ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
در اعماق قلب "اسکاتلند"
زادگاه آبا و اجدادی طایفه "مک داک" قرار داره
خونواده ای که اسمش با شکوه و عظمت هممعنی هست
مه های جادویی قلعه رو خارج از زمان مخفی نگه میدارن
به جز یه بار هر 5 سال
خب، مه کجاست؟
شکوندینش؟
نه، این قلعه جادویی به درستی کار نمیکنه
یه چیز به درد نخور به ما دادی!
بازگشت به خونه همیشگی. به این صورت که اسکروج و پدرش
تشریفات خوشامدگویی سنتی اسکاتلندی رو اجرا میکنن
وای، بیا فقط برای این ملاقات غیر منتظره خوشنود بایشم
بغل خونوادگی!
ام!
"داونی مک داک"، رئیس خونواده
و نگهبان داستان هاش
چه راز هایی نگه میداره؟
خب، ...
...دربارهی - !فوقالعاده شد -
با بازگشت زودهنگام قلعه میتونیم بالاخره
این عتیقه افسانهای رو پیدا کنیم
نیانبان خوش یمن قبیلهی مک داک
یا نیانبان خوش یمن... اوه، منظورش همینه
چرا "ایزابلا فینچ" دنبال آت و آشغال قبیله مک داک بود؟
بر اساس دفترچه فینچ، نیانبان میتونه
"به چیز هایی که زندگی ندارن، زندگی بده"
یه چیز کمیاب و احتمالا گرون؟
فکر کنم
قراره پولدار بشم! و بهترین بخشش اینه که
همین الانش هم همهی تله ها رو پشت سر گذاشتیم و
از تمام چیز های ترسناک و رمزآلود قلعه مک داک عبور کردیم
برای همین باید آسون باشه - ولی این قلعهی قدیمی -
پُر از رمز و راز و معما های تاریک هست
...ممکنه یه ماجراجویی کاملا جدید - !نه! خرخون بد -
سعی نکن شرایط رو پیچیده کنی. این فقط
یه دزدی از خونه نیاکانمون هست
اون هم برای نگه داری از عتیقه.
چون تاریخ خونوادمون برای ما خیلی اهمیت داره
گنجینه های گذشته، داستان های آینده
و یه معما برای زمان حال
چی باعث شده که قلعه مک داک
4 سال زودتر از موعد از مه بیاد بیرون؟
"جنگی برای قلعهی مک داک"
عجیبه
به نظر میرسه یه جورایی جادو بیانرِژی شده
اسکروج مک داک زیربنای رمزآلود قلعه رو
بررسی میکنه
موقع رسیدگی کردن به سنگ های غیر قابل پیش بینی دروئید
باید حساس باشی
خودم درستش میکنم
بفرما. هم پا و هم قلعهی من رو شکوندی
من شکوندم؟ اگه روش کار من رو دوست نداری،
میتونی به بچه های دیگهات زنگ بزنی
فکر میکنی اول به کی زنگ زدم؟
سلام، داداش!
وای، "ماتیلدا"!
فکر میکردم رفتی ماست بُز بفروشی
اسمش "گوت گرت" بود و متاسفانه
اون کسب و کار موفق نبود
چی؟ - چه اتفاقی داره میفته؟ -
جوونترین خواهر اسکروج، ماتیلدا
مک داکی که تا حالا ندیدم!
بهتر از این نمیشه!
حرفهای رفتار کن، وبی
باحال تر از این نمیشه
تا حالا شده به خواهر یا برادرت اینقدر محکم سیلی بزنی
که اون یکی هم احساسش کنه و واقعا احساس کرده باشه؟
دویی، بیخیال. اون ها بهتر از این حرف ها هستن.
!مک داک هستن - آره -
خواهرت برگشته خونه
تا وقتی که ایده بزرگ بعدیم اونطور که تعیین شده پیشرفت کنه
شما کی باشی؟
سلام، من وبی هستم. تازه ملاقاتت کردم ولی بیش از حد تحسینت میکنم
این یکی سلیقه خوبی داره
خب، میخواین درباره کسب و کار هیجانانگیز جدیدم
بشنوین؟
یه تاجر. دقیقا مثل برادرش
ایده جدیدم مزرعهی شترمرغ استرالیایی هست
خب، نه دقیقا مثل برادرش
حیوون ها باید بیرون زندگی کنن!
چرا چندتا مرغ پرسروصدایی که قد قد میکنن و
و تخم های کوچیک میذارن میخوای وقتی که میتونی یه پرنده داشته باشی
که تخم غولپیکر میذاره
تعداد زیادی شترمرغ میارم
نظرت چیه؟
بذار من اولین نفری باشم که سرمایه گذاری میکنه
مثل یه میلیاردری که میشناسم، نیازی به پول خونوادگی
برای شروع کسب و کارم ندارم
من کسب و کار خودم رو با سخت کوشی شروع کردم
و چندرغازی که بابا بهت داد
همه دربارهی این قضیه خبر داشتن. به جز من؟
آره، خب، من میرم روی پام یخ بذارم
شما دوتایی از پس این کار بر میاین - بابا، به محض اینکه اسکروج -
بتونه قفل گردنش رو باز کنه، میریم سراغش
عشقی که بینشون هست محسوسه
قطعا
من قلعه رو به شبکه های شطرنجی تقسیم کردم
خلاف جهت عقربه های ساعت دید میزنیم
اوه، ببخشید. وقتی هیویی داره
چیز های بچه خرخون ها رو توضیح میده
مثل همیشه داشتم چرت میزدم
نماد بازرگانی لویی داک
همین اطلاعات من
قراره معمای گمشده رو برامون پیدا کنه
آره، حتما. یا...
هی، مامانِ مامانِ مامان بزرگ، داونی
نیانبان جادوییتون رو کجا نگه میدارین؟
عزیزای من، اتاق خرت و پرت رو نگاه کنین. کنار ریسه کریسمس
بیاین. بهتون نشون میدم - خیلی آسون تر شد -
آره، خوبه. کی اصلا دلش میخواد یه پازل
پیچیدهی باستانی رو حل کنه؟
ناامید نیستم
میشه لطفا ساکت باشی؟
آقای بلات، متاسفم
نمیدونم باورت میشه یا نه ولی این اولین ماموریت من هست
راستی، باعث افتخاره که همکارت باشم
همین الانش هم کلی چیز یاد گرفتم. چطور باید مه جادویی رو داخل کشید،
چطور باید با سایه ها یکی شد
دارم زیاد صحبت میکنم؟ چون خیلی پُرحرفم
به "فاول" گفتم من تنها کار میکنم
خب، حالا این گرگ تنها تو گله گرگ ها هست، رفیق
دستور خود رئیس هست
همه باید برای ماموریت های معما های گمشده همکار داشته باشن
چه "زبون پیچون" هست. (جملهای که بیانش دشواره)
نیانبان یه عیتقه جادویی خطرناک هست
مک داک ها نباید زودتر از ما پیداش کنن!
بچسب به سایه ها. مثل قبر ساکت باش
سایه، قبر، حله. موذیانه، ساکت، ترسناک
تمومش کن!
نمیدونم مه چرا اینقدر زود ناپدید شد
قلعه هنوز با جادو افتضاحه
هر اتاق از اتاق بعدی جادویی تره
این فضای شگفتانگیز تاریخی دیگه چیه؟
اینجا تالار مجسمه هست
جایی که افسانه ای ترین اعضای قبیله مک داک
برای همیشه تو سنگ گرامی داشته میشن
هر مک داک اینجا... کجا رفتین؟
بینقصه!
اون دوقلو ها، "مرداک" و "دنی" هستن
چه تیر و کمون باحالی. وای نه...
و اینم از "اگنس کنتسِ" مک داک
به تنهایی جلوی شورش "ویسکرویل" رو گرفت
یکی از اجداد ما نامرئی بود؟
اون پایه مجسمه خالی
منتظر عضو شایسته بعدی خونواده هست
فقط بهترین مک داک ها صاحب مجسمه میشن
مثل دایی اسکروج؟
میدونین، مثلا بعد از
چند صد سال از الان که مُرد
اوه، خب، وبی
نماد خوبی میشه ولی مجسمه...
تو؟! ثروتمند ها همه خوب و سلامت هستن، داداش
ولی قرار نیست از پول مجسمه درست کنیم. مگه نه؟
من کسی هستم که داره از قلعه و مامان و بابا نگه داری میکنه
مطمئنم اگه من هم اکثر وقت ها خونه بودم،
خیلی کمک میکردم
یه خونه جادویی ای که من ساختم
خونه ای که به شما جاودانگی داده
چه اتفاقی داره میفته؟
چرا دارن به یه شکل خوب به همدیگه حرف های منظور دار میزنن؟
یه رقابت بین خواهر و برادره
من و داداش هام همیشه باهم رقابت میکنیم
ولی مهم نیست. چون از عمق وجود میدونن که
من بهترینشون هستم
باور کن. اگه به حال خودشون بذاری، آب از آسیاب میفته
درسته. باشه. کاری ندارم
باید درستش کنم!
بچه ها، هرچی میخواین بردارین!
هیویی، دیدی؟ به همین آسونی... اوه
از کجا بفهمیم کدوم نیانبان جادویی هست
یه عالمه نیانبان مختلف هست
اگه یکیشون کشنده یا نفرین شده باشه چی؟
به نظر میرسه از اون چیزی که فکر میکردیم قراره سخت تر باشه
اگه یکی از این نیانبان ها من رو بکشه
خیلی از دستت عصبانی میشم!
"از مامان و بابا مراقبت میکنم"
هی، دایی اسکروج
اوه، این چیه
آلبوم عکس خونوادگی قدیمی؟
بیاین بدون هیچ علت شک برانگیزی نگاه کنیم
ببین چقدر تو و ماتیلدا به هم نزدیک بودین
اولین کار ما... "پای کوکتل" معروف مک داک
با "کوکتل" اصل درست میشد
فقط یه پنی دستگیرمون شد ولی خیلی بهمون خوش گذشت
میبینی؟ باید بیخیال مجسمه شی
و دوباره خواهرت رو دوست داشته باشی
دختر، نگران نباش. معلومه که خواهرم رو دوست دارم
هیچ جر و بحث خونوادگی مسخره ای نمیتونه این رو تغییر...
بده!
ماتیلدا!
بله؟
گفتی "ویسکرز" فرار کرده
چی؟! اون ممکنه هر توده موی قدیمی ای باشه
کجاست؟ مطمئنم یه جا
پنهونش کردی!
آها، اون ویسکرز رو میگی
رنگش کردی؟
برای "متیل دوز" اینکارو کردم. سالن زیبایی محبوبم
اون تودهی مو حیوون خونگی من بود!
قرار بود این کار ما همه چی رو درست کنه!
No comments yet. Be the first to leave one.