه شهر که استراحت کني

.آره

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left