Murdoch Mysteries

Murdoch Mysteries

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 19

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Murdoch Mysteries S19E18 720p x264-FENiX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 19 قسمت 18 Murdoch Mysteries 2008 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-03-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 23
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

اوه

خط، خط، خط، نقطه، نقطه، نقطه، نقطه

حالتان خوب است، هنری؟

دارم یاد می‌گیرم به زبان مورس صحبت کنم

به چه منظوری؟

خب، ایده‌ی جورج بود. در آخرین نامه‌اش

گفته بود در آینده، همه‌مان با ماشین‌ها صحبت خواهیم کرد

می‌خواهم آن‌ها بتوانند حرفم را بفهمند

و الان چه گفتی؟

گفتم: «اوه!»

اوه. می‌دانی، مدت‌هاست که علاقه‌ی زیادی وجود دارد

که یک زبان جهانی ابداع شود تا همه بتوانند به آن صحبت کنند

من هم دقیقاً دارم همین را می‌گویم

پس کد مورس را انتخاب کردی؟ بله

می‌خواهم گل‌های نرگس در راهرو باشند. اوه

اوه! خدا را شکر که اینجا هستید

کارآگاه واتس و پاسبان هیگینز

هالی هابز هستم. متوجه شدم که یک تابلو

مفقود شده؟ بله. دیشب دزدیده شد

اوه، خدای من. دیگر چه شده؟

بهت گفتم! آن یکی دیوار

چه خبر شده؟ واو. اینجا را ببینید

اوه، خدای من

به نظر می‌رسد استخوان‌ها مدتی است که اینجا هستند

شاید ده‌ها سال

و گزارش مفقود شدنِ پرتره تازه دیروز داده شده است؟

آیا احتمال دارد این پرونده‌ها به هم مرتبط باشند؟

احتمالاً نه. با این حال

بسیار خب. من به این موضوع رسیدگی می‌کنم

ببینید چه چیزی می‌توانید درباره‌ی سرقت احتمالی پیدا کنید

خانم هارت، چه چیزی پیدا کردید؟ مرد است یا زن؟

وقتی قطعات را دوباره سرِ هم کنم، نظر قطعی‌تری خواهم داشت

هوم. لباسِ زیادی باقی نمانده است

شاید حشرات به جسد هجوم آورده‌اند

کرم‌ها، بیدها، مگس‌ها

گرما و رطوبت هم ممکن است روندِ

تجزیه را تسریع کرده باشد

قربان، فکر می‌کنید ممکن است کسی

از اینجا بالا رفته و گیر کرده باشد؟

فضای زیادی اینجا نیست

ضربه با جسم سخت باعث شکستگی استخوان شده، که احتمالاً مرگبار بوده است

درسته. شاید کشته شده‌اند

و بعد اینجا محبوس شده‌اند

قربان، نگاهی به این بیندازید

جزئیاتش قطعاً به قدر کافی منحصر‌به‌فرد هست

شاید بتوانیم زمانِ ساختش را تخمین بزنیم

هنری، ببین می‌توانی بفهمی این کجا و چه زمانی ساخته شده است

بله قربان

هوم. اوم

فکر نمی‌کنم

ضربه‌ای که به جمجمه وارد شده، عامل مرگ قربانی بوده

نه؟

نه. خراش‌های زیادی داخل این دیوار وجود داره

قربانی با ناامیدی سعی داشته با چنگ زدن راهش رو به بیرون باز کنه

اون دیوار دیر یا زود قرار بود ترک بخوره

دلیلی نداره آدم‌های من رو سرزنش کنید

در واقع، می‌خوام درباره دزدیده شدن اون پرتره صحبت کنم

دوشیزه هابز و دانلی قبلاً در این مورد از من سوال پرسیدن

شما و آدم‌هاتون در تمام ساعات شبانه‌روز در رفت‌وآمد بودید، درسته؟

یه لحظه صبر کنید. اگه فکر می‌کنید

این‌ها مردهای شریف و زحمتکشی هستن

بعید می‌دونم یه پرتره‌ی خانوادگی به دردشون بخوره

درسته، اما آیا متوجه

چیز یا فرد مشکوکی در حین کار شدید؟

تمام طول روز آدم‌ها به اینجا رفت‌ و آمد دارن

جناب فیشر، کارتون رو تموم کردید؟

در مورد اتاق نشیمن کاری از دستم برنمی‌آد

تا وقتی که دوباره اجازه بدن وارد بشم

اونجا صحنه جرمه

حداقل می‌تونید در کتابخونه به دوشیزه هابز کمک کنید؟

می‌دونید کجا پیدام کنید

نقاشی از اونجا برده شده؟

بله. به نظر شما

ارزش این پرتره حدوداً چقدره؟

فقط ارزش معنوی داره

هرچند برای دوشیزه هابز خیلی باارزش بود

اوم. می‌تونید توصیفش کنید؟

تصویری از هالی، پدرش و مادر مرحومش بود

اون موقع هالی فقط یک نوزاد بود

خانواده جلوی صخره‌های «هوپ‌ول» ایستاده بودن

نیوبرانزویک. بله

قبل از اینکه به تورنتو نقل مکان کنن

و من به استخدامشون دربیام

خانه چند تا ورودی داره؟

تالار اصلی، آشپزخانه، کتابخانه

ورودی خدمه و اتاق نشیمنِ صبحگاهی

پس ورودی‌های زیادی هست. آیا قفل می‌شن؟

هیچ‌وقت مشکلی نداشتیم

عجیبه که چیز دیگه‌ای نبردن

شاید این پرتره فراتر از چیزی باشه که به نظر می‌رسه

دوشیزه هابز، آیا قبلاً هیچ کاری

پیش از پیدا شدن بقایای جسد، روی دیوار انجام شده بود؟

تا وقتی ما اینجا زندگی می‌کردیم، نه. درسته پدر؟

اوم. یادتون می‌آد کسی

طی این سال‌ها ناپدید شده باشه؟

نه. و این خانه برای چه مدتی

در اختیار خانواده بوده؟

پدرم این خانه رو در سال ۱۸۱۲ ساخت

جناب هابز

پس شما بیش از یک قرنه که مالک این خانه هستید

پدر، شما دارید به خونه‌ی "سنت جان" فکر می‌کنید

من زندگی خودم رو می‌شناسم، فرزندم

عذر می‌خوام

پدرم این روزها به خاطر کهولت سن، کمی حواس‌پرت شده

فقط باهاش موافقت می‌کنم، وگرنه پریشون می‌شه

اما مطمئنم که این خونه رو سال ۱۸۸۷ خریدیم

اوه. می‌دونید مالکین قبلی کی بودن؟

فکر می‌کنم خونه رو مصادره کرده بودن

از خانواده‌ی "مورتون"

اطلاعی دارید کجا می‌تونم پیداشون کنم؟

اوه، من اون موقع خیلی کم‌سن بودم

اما می‌دونم که پدرم با بانک "تورنتو" معامله می‌کرد

شاید اون‌ها بدونن عاقبت مورتون‌ها چی شد

اون جنایتکارها

حقشون بود که اون بلا سرشون اومد

ببخشید، چی فرمودید جناب؟

مورتون‌ها

یه مشت ایرلندیِ کثیف، همه‌شون لنگه‌ی همن

اوه! واقعاً متأسفم

اون... منظور خاصی نداره. شاید بهتره ببرم تا کمی استراحت کنه

خب، من... بیا بریم

اشیاء قیمتیِ زیادی دمِ دست بود

خیلی‌هاشون کوچک‌تر بودن و جابه‌جایی‌شون راحت‌تر بود

پس چرا باید یه تابلوی بزرگ رو دزدید؟

قراری با یه دلال آثار هنری گذاشتم تا ازش پرس‌وجو کنم

دوشیزه "نیوسام". پرونده‌ی شما درباره‌ی ماجرای "میلر"

ممنونم. خب، درباره‌ی

مالکین قبلیِ خونه‌ی "هابز" چی دستگیرمون شد؟

اداره‌ی ثبت املاک قضیه رو روشن کرد

خانواده‌ی مورتون این خونه رو سال ۱۸۵۲ ساختن

و بعد در سال ۱۸۸۴ اون رو به بانک واگذار کردن

با این حال، اون‌ها تنها خانواده‌ی دیگه‌ای بودن

که صاحب این خونه بودن

پس شاید اون بقایای جسد به اون‌ها مربوط باشه

همم. تنگناهای مالی

ممکنه باعث شده باشه دوران سختی رو بگذرونن

متأسفانه، من اطلاعات

زیادی درباره‌ی این خانواده ندارم

سوابق هم فقط تا حد مشخصی گویا هستن

و حافظه‌ی آقای هابز هم قابل اطمینان نیست

توی خونه‌ی هابز جسد پیدا کردید؟

من با "هالی" هم‌مدرسه بودم. اوه! پس اون‌ها رو خوب می‌شناسید

نه چندان. راستش غافلگیر شدم که برای

مجلس رقص بالماسکه امشبش دعوت شدم

موضوع مهمونی، زوج‌های استثناییِ

تاریخ و ادبیاته

آه، بله. تدارکاتش رو دیدیم

یه مراسم باشکوه برای طبقه‌ی اشراف

اگه لازمه درباره‌ی مورتون‌ها بیشتر بدونید

شاید بتونید دوشیزه "نیوسام" رو همراهی کنید

اوه

راستش، من لباسی برای این مراسم ندارم

مطمئنم می‌توانیم چیزی برایتان پیدا کنیم

واقعیت این است که... این کار چندان با روحیات من

اما آنجا افرادی خواهند بود که آن‌ها را می‌شناختند

و طبقه اشراف حافظه بسیار خوبی برای رسوایی‌ها دارند

در ضمن، مردم معمولاً پشت نقاب آزادانه‌تر صحبت می‌کنند

قطعاً کار «سفتون» است. از کارهای اولیه‌اش

سفتون؟ سفتون بلامی

به من بگویید، چرا پاسبان «کربتری»

برای مشورت پیش من نیامد؟ خیلی وقت است که از او خبری نیست

او سمتی را در پلیس سلطنتی

نیوفاندلند پذیرفته است. سفتون بلامی

تا خودِ نیوفاندلند؟

آن هم بدون کلامی حرف با من. واقعاً دلخور شدم

خیلی ناگهانی بود. خب، این نقاشی ارزشمند است؟

بله

ترکیب‌بندی‌اش اصلاً خوب نیست، اما

کارهای سفتون بلامی در حال حاضر بسیار مورد توجه است

جالب است

تغییر خوبی است؛ اینکه در این مراسم‌ها یک زن بدون همراه نباشد

وگرنه مردم حرف درمی‌آورند

آیا دوشیزه هابز در محافل اجتماعی تورنتو حضور دائمی دارد؟

راستش را بخواهید، او کمی گوشه‌گیر است

همیشه همین‌طور بوده

در مدرسه با هیچ‌کس صحبت نمی‌کرد

مگر اینکه در مورد درس‌هایمان بود

و پیشکارِ پدرش به دنبالش می‌آمد

درست بعد از اتمام کلاس‌ها

هوم. شاید این روش او برای پر و بال گرفتن است

دوشیزه نیوسام! کارآگاه مرداک

اجازه می‌دهید «آنائیس تالبوت» را به شما معرفی کنم؟

«روی» خیلی درباره شما تعریف کرده است

اعجوبه‌ای هستید برای خودتان، مگر نه؟

اوه، ممنونم. لطف دارید

شما روی پرونده «میلر» کار می‌کنید. اخبارش همه جا هست

او شوخی می‌کند که شما به دنبال جایگاه شغلی او هستید

هوم. هاها. خب، این یک شوخی نیست

دقیقاً همان چیزی است که به دنبالش هستم

با اجازه‌تان، ما باید مرخص شویم

مأموریت را فراموش نکنید. ما به دنبال اطلاعات هستیم

درباره خانواده «مورتون». بله، حواسم هست

افی نیوسام

اوه! «هالی» است! اوه

فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از هم‌کلاسی‌های قدیمی‌مان آمده باشند

خب، ضرر از خودشان است. عجب مهمانی مجللی است

و شما هم که با کارآگاه مرداک تشریف آورده‌اید

سلام. اوم

بابت صحبت درباره مسائل کاری پوزش می‌طلبم

اما آیا کسی را اینجا می‌شناسید که مورتون‌ها را می‌شناخته؟

More Farsi Persian subtitles for Murdoch Mysteries

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left