ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
لئو، کری، با دخترتون آشنا بشین... آیریس
میخواین بغلش کنین؟
لئو، این بچه فوقالعادهس
سلام
سلام
این یکی خانوم کوچولو کیه؟- این هوپه-
این دو تا از وقتی همدیگه رو دیدن
مراقب همدیگه بودن
از همون لحظه ای که ...نگاهمون یه جفتتون افتاد ما
میخواستیم ازتون محافظت کنیم
میدونستیم که حتی اگر ما هم نتونیم
خودتون از همدیگه محافظت میکنین
دکتر بنر به بخش
یه لحظه سندروم پراکندگی مغزم عود کرد
ببخشید
داشتم... داشتم به دخترا فکر میکردم
...لئو، تو
نباید بخاطر دلتنگ بچه هات بودن ازم معذرت بخوای
فقط غرق توی این فکر شده بودم که الان دارن چیکار میکنن
تو خیلی دوستشون داری
و این یکی از خصلت هاته که من دوستشون دارم
یکی این و یکی اون سندروم فوق سکسی پراکندگی مغزت
هی تظاهر کن که الان پیششونی
توی یه شب سهشنبه ساعت هشت و نیم
چیکارا میکردن؟
باشه
...مطمئنم آیریس داره به یکی کمک میکنه
یا اینکه روی یکی از تکالیف مدرسهش کار میکنه
...و هوپ
مطمئنم با دوستاشه
داره خودشو توی یه دردسری میندازه
تو روحش مدام گیر میکنه
تو کدوم خری هستی؟
مترجمین Erfan Tabarsi & Amirali_Ringleader عرفان طبرسی و امیرعلی_رینگلیدر
سروایورز بهترین و تخصصی ترین چنل واکینگ دد در ایران @VR_TWD
آیدی تلگرام جهت ارتباط @Erfan_CFSF
رادیو تیتراژ، پادکستی برای تمام سریالباز ها آیدی تلگرام و اینستاگرام @RadioTitraj
نباید میومدی
دو...دود رو دنبال کردم به امید اینکه کار تو باشه
حالت چطوره؟ روبراهی؟
...کولهتو آوردم و هدفونت و
...کاست پلیرت هم همینطور و
خب، یه جیز دیگهم پیدا کردم
محض اطلاع منم حالم خوبه
خیل خب
ایول
اندازه ی اندازهس
هنوزم نمیتونم باور کنم
بدون خداحافظی رفتن
بعضی وقتا اینطوری راحت تره
هوپ دیروز مثل همیشه رفتار نمیکرد
انقدر بی اعصاب بود که میخواست دعوا کنه
نظری نداری که چرا؟
بهش یه چیزی گفتم که نمیخواست بشنوه
جدی؟
بهش گفتم فکر میکنم یه ریگی به کفش هاک هست
و من بهش اعتماد ندارم
و جرا باید همچین چیزی بگی؟
چون حقیقت داره بهش اعتماد ندارم
هاک خودش اسلحه داره با کلّی گلوله
چرا مال تو رو برداشته؟
یه کاسه ای زیر نیم کاسهشه
...ببین
چون سایلاس اونی که فکر میکردیم نبود
دلیل نمیشه هاکم همینطور باشه
میدونم این چیزی نیست ...که دلت بخواد بشنوی ولی
داری یه جوری رفتار میکنی که انگار هاک یه غریبهس
شاید واقعا باشه
مدام این حسو دارم که داره یه چیزی رو قایم میکنه
...که اون - که اون چی؟ -
فقط یه اتاق تو این خونه هست
که ما نگشتیم
هاک گفت توش پر جسد بود
بگو واقعا کی هستی
چی زر زر میکنی؟
گفتم بگو
هوپ بیخیال
اون تفنگو بذار کنار تا حرف بزنیم
اون شماره ها رو رمز گشایی کردم
میدونم تو عضو سی آر امی ولی میخوام از زبون خودت بشنوم
پاک دیوونه شدی
تو چی هستی؟ جاسوس ماسوسی چیزی هستی؟
اون داستانی که نیمه جون روی قایق پیدات کردن
...تمامش
نقشه بود که بیای توی اوماها؟
تظاهر کردی یه نفر دیگه ای؟
من همونیم که همیشه بودم
اگه فقط اون تفنگو بیاری پایین
میتونم توضیح بدم
میدونم دلت نمیخواد شلیک کنی
دلت نمیخواد دیگه به کس دیگه ای صدمه بزنی
...نه مثل دفعه قبل
مثل اون شب که با مادرت بودی
مسئله اینه که اگه منو بکشی
اونا بازم میان دنبالت
پس اعتراف میکنی تو یکی از اونایی
آره
هستم
تو اینو میدونستی و بازم تصمیم گرفتی باهام بیای
فکر میکنم چون یه بخشی از وجودت میدونه که من طرف توئم
گور بابات
من فقط همراهت اومدم تا جای فیلکس و آیریس امن باشه
همون ثانیه ای که گفتی باهام میای
میدونستم که من همون محموله
یا هر گهی که هست، هستم
و اینکه بقیه گروه بی مصرفن
...بقیه اونا چی میدونن؟
هیچی
تو و بقیه اون عوضیا میتونین
راحتشون بذارین
تمرین هامونو یادته؟
بهت گفته بودم که واسه زنده موندن بیرون از اون دیوارا
باید تتد و سریع تصمیمای بزرگی بگیری
چیکار میکنی هوپ؟
عدسا زیادی پخته بودن مگه نه؟
نه اصلا
دو تا بشقاب اضافه خوردم
و هنوز یدونه دیگه جا دارم
از وقنی دکتر ابوت برگشته پورتلند
ازش خبری داری؟
نه هیچی
ناراحت بودیم که از دستش دادیم
آخه خیلی یهویی رفت
قبل از اینکه بره مدام میگفت
که چقدر عاشق اینجاس
چون اینجا فرصت داشت که نخبه های دانشمند جوون رو پرورش بده
میدونم
انگار بهش خبر دادن که حال خواهرش خوب نیست
...خیل خب آقایی
...خوراک عدس اضافیت حاضره- آخ جون-
همونطور که خواستی...
...فقط
عه میدونستم
عدسا افتضاحن
ولی خودت فوقالعاده ای
خب آره هستم
ولی دیگه دروغ نگو باشه؟
دیگه دروغ نمیگم
واقعا افتضاح بودن
هوپ بیخیال
باید بذاری اسلحمو وردارم
بهت صدمه نمیزنم قول میدم
تفنگو غلاف کن تا بتونیم با این لعنتیا مقابله کنیم
با همدیگه
هوپ غلافش کن
صدای شلیک تعداد بیشتری ازشونو میکشونه اینجا
پشت سرتو بپا
همونجوری که نشونت دادم گارد بگیر
حواست به زاویه بدنت باشه
اعتماد به نفس داشته باش
از پسش بر میای دختر از پسش بر میای
یا خدا
...مطمئنی این همون اتاقیه که هاک
مطمئنم
میتونستیم از وسایل توی این اتاق استفاده کنیم که قوزک پاتو درمان کنیم
یا لاستیکو تعمیر کنیم
هاک نمیخواست این کارا رو بکنیم
اصلا با عقل جور در نمیاد
پس چرا باید با هوپ بذاره بره؟
نمیدونم
خدای من
ولی وقتی بهشون برسیم میتونی خودت ازش بپرسی
یهو به عموم شلیک کرد
من فقط فرار کردم، فکر کردم بعدش منو میزنه
فکر کردم نمیتونم داد بزنم کمک بخوام
شک داشتم شاید همتون دستتون توی یه کاسه باشه
هاک اونیه که خون به پا کرد
...بعد از اون کاری که با عموم کرد
کاری که با من کرد
ولی...چرا؟
چطوری؟
ما نمیدونیم
ولی میدونیم که کار تو نبوده
کار تو نبود سایلاس
من اون کارو نکردم
نه
نه تو نکردی
تو هیولا نیستی سایلاس
هیچوقت نبودی
حتی شبیه هیولام نبودی
آیریس کجاس؟ هوپ کجاس؟
اونا...اونا پیش هاکن؟
باید نجاتشون بدیم
جیگرتو دختر
درساتو خوب یاد گرفتی
همه اون تمرینا
نشون داد وقتی به خودت تکیه کنی چه کارایی از دستت بر میاد
تفنگه گم شد
باید به راهمون ادامه بدیم
خیال میکردم به عنوان دوستم بهم نزدیک شده بودی
دوستت بودم
من بهت اهمیت میدم به همتون اهمیت میدم
پس چرا به اونا میگی بی مصرف؟
ببین قرار نبود هیچوقت قضیه انقد پیچیده بشه
...حقیقتش
بابات توی خطر نیست
هیچوقت نبوده
اون دو تا پیامی که فرستاده بود
که میگفت توی خطر افتاده
از طرف خودش نبودن
No comments yet. Be the first to leave one.